آیا پوتین با اوباما بر سر سوریه، معامله کرده است؟

مهدی خان علیزاده

اعلام ناگهانی و بدون پیش زمینه کاخ کرملین درباره خروج نیروهای نظامی از خاک سوریه و بازگشت آنها به کشورشان، علاوه بر ایجاد شوک در میان افکار عمومی و دامن زدن به شایعات گسترده درباره علت این اقدام (که حجم بالای مطالب طنز تولید شده در فضای مجازی شاهدی بر آنهاست)، فعالین سیاسی و رسانه‌ای را هم به گمانه‌زنی درباره علت واقعی این اقدام واداشت؛ اقدامی که همانند ورود جنگنده‌های روسی به جنگ با گروه‌های تروریستی در سوریه، همه را غافلگیر کرد.

در این میان، یکی از تحلیل‌های رایج در میان رسانه‌ها، تاکید بر انجام یک معامله میان مسکو و واشنگتن بر سر سوریه و دریافت امتیاز کرملین از کاخ سفید برای توافق با ادامه گفتگوهای صلح به منظور کنار زدن احتمالی بشار اسد و یا زمینه‌سازی برای تجزیه کشور سوریه است.

این طیف از تحلیلگران معتقدند که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور فدراسیون روسیه به منظور کسب دست برتر در منازعات منطقه‌ای و همچنین درگیر کردن ایالات متحده با مساله مبارزه با تروریسم در منطقه غرب آسیا – که نهایتا منجر به کاهش تمرکز واشنگتن بر بحران اوکراین و مساله شبه جزیره «کریمه» می‌شود – وارد سوریه شد و حالا و پس از کسب امتیازات لازم از طرف غربی، در حال بازگشت و عقب‌نشینی از مواضع نظامی خود در این کشور است.

با این حال، بررسی دقیق فضای منطقه و همچنین رصد تحلیلی اوضاع جبهه‌های نبرد در سوریه، خط بطلانی بر این تحلیل می‌کشد؛ تا جایی که حتی خبرنگار تلویزیون دولتی بریتانیا در مسکو نیز آن را رد کرده و درباره ماهیت این اقدام می‌نویسد: «لئونید راگوزین، تحلیلگر مسایل سیاسی روسیه که با کرملین میانه خوبی ندارد، درباره این اقدام پوتین می‌گوید: مسئله حل معضل سوریه بدون حضور بشار اسد از دستور کار خارج شده؛ نیروهای هوادار آمریکا به حاشیه رانده شده اند؛ اوکراین از سرخط خبرها به قعر خبرها افتاده و بحران اوکراین به دلخواه روسیه منجمد شده. مسئله کریمه دیگر در دستور کار قدرت های جهانی نیست. شیشه اتحادیه اروپا زیر فشار بحران مهاجرت ترک برداشته و دور نیست روزی که یخ تحریم هایش علیه روسیه هم آب شود… مخالفان داخلی روسیه درهم شکسته شده اند و اوکراین به عنوان الگو برای مردم روسیه دیگر جاذبه ای ندارد. قرار نیست انقلابی صادر شود… او (پوتین) نه یک جنگ که سه جنگ را برد. و ما باختیم.»

از سوی دیگر، پایگاه آمریکایی «بلومبرگ» نیز این اقدام پوتین را نمای آشکاری از یک نقشه پنهانی می‌نامد که تاکنون چندین بار موفق شده تا ایالات متحده را زمین‌گیر کند. اما علت واقعی این اقدام چه بوده است؟

ارائه یک پاسخ قطعی به این سوال قطعا غیرممکن یا تاحدود زیادی سخت خواهد بود؛ چرا که فاکتورهای متعددی در معادله چند مجهولی بحران سوریه دخالت دارند و قطعا بدون درنظر گرفتن و محاسبه تک تک آنها نمی‌توان به جواب قطعی رسید اما موضوعی که در این رابطه قابل بیان است و می‌توان با استناد به تحلیل آن، پاسخی نسبی برای سوال فوق یافت، بررسی وضعیت میدانی در صحنه نبرد است.

در زمانی که جنگنده‌های روسی وارد حریم هوایی سوریه شدند و مواضع معارضان دولت بشار اسد را بمباران کردند، ارتش کلاسیک این کشور با وجود تمام حمایت‌های مردم و تشکیل گروه‌های شبه نظامی مردمی برای استقامت در جنگ‌های شهری، در موضع تدافعی قرار داشت و طولانی شدن زمان جنگ باعث فرسایش نیروها و تجهیرات آن شده بود؛ بسیاری از مناطق این کشور در کنترل تروریست‌ها بود و در مجموع، وضعیت میدانی به نفع داعش و همراهانش بود.

حالا و پس از گذشت حدود شش ماه از آغاز عملیات نظامی مسکو در سوریه، ارتش مجددا ماهیت تهاجمی خود را بازیافته و در عرصه میدانی نیز دستاوردها و فتوحات فراوانی داشته است که شاید شکسته شدن محاصره دو شهرک «نبل و الزهرا» در شمال حلب پس از چهار سال را می‌تواند نماد اصلی این احیای مجدد قوای نظامی و مردمی سوریه دانست. در واقع سوریه توانست به کمک جنگنده‌های روسی و مستشاران ایرانی، ورق را در صحنه عملیاتی به نفع خود برگرداند و با دست پر و بدون پذیرش هیچ پیش شرطی وارد مذاکرات صلح ژنو که زیر نظر سازمان ملل برگزار می‌شود، شود.

سناریویی که کاخ کرملین در سوریه اجرا کرد، بی شباهت با سناریوی هدایت شده در اوکراین نیست. پوتین در ماجرای بحران کریمه هم ابتدا به صورت سخت و چکشی – اصطلاحی که رسانه‌های آمریکایی از آن برای توصیف حضور نظامی روسیه در اوکراین استفاده کردند – وارد ماجرا شد اما پس از وارد کردن چند ضربه عمیق به مخالفان و تقویت دولت مستقر در اوکراین (که نهایتا منجر به برقراری دومین قرارداد آتش‌بس در شهر «مینسک» شد)، عقب نشست و به عنوان هدایت‌گر، جایگاه خود را به یک ناظر تغییر داد؛ رویکردی که به نظر می‌رسد در ماجرای سوریه نیز در حال پیاده‌سازی است.

در این زمینه، شاید بد نباشد که از منظر رسانه‌های نزدیک به کاخ سفید هم ماجرا را تماشا کنیم؛ جایی که بلومبرگ درباره این تصمیم ولادیمیر پوتین می‌نویسد: «شاید این اقدام مسکو بتواند ارزش روبل روسیه را در برابر دلار آمریکا بالا ببرد اما قطعا پوتین هنوز با جنگ سوریه کار دارد و ماجرا تمام نشده است.»

avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د