نظــر

سلام بر شیران فدایی !؟! (قسمت دوم)

نقدی بر مطلب خبرگزاری جمهور

… چطور شد جنایات بیش از دوازده سال تهاجم اشغالگران خارجی و نو کران اجیر داخلی را نادیده گرفته و فراموش کردید و برهمه آن وحشی گری ها مهر سکوت برلب گذاشتید و چیزی ننوشتید و به شکل مرموز و معنی دار سکوت کردید و زبان به اعتراض نگشودید ؛ نکند غم سنگین ستمدیده های داغدیده توسط اشغالگران خارجی ، برای نویسنده و امثال وی مهم نیست و سبک انگاشته می شود که در قبال یک دروغ اداره اجیر این همه واکنش منفی نشان دادند ؛ اما در مقابل جنایات جنگی اشغالگران افسار گسیخته با این جدیت و سرسختی چرا کسی اینگونه و با این لحن توهین آمیز از خود واکنش نشان نمی دهد ؟

نمی دانم به کدام جنایت بشری اشغالگران اشاره کنم که برای نویسنده و امثال وی قابل باور باشد ؛ از کدام جنایت جنگی بگویم ؟

از تهاجم وحشیانه و قتل عام بیش از 18 نفر در یک شب ازیک فامیل در قریه ای در قندهار توسط عساکر عیاش اشغالگران ؟ یا تهاجم هوایی در قندوز که منجر به آتش سوزی فاجعه بار و سبب به شهادت رسیدن دها تن از مردم مظلوم شد؟ از تهاجم وحشیانه و کشتارجمعی و بمباردمان هوایی در عزیزآباد شیندند – هرات ، یا حمله اشغالگران خارجی به مردم مظلوم فراه ، از بمباردمان های هوایی و خانمان سوز در کنر ، میدان وردک و تا هر گوشه ی دیگر این سرزمین پهناور ، ویا  …

واقعا اگر قرار باشد به همه جنایات جنگی اشغالگران خارجی که با تبانی دولت اجیر مرتکب شده اند ؛ اشاره کنیم هرگز این مجال مختصر گنجایش آن زخم ها و رنجها را ندارد ؛ اما عجالتا به عنوان مشتی نمونه خروار به چند مورد فوق ، که از مهمترین وقایع تلخ سالهای اخیر اشغالگران به حساب می آیند بسنده می کنیم ؛ در ادامه مطلب جمهور ، چیزی جز کلمات شنیع ، رکیک ، دور از ادب و نزاکت نمی خوانیم و نویسنده جز …… کردن چیزی دیگر بلد نبوده است ؛ در حالیکه این طرز دیالوگ در هیچ فرهنگ و اجتماعی رایج نیست چه برسد به آنهایی که خود را به اسلام منسوب می کنند ؛ در این باره باید گفت که نویسنده در این قسمت از نوشته خود از چوکات انسانیت بیرون رفته و بر اساس عقل ناقص خویش چنین کلماتی سخیف و چندش آوری را نوشته است ؛ درحالیکه به قول فیلسوف مشرق زمین ، لاهوری رحمه الله :

آدمیت احترام آدمی        با خبر شو از مقام آدمی

دیگر اینکه دلسوزی های این انسان نما ، به حیوانی مثل خر بیشتر از شهادت اطفال ، زنان و مظلومین جامعه توسط ایادی استکبار جهانی و طاغوت اشغالگر در نوشته اش اهمیت پیدا کرده است ؛ چه اینکه وی طوری به دفاع از خر برخاسته است که حد ندارد ؛ درست است در اسلام به حقوق همه موجودات حیه توجه شده ولی انسان را خدا اشرف المخلوقات خوانده و برترین موجود روی زمین ، که هیچ موجودی به مقام و منزلت آن نمی رسد و حتی حیوانات را در مقام انسان و یا برتر دانستن ، در شرع مقدس ، گناه توصیف شده است.

شخصیت یک انسان بسته به شخص اوست ، طرزنگاه و بیان ، تفسیر و تحلیل او از انسانیت و برداشت او از معنویات ؛ روی این اصل ، هرکسی طبق برداشت خود از اسلام ، امروزه دین را تعریف می کند و دیگران را بر معیار فکری خود می سنجد به قول معروف عرب : “المرء یقیس علی نفسه !” هر شخصی دیگران را بر خود قیاس می کند ؛ نویسنده مطلب جمهور نیز با نوشته های توهین آمیز خود ، دیگران را بر خود قیاس نموده و حسب برداشت ناقص خویش از دین ، به چنین مزخرفاتی روی آورده است ؛ او در واقع به جای انعکاس چهره ای تخریبی از مجاهدین ، با استفاده از آن کلمات ناشایسته و نازیبا، بیشتر بی شخصیتی خودش را انعکاس داده و آنچه گفته به خود گفته ، و ماهیت خودش را به نمایش گذاشته است ؛ و گرنه در فرهنگ دین مقدس اسلام ، ادبیات دیالوگ و حرمت گفتمان ، از جایگاهی خاصی برخوردار بوده و در این باره داستانهای فراوانی از برخورد بزرگان در چوکات اخلاق اسلامی حتی در برخوردشان با کفار و جود دارد که در کل ، امت اسلامی را به ترویج فرهنگ ناب گفتمان اسلامی توصیه می کند ؛ و این قول مشهور حضرت علی رضی الله عنه از همین باب کرامت اخلاقی است :

ولقد امر علی اللئیم یسبنی                فمضیت ثمه و قلت لایعنینی

(من از کنار آدم پستی می گذرم و او مرا دشنام می دهد اما من سر به سرش نمی گذارم و از آنجا رد می شوم و می گویم که وی با من نیست) کاش قبل از آنکه نویسنده اینگونه به نوشتن کلمات نا زیبا دست می زد حداقل مروری بر درسهای اخلاقی دین مبین اسلام می نمود ! ….

در ادامه کلمات توهین آمیز ؛ نویسنده ، با استدلال آیه ای از قرآن شریف با نهایت بی شرمی به تحریف آن پرداخته و با تفسیر باالرای و تحریف ترجمه اینگونه توضیح می دهد : ” … ایمان بدون بصیرت و جهاد بی خبر از مشروعیت، هردو در بدنامی اسلام و از ارج و ارزش انداختن مفهوم بلند و مقدسی چون جهاد، به یک اندازه موثر عمل می کنند. هردو از سر جهل، ناآگاهی و اغفال و اغوا به چنین عملی گماشته و گسیل می شوند؛ با این تفاوت که جهل یکی ذاتی است و از دیگری اکتسابی! اما تفاوتی در نتیجه حاصل نمی شود … ” از دست پرورده ها و تربیت شده های یک دهه اشغال اشغالگران خارجی بر می آید که با برداشت سطحی و غلط خود از اسلام ، اینگونه جهاد مقدس فعلی را زیر سوال برده و به نفع کفر مفتی و مفسر بشوند ؛ از توضیح نویسنده پیداست که او هم جزو شاگردان درجه یک ملانماهای دین فروش عصر حاضر در اداره اجیر می باشد ؛ امثال سیاف ، مجددی ، کشاف و … ؛ چون نوع تفسیر نویسنده از اسلام و جهاد از نگاه فکری اش به برداشت ملاهای یادشده (از اسلام و جهاد) شباهت زیادی دارد و زمانیکه اینطور باشد نتیجه واضح و روشن است که نویسنده و امثال وی خواسته یا ناخواسته ، دانسته یا ندانسته در خدمت چه کسانی کمر همت را علیه اسلام بسته اند ؛ چرا که وقتی آنها به توجیه مشروعیت جهاد مقدس فعلی در زمان اشغال کشور ، توسط آمریکای جنایتکار و قریب به پنجاه کشور کفری پرداخته و با دیده دری ، به تحریف آیات صریح قرآن ، سنت و متون فقهی روی آورده و مردم را به گمراهی فرا می خوانند ؛ بوضوح پیداست که چه خدمتی به کفر صلیبی نموده و چه ضربه ای جبران نا پذیر بر پیکر اسلام محمدی – علی صاحبها الف تحیه و سلام – وارد کرده و می کنند …

نویسنده در نوشته فوق ، جهل را نشناخته و به تعریف آن پرداخته ، و از دیدگاه دشمنان دین به تشریح و تفسیر جهاد و مشروعیت برآمده است ؛ و مجاهدین (و مخصوصا شیران فدایی) را به بدنام کنندگان اسلام و ارزشهای اسلامی متهم نموده است ؛ در حالیکه بدنام کنندگان واقعی دین ، دین فروشان امثال وی هست که بجای قربانی و تضحیه برای دین ، مقدسات و ارزشهای اسلامی را به پیشزی حراج نموده و با چاقوی تیز کفر به ذبح اسلام اقدام نمودند ؛ جهل اگر ذاتی باشد یا اکتسابی بیشتر در مورد نویسنده و امثال وی مصداق پیدا می کند تا مجاهدین قهرمان کشور !

نویسنده برحسب علاقه وافری که به بی ادبی و هتاکی دارد در آخر مطلب خویش نیز با سفسطه بافی شیطانی خارج از چوکات انسانی یکبار دیگر به جهل مرکب خویش اصرار ورزیده و تجاهل را به اثبات رسانیده است و با کلماتی نامانوس و دور از نزاکت اخلاقی مقاله اش را پایان بخشیده است …

آنچه که نویسنده مطلب جمهور در توجیه جهاد مقدس فعلی و تخریب چهره فرزندان به حق اسلام و افغانستان بدان اشاره کرده در واقع چیزی جز جهل عمیق یک انسان ، تعصب شدید یک غافل ، دلسوزی واقعی یک غربگرا ، بی شخصیتی کامل یک بی شخصیت ، چهره واقعی یک محرف حرفه ای اسلام و مترجم آشنای زبان و فرهنگ اشغالگران خارجی و دشمنان سرسخت اسلام و مسلمین ، را نشان نمی داد و با این قافیه بندی های ادبی و قرائت های شیطانی از اسلام ، خواسته است چون دیگران از ضربه زدن به اسلام و مجاهدین برحق کشور کوتاهی نکند و در لباس اسلام بهترین مبلغ کفر قرار بگیرد.

آری ! این حرکت سخیف مطلب نویس جمهور ، متاسفانه از جمله ثمرات تلخ تسلط کفار و دشمنان دین ، بر خاک و ملت افغانستان است و تا زمانی که این کشور از زیر یوغ استکبار جهانی و طاغوت اشغالگر بیرون نیاید مراتب منفی آثار تهاجم دشمنان همچنان روبه افزایش است و دشمنان شکست خورده بیش از پیش سعی خواهند کرد که اسباب و آثار نفوذ و رسوخ شان را از این طریق تقویت ببخشند و در صدد تولید انسانهای غرب زده و غلام اندیش برآمده و در این راستا از هیچ تلاشی دریغ نکنند .

پایان  

محمود احمد نوید

——————————

ددې لیکني لومړی برخه (قسمت اول) برخه:

http://www.nunn.asia/index.php/afghanistan/articles/6832

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x