نظــر

سمت وسوی مذاکرات قطر

قرار است مذاکرات میان طالبان و امریکا در قطر بزودی آغاز گردد. این مذاکرات بصورت رسمی توسط جان کری وزیر خارجهء امریکا آغاز خواهد شد و سپس از طرف تیم مذاکره کننده به پیش برده می شود. تاکنون به نظر می رسد که هیئت مذاکره کننده از طرف امریکا را «دابین» نمایندهء خاص این کشور برای افغانستان و پاکستان رهبری خواهد کرد.

مسایلی که در قدم نخست در این مذاکرات مطرح می شود بیشتر به اعتماد سازی میان دو طرف رابطه می گیرد؛ طالبان آماده گی خود را برای آزادی «بوب برگدال» یک اسیر امریکائی که از سال 2009 نزد شان اسیر است ابراز نموده اند و از جانب امریکا نیز نشانه های دلگرم کننده ای مبنی بر آزادی شش تن از اسیران شان از زندان گوانتانامو دریافت داشته اند.

قبلا کانگرس امریکا مخالفت خود را با آزادی این افراد با این نگرانی ابراز داشته بود که ممکن است آنها مجددا به صف جنگ برگردند اما اکنون این مخالفت ها کاهش یافته است.

امریکائی ها در مذاکرات با نماینده گان طالبان درقطر قبلا به این مشکل برخوردند که افراد شامل در دفتر سیاسی قطر از صلاحیت لازم برای تصمیم گیری در مسایل مهم برخوردار نیستند و مجبور اند برای دادن جواب به سوالات حساس و مهم، مدتی را صرف رابطه با شورای رهبری شان نمایند و به این ترتیب مذاکرات دستخوش وقفه می گردد.

اگر این پنج تن از زندانیان از زندان آزاد شده و به قطر فرستاده شوند، مشکل تا حدی برطرف خواهد شد اما با توجه به این حقیقت که افراد آزاد شده از زندان گوانتانامو سالها را در زندان گذرانیده و از تحولات دوازده سال اخیر دور بوده اند، گمان نمی رود که آنها هم در مورد مسایل مهم و کلیدی توان تصمیم گیری داشته باشند. در این صورت امریکائی ها گزینهء دیگری را نیز در دست بررسی دارند و آن حذف نام بعضی از رهبران مهم طالبان از لیست سیاه است تا آنان بتوانند برای مذاکره شخصا به قطر مسافرت نمایند.

دقیقا همین مسئله در آغاز بازشدن دفتر طالبان در قطر مشکل آفرین شد و آن زمانی بود که طالبان بیرق امارت اسلامی را در داخل محوطهء دفتر شان برافراشتند و روی دیوار نیز لوحهء دفتر سیاسی امارت اسلامی خودنمائی می کرد. دولت امریکا به دلیل اعتراض حکومت افغانستان از حکومت قطر تقاضا نمود تا این لوحه و بیرق برداشته شود که این کار صورت گرفت. از آن ببعد نماینده گان طالبان این دفتر را ترک کردند تا در مورد این جریان از مقامات بالای خود طالب هدایت گردند و رابطهء آنان با رسانه ها نیز قطع شد.

عبدالرحیم ثاقب یکی از مقامات طالبان در مقاله ای در جواب این سوال که چرا امریکا این زمان را برای بازکردن دفتر در قطر انتخاب کرد می نویسد که بعد از اینکه خبر سفر هیئت طالبان به ایران در رسانه های بین المللی به نشر رسید، امریکائی ها بشدت نگران شدند و چنان با عجله به بازکردن دفتر موافقت نمودند که بعضی از مسایل در مذاکرات میان آنها و طالبان مبهم باقی ماند. ثاقب می نویسد که مذاکرات در قطر بیش از اینکه خواست طالبان باشد، نیاز امریکاست و به این ترتیب خاطر نشان می سازد که امریکا مجبور است تا خواست های طالبان را بپذیرد زیرا دیگر گزینهء دوام جنگ در افغانستان برای امریکا یک گزینهء ناکام است.

مشکل بزرگ در مذاکرات میان طالبان و امریکا خواست های بسیار دشواری است که دوطرف از همدیگر دارند. طالبان از امریکا می خواهد تا نیروهای نظامی خود را تا پایان سال 2014 بصورت کامل از افغانستان خارج سازد و فکر داشتن پایگاه را از سر بدر نماید اما امریکا نمی خواهد با قبول این خواست، ناکامی در ماموریت افغانستان را بپذیرد. این شکست تنها شکست امریکا نیست بلکه شکست تمام کشور های عضو ناتو تلقی می شود.

برای حل این معضل طالبان حاضر اند رسما اعلام نمایند که افغانستان بعنوان یک کشور فقیر و صدمه دیده از جنگ، به کمک های تخنیکی و اقتصادی از جانب امریکا و در مجموع جامعهء جهانی نیازمند است خواست طالبان از امریکا برای خروج، فقط پایان حضور نظامی را شامل می شود تا انگیزهء جنگ از میان برود و افغانستان به صلح برسد و این کار به هیچ صورت به معنی قطع رابطه با جامعهء جهانی نیست.

بنابراین اگر امریکا در این مورد با طالبان به توافقی دست نیابد، مذاکرات میان دو طرف ادامه خواهد یافت بدون اینکه دولت افغانستان یا شورای عالی صلح در آن شامل گردند. همانگونه که خاصیت این مرحله از مذاکرات است، طالبان سعی خواهند کرد تا با فشار نظامی بیشتر، موقعیت خود را در میز مذاکرات تقویت نماید. از آنجائی که مرحلهء اخیر سپردن مسوولیت های امنیتی به نیروهای افغان نیز آغاز گردیده است، شاید این فرصت موقعیت خوبی برای حکومت افغانستان باشد تا از این فشار استفاده نموده و از امریکا و متحدینش خواهان جنگ افزار های بیشتر و مدرن تر برای مقابله با چالش ها گردد.

معمولا در چنین مواقع، کشور های حامی به دولت تحت الحمایهء خویش با سخاوت بیشتر کمک می کنند چنانچه اتحاد شوروی قبل از خروج از افغانستان به حکومت داکتر نجیب الله مقادیر عظیمی جنگ افزار نظامی کمک کرد تا مجاهدین را تحت فشار قرار داده و مجبور به مذاکره با دولت داکتر نجیب نماید. در مقابل مجاهدین هم تلاش نمودند تا با تشدید حملات، فشار بر دولت کابل را شدت بخشند اما عبدالرحیم ثاقب در این مورد می نویسد که این نکته ثابت شده که امریکا یک دوست بسیار نامرد است و منافع خودش برایش در حد تقدس اهمیت دارد. امریکا دوستان خود را در صورت ضرورت رها می نماید تا زیر دست وپای مخالفین شان لگدمال گردند و دشمنان سوگند خوردهء خود را در صورت ضرورت در آغوش می گیرد. وی به عبدالحکیم بلحاج از اعضای القاعده در لیبیا و ابومحمد الجولانی از جبههء النصره در سوریه بعنوان مثال نام می برد.

سوال اینست که با آغاز مذاکرات میان امریکا و طالبان آیا آتش بس امکان پذیر خواهد شد یا لااقل در میزان خشونت ها کاهش رونما خواهد گردید؟ طالبان تاکید نموده اند که باز شدن دفتر قطر و آغاز مذاکرات با امریکا تاثیری بر فعالیت های جنگی آنان نخواهد داشت.

بنابراین می توان پیشبینی نمود که با آغاز این مذاکرات، جنگ شدت بیشتر کسب خواهد کرد و طالبان در تلاش وارد آوردن تلفات بیشتر بر نیروهای خارجی خواهند شد. اینکه بعضی ها گمان می کنند که با باز شدن دفتر قطر، طالبان باید از حملات شان بکاهند، تصوری بدور از واقعیت است.

تاکید سرسختانهء طالبان مبنی بر اینکه با حکومت افغانستان وشورای عالی صلح مذاکره نخواهند کرد، از طرف امریکا در مذاکراتی که با وساطت Aspen Barth وزیر خارجهء ناروی داشتند پذیرفته شده است اما در این مذاکرات روی یک بدیل توافق گردیده و آن اینکه بعد از آغاز مذاکرات میان امریکا و طالبان در قطر، طالبان حاضر می شوند تا با اپوزیسیون حکومت افغانستان به مذاکره می پردازند. بعضی از اعضای این اپوزیسیون و احزاب سیاسی که با حکومت نیز رابطه دارند و عضو شورای عالی صلح نیز هستند می توانند بدیلی هم برای حکومت و هم شورای عالی صلح باشند.

قرار است بعد از اینکه مذاکرات میان طالبان و امریکا به مرحلهء اعتماد سازی  برسد و تبادلهء اسیران صورت گیرد، حکومت قطر کنفرانسی را با مشارکت جهت های مختلف افغان در دوحه دایر نماید و امریکا از این شخصیت های افغان بخواهد تا در این کنفرانس شرکت کنند تا زمینه برای مذاکرات بین الافغانی فراهم آید.

طالبان به امریکا گفته اند که با حکومت افغانستان بعنوان حکومت و حامدکرزی بعنوان رئیس جمهور حاضر به مذاکره نیستند اما حاضر اند در مراحل بعدی با وی بعنوان یک افغان و بزرگ قوم مذاکره نمایند.

طالبان بصورت واضح نگران آن اند که مبادا مذاکرات قطر موجب نارضایتی جنگویان آنان گردد و به همین دلیل قدم های محتاطانهء آنان در مذاکرات، این حساسیت ها را در نظر دارد تا موجب بی باوری میان «فدائیان» و رهبری سیاسی آنان نگردد. مذاکرات قطر برای آنان نیز امتحان سخت و همانند راه رفتن روی یک طناب باریک است که هرنوع عدم تعادل می تواند به سقوط منجر گردد.

وحید «مژده»

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x