نظــر

کله های چهل خون در حال زور آزمایی !

در این چند سال اخیر کشور عزیز افغانستان بهمان اندازه که از دست دشمنان خارجی آسیب دیده و ملت شریف این کشور تلخی ها و سختی های طاقت فرسایی را متحمل گشتند ؛ به همین میزان و بلکه به مراتب بیشتر از این ، از دست اولاد نا اهل کشور نیز غم و رنج دیده و به سبب جنگ طلبی جنگ سالاران جنایت پیشه داخلی ، به یکی از پسمانده ترین کشورهای جهان مبدل گشت ؛ مسبب اصلی جریان های فلاکت بار و ویرانی های غیرقابل جبران چند دهه اخیر افغانستان تنها بیگانه های اسلام ستیز نبودند ، بلکه دشمنان دین و ملت افغانستان در طول تاریخ هرگاه قصد شوم اشغال و تصاحب این سرزمین پهناور را اجراء کردند ؛

همواره با کمک و پشتیبانی قوی بیگانه پرستان داخلی همراه بوده اند و این نا اهلان تاریخ افغانستان ، با جفا و ظلم نا بخشودنی در حق وطن و وطندار ، بخش اعظم دخالت خارجی ها را بر دوش کشیدند و چنان ظالمانه علیه ملت و سرمایه های پرافتخار کشور یورش آوردند که گویا آنها از هر دشمنی دشمن تر و از هر ظالمی پیش قدم تر هستند و متاسفانه کار بجایی کشید که تا به امروز افغانستان (این کشور مظلوم با ملتی مظلوم تر) در آتش بغض و عناد ، کینه توزی های ذات البینی ، جاه طلبی ها و هوسرانی های جنگ سالاران زورگو می سوزند ؛ و در این میان این ملت بیچاره افغانستان است که بخاطر کار نا کرده بیشترین و پرتلفات ترین تاوان ها را پس می دهند و به دود آتش وطنفروشان جنایت پیشه کور می شوند .

تقریبا قریب به یک هفته می شود که اختلافات جنگ سالار تاریخی ، جنرال عبدالرشید دوستم با والی نام نهاد جوزجان محمد عالم ساعی بالا گرفته است ؛ این اختلافات که در اصل بر سر هیچ و پوچ است تا اقدامات مسلحانه این دوطرف زورگو علیه یکدیگر ، به پیش رفته است و هر دو طرف دست به سلاح برده اند ؛ در جریان این چند روز کار و بار مردم غریب و بیچاره ولایت جوزجان و ولایات همجوار مختل و حتی به تعطیلی کشیده شده و بیشترین صدمه را مردم دیده اند ، دوستم و ساعی از کله های چهل خون ، با سرکشی و زورگویی در حالی به این تنشها روی آورده و به زورآزمایی پرداخته اند که اوضاع سیاسی و امنیتی کشور در مراحل حساس و نازک خویش وارد گردیده و ملت افغانستان در هاله از ابهام و تردید نسبت به مواضع ضد و نقیض اشغالگران خارجی قرار گرفته اند ؛ همه این بدبختی ها بر می گردد به بی صاحبی این مملکت ؛ وقتی مملکتی از خود صاحب  نداشته و از حکومت مرکزی مستقل و قوی برخوردار نباشد ؛ نتیجه این می شود که هر کسی بر میزان قدرت و زورش در آن کشور حکومت می کند ؛ اشغالگران خارجی که در طول  دوازده سال اشغالگری ، کاری جز قوی کردن جنگ سالان جنایت پیشه نداشته اند ؛ همواره تلاش ورزیده تا هر رهبر و بزرگ قومی را در منطقه نفوذ و قدرتش رشد و اختیارات بدهند تا جاییکه توان ایستادگی در مقابل حکومت نمایشی و سمبولیک اداره مرکزی را داشته باشند ؛ به عبارتی دیگر خارجی ها با شناختی که از بافت سیاسی ، اجتماعی و عنعنوی مردم افغانستان در طول مدت اشغالگری شان پیدا نموده اند اینک وقتی می بینند تیرشان در افغانستان به خطا خورده و در مقابل مردان راست قامت این سرزمین (مجاهدین سلحشور و قهرمان کشور) شکست خورده و در آستانه خروج و فرار هستند هرگز نمی خواهند بی دستاورد از این کشور خارج شوند ؛ آنها تا یکبار دیگر اوضاع افغانستان را بحرانی نسازند و رهبران گرگ صفت وطنفروش و خاینین ملی را بر جان و مال مردم مظلوم مسلط نکنند و جنگ های خونین بین الافغانی راه به راه نیندازند آرام نمی گیرند ؛ که جنگ ساعی و دوستم ، خود استقلالی عطاء نور والی نام نهاد بلخ (که بر اثر خود استقلالی مفرط عنوان پادشه بلخ به خود گرفته) و … جزو همین پروژه های هدفمند دشمنان خارجی افغانستان است که به تدریج زمینه اجرایی شدن آنها مساعد می گردد .

بد نیست مختصرا از موضوع کشمکش ساعی و دوستم آگاه بشویم و اینکه چگونه محبت جاه و منصب این دو شیفته قدرت را به بازی گرفته است و در این بین جور این دعوا را چه کسی می کشد ؛ طبق آخرین گزارشها (به روایت خبرگزاری پژواک) در این باره اینگونه می خوانیم : ” … شبرغان (پژواک،٣ سرطان٩٢): محمد عالم ساعى والى جوزجان، بعد ازتظاهرات پيهم طرفداران جنبش ملى ، امروز اين ولايت را ترک کرده، … ” اگر بپرسیم ساعی کی بر می گردد و چرا میدان را ترک گفته است (به نقل از پژواک می خوانیم 🙂 ” … ميگويد تا زمانى که بحران  حل گردد، به کابل ميرود … وى اين گام را بخاطرى برداشته که صحتش خوب نيست و ديروز بر وى سيروم تطبيق شده بود … ” … وى علاوه کرد که نظر به مصلحت خودش ، جوزجان را ترک نموده ، اما اينکار موقت بوده و بعد از آنکه بحران پايان يابد، دوباره بر خواهد گشت … ” اما مسئله اصلی اینکه جنگ ساعی و دوستم بر سر چیست ؟ (به نقل از پژواک) می خوانیم : ” … اين مظاهرات بعد ازآن برپا شد که والى جوزجان شش روز قبل گفته بود که جنرال دوستم همراه با افراد مسلحش، بر خانۀ وى در شهر شبرغان حمله کرده؛ اما وى با محافظانش بخاطر دفاع از خود، دوستم و افراد مسلحش را مجبور به ترک ساحه نمودند … به ادعاى والى، جنرال دوستم شب گذشتۀ آن از او خواسته بود که از جبهۀ ملى حمايت نموده و روابطش را با حکومت قطع کند؛ در غير آن کشته خواهد شد. وقتى اين خواست را نپذيرفت، دوستم اقدام به حمله بر او نمود … اما اعضاى جنبش ملى ميگويند که جنرال دوستم به هدف ملاقات با والى جوزجان رفته بود و والى فکر نموده که بر وى حمله ميکند … ” آیا واقعا مسئله به این کوچکی نیاز به اینهمه سر و صدا داشت ؛ در اینکه دوستم در آن منطقه و ولایات کشور به دنبال انحصار قدرت هست هیچ شکی نیست و لکن در اینکه والی نام نهاد حکومت اجیر نیز تشنه مقام و جاه است و می داند از حکومت متلاشی شده مرکزی کاری ساخته نیست و جز تضییع حق الناس و مردم مظلوم ، کاری دیگر نمی کند هم جای هیچ تردیدی و جود ندارد ؛ ملت افغانستان زیر سایه طاغوت اشغالگر و کله های چهل خون قدرت طلب ، سخت ترین و تلخ ترین روزهای تاریخ شان را سپری می کنند ؛ و هیچ کس جز آن مردم مظلوم از این کشمکش ها متضرر نمی شوند ؛ طبق گزارش خبرگزاری پژواک در ادامه همین خبر می خوانیم : ” … اوضاع شهر شبرغان امروز از حالت قبلى بر آمده و اکثر دکانها که در شش روز گذشته مسدود بودند، باز شده است، اما گشت و گذار مردم کم است و گزمه و تدابير امنيتى نيروهاى امنيتى در چهار راهى ها و جاده هاى شهر همچنان ادامه دارد … عبدالرحمن يکى از شهريان شبرغان گفت: ما در اين پنج، شش روز از خانه بيرون شده نمى تانستيم و حتى مواد خوراکه ره از همسايه ها قرض مىگرفتيم … ”

آری ! این نخستین جنگ جنگسالاران نیست همانطور که حتما آخرین هم نیست ؛ ولیکن این بدبختی دوامدار ملت ستمدیده افغانستان است ؛ و گرنه طبق گزارش صحیح و مستند از اوضاع پیش آمده بین نهاد حکومت فاسد ، و جنرال ستم پیشه و همانطور که در بالا اشاره شد ؛ این موضوع بی اهمیت تر از آن بود که تا یک هفته ، وضع اقتصادی و امرار معاش روزانه و ناچیز مردم فلج شود ؛ ولی از آنجا که زندگی مجلل و پر زرق و برق مفت خوران وطنفروش از جیب آمریکایی ها و خارجی های اشغالگر آب می خورد آنها را چه پروا که ملت غریب و بی نوا چه می کشند و چی می خورند ؛ و جای بسی تاسف برای آنهایی است که تا هنوز براساس جهل و تعصب و قوم پرستی بیهوده ، سنگ زورگویان ظلم پیشه و جنایتکاران جنگی ؛ امثال دوستم ، عطاءنور ، فهیم ، عبدالله ، مسعود ، محقق و … را با افتخار به سینه می زنند و خود را (بی فایده و بی حاصل) در جرم و جنایتهای آنها ، شریک و سهیم می سازند ؛ و باید دانست که وقوع این دست وقایع در آینده از دیگر رهبران خود فروخته دور از انتظار نیست و تا زمانی که ملت افغان ، با اتحاد و اتفاق (بدون در نظرگرفتن مسایل نژادی ، لسانی و سلایق مختلف منطقوی) اراده قوی و دستجمعی نکنند این وضع ناگوار و بغرنج ، هیچ تغییری نخواهد کرد : ” … ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم “

تنها راه نجات ملت فهیم افغانستان در احیای ارزشهای اسلامی ، ملی و تاریخی آنست و آنگاه که ملت افغانستان بطور واقعی دشمنان خارجی و داخلی خویش را شناختند و برای مبارزه علیه اهداف شوم و خانمانسوز آنها شتافتند و در تشخیص اهل حق از گروه باطل دچار شک نشدند و مردانه وار در صف اهل حق قرار گرفته و با جان و مال به حمایت از این صف برخاستند ؛ آن زمانست که نوید فتح و پیروزی مبشر و مژده دهنده روح و جان هم وطنان عزیز گردیده و مجد و عزت از دست رفته مسلمانان افغانی باز خواهد گشت .

محمود احمد نوید

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x