دیني، سیرت او تاریخ

انكار از آيات قرآن – اهانت به علماء دين، از طريق رسانه هاى تصويرى بيگانه پرست ودين ستيز

در اين اواخر تلويزيون بيگانه پرست و دين ستيز آريانا كه در اشاعه فساد اخلاقى و دين ستيزى از خط سرخ نيز پافراتر گذاشته؛ حرفهاى مبتذل زنى غرب زده به نام ( ساجيه ) را در رابطه به رد صحبتهاى يكى از علماء افغان به نام استاد عبدالظاهر داعى به نشر سپرد، كه مى گفت: “ملا های که در افغانستان هست يک چتيات می گويند… يک ملا هست به نام ملا ظاهر داعی و بعضی شب ها که من بيکار می باشم برنامه اش را برای اين كه صرفا بخندم نگاه می کنم .که يک چتياتی در مورد دين می گويد که اصلا غير قابل قبول هست. بطور مثال گفت که حضرت سليمان که بسيار پيسه دار و پول دار بود خداوند گفت که تمام عسکرش بايد جن باشد و تمام عساکرش جن بود(در اينجا تبسمی برسم استهزاء بر لب مى زند)،

روز آخری که خداوند فيصله کرد که حضرت سليمان فوت کند وقتی وارد اتاق خود شد ، عصايش در دستش بود و در جايش ايستاد شد (ايستاده ماند) و تمام جن ها از در و ديوار نگاه می کردند که چرا حضرت سليمان به مدت يک ساعت و دوساعت و سه ساعت همينگونه مانده است، بلاخره اين آدم (ملا) می گويد که مورچه (موريانه) آهسته آهسته به تعداد هزار ها آمدند و عصای حضرت سليمان را خوردند و فرسوده کردند تا اين كه چوب حضرت سليمان افتاد و حضرت سليمان نيز افتاد و تمام عساکر جن … يعنی شما . اين صحبت ها بسيار مزخرف هست، اين صحبت ها بسيار ديموده هست، در اين قرن ۲۱ همچنين صحبت ها را نکنيد، در کله هر انسان خداوند يک چيزی به نام عقل داده، من از تمام کارکنان تلويزيون نور خواهش می کنم که شما بايد با اين گونه صحبت ها مبارزه کنيد و نگذاريد که ملاها…. و اينهايی که می گويند زن ها ناقص العقل هستند…

قبل از اين كه به ارزيابى سخنان مبتذل اين خانم غرب زده، بذله گو و گستاخ بپردازم لازم است چند مطلب را با دوستانم در ميان بگذارم:

•       من صحبتهاى استاد عبدالظاهر داعى را در رابطه به داستان سليمان ﷵ نشنيده ام؛ ولى پس از شنيدن حرفهاى پوچ اين خانم؛ سعى كردم سخنرانى اش در رابطه به اين موضوع را بشنوم، موفق نشدم، بالآخره يكى از صحبتهايش را در مورد شرك شنيدم، او را مرد آگاه و دين فهم يافتم، معتقدم كه صحبت او در مورد داستان سليمان ﷵ نيز درست و در روشنايى آيات قرآن خواهد بود.

•       داستان سليمان ﷵ و پدر بزرگوارش داؤد ﷵ در قرآن به گونه مشرح آمده است، اما به نحوى كه در اكثر موارد ادعاهاى بايبل را تكذيب نموده و تمامى اتهاماتى را رد مى كند كه در بايبل نسبت به اين شخصيتهاى بزرگ و تاريخ ساز وارد شده، قرآن طى اين داستان مطالب خيلى مهم و رهنمود هاى خيلى ارزشمند و اساسى را در برابر مخاطب خود مى گذارد، از آن جمله چگونگى دستيابى و نيل داؤد ﷵ به رهبرى مردم، پيروزى در جنگ بزرگى كه قائد نيروهاى دشمن به دست او كشته شد، كشف آهن و استفاده از آن در تهيه زره جنگى، كشف معدن مس و استفاده از آن در تهيه ظروف، اختراع كشتى بادى براى نخستين بار، تربيه پرنده ها غرض انتقال نامه ها، استفاده از شيشه در ساختمان هاى بزرگ، همچنان عدالت آنان در حل و فصل منازعات مردم چند نمونه بارز اين رهنمود هاى سودمند است، به چند معجزه ايشان نيز اشاره مى كند: قرائت خيلى جذاب كه حتى پرنده ها را به وجد مى آورد و با او همصدا مى ساخت، گروهى از جن برايش مسخر شده بود و كارهايى را برايش انجام مى داد، خداوند اين فهم و بصيرت را به سليمان ﷵ عنايت كرده بود كه با هدهد تكلم كند، از طريق او نامه اى به ملكه سبأ بفرستد، و صداى ملكه مورچه ها را درك كند كه به رعيتش دستور داد تا وارد خانه هاى خود شوند تا پامال لشكر سليمان نشوند، غرض مطالعه تفصيلى اين داستان و رهنمودهاى انسان ساز آن؛ شما دوستان عزيز را به مطالعه تفسير سوره سبإ در تفسير (د قرآن پلوشى) دعوت مى كنم.

•       يكى از مطالب مهم اين بخش رد باورهاى خرافى در باره جن است، حتماً مى دانيد كه عده اى عوام فريب و مكار غرض فريب مردم ساده لوح  ادعاء مى كنند كه جن را تسخير كرده اند، از طريق آنان به امور غيبى پى مى برند، از آينده مطلع مى شوند، حاضر اند در برابر شكرانه دلخواه مراجعين شان را آگاه سازند كه چه حوادث و پيشآمدهاى خوب و بدى در انتظار شان است، قادر اند مقدرات شان را تغيير دهند، جن زده ها را شفا دهند و از شر جن برهانند، و خرافات زياد ديگر، قرآن بر تمامى اين خرافات خط بطلان مى كشد و مى فرمايد: جن موجود غير مرئى است، انسان قادر به ديدن آن نيست، نام جن را براى آن انتخاب كرده كه معنى آن غيرقابل رؤيت و پنهان از ديده ها مى باشد، نه او هيچ سلطه اى بر انسان دارد و نه انسان قادر است او را مسخر كند و كار هاى دلخواهش را توسط او انجام دهد، نمى تواند زيانى به انسان برساند، همانگونه كه هيچ انسانى از غيب اطلاعى ندارد جن نيز علم غيب ندارد، قادر نيست تا آن جا به سوى آسمان بالا برود كه از اسرار غيبى اطلاع حاصل كند. در داستان سليمان ﷵ يكى از محورهاى بحث تركيز بر اين مطلب است كه جن علم غيب ندارد، مسخر بودن گروهى از جن در برابر سليمان ﷵ را به عنوان معجزه او و به إذن پروردگارش مى خواند، اين معجزه مختص سليمان ﷵ است و جز او به هيچ پيامبرى ديگر داده نشده. از بحث تفصيلى در باره تمامى بخشهاى اين داستان منصرف مى شويم، به يك بخش آن كه مربوط به جن است و مورد اعتراض خانم ساجيه قرار گرفته مى پردازيم، در پاسخ به اعتراض او عرائضى دارم:

•       سه مذهب بزرگ دنيا؛ اسلام، مسيحت و يهوديت، كه پيروان آن دو ثلث نفوس جهان را احتوى مى كند؛ به جن باور دارند، از خانم ساجيه مى پرسيم: به كدام يكى از اين اديان اعتقاد و التزامى دارد؟ اگر او مرتكب ارتداد شده و به مسيحيت گرويده، بايد بداند كه بايبل اين مجموعه كتب مذهبى يهودى ها و مسيحيان نه تنها به وجود جن باور دارد بلكه ادعاء مى كند كه مسيح ﷵ و حواريون او جن زده ها را شفا مى بخشيدند و جن ها را از آنان مى راندند!! اين هم چند سطرى از بايبل:

•       مَرقُس می نويسد: يك زن اهل کنعان نزد عيسی آمد به او التماس کرد که دخترم را جن گرفته، شديداً اورا آزار می دهد، بر من رحم کن! اما ايشان هيچ جوابی نداد، تا زمانيكه شاگردانش از او خواستند پاسخی به او بدهد، فرياد هايش سرمان را به درد آورده، عيسی گفت:مرا خداوند فرستاده تا با يهودان کمک کنم نه با غير يهودان زيرا يهودان گوسفند های گم شده خدا اند!! زن در پاهايش افتاد و گفت: بادار! التماس می کنم به من کمک کنيد، عيسى فرمود:اين کار درستی نيست که من نان را از دست فرزندانم بگيرم و به سگ بيندازم!! زن پاسخ داد: گفته  شما درست است، اما به سگ هم طعامی برای خوراک به دست می رسد که از دسترخان مالک او به زمين می ريزد!! عيسی فرمود: ای زن! ايمان تو بسيار قوی است، برو آرزوى تو به سر رسيد، در همان لحظه دخترش صحت يافت!!

•        به پيروان بايبل به نام خدای شان سوگند می دهم که پيامبری چون عيسی عليه اسلام را در جای خود بگذاريد آيا يك انسان شریف عادی  چنين پاسخی را به کسی خواهد داد؟! آيا امکان دارد که عيسی عليه اسلام آن زن ناتوان و محتاج را به سگ تشبيه کرده باشد؟! و آن هم به خاطر اين كه يهودی نه بلکه از اهل کنعان بود؟ آيا اين شايسته شأن يك پيامبر هست که غير يهودان را به سگ تشبه کند و يهودان را فرزندان خود بخواند؟!! آيا برای دور انداختن اين انجيل همين اتهام تنفر آور کافی نيست؟

•       بايبل از مريم مجدليه ياد آوری می کند، اين همان زنى است که مسيحيان حالا او رادر کنار عکس عيسی ﷵ نشان می دهند، اين همان خانمی هست که می گويند به اندازه ديوانه و جنی بود که عيسی هفت ارواح پليت را از او رانده بود!! آيا اين خيلى خيلى تعجب آور نيست که يك مذهب و پيروانش سخن بيهوده زنى ديوانه و به اصطلاح بايبل جن زده (مجنون) را بنياد عقيده خود بگردانند!!

•       بايبل در جای ديگر می نويسد: مسيح در کفرناحوم در حالت خطبه از يك جن زده که فرياد می زد، روح پليت(جن ها) را دور کرد… مردم حيران بودند که در سخنان اين فرد چقدر اثر وجود دارد که حتی روح پليت نيز از او اطاعت می کند!! باز از او خواستند تا مادر شمعون را شفا دهد او نزدش رفت و به تب اش امر اتمام داد، در همان لحظه تب اش از بين رفت و برخاست…مغرب تمام مردم بيماران خودر را نزد او آوردند و وى به هر يك شفاء داد، ارواح پليت(جن ها) نيز به فرمان او از ديوانه ها دور می شدند!! و می گفتند:  تو فرزند خدا هستی، اما ايشان ارواح پليت را خاموش می کرد و اجازه گفتن چيزی ديگری را به آنان نمی داد، زيرا آنان می دانستند که ايشان مسيح موعود هست!!

•       خانم ساجيه! در باره اين حرفهاى بايبل چه مى گويي؟ مى خندي؟ آن را مزخرفات و چتيات مى خوانى؟ مخالف عقل قرن بيست و يك خود مى پندارى؟ يا اين جسارت را ندارى چون با چنين حركتى حق الزحمه ات قطع مى شود و مجال مستى ها را از دست مى دهى و از ظاهر شدن در صفحه تلويزيون محروم مى شوي؟ اما تا جايى كه به ما و اسلام مربوط است ما تمامى اين حرفهايى بايبل را به ديوار مى كوبيم و آن را خرافات، مغاير دين و خلاف عقل و واقع مى خوانيم.

•       خانم ساجيه! آيا گاهى كه قصد گناه مى كنى، متوجه شده اى كه چيزى تو را تحريك كرده و به گناه واداشته، و تمايلى به گناه را در دلت باعث شده و به گونه مستمر تو را وسوسه مى كند و به ارتكاب گناه وامى دارد و تا آنگاه تو را رها نمى كند كه مرتكب گناه شوى؟، ولى متصل ارتكاب گناه احساس ديگرى به تو دست مى دهد و پشيمانى و ندامتى در خود احساس مى كنى، چنان كه ناصحى به سراغت آمده و عقل تو را مخاطب قرار داده و قباحت اين عمل زشت و نتائج بدش را به رخت كشيده؟ به من بگو اين وسوسه كننده و انگيزنده به گناه را چه نام گذاشته اى؟ و آن ناصح نامرئى را به چه نامى ياد مى كنى؟ عقل قرن بيست و يك تو چه نامى براى آنها برگزيده است؟ تو مى دانى و نام گذارى ات، ولى ما اين وسوسه كننده را شيطان مى ناميم، كه او نيز جن است، و كارش ايجاد وسوسه و تحريك انسان به گناه، مخالف آن ناصح كه ما او را فرشته مى خوانيم كه انسان را به نيكى و عمل صالح ترغيب مى كند، ما همزمان اين دو محرك را در درون خود احساس مى كنيم، يكى ما را به سوى خدا و ترس از محاسبه او فرامى خواند و ديگرى به سوى بغاوت از خدا و ارتكاب گناه، براى اثبات فرشته و شيطان همين كافى است، ما هر لحظه وجود و اثر اين دو را در قلب خود احساس مى كنيم.

•         اما در مورد اعتراض تو بر اين كه سليمان ﷵ گروهى از جن را در تسخير خود داشت، بايد عرض كنم: قرآن كه حرف حرفش حق است و محتوى بلند و باعظمتش گواهى مى دهد كه از سوى پروردگار عليم و خبير فرستاده شده، و ما خود را، خدا را، جهان را، خوب و بد را، مفيد و مضر را، دوست و دشمن را، راه حق و راه ضلالت را، در روشنايى رهنمودهايش شناخته ايم، صدها نمونه حقائقى را در آن يافته ايم كه علم و ساينس امروز و در قرن بيست و يك به حقيقت آن پى برده، هر يكى از اعجاز هاى بزرگ علمى قرآن، مهمتر و مؤثر تر از تمامى معجزه هاى پيامبران بزرگوار قبلى، در همين قرآن آمده است كه گروهى از جن به حكم و إذن الهى در خدمت سليمان ﷵ قرار داشت، تابع و مقهور حكم او، زمانى كه سليمان ﷵ وفات كرد اينها از مرگ او اطلاع نيافتند، زيرا علم غيب نداشتند، تا آنگاه در وضعيت قبلى خود ماندند كه مرگ سليمان ﷵ هويدا شد، جريان به نحوى بود كه سليمان ﷵ هر روز در ساعت معينى در قصرى كه محل كارش بود حاضر مى شد، بر كرسى اش مى نشست، و عده اى را به ملاقات مى پذيرفت، در يكى از اين روزها و در محل كارش و در حاليكه بر كرسى اش نشسته بود و بر چوب دستى تكيه كرده بود؛ داعى اجل به سراغش آمد و وفات كرد، دوستان نزديكش از چگونگى ماجرا اطلاع يافتند، خواستند خبر وفات او را تا فرصتى مناسب افشاء نكنند، پس از اتخاذ تدابير لازم و جلوگيرى از خطرات احتمالى به اطلاع مردم برسانند، او را در همين حالت گذاشتند، تا در همان ساعت معين ملاقاتها در را بگشايند و پرده را كنار بزنند و به عده اى نشان دهند كه او زنده است و طبق معمول بكارش مى پردازد، اما تدبير آنان نتيجه اى دلخواه نداشت، عصاىى كه سليمان ﷵ بر آن تكيه كرده بود توسط موريانه ها از درون كاواك شده بود، شكست و جسد وى فرو افتاد، همه به شمول گروه مقهور جن از حادثه اطلاع يافتند و قرآن در همين جا قول گروه جن را آورده است كه گفتند: اگر از غيب اطلاعى مى داشتند در اسارت باقى نمى ماندند. اين بيان واضح قرآن براى خانم ساجيه قابل درك نيست و بر آن اعتراض دارد و آن را مغاير عقل قرن بيست و يك خود مى خواند، در حاليكه صدها نمونه داستانهاى شبيه اين را در تاريخ و حتى در قرن بيست و يك داريم كه زعيمى كشته شده و يا به مرگ طبيعى اش مرده ولى حواريونش مدتها خبر مرگ او را افشاء نكرده اند، و حتى تدابيرى گرفته اند كه نشان دهند او تا هنوز زنده است و افواه مرگ او حقيقت ندارد!!! خانم ساجيه بقيه حوادث تاريخى و آن چه را از طريق رسانه هاى خبرى غربى شنيده است صد در صد و بدون هيچ شك و شبه اى باور مى كند اما در رابطه به مرگ سليمان ﷵ دهن كجى نموده و چنان وانمود مى كند كه گويا اين حرفها خلاف عقل است، از مود افتاده و ملاها آن را از خود ساخته اند، مى گويد: ملا های که در افغانستان هست يک چتيات می گويند… اين صحبت ها بسيار مزخرف هست، اين صحبت ها بسيار ديموده هست، در اين قرن ۲۱ همچنين صحبت ها را نکنيد، در کله هر انسان خداوند يک چيزی به نام عقل داده، من از تمام کارکنان تلويزيون نور خواهش می کنم که شما بايد با اين گونه صحبت ها مبارزه کنيد!!!

•         به خانم ساجيه مى گويم: تو و امثال تو از دستآوردهاى محير العقول انسان در قرن بيست و يك چه بهره اى داريد؟ آيا جز آرايش و به اصطلاح تو ميك اپ مبتذل و مضحك و بازى طفلانه با زيباىى هاى طبيعى كه آفريدگار احسن الخالقين در انسان و مجموع طبيعت به وديعت گذاشته و تغيير زشت در اين زيبايى طبيعى و خداداد كمال ديگرى داريد؟!!!

•       خوب است لحظه اى در برابر آياتى كلام الله مجيد درنگ كنيم كه به اين موضوع اختصاص يافته، آن جا كه مى فرمايد:

وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ ۖ وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ ۖ وَمِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ ۖ وَمَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ ﴿١٢﴾
يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاءُ مِنْ مَحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَاسِيَاتٍ ۚ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا ۚ وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ ﴿١٣﴾
فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَىٰ مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ ۖ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ ﴿١٤﴾

 سبأ: 12-14

بادى را مسخّر سليمان كرديم كه مسير صبحگاهانش يك ماهه بود، و مسير شامگاهانش يك ماهه. و چشمه مس مذاب را براى او روان ساختيم، و پروردگارش گروهي از جنّيان را رام او كرده و برايش كار مي كردند و اگر يكي از آنها از فرمان ما سرپيچي مي كرد ( و به سخن سليمان گوش نمي داد، كيفرش مي داديم و ) از آتش سوزان بدو مي چشانديم. آنان هر چه سليمان مي خواست برايش درست مي كردند ، از قبيل: قلعه هاى مستحكم و بلند جنگى، تماثيل، طشتهاى بزرگ همانند حوضها، و ديگهاي ثابت ( كه از بزرگي قابل جابه جائي نبود. به دودمان داؤد گفتيم:) اي دودمان داود! سپاسگزاري ( اين همه نعمت را ) بكنيد، و ( بدانيد كه) اندكي از بندگانم سپاسگزارند ( و خداى را به هنگام خوشي و نعمت ياد مي آرند. پس كاري كنيد كه از زمره اين گروه گزيده شكرگزار باشيد) ، زماني كه بر سليمان ( كه سمبل قدرت و عظمت بود ) مرگ مقرّر داشتيم ، جنّيان را از مرگ او نياگاهانيد مگر موريانه هائي كه ( مدّتها بود به عصاي سليمان رخنه كرده بودند و ) عصاء وي را مي خوردند. هنگامي كه سليمان فرو افتاد، فهميدند كه اگر آنان از غيب مطّلع مي بودند، در عذاب خوار كننده (اسارت ) باقي نمي ماندند .

در اين آيات مبارک در مورد سليمان ﷵ مطالب زير آمده:

•       خداوند متعال بادی را براى او مسخر کرده بود که مسير صبحگاهانش يك ماه و مسير شامگاهانش يك ماه بود، یعنی اين سليمان ﷵ بود که به فضل خداوند متعال قبل از همه کشتی اى ساخت که توسط باد حرکت می کرد، سرعت آن به اندازه اى بود که از صبح تا چاشت مسير يك ماهه را طی می کرد و از چاشت تا شام  نيز مسير يك ماه را می پيمود.

•       معدن مس را کشف کرد و ذوب کردن مس و ساختن وسايل مورد ضرورت و ظروف از آن  را به او آموخت.

•       جن ها يی را برايش مسخر کرده بود که به حکم خداوند متعال به انجام کارهای مختلف براى او مصروف بودند، اگر يكی از آنان سرکشی و انحراف مى کرد سزايش شعله آتش بود، آن چيزی را می ساختند که ايشان می خواست، چون  قلعه های مستحكم و بلند جنگی، تماثيل و منظره ها، طشت های بزرگ بزرگ شبيه حوضها، ديگ های بزرگ ثابت و پا برجا.

•       از طرف خداوند متعال به ايشان و اهل و پيروان اش رهنمایی شده بود  که همچون بندگان شاکر عمل کنيد، شکرنعمت های خداوند متعال را بجا آريد و به گونه اى در آن تصرف کنيد که منعم حقيقی شما براى تان می پسندد.

•       زمانی که خداوند متعال تصميم مرگ او را گرفت در حالتی روح اش قبض شد که بر عصايش تکيه کرده بود، ناظرين گمان می کردند که ايشان زنده اند، تا زمانی در اين حالت باقی بود که خزنده از زمين (موريانه) عصايش را به گونه خورد که بشکند و جسدش بیفتد، چيزی ديگری آنها را به مرگ وى مطلع نکرد، جن ها بعد از اين فهميدند که وى وفات کرده، گفتند: اگر ما بر غيب آگاهی می داشتيم پس تا امروز در اين عذاب ذلت بار باقی نمی مانديم.

•       در اين رابطه چند مطلب را بايد در نظر داشته باشيم:

•       اين معجزه سليمانﷵ بود که گروهی از جن به او مسخر و تسليم بوده و کارهای مورد پسندش را انجام می دادند، نه اين معجزه به غير از او به پيامبری ديگری داده شده و نه جن ها جز او برای کسی ديگری مسخره بوده. مى دانيد كه عده اى فريبکار برای فريب مردم می گويند که جن ها را مسخر کرده اند و از غيب آگاه شان می کنند!! اينان برای فريب دادن مردم می گويند: ما به کمک چيزی جن ها را مسخر کرده ايم که سليمانﷵ مسخر کرده بود، از طريق جن ها ازغيب آگاهی پيدا می کنيم، می توانيم به مردم بگویيم که در آينده با چه سرنوشتی روبه رو خواهند شد!! هر کس که اين ادعاء را می کند فريبكار است و خلاف سخن قرآن حرف می گويد، قرآن در اينجا از قول جن ها می گويد: اگر ما از غيب آگاه می بوديم تا امروز در عذاب ذلتبار نمی مانديم ، اينان از اين هم عاجز بودند که از وفات سليمان ﷵ باخبر شوند ، از امور غيبی ديگر چگونه باخبر خواهند شد؟!!

•       اين كه سليمان ﷵ در حالت نشسته بر زمين وفات يافته، يا در حالت نشسته برکسی و يا ايستاده، و اين كه به چه مدتی در همين حالت باقی مانده، در اينجا و در آيات ديگر قرآن وضاحت آن نشده است، در روايات صحيح نيز چيزی نمی يابيم، به احتمال غالب سليمان ﷵ بر همان کرسی در حالت نشسته وفات کرده که هر روز برای انجام کارهاى خود بر آن به مدتی می نشست. اعضاء خانواده و مقربين او فهميده اند كه وى وفات كرده است، ولى خواسته اند براى مدتى از پخش افواه مرگ او مانع شوند، به اين دليل اورا در همين حالت مانده اند، و ترتيبى گرفته اند تا هر روز در اتاق را بگشايند و پرده را كنار بزنند تا مانع آنانى شوند كه افواه مرگ او باعث بغاوت شان خواهد شد، اما تدبير شان كارگر نيفتاده و اين حالت زياد دوام نکرده، عصايى كه او برآن تکيه کرده بود می شکند و جسد او فرومى افتد، بارها ديده شده که خبر مرگ حاکمان و رهبران گروهها مخصوصاً در حالت جنگ تا مدتی پنهان نگهداشته شده است.

•       در اينجا ضمن کارهای که جن ها برای سليمانﷵ انجام می دادند ساختن(تماثيل) نيز آمده است، تمثال به آن تصوير و نقش گفته می شود که انسان.حيوان، گياه ، يا چيز ديگری را تمثيل می کند، لسان العرب در مورد تمثال می نويسد: التمثال اسم للشئ المصنوع مشبهأ بخلق من خلق الله: تمثال نام آن مصنوع است که شبيه يكی از مخلوقات خداوند متعال باشد، تفسير کشاف می گويد:کل ما صور علی صورة غيره من حيوان و غير حيوان: تمثال به هرآن تصوريری گفته می شود که بشکل تصوير حيوان يا غير حيوان رسم شده باشد.متأسفانه عده از اين به عنوان مجسمه تعبير می کنند و می گويند: در اديان گذشته ساخت مجسمه جائز بود، و گويا جن ها برای سليمان ﷵ مجسمه ها می ساختند، اين رأی را تحت تأثير ادعاء هاى غلط بايبل پيش کرده اند، اما اين يك اشتباه بزرگ و رأی غلط است، ساخت مجسمه در تمامى اديان الهی تحريم شده، منسوب کردن گفته نادرست بايبل در داشتن مجسمه ها به سليمان ﷵ کار کسی است که ادعاء هاى بايبل را با چشمان بسته پذيرفته اند، و اين در حاليست  که در جاهای زياد ديگر بايبل از ساخت مجسمه ها ممانعت جدی به چشم می خورد، بايبل می گويد: خداوند از ساختن هرنوع مجسمه  و عبادت در مقابل آن ممانعت کرده و فرموده است: بت نسازيد و عبادت بت ها را مکنيد، مجسمه  و سنگ های تراشيده برای عبادت نسازيد… همينطور می گويد: پس خداوند از موسی خواست که به بنی اسرائيل بگو: شما ديديد که جگونه از آسمان با شما صحبت کردم!!! پس منبعد برای خود از زر و نقره  بت ها مه سازيد و آن را عبادت مکنيد…

•       بايد واضح كنم كه من اين مطالب را با استفاده از تأليفات پدر بزرگوارم نوشته ام، خانم ساجيه و امثال او را كه در رابطه به داستان سليمان ﷵ شكوكى در دل و واهمه هايى در دماغ دارند دعوت مى كنم كه تفسير سوره سبأ را در تفسير (د قرآن پلوشى) مطالعه كنند، مطمئنم كه پاسخ مقنع تمامى پرسشها و واهمه هاى شان را خواهند يافت، همچنان آنان را به مطالعه كتاب ساينس او د قرآن علمى اعجاز دعوت مى كنم، تا بدانند كه قرآن به خيلى از حقائقى اشاره كرده كه انسان در چند قرن اخير و پس از سفر طولانى علمى و تحقيقاتى به آن پى برد. در اين كتاب در حدود دو صد آيه قرآن را مى يابيم كه هر يكى اعجاز بزرگ علمى بوده و اهميت و نقش آن در اثبات حقانيت قرآن و رسالت محمد ﹽ بيش از معجزه هاى بزرگ پيامبران قبلى است.

در پايان پاسخ به اين خانم بايد بگويم: شما از مراعات آداب انتقاد و پاس حرمت زبان و كلام و نزاکت مشاجره و منازعه خيلى فاصله داريد، از درك زشتى الفاظ تان نيز عاجزيد، نمى دانيد كه با جريحه دار کردن احساسات ديگران و هتك حرمت به مقدسات آنان نه تنها هيچگاهى نمی شود اصلاحات بوجود آورد، بلكه مانع اصلاحات و تغيير مثبت در جامعه مى شويم، شما نمی فهميد که احساسات ديگران را جريحه دار کردن فايده اى نداشته و هيچ نتیجه اى مثبت بر آن مرتب نمی شود، بر عكس حساسيتها در برابر اصلاحات را بر مى انگيزد، نمی دانم شما که گفته هاى ملاهاى افغانستان را از مد افتاده می خوانيد و خود را دختر قرن 21و حتى جلوتر از آن مى خوانيد با دشنام هاى ركيك و مغاير اخلاق بر آنان مى تازيد، عقل قرن 21 تو چگونه اين دشنام های زشت را توصيه كرده و تو را به اهانت به مقدسات ديگران واداشته؟!!

خانم ساجيه! تو به قرآن عظيم الشأن اين مقدس ترين و باعظمت ترين كتاب الهى اهانت كرده اى، كتابى كه يك و نيم مليارد پيرو دارد، از روز نزولش تا امروز صدها مليون انسان حرف حرف آن را حفظ كرده و در سينه اش محفوظ داشته، و تو بر يكى از آيات اين كتاب مقدس بى باكانه اعتراض نموده و ادعاء كرده اى كه مدعاى آن مناسب با قرن ۲۱ نيست!! خوب است براى فهماندنت آيه اى از همان سوره قرآن را در برابرت بگذارم كه انسان در قرن 20 به حقيقتش پى برد، در سوره سبأ در باره مورچه ها آمده است كه تحت فرمان ملكه اند، يعنى زعيم و فرمانرواى شان ملكه (مورچه مؤنث) است، انسان در قرن 20 و پس از تحقيقات عميق در باره زندگى مورچه ها دانست كه واقعاً خانواده مورچه ها توسط ملكه اداره مى شود، آن چه براى تو و امثالت حرف عادى و بى اهميت جلوه مى كند براى انسان حقجو و مؤمن اعجاز بزرگ علمى است كه به ايمانش جلا و پختگى مى بخشد و باورش را نسبت به اين حقيقت استوارتر مى سازد كه قرآن بدون شك كتاب الهى است. نمونه ديگر را نيز در جلو چشمانت مى گذارم: قرآن مى فرمايد كه خانواده زنبور عسل نيز داراى فرمانرواى مؤنث (ملكه) است، و اين حقيقتى است که ما اکنون و فقط چند سال قبل و پس از تحقيقات عميق در باره زنبور عسل به آن پى برديم، قرآن کريم در مورد آسمانها، زمين، ستاره ها، آفتاب، مهتاب، كوهها، دره ها، درياها، پيدايش انسان بر روى زمين، حتی سياه چالها، انفجار بزرگ كه به پيدايش ماده و اجرام آسمانى و كهكشانها منتج شد و … و صد ها مورد ديگر بياناتى دارد كه هر يكى اعجاز بزرگ علمى بوده و ساينس امروز و در قرن همان حرفى را دارد كه قرآن هزار و چهار صد سال قبل گفته بود!!!

برای من واقعاً مايه تعجب است که افراد چون تو اجازه دارند جلوی تلويزيون بنشينند و مزخرف گويي کنند!! آيا شما در باره  هندوی گاو پرست، بودايى بت پرست، زردشتى آتش پرست، مسيحى عيسى پرست كه يك انسان را فرزند خدا و حتى خود خدا و شريك خدا مى خواند، و صد ها خرافه پرست ديگر نيز جسارت اعتراض را داريد و حاضريد بر آنان بتازيد و مذهب آنان و باورهاى شان را (چتيات و مزخرفات) بخوانيد؟!! يا نه مراعات شان را می کنيد و از اعتراض بر آنان و مذهب شان خوددارى مى ورزيد؟!! مگر شما هند را كشور مترقى نمى خوانيد با آن كه تقريباً نيمى از مردمش گاو پرست و بت پرست اند، با آنکه وقتی در هند شوهری می ميرد زنش را با او يكجا در آتش می سوزانند؟!! يا در کشور تايلند که عده هنوز هم وجود دارند که برای بيرون رفت از آفت های زمانه زنان زيبا را قربانی می کنند، يا در کشور چين که حتی جنين نوزادان انسان را می خورند. يا شايد امريكا برای شما يك کشور مترقی جلوه مى كند و آن را مدافع حقوق زنان مى خوانيد و ملاهای افغان را در رابطه به حقوق زنان ملامت می کنيد، با آن كه زن در غرب و مخصوصاً در کشور امريكا به ملعبه هوسرانى مرد تبديل شده، ارزش انسانى اش را از دست داده، از زيبايى او در اعلانات تجارتى استفاده مى كنند، او را لخت و عريان به نمايش مى گذارند، عفت و ناموسش را در برابر چند دالر عرضه مى كنند، دولت امريكا به آنان و كسانى كه زن فروشى و ناموس فروشى مى كنند اجازه داده است تا فاحشه خانه هاى رسمى باز كنند و از مدرك عوائد شان به دولت ماليه بپردازند!!! آيا كار ننگين تر و ظالمانه تر از اين وجود دارد؟!!

خانم پيشرفته و مترقى مال قرن 21! چرا با استفاده از تلويزيون؛ اشغال افغانستان را نکوهش نمی کنی؟ آيا اشغال در ذات خود زشت نيست؟ آيا هيچ انسان آزاده اشغال کشورش را می پذيرد؟ چرا کشتار بی رحمانه افغانها به دست امريكايى هاى وحشى را محکوم نمی کنی که در آن جان زنان، نوزادان و پيرسالان هموطن تو به دست جلادان امريكايى گرفته مى شود، بر خانه هاى شان در اثناى شب و آنگاه كه به خواب عميق رفته اند راكت و بم مى ريزند!!

اين خانم در کشوری که زندگی می کند از وضعيت زنان آنجا خبرى ندارد، نمی داند زن به وسيله اى برای تحريك شهوت مردان و تحميق آنان تبديل شده، در اعلانات تجارتى از زنهای برهنه استفاده می شود، فاحشه خانه های رسمی وجود دارد که حکومت از آنان ماليات می گيرد، زن به يك موجودی تبديل شده که صرفا برای بازار يابی کالا از آن استفاده می شود، اگر اين ها هزار مرتبه بگويند كه ما مدافع حقوق زنان هستيم دروغ مى گويند، امثال تو را فريب مى دهند، متأسفانه شما از توجه به تمامى اين فجائع عاجزيد، ساكت ايد، نه اعتراضى بر آن داريد و نه حرفى بر زبان!!

لازم بود شما در رابطه به عقل کشی که از طريق ساز و رقص و سرود های مبتذل و منافى عفت و اخلاق و عامل فساد اخلاقى و لاابالى گرى نيز اعتراضى مى داشتيد و با آن مخالفت مى كرديد، همين ها اند که جوانان و نيروی پر شور يك ملت را از پای در می آورند و توانمندى ها و استعدادهاى شان را ذوب مى كنند و به هدر مى دهند، چرا با عاملين و تقويت کننده هاى اينها مخالفت نمی کنيد، اينان هستند که فيلم های مبتذل و گنده، منافى انسانيت و شرافت و پاكدامنى ها را به پيمانه وسيع و در سراسر دنبا پخش می کنند، سايت های انترنتی بداخلاقی و ناموس فروشى بوجود آورده اند، به گونه اى که از حمايت حکومت برخوردار اند و به دولت كميشن مى پردازند، هر انسان باشعور به آسانى درك مى كند كه اثرات منفى اين برنامه ها در متلاشى ساختن خانواده ها، ذوب شدن انرژى جوانان، تشويق و ترغيب شان به فساد، بى بندو بارى و بدمعاشى ها تا چه پيمانه است، يك نوجوان به جای اين كه به حال دنيا و ضعيت نابسامان مردم و كشور خود، و ظلم و بی عدالتی ها بينديشد و به جاى اين كه در فکر خود سازى باشد و سعى كند عضو مفيد براى جامعه اش باشد، در مرداب فساد اخلاقى و بى بندوبارى ها فرومى رود، و در گودال سياه شراب، قمار، شهوت رانى بى مهار، و ساز و سرود… گير می کند، و به انسان جانى و مضر به جامعه انسانيت تبديل مى شود، در عقب تمامى اين انحرافات كشورى قرار دارد كه در نظر تو و امثالت مترقى و پيشرفته جلوه مى كند ولى در حقيقت عامل تمامى فتنه ها و فسادها در دنيا است.

به نظر ما راه نجات انسان فقط راهى است كه قرآن ارائه كرده، در پناه قرآن مى توان به قله هاى بلند سعادت و ترقى رسيد، هر رهنمود قرآن شفابخش دردهاى انسان و حلال مشكلات او است، هر آيه اش بيانگر يك حقيقت مسلم، و مايه پند و اندرز، هر كى با ذهن شفاف به قرآن رجوع كند پاسخ تمامى پرسشهايش و درمان تمامى دردهايش را در آن خواهد يافت، ولى كسى كه ذهن بيمار دارد و قلب سياه و شيطان را رهنماى خود گرفته از اندرزهايش بى بهره خواهد بود و رهنمودهايش را مخالف سليقه شيطانى خود خواهد يافت و راه مخالفت درپيش خواهد گرفت.

 
حبيب الرحمن حكمتيار

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x