fbpx

سیاف می شنود و ما می بینیم؟!

نویسنده/ احمدصدیق احمدی

بیشترین گپ های دلِ سیاف در مراسم تجلیل از هشتم ثور و یا در یاد بود از هفته شهید بیرون می شود، خارج از این به گمان غالب جناب سیاف در پغمان و در انتظار اخبارِ واقعیت هایی باشد که درست و یا نادرست برایش بازگو می شود؛ زیرا وی در کنار مردم و در بطن جامعه حضور ندارد، آنچنانی که رهبرانی به اصطلاح کفار در غرب حضور دارند.

عبد رب رسول سیاف از چهره های جهادی است، وی بارها جهادش را به رخ مخالفین اش کشیده است؛ جهادی که باعث نشد حتی امنیت شخص او را بگیرد چه رسد به آزادی و امنیت سرتاسری افغانستان، به دلیل این که در دور و اطراف جناب شان در این پانزده سال گذشته بیش از صدها هزار نیروی نظامی امریکایی و انگلیسی حضور داشتند تا به گفته ی خودشان امنیت افغانستان را تأمین کنند؛ ولی بازهم نشد؟!

جالب اینست که جناب سیاف گاهی جهاد را به عنوان مسئولیت دینی برای بیرون کشیدن کمونیستان دَهری و کافر مطرح می نماید، و گاهی هم نظامیان دولت کنونی را مجاهدانی خطاب می کند که گویی در برابر کفار دَهری به جهاد می پردازند، در حالی این نیروها علیه کفار نه بل یکجا با آن ها به اهداف معمایی که امریکا آن را «تروریزم» می نامد، در جنگ هستند. این درست است که آقای سیاف به عنوان یک تن از میلیون ها مسلمانی که در برابر کمونیزم کافر جهاد کرده بود، می باشد؛ اما چگونه می توان یک زمانی جهاد علیه حضور کمونیستانی شرقی را روا و زمانی دیگر علیه کپیتالیستانی کافر غربی را هیچ نامید؟

از سوی هم این درست که جهاد علیه هر کافری حربی از دیدگاه اسلام رواست، ولی چگونه آن را با جنگ نظامیان دولت کنونی که هیچ کفری در برابر شان حضور ندارد از دیدگاه اسلام توجیه و آن را با جهاد در برابر کمونیستان کافر و یا آن جهادی که واقعاً در قرآن و حدیث از آن یاد شده است، یکسان دانست؟

سیاف و مردم

همه مردم می شناسند که رهبر واقعی کیست و باید از کدام خصایص برخوردار بوده باشد؛ اما جناب سیاف شاید به یک الی دو سخنرانی یی که در سال بیان می دارد و از سوی حاضرین احساساتی مورد استقبال واقع می شود، خوشحال بر این باشد که مردم با وی هست. چنان که وی در مراسمی تجلیل از هشتم ثور امسال(1395هـ.ش) در پیوند به توهین مجاهدین ظاهراً از سوی برخی از نهادهای مدنی شدیداً عکس العمل نشان داده بیان داشت: “اگر جلو این گونه توهین ها از سوی حکومت گرفته نشود؛ کشور با خیزش گسترده ای مردمی روبرو خواهد شد و آن ها[مسئولین دولت] باید منتظر عواقب آن باشند.”

در اینجا دو نکته باید از همدیگر تفکیک شود: نخست اگر قرار باشد که هدف جناب سیاف دفاع از مجاهدین، جهاد، اسلام و قرآن بوده باشد؛ پس در این پانزده سال گذشته باوجود این که جناب شان در بدنه ی حکومت حضور فعال داشت، چرا جلوی چنین توهیناتی را نگرفت؟ در حالی که به ناموس مردم تجاوز صورت گرفت، بجای جهاد در نصاب تعلیمی معارف جواری نوشته شد، قرآن به عنوان کتاب آسمانی مسلمانان در پایگاه نظامی بگرام چندین بار توسط نیروهای امریکایی سوختانده و یا در کمودها انداخته شد… پس منظور وی از توهین به مجاهدین چیست؟

نکته ی دوم این که آقای سیاف برای «تغییر اساسی اوضاع فعلی کشور» باری دیگر حکومت را هشدار داد، در حالی که این چندمین باری است که وی چنین هشدارهایی را برای حکومت به زبان می آورد؛ اما حکومت همان هست که بود. چنان که در سال گذشته گفته بود: “در صورتی که کشور در خطر باشد بدون اجازه ای حکومت وارد میدان خواهد شد.” این در حالی است که خطر امنیتی، سیاسی، اقتصادی، بحران پناه جویی وغیره روزتاروز مردم و حتی دولت افغانستان را تهدید می کند، به حدی که این خطر حتی در پغمان محل زیست جناب شان که بخش از کابل(پایتخت) است، محسوس می باشد. پس دانسته نشد که منظور جناب از مطرح نمودن خطر چیست؟ و نیز مردمی که با وی هستند تا این حکومت را اصلاح سازند کی ها اند؟

ما دیده بودیم که جناب سیاف در آخرین انتخابات ریاست جمهوری سال 1393هـ.ش با کسب 6 درصد آرا در برابر 29 درصد آرای اشرف غنی که جدیداً از غرب آمده بود، سرانجام وی را از لیست کاندیدان دور نخست انتخابات بیرون کشید؛ آنچه که برای شخصِ که خود سالی یک الی دو بار و در میان کف زدن های احساساتی صالون هایی که هزاران نیروی نظامی در دور و اطراف آن حضور دارند، رهبر می خواند؛ شاید درست نچسپد. بناً آنچه را که سیاف می شنود ما می بینیم، و به قول معروف، شنیدن کی بود مانند دیدن.

avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د