نظــر

حکمتیار صاحب؛ هنوزهم دیر نشده! – بخش سوم

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند

در رابطه به: نقش «حزب اسلامی» در نیروی مقاومت، و راه بیرون رفت «حزب اسلامی» از معضلات کنونی

بخش سوم:

حکمتیار صاحب!

بیاد دارید که نیروی های انتظامی و اکمالاتی مسیر شان را اشتباه رفتند و از ما جدا گشتند، و در حالی که مایان افراد انگشت شمار بیش نبودیم در مناطق متروکه و بدون باشنده داخل گشتیم!؟

شهامت و جرأت تان در خاطره ها نقش بست و جوانان عرب از طریق کتاب شیخ شان با آن آشنا گردیدند. شما با حفظ مورال تان، می گفتید که: «اگر نیروی های گشتزنی روس پیاده گشتند، تا آخرین رمق حیات در برابر شان می جنگیم و نباید هیچ فردی از ما به اسارت شان درآید!»

حکمتیار صاحب! در همان لحظات، در حالی که در بین خرابه های قریه «بغل» از مربوطات منطقه دوبندی، رفع خستگی می کردیم، و در حال انتظار رسیدن نیروهای انتظامی و اکمالاتی بودیم، چیزی از برای خوردن و استراحت نداشتیم! بنده بعد از چند ساعت تهیه گزارش و تصویر برداری، زمانی که برگشتم همه را درحال صرف غذا یافتم.

بنگرید به این ظرف گلی که ما آنرا «تغاره» می گویم؛ به برنج جوشانده یکه حتی نمک نداشت و از تحت یکی از کندو های شکسته بدست آمده بود!

بنگرید به زردآلو های «خسک» (کم جان) که در عدم صاحبان شان و بدون پرورش، حاصل داده اند تا از بهترین فرزندان راه اسلام پذیرایی نمایند!

بنگرید به این مرد «میلیاردر عرب» که غذا های شاهی را به پائین تر از غذای غریبان، تبدیل کرده است؛ واما آن دیگری…!؟

بلی! زمستان سال 1359 هجری یاد می آورم که در حویلی کابل در تهکال پشاور با همایون «جریر» آشنا شدم. جوان مؤدب، با استعداد و باعزتی که از داشتن چپلک های «دو رنگش» و از غربت اش، می بالید و به جهاد عشق می ورزید. اما یکباره آن عزت را با متای دنیا (شرکت ها و فابریکه ها) تبدیل گردانید!

آن یکی پول شخصی اش را در راه جهاد می ریزد، و این یکی پول جهاد را در جیب شخصی اش می ریزد!

این چه رمزیست یا الله، که آن یکی از فاصله های دور «جهاد» را می تواند درک کند، و این یکی در درون «جهاد» به معامله می پردازد!؟

بنگرید به این جوان فرانسوی که حیات اروپایی و شغل داکتری و زن و فرزندانش را رها کرده و برای اشتراک در جهاد در سرزمین افغانستان آمده است!

شرح عکس: 25 جولایی 1986 مناطقه «بغل» از مربوطات ساحه «دوبندی»: حلقه اول از راست نفر (1) دکتور عبدالله عزم، (2) کاکا نصرتیار پدر سیف الدین نصرتیار از بنیانگذاران نهضت «جوانان مسلمان»، (3) مسئول نیروی های مجاهدین، (4) بردر مجاهد حکمتیار صاحب، (5) Dr. Milcent مشهور به عبدالله فرانسوی، (6) منشی مکتب خدمات مجاهدین. در عقب عکس: گهواره کودک چهارماهه که صاحبش یگانه فرد زنده در بین خرابه های این قریه بود!

بنگرید به این پیر مردی که فرزند دلبندش (سیف الدین نصرتیار) را در زندان پلچرخی به شهادت رسانیدند اما کمرش خم نگشت و همچو جوانان، این راه های صعب العبور را می پیماید تا برای فرزندان این خطه بیآموزد که آرمان شهدا بالاتر از پیوند نسبی ست!

آیا آرمان فرزند «کاکا نصرتیار» چنین است!؟

آیا در این غذای درون «تغاره»، که همه به دورش حلقه زده اید؛ لذت و عزت است و یا در غذای «طعامخانه ی» ارگ، که عاملین چهار میلیون معتاد فرزندان این خطه می باشند!؟

پس بیندیش!

از برای الله(ج) بیندیشید، و از حیات این حزب نکاهید!

حکمتیار صاحب!

بیاد دارید صاحب این گهواره را!؟

بیاد دارید که یگانه کودک چهارماهه یکه در کل قریه زنده باقی مانده بود، و متجاوزین روس وی را به حال خودش رها داشته تا در همین گهواره جان سپارد!؟

بلی! زمانی که مایان سری به یگانه دکان منطق «بُرگ ولایت لوگر» زدیم؛ آواز این کودک توجه ما را بخود جلب نمود. از دکاندار پرسیدیم که در این دکان متروکه این کودک چه می کند؟ وی گفت: «همینکه مواد دکانش تمام گردد، دوباره برای خرید اکمالات دکان به پاکستان خواهم رفت، و این کودک را تسلیم خانواده ام خواهم نمود!»

دکاندار بعداٌ داستان این کودک چنین تعریف داشت:

« زمانی که اکمالات دکانم را از پاکستان به منطقه انتقال می دادم، صدای این کودک در قریه متروکه «بغل» مرا متوجه ساخت. به عجله داخل ویرانه های منازل گشتم تا آنکه این کودک را معجزه آسا، با صورت پاک و آراسته در یک گهواره ای پُر از گرد و خاک؛ که «غنداق» اش در زیر آوار خاک پنهان شده بود، یافتم.»

بلی! اینکه چه مدتی این کودک در پناه خالق اش؛ که خالق من و تو و همه ی هستی می باشد، قرار داشت و از وی چگونه نگهداری میکرد و به وی چگونه روزی می رساند، کار من و تو نیست! کار من و تو پیامی ست که از این حادثه و از طریق آن دکاندار دریافتیم، و آموختیم که عاقبت امور بقدرت الله(ج) رقم می خورد؛ اوست که نگهدار- و روزی رسان بندگانش هست!

ببین که چگونه برای نجات پول یتیمان، الله(ج) موسی(ع) و خضر(ع) را فرستاد، تا آن دیوار در حال فروریختن را، دوباره ترمیم نمایند!(سوره الکهف:77)

اینجا نیز، خالق هستی، من و تو و آن نویسنده عرب و آن جوان فرانسوی و تیم «صدا وسیمای جهاد افغانستان» را وسیله گردانید تا صدای این کودک را، که آرمان میلیون ها یتیم کشورما می باشد به گوش بشریت برسانیم. همه شاهد آن صحنه ها بودیم که نویسنده و منشی «مکتب خدمات مجاهدین»، زمانی که این داستان را یاداشت میکرد، سیل از اشک، از موی های ریش اش پائین می ریخت.

بلی! دیگر آن کودک، زن سی ساله ی شده است که صدای گریه اش، در هر گوشه و کنار جهان، به لسان های گوناگون زمزمه می گردد و با وی یکجا می گریند!
پس نباید گریه آن کودک را با خنده ی عاملان اش، آمیزش دهیم!!!

اگر آئینه «کارمل» وطنفروش در لباس منافقت «نجیب» تجلی یافت؛ آیا آئینه «کرزی» وطنفروش در لباس منافقت «غنی» تجلی نیافته است!؟
پس این سیاست یک بام و دو هوا، از برای چیست؟

پس خوب بیندیش!

از برای الله(ج) بیندیشید، و از حیات این حزب نکاهید!

حکمتیار صاحب!

بیاد دارید زمانی را که پرسیدید، چرا اینجا را «آبچکان» می گویند!؟

بیاد دارید زمانی که دانستید، آبش از قلعه های آنجا سرچشمه گرفته که در آنجا سنگر مستحکم مجاهدین نیز قرار دارد!؟ با شنیدن سنگرمجاهدین درآنجا، آرام نگرفتید و با مهمان عزیز- و جمع کثیری از همراهان تان بدانسو شتافتید. مسیر چنان پُر خطر و صعب العبور بود که اکثریت از همراهان تان، بشمول نیروی انتظامی از نیمه راه برگشتند و شما با عبدالله عزام و دیگر مجاهدین به راه تان ادامه دادید. بعد از پنج ساعت منزل، زمانی که به آنجا رسیدید، در کنار سنگر مجاهدین زیارتی را یافتید که پُر از صدها کبوتر بود. زیرا مردم نظر به اعتقادات سنتی شان (حتی در حالات بی غذایی و محاصره قوای روس) دست به شکار آن نمی زدند و آنرا تبرک می شمردند. شما با تائید گفته عبدالله عزام آنرا بدعت دانسته، و اولین فردی بودید که از برای بدعت زدایی، به شکار آن پرداختید و سنت بدعتی را از اذهان برچیدید. (عکس بخش اول که همه در یک جهت نگاه داریم، مربوط این حادثه می شود)

پس آیا در آن صراحت و قاطعیت؛ عزت، افتخار و الگو پذیری ست و یا درین تسامح بیجا با سران گروه های بدعتی، که عاملین تجاوز هستند!؟

اگر تسامح در کار باشد، اولتر از همه، نیروی مقاومت مستحق تر هستند که هر لحظه، جان های شیرین شان را در برابر متجاوزین فدا میکنند!

پس این سیاست یک بام و دو هوا، از برای چیست؟

نباید آرمان آن مجاهدانی را که در آن قلعه های سربفلک، از شریعت الهی پاسداری می کردند به معامله کشانیم!

پس خوب بیندیش!

از برای الله(ج) بیندیشید، و از حیات این حزب نکاهید!

حکمتیار صاحب!

گردهمایی 17 جنوری 1987 «چارسده» پشاور را بیاد دارید!؟

بنده گزارش آنرا از برای نشریه «البدر» تهیه میداشتم و از نزدیک، احساس، ده ها هزار جوان مهاجر را می دیدم.

می دیدم که چشم امید این جوانان، بعد از خالق شان، به عملکرد شما رهبران گره خورده بود؛ که مصداق حقیقت اش، در جریان سخنرانی تا به تمثیل کشانده شد. این مطلب را در دیداری که بعداً با شما داشتم، با تصاویر خدمت تان پیشکش ساختم. شما بعد از سخنرانی رفتید، اما ما شاهد بودیم که چگونه ترافیک در پشاور تا عصر همان روز به بندش مواجه بود.

آیا آن بندش ترافیک، که رعیت بخاطر رغبت و اشتیاق دیدن رهبران شان مسبب می گشتند باعزت و پُر از فخر بود؛ ویا این بندش ترافیک که «به روی رعیت» از برای عبور کاروان های جنگسالاران و اراکین اجیر متجاوزین مسبب می گردد!؟

پیش از آغاز سخنرانی تان بیا دارید جذبه و اشعار سروده شده «موحد» را!؟

آیا این شما نبودید که می گفتید: «یک موحد با فرهنگ؛ ارزش اش بهتر از هزار جنگجوی بی هدف است!؟»

بنده همین سوال را در مصاحبه ام درسال 1993 در مقر مؤقت صدارت در «چهارآسیاب» از شما ننمودم، و از عواقب بد حضور افرادی همچو زرداد، قلم و چمن هشدار ندادم، که شما آنرا مجبوریت، و اینکه آنها در جبهه مقابل نروند، توجیه داشتید!؟

تا چه زمانی این توجیهات جریان دارد!؟

دیگر آن جوانان مهاجر، پیر مردانی شده اند که آرزوی دیدن آن آرمان را، از برای فرزندان شان می برند!

پس نباید پیام آن روزهای طلایی و آن آرمان های والا را، آلوده ای لجنزار معاملات کنونی گردانیم!

آیا این معاملات، تکرار همان چیزی نیست که عبدالحی شیدا، 29 سال قبل مسعود و «شورای نظار» نسبت به آن هشدار داده بود!؟

بلی! شعر «فریاد» عبدالحی شیدا که بیانگر حقیقت آن دوره است، چه زیبا جو و فضای اختناق و سازش را به تصویر می کشاند. (برای کسانی که دستیابی به این سروده ندارند؛ در اخیر این بخش، آنرا بدسترس تان می گذارم)

پس افسوس و صد بار افسوس بر جریان سیاسی شیدای شهید، که یگانه وارث و بازمانده ی نهضت اسلامی می باشد؛ امروز مسیری را طی می نماید که برخواسته از تفکرات «شورای نظار» بوده که بیگمان اگر شیدا در قید حیات می بود، چنان می کرد که کرده بود!

پس تو ای برادر مجاهد، این شعر را یکبار مرور کن!

بلی! آنانی که عدم رضایت دیدار شما را با «ریگن»، خطای تاریخی توجیه میداشتند، امروز در کابل، دقیقه شماری دعوتنامه «جان کری» را داشتند!

پس به اینها دل مبند!

اینها «دوستان نیمه راه» نه، بلکه «سیل بین های نیمه راه» هستند، که نتنها تو را در نیمه ی راه خواهند گذاشت؛ بلکه تمام عوامل بدبختی را نیز بر دوش ات خواهند انداختند!؟

آیا آنانی که با تفنگ های غنیمتی دوران انگلیس به حرفهای شما گوش می دادند، بهتر بود؛ ویا این متملقین یکه در اثر غلوگرایی، از خودت یک موجود مقدس شکل داده اند و حتی هویت دینی شما را زیر سوال برده اند!؟

بیاد آرید دامنه ی آن «کوه پایه» ها را، که مجاهدین تنظیم های مختلف از جبهات گوناگون به آنجا سرازیر گشته بودند تا اعتماد شما را نسبت به خودشان جلب نمایند! اما شما این فرصت های طلایی را از دست دادید و نمیدانیم که تا چه زمانی، باید این تاریخ بد تکرار گردد!؟

اگر آنها مسبب کشیده گی ها بودند؛ پس درایت رهبری شما در کجا بود و هست!؟

چرا باید این بی اعتمادی نسبت به بقیه نیروی مقاومت (امارت اسلامی) تکرار گردد و بازهم قربانیانی باشم که از اشتباهات قبلی خویش نیآموختیم!؟

تا چه زمانی باید این روحیه بی اعتمادی نسبت به برادران مسلمان ما ادامه داشته باشد و عملکردهای آنی، سمارق گونه پیش چشمهای مان پدید آید!؟

بنده دارم شاخ می کشم که چگونه شما درک این موضوع را ازدست داده اید که امریکا با 49 کشور متحدش، نتوانست طالبان را از صحنه کنار زنند؛ آیا شما با پیوستن تان با «رژیم مزدور امریکا»، این توانایی رابرایشان به ارمغان خواهید داشت!؟

چگونه طالبان نسبت به «دراز کردن دست دوستی» شما، اعتماد کنند؛ در حالی که سخنگویی شما (امین کریم) 19 ساعت دُرافشانی (روی نکات اختلافی با طالبان) در یوتیوب دارند و آنرا نیز با افتخار به رسانه ها رفرنس میدهد!؟

و از همه مهمتر اینکه، تا چه زمانی ما باید برعکس فرموده خالق خویش (محمّد فرستاده‌ی الله است، و کسانی که با او هستند در برابر کافران سختگيرند، و نسبت به یکدیگر مهربان و دلسوزند.) (الفتح:29) عمل نمایم!؟

چرا باید ما، جهاد عزت بخش خویش را، تبدیل به جنگ ذلت آور در برابر طالبان نمایم، در حالی که حتی هیچ امتیاز و ضمانت دنیوی را نیز بدست نیآورده ایم!؟

آیا گناه ما همین هست که در راه الله زیر بیرق حزب اسلامی جهاد نموده ایم!؟

این چه نوع گناه بوده می تواند، که به قیمت دادن هویت اسلامی ما تمام گردد!؟

آیا سیاف، ربانی و امثالهم چه بدست آورده اند که ما یکباره و بدون هیچ ضمانت ملی و بین المللی، آنهم با این جذبه و عجله در پی آن هستم!؟

آیا همین شهرک های شان، القاب دروغین شان، بی هویتی شان، قصر هایشان، عمله و خدمه ایشان،…. و بلآخره قبر های مجلل شان، مسبب الگو پذیری ما گشته است!؟

اگر متملقین، توجیه پیری و ناتوانایی شما را پیشکش میدارند؛ آیا شما واقعاً ناتوان تر از شیخ یاسین شده اید!؟

آیا ناتوانایی شما بیشتر از «مرسی» دربند پشت میله های زندان می باشد!؟

این چه نوع یارانی در دور پیش خود دارید که شما را بسوی آتش می کشانند و شما نسبت به ایشان اعتماد دارید!؟

پس تا دیر نشده، خوب بیندیش!

از برای الله(ج) بیندیشید، و از حیات این حزب نکاهید!

چرا باید خود آغازگر- و خود خاتمه گر این حزب باشید!؟

پس چه باید کرد!؟

یکی از دردهای جامعه ما، که میراثی از احزاب کمونیستی ست، سخنوری و همواره انتقاد نمودن است، که هر دو در تضاد با ارشادات الهی می باشد. انتقاد سالم همیشه باید در پهلویش، راه حلی را نیز دربر داشته باشد که آن، خلاصه به واژه ها و تیوری های غیرعملی نگردد!

بنده هرچند از دانش کم برخودارم، اما با تجربیات چندی که در جوامع مختلف دارم، با حفظ ارزش های اسلامی، به یاری ایزدمتعال سعی میدارم تا نکات چندی را بقسم بدیل «پروسه صلح» پیشکش شما بدارم. برادران نیروی مقاومت با همکاری شان می توانند در پُربار ساختن، در تصحیح و عزل آن سهم بگیرند تا با ایجاد همچو جو، بتوانیم در مسیری گام برداریم، که هر لحظه اش، الله(ج) حاضر پنداشته و رفاه دنیا و اقبا را کمایی نمایم.

بلی! گفتنی ها زیاد است، و درد اعضای حزب اسلامی کمتر از درد مردم نیست!

اینکه به این دردها وقعی گذاشته میشود یا خیر؛ مسئولیت اش در برابر خالق هستی فردی می باشد! اما بدون آنکه از مسئولیت فردی چیزی کاسته شود؛ رهبران، محرکین و جهت دهندگان نیز در حمل بار (گناه و یا ثواب) هر فرد شامل هستند!

پس در مسیر گناه آگاه باشید؛ که چه بد هست آنجه بر دوش می کشند!

لِيَحْمِلُوا أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۙ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ ۗ أَلَا سَاءَ مَا يَزِرُونَ ﴿النحل:٢٥﴾

سرانجام روز قیامت بار گناهانشان را به طور کامل و بخشی از بار گناهان کسانی را که از روی بی دانشی گمراهشان می کنند، نیز به دوش می کشند (بی آن که از گناهان پیروان چیزی کاسته شود). پس آگاه باشید! چه بار گناهان بدی را بر دوش می ‌کشند!

و اما راه حل:

(ادامه این مطلب را در بخش جهارم تعقیب بدارید!)

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
18 Comments
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
غوربندی

تنویر صیب به قلم و همت تان برکت باد و خداوند متعال سبب هدایت برادر حکمتیار نماید امین (ولی گمان نکنم هدایت بیابد). به هر حال سلسله نوشته های شما اگر سود مند واقع نه شد حد اقل مسوولیت خویش را بنحوی ادا و بر گمراهان اتمام حجت خواهد بود. مهمتر از همه نوشته های شما بیانگر یک تاریخ است پس درین سلسله تا دارالخلافه چهار آسیاب و تا ایتلاف چاپ پول و چور کابل با دوستم وحشی طی سندی که جریر کونی رویش امضایی جعل حکمتیار نموده را نیز بر روی این ناخلف اگاه حتما بکشید. همچنان پیشنهاد میکنم… نور لوستل »

محمد نذیر تنویر

محترم غوربندی صاحب!
از حسن نظر تان چهان سپاس. از پروردگار عالمیان طلب توفیق می نمایم، و به وی پناه میبرم از نوشتن آنچه که مورد نارضایی او گردد.

از نظر پیشنهادی تان نیز تشکر می کنم. امیدارم که شما و دیگر دلسوزان راه توحید در بخش های بعدی جهت تصحیح، عزل و یا گنجانیدن نکات حیاتی، کمک کنید تا همه را بعداٌ بقسم یک رساله پیشکش خوانندگان نمایم.

در پناه و رحمت خالق هستی باشید

محمدنذیر تنویر

مجاهد

تنویر صاحب السلام علیکم !!! الله ج دی اجرونه درکړی تل دی د حزب اسلامی څو مخی به ډاکه کړی ، الله ج فرمایی فاجر ین او فاسقین خلکو ته په ګوته کړی چه خلک یی له شره ځانونه وژغوری ( اذکر الفاجر ….) ، مګر د شخصی غیبونو به اړه پلټنی کول هم ګناه ده ( و لاتجسسو ) . سیاف خو له اوله د امریکایانو جاسوس وو ، جوانان مسلمان ( اخوانی ځوڅښت ) ته یی له اوله ورلیږلی وو چه هغه خوځښت د امریکایانو په ګټه وځرخوی ، مګر ربانی او حکمتیار ښه خلک وو . کمونستان… نور لوستل »

غوربندي

مجاهد صیب ښاغلي تنویر صاحب چې د خپلې لیکنې په دوهمه برخه کې ستاسو په تعلیق نیوکه کړې محض سوی تفاهم ده، ماته تاسو او هغه د واحد موقف څښتنان ښکاری. په دې اړه د سعید صیب هم وضاحت کړی ده. هغوی ته که ستاسو موقف مالوم وای کیدای شي ستاسو په تعلیق نه وای پاریدلی، په هر حال زه پوښتنه کوم چې تنویر صاحب ولې د حکمتیار صیب په ادرس اصلاحي، تنبیهي لیکنې کوي؟ دا لیکنې ولې د سیاف پّ ادرس نه کوي؟؟ ولې یې د مجرمو کمونستانو په ادرس نه کوي؟؟؟ که یې ځواب تاسو ته روښانه وي،… نور لوستل »

غوربندی

برادر بزرگوار انجنیر صیب نذیر تنویر السلام علیکم تشکر میکنم که تعلیق بنده را قابل توجه دانسته به نیت من شک نکرده آیید. از مقدمه میگذرم و یک مثال را خدمت جنابعالی عرض میدارم. مولوی صیب فیضان رحمه الله را شاید بشناسید، باشنده قریه رحیم خیل ولسوالی سید آباد وردک چند ماه قبل داعی اجل را در حال لبیک گفت که مقیم خانه کرایی، آنهم گلی و نیمه مفروش به فرش پلاستیکی در کابل زندگی بسا بی بضاعت داشت و تا آخرین لحظه زندگی مشغول تالیف و نوشتن دعوت به جهاد مسلحانه و تبلیغ دین بود، از حزب اسلامی این… نور لوستل »

اکرام

تشکر از اظهارات هر دوی شمایان غوربندی صاحب محترم! توصیه های شما قابل قدر و بسیار مهم است امید کې امارت اسلامی به آن اعتنا کنند و در عمل ازین قبیل مشوره ها استفاده نمایند هر چند من عقیده دارم که بدون از چند تا آنان هاییکه شما تذکر دادید دیگر افراد امارت به تنظیم ها باور ندارند و بسیاری از مجاهدین واقعی حزب اسلامی خصوصا در مناطق لوگر، کاپیسا، کونر، میدان وردک، غزنی، د صفحات شمال هم اکنون در سطوح بالا در صفوف امارت کار میکنند علاوه ازین که در امارت سابق یک تن از وزاری برجسته یعنی وزیر… نور لوستل »

مجاهد

غوربندی صاحب السلام علیکم ۱ مننه کوم چه زمونږ او د تنویر صاحب تر منځ مناقشه یا مفاهمه کی منځګړیتوب دی کړی دا د ښه او متقی مسلمانانو خانګړتیا ده ، اصل مطلب : مونږ ته دا مهمه نه ده چه څوک څوک دی ، ماضی یی څرنګه وه مهمه داده چه نن څه دریز او جهان بینی لری ، که د حکمتیار په شان مجاهد د نړیوال یهودی استعمار ښکار کیږی زما او د تنویر صاحب په شان خلکو امکانات هم شته ، وایی صحابه کرام د یو لوی جهاد څخه بریالی او ویاړنی تازه راګرځیدلی وو د خپلو… نور لوستل »

انجنیر محمدنذیر تنویر

برادران محترم ام غوربندی صاحب و مجاهد صاحب و دیگر برادران السلام علیکم، احزاب را در افراد منحصر و خلاصه ساختن، یکی دیگر از دردهای جامعه ما بوده که متأسفانه به تنظیم های اسلامی (که خلاف اندیشه های اسلامی می باشد) نیز سرایت نموده است. برای مبارزه با این پدیده، بنده در این نوشته خود سعی داشته ام تا از طریق مخاطب قرار دادن الگو های شان (مثلاٌ حکمتیار)، پیامم را برسانم. و برای مجاهد صاحب، همینقدر تذکر می دهم که بنده آن تنویر نیستم که لحظه ای در خدمت متجاوزین و یا رژیم های وابسته به آن بوده باشم.… نور لوستل »

الحاج استا ذ بیانزی

برادران محترم هر دو شما تنویر صاحب و اکرام صاحب السلام علیکم ! متل فارسی است ( از ګپ ګپ می خیزد ) در لابلایی مناقشات یا تفاهمات یافتم که تنویر صاحب در اداره غلام و فاسد فایز حایز مقام درجه یک یا دو شده بود ( خودش در تبصره متذکره صادقانه اعتراف کړده ) مګر استعقی کرد. ولی بالای تبصره افغان صاحب نقد میګرند که شما (افغان ) برای امارت زهری هستید مثلیکه ارغندیوال زهری بود برای حزب سلامی. من از تنویر صاحب پرسان برادرانه میکنم ، اولا بهتان است که شما افغان را نه می شناسید که او… نور لوستل »

الحاج استا ذ بیانزی

اکرام صاحب السلام علیکم ! می بخشید می خواستم در تبصره فوق الذکر یک پروګراف را به تبصره شما مخبص بسازم ولی فراموش ام شد بعد از انکه ان تبصره را ارسال نمودم متوچ شدم به هر صورت : موضع تبصره : چای ندادن احزاب اسلامی در امارت اسلامی نیست . اصلا از نګاه اسلام ( وعتصمو بحیل الله جمیعا و لا تفرقو …) تعددد احزاب اسلامی ( مثل اقوام اګر به خاطر شنآخت باشد خیر ) با اساس ایت مبارکه ذکر شده حرام است ، شما می فهمید تعمیل نکردن ایت متذکره ګناه کبیره و قبول نه کردن ان… نور لوستل »

غوربندي

برادر بزرګوار انجنیر صاحب تنویر السلام علیکم افغانهای منسوب به تنظیم های اسلامي مدتها این تنظیم ها را از خود دانستند ولی خلاف حقیقت تنظیم های نخبه اسلامي از جمله حزب اسلامی و جمعیت اسلامی ملکیت شخصي دو تا فامیل و دامادهم و اولادهم است و فعلا اخلاف همین دو تا ناخلف (یکي مرحوم دیګر حیات) صاحب امتیاز این دو تا تنظیم اند (ګلبدین حکمتیار در تاریخ حزب اسلامي امیر مطلق العنان این حزب باقي مانده است و همچنان رباني، حزب اسلامي حکمتیار به پسرش و جمعیت اسلامي نیز به میراث صلاح الدین میباشند). من فرموده جنابعالي را بدیده سر… نور لوستل »

انجنیر محمدنذیر تنویر

برادر ارجمندم غوربندی صاحب، وعلیکم السلام و رحمته الله! بنده در بحث های دینی، که خیلی به آن علاقه دارم، در رابطه به پرسش شما دیدگاه متفاوت دارم. که این دیدگاه نظر به شرایط جامعه و افراد آن متفاوت می باشد. یکی از اعوامل عمده یکه اشخاص معین، تنظیم ها را به گروگان میگیرند و بعداٌ آنرا ملکیت شخصی شان میگردانند، به افراد جامعه تعلق می گیرد که ایشان درین قبال نیز جوابده نزد الله ج می باشند. پس باید اول ملت ساخته شود، بعداٌ سر تسلیم به اراده اش سپرده شود! به همین خاطر بنده معتقد به انتخابات فعلی… نور لوستل »

انجنیر محمدنذیر تنویر

برادر ارجمندم بیانزی صاحب، وعلیکم السلام و رحمته الله! خوش وقتم که بعد از مدتها دوباره باهم همصحبت شدیم. قهر دوستان یگان وقت کیف میکند هرچند که بنده در فصل چهارم کتاب خود «از پلچرخی تا گوانتانامو» از آن نالیده ام اما بازهم «هرچه از دوست آید نیکوست»! نمی دانم به سوالات ات جواب بدهم یا خیر؟ زیرا فرد مخاطب شما من نیستم. اما در رابطه به برادر ارجمند افغان صاحب، چیزی را که بنده نوشته ام، حرف برادری بوده است. بهترین دوست و برادر دینی آن کسیست که یکدیگر خود را از آتش دور گرداند. بنده در مواردی که… نور لوستل »

الحاج استا ذ بیانزی

تنویر صاحب یار هم السلام علیکم ۱ تنویر متل است ( قلب با قلب راه دارد یا می ګویند محبت هم دوجانبه و بغض هم دو جانبه می باشند ) وسیله محبت ما وشما با اساس رضا خداوند متعال می باشد یعنی انها ایکه با ریسمان اسلام چنګ زده برادران و د شمنان خداوند متعال و نظام اسلام دشمنی دارند دشمنان ما وشما می باشند ، در این هیچ چای تردید وشک وجود ندارد. اصل مطلب : استعمار نوین په استعمار دیروز از نګاه تاکتیک اسلحه ، وسایل و اشخاص ایکه برای انها کار می کنند فرق فاحش وجود دارد… نور لوستل »

انجنیر محمدنذیر تنویر

برادران ارجمندم افغان صاحب، سعید صاحب، بیانزی صاحب و دیگر خوانندگان محترم السلام علیکم و رحمته الله! اولتر از همه امیدوارم که معذرت بنده را در تأخیر جواب بپذیرید. ازاینکه برادران از تبصره بنده نسبت به افغان صاحب- و همچنان خودی افغان صاحب؛ آزرده گشته اند، بنده معذرت می خواهم. برای بنده کفایت میکند که پروردگارم از نیت ام آگاه باشد که در جملاتم آنچه که برادران برداشت داشته اند، چنین قصدی نبوده است. سعید صاحب نکته ی خوبی را بیان داشته اند که بنده از فهم دقیق زبان پشتو برخوردار نیستم. که این یک واقعیت است؛ و حتی به… نور لوستل »

افغان

برادر نهایت ګرامی تنویر صاحب السلام علیکم و رحمته الله و برکاته ! (مناقشات )و (تفاهمات) همین توپیر را دارند مناقشات می تواند بین اشخاص و یا ګروب ها صورت بګیرند که در نظریات شان فاصله زیاد وجود داشته و حتی از نګاه ایدیالوژی در قطب مخالف یکی دبګر قرار داشته باشد باز هم اګر اخلاق انسانی را مراعات کنند با یکدیګر نزدیک ویا تسلیم می شوند یا لا اقل دشمن نه می شوند ، معنی انسان بودن همین است . ولی (مفاهمات) بین برادران بسیار نزدیک ، هم فکر و هم سنګر هم شده می توانند، در مواردد بسیار… نور لوستل »

عمران

بإسلام به روان شهدائ بحق سرزمين پاك افغانستان

روح الله

آقای تنویر سلام من بحث شما را کامل نخواندم ولی آنچه برداشتم اینست که شما خود در خارج زیر یوغ و قانون کفر زندگی میکنید و به حکمتیار چنین سفارش های آتشین میدهید. نه دور میروم نه نزدیک: شما چنین در خواب غفلت و لنجزار بی خردی فرو رفته اید که راهی برای برون حتی در ذهن تان خطور نمی کند. همین حکمتیار یا امیر صاحبی که بعضی از شما حزبی های سر سپرده امیر میخوانید و یگانه ناجی تان میدانید صد ها افغان را در پاکستان بجرم حزبی نبودن شهید نساخت؟ صد ها افغان را محض به گمان مخالف… نور لوستل »

Back to top button
18
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x