نظــر

حکمتیار صاحب؛ هنوزهم دیر نشده! – بخش چهارم

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند

در رابطه به: نقش «حزب اسلامی» در نیروی مقاومت، و راه بیرون  رفت «حزب اسلامی» از معضلات کنونی

و اما راه حل:

اینجا دیگر تنها حکمتیار صاحب، مخاطب نیست! زیرا «خالق هستی» مسؤلیت بندگان اش را فردی شمرده؛ هرچند که رهبران و مسؤلین امور، در حمل بخش از گناهان رعیت نیز شامل می باشند.

بنده با توفیق الهی، سعی میدارم تا «راه حل» را در سه گزینه خلاصه نمایم که بعداً به تفسیر و تحلیل آن بپردازم:

1-    گزینه ی حفظ هویت جهادی و احترام به آرمان شهدا؛

2-    گزینه ی حرکتهای سیاسی زیر چتر «پروسه صلح»؛

3-    و گزینه ی بلاتکلیفی «مجاهدین راستین» در عدم اقناع راهکرد های سیاسی.

که بعداً روی پیامد های این گزینه ها بر بالای نیروی مقاومت (امارت اسلامی) نیز مروری خواهیم داشت.

اما قبل از همه، برای درک بهتر این گزینه ها؛  بهتر خواهد بود که حالت فعلی «حزب اسلامی» را زیر بحث بکشانیم که در روشنایی آن، جنبه های عملی «راه حل» را پیدا کنیم، تا تخیلات دوره های «طلایی جهاد»، ما را به بیراهه نکشانده و به آن دوره ها صدمه ی اخلاقی نرسانیم.

نقش کنونی حزب اسلامی در نیروی مقاوت:

چنانکه قبلاً تذکر رفت، نیروی مقاومت خلاصه می شود به امارت اسلامی و حزب اسلامی که در دوره تجاوز امریکا و متحدین اش شکل یافت و تاریخ جهاد را پُررنگ و باثمر گردانید. اما از پنج سال بدینسو، بدبختانه حزب اسلامی، اشتباه قبلی اش را؛ که منجر به جنگهای داخلی و دوباره جانگرفتن کمونیستها گردید، در حال تکرار می باشد! که تکرار این اشتباه را، بنده در یک جمله می توانم خلاصه کنم:

«عدم تقوا و خلوص نیت!!!»

چون نوع مبارزه، جهاد در راه الله(ج) میباشد؛ پس «عدم تقوا و خلوص نیت» در برابر برادر مسلمان، تأثیر منفی اش را قبل از آنها (امارت اسلامی)، بر خودی ما (حزب اسلامی) برمیگرداند، که با ساده گی و بدون آنکه توجیهاتی را بکار بریم، درین ابعاد محسوس میباشد:

(الف)ـ بُعد نظامی:

بزرگترین تحلیل و برداشت نادرست اعضای حزب اسلامی، در طول تاریخ جهاد این بود که باورمندی شان نسبت به نیروی داخل جبهات، کم و در یک سطح سمبولیک خلاصه میگردید، و همه دستآورد ها را، به شخص حکمتیار خلاصه می ساختند؛ که قشر خاصی از دفتری ها، در شکل دادن آن نقش بسزایی داشتند! همین علت بود، زمانی که جبهات حزب کمرنگ و کمرنگتر می گشتند، اعضای حزب کمتر میتوانستند آنرا احساس بدارند.

با آغاز سیر نزولی نظامی و در جریان آن؛ ازاینکه مرکزیت در رفع آن هیچگونه اقدامی مثبتی را انجام نداده بود؛ بی باوری مجاهدین نسبت به ایشان بیشتر گشت، و جبهات را به انشقاق کشانید. درک چنین وضع، به اصلاح مسئولین نه انجامید بلکه ایشان را به توجیهات دور از تقوای الهی مسیر داد، و در بعضی مناطق نیز به جنگهای درونی نیروی مقاومت انجامید. اکثریت مجاهدین با درک این بی تفاوتی مسئولین، و جهت دادن ایشان به جنگهای درون نیروی مقاومت، زود در سه بخش تقسیم شدند:

دسته اول عاشقان جهاد در راه الله(ج) که بقیه مجاهدین نیروی مقاومت (امارت اسلامی) را برادران مسلمان خویش می پنداشتند و جهاد را منحصر به فرد مشخص و تنظیم مشخص نمی دانستند و به تأسی از فرموده الله(ج) :  وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ ۚ  «و همدیگر را در گناه و ستمکاری یاری و پشتیبانی مکنید!»، حزب را ترک و به امارت اسلامی پیوستند؛

دسته دوم که با امارت اسلامی کینه و بغض نمی ورزیدند، و از «مسلمان کشی» نفرت داشتند؛ علاقه داشتند که تنها در زیر بیرق حزب اسلامی به جهاد شان ادامه دهند که جبهات کوچک- خانه نشین- و جبهات بزرگ بی تحرک گشتند! اینها با رکود در روند جهاد؛  بدون آنکه خود درک نمایند؛ خاطر دشمن را نسبتاً جمع ساختند؛

دسته سوم جبهات یکه در جریان این همه تبلیغ سوء ، شستشویی مغزی شده و به یک کتله ی ضد طالبی شکل یافته بودند با اشاره حلقات دفتری، به داعش و حتی نیروهای اربکی روی آوردند. بعد از گذشت زمان، خوشبختانه عده ی کثیری از دسته سوم بخصوص آنانی که با داعش بودند، بعد از تجربیات عملی و درک حقایق، دوباره به صف امارت اسلامی پیوستند و می پیوندند.

پس نقش حزب اسلامی در بُعد نظامی خیلی ضعیف است، که مصداق این سخن را، نشرات حزب اسلامی تجلی می دهد. اگر شما صفحات این نشرات را، درین چند سال اخیر ورق بزنید، اصلاً از عملیات نظامی خبری نیست، و آنچه که است، صرف بخاطر مسیر دادن مجاهدین به جنگهای داخلی میباشد. و بدتر از همه اینکه، در عدم جهادنظامی؛ بر «جهاد کنندگان»، نیز رشک و حسد میبرند، تا جای یکه از بزرگترین عملیات های نظامی امارت اسلامی نام نمی برند و اگر میبرند، آنرا رنگ انتحاری و کشتن مردم عام می دهند!

اینجاست که معیار ضعف تقوا در یک جریان بنیادی اسلامی پدید میآید؛ که این خطر، بزرگتر از عدم شرکت در جهاد می باشد!

بلی! تغییر روش در جریان های سیاسی و حتی اسلامی، یک پدیده ای غیر قابل انکار است!

اینکه در شرایط کنونی برای حزب مفید واقع میگردد و یا خیر؛ یکطرف قضیه است. اما روی آوردن به چال و نیرنگ های سیاسی غرب؛ در قاموس اسلامی نمی گنجد و داشته های پُربار این حزب را نیز به قربانی میگیرد!

اینکه حزب مسیر نظامی جهاد را ترک میگوید و به حل سیاسی روی می آورد، یکطرف قضیه است، که خساره آن به مراتب کمتر از نفی جهاد مجاهدین امارت اسلامی می باشد! یعنی در یک حرکت، حزب دو گناه را باخویش حمل میکند: «ترک جهاد» و «نفی جهاد»؛ که دومی حتی به هویت ایمانی صدمه وارد می سازد!
و اینکه چرا حزب چنین میکند!؟ بنده آنرا بجز از انحصارطلبی و برتری جویی؛ که در خمیرمایه گردانندگان نهفته است، در چیزی دیگر سراغ کرده نمی توانم، که آنهم نشأت یافته از کمبود تقوای الهی می باشد!

(ب)ـ بُعد سیاسی:

در شرایط خیلی حساس، که دشمن اعتراف به شکست نموده بود و اظهار آماده گی خروج مطلق اش را بدون قید و شرط اعلان داشت؛ حزب با پذیرش حضور در انتخابات، دوباره به آنها جرأت ماندن زیر طرح «پیمان استراتژیک» را داد. حزب بعد از کمایی دو درصد رأی، ضعف اش را در سطح سیاسی نیز رقم زد و بازهم درجهت بیهبود امور اش نپرداخت، بلکه سعی داشت تا شکست اش را توجیه بدارد. این حرکت ناکام سیاسی موجب گشت تا یک تعداد افراد نیک، از بدنه حزب در منجلاب انتخابات سقوط کنند و مانند دیگر شاخه های انشعابی، در پایتخت بمانند. ماندن افراد در پایتخت و یا دیگر شهرها؛ مشکل قضیه نیست! عدم ثبات و تقوای الهی، بارها نشان داده که ایشان در نظام های که خود آنرا اجیر می نامیدند، حل گشته اند.

عدم راهکردهای واضع و صریح، تناقض در گفتار و عمل، عدول- و انحراف نمودن از مرام و اساسنامه؛ نکاتی ست که حزب را در تنگنایی شدید سیاسی نیز قرار داده است. این تنگنا، در موجودیت خودخواهی وتکبر؛ مسبب حسادت نیز گشته که حزب را لانه ی امن برای افراد سودجو و متملق گردانیده است.

بلی! همین راهکرد های نادرست، عدم همکاری با نیروی مقاومت و بلآخره عدم پشتوانه قوی نظامی مسبب گشت تا حزب در انزوا رود. برای بیرون رفت ازین انزوا، بازهم حلقات خاص درحزب بطور خودسرانه و عجولانه به بدیل «پروسه صلح» روی آوردند.

(ج)- بُعد اخلاقی:

از چند سال بدینسو، و با استفاده از امکانات وسیع رسانه یی و فضای مجزایی؛ حزب سعی به تضعیف رقیبش (امارت اسلامی) پرداخت. درهمان ابتدا، بنده از طریق نوشته ها و تماس ها؛ از عواقب وخیم آن، هردو طرف را هشدار دادم، که خوشبختانه افراد امارت اسلامی به آن لبیک گفتند و آنرا تنها در سطح رفع ابهامات خلاصه ساختند. اما بدبختانه طرف حزب، این اخلاق حمیده برادران طالب را، نوعی عقب نشینی پنداشته و بگفته کابلی ها، بیشتر «شیرک» گشتند، و آنقدر به این تبلیغات سوء دامن زدند که حدود الهی را زیر پای نمودند!

بلی! ایشان بر رقیب خویش به راحتی اتهام می بستند، حرف های رکیک می گفتند، گمانهای بد و دروغ و سناریو های جدید را خلق می کردند، اهانت و ریشخند به بزرگان طالب، کار روزمره ایشان شده و به القاب بد از ایشان نام می بردند ووو… خلاصه آنچه از داشته اخلاقی را که اسلام به پیروانش توصیه میدارد، زیر پای نموده و اثری از جوانمردی افغانی در ایشان پیدا نبود؛ که این پروسه تا بحال ادامه دارد. مصداق این سخن؛ مروری به آرشیف نشرات حزب خواهد بود، که تازه ترین آن، در رابطه به وفات انجنیر عبدالله گل «ریان» می باشد!

این کمبود حزب، بازهم ناشی از عدم افراد متقی در سطوح مسئولین میگردد که حتی رهبری حزب، با این اینهمه امکانات و سهولت های ارتباطی، هیچگاه سعی در رفع این نقیضه ننمودند. زیرا آنها در نیت چنان گمان می بردند که رقیب را در تنگنا قرار داده اند، بیخبر ازآنکه، داشته های اخلاقی خودشان را؛ که اساس ایمان فرد را تشکیل میدهد، از دست میدادند. این مطلب را پروردگارهستی به این ساده گی و به این واضحت، که قابل درک برای همه هست چنین بیان میدارد:

إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ ۖ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا ۚ

اگر نیکی کنید به خود نیکی کرده اید، و اگر بدی کنید به خود بدی کرده اید! (الاسراء:7)

ضعف اخلاقی برادران حزب که خویش را «روشنفکران دینی» معرفی میدارند، تنها در سطح بازندگان سیاسی این دنیا خلاصه نمیگردد، بلکه حالت اخروی چنین افراد را، پیامبر صلی الله علیه وسلم، «مفلسین» بیان داشته است:

صحابه پرسیدند که یا رسول الله! این مفلسین، چه کسانیست!؟

ایشان فرمودند: آنانی که با کوه از حسنات حشر میگردند!

صحابه از تعجب چنان حیرت زده شده بودند که پیامبر(ص) زود جمله اش را تکمیل گردانید:

و کسانی که مورد تهمت، غیبت، گمان بد و اهانت قرار گرفته بودند، در بدل آن، از ثواب های فردمفلس بر می دارند تا جائیکه این کوه حسانات تمام میگردد. چون دیگر ثوابی برای فرد مفلس باقی نمانده، آنها از گناهان خویش به فرد مفلس می افزایند. پس اینها مفلسین هستند!

بلی! این ضعف اخلاقی چنان تأثیری بد در درون حزبی گذاشته است، که برعکس فرموده (پیامبر صلی الله علیه وسلم) در گفتار و نوشتار به آسانی دیده می شود:

«مومن شده نمیتواند کسی که آنچه را که برای خود می پسندد به برادرش نپسندد!»

شما اگر سری به نشرات حزب و یا فیسبوکی هایشان بزنید، به ساده گی، خوشی هایشان را در شکست- و اندوه ایشان را در پیروزی طالبان می بینید. پس چنین اخلاق به زودی دامنگیر خودی مسئولین نیز خواهد شد؛ دیگر نه بیعتی برای امیر خواهد ماند، و نه «خالق هستی» ایشان را در امور، توفیق خواهد داد، که همین سرگردانی کنونی چه در سطح تنظیم و چه در سطح افراد، آثاری از گرفت الله(ج) می باشد!

(د)- بُعد ایمانی:

نبض امور در بخش از حزب اسلامی، بدست کسانی افتاده است که ایمان به غیب، نزد ایشان، فقط در سطح تخیل و ناپیدا خلاصه میگردد. اینها در حلقات مختلف با پشتوانه نظریات فلسفی و عرفانی که برخاسته از گمان های بشری می باشد، چنان به غلوگرایی عقل دامن میزنند که گویی اسلام تنها در عقل خلاصه گشته و چیزی فراتر از آن، تنها در سطح تخیل و رویا وجود دارد. این گروه با الگو پذیری از عبدالکریم «سروش» وبا استعداد سخنوری هایکه دارند، در حلقات مختلف به شستشویی مغزنی جوانان مصروف هستند.

نظریات اینها زیر چتر «روشنفکری دینی» شکل یافته، که حاصل زحمات 48 ساله نهضت اسلامی را به باد نیستی می کشاند. این نظریات کشنده که عمق درک اش، برای افراد عادی محسوس نمی باشد، از طرف افراد کلیدی حزب، و با پشتوانه «شهادت» ارگان نشراتی حزب، نشر و پخش میگردد. محترم نادر کبیری مسئول بخش آلمان و محترم امین کریم سفیرخاص و سخنگوی حکمتیار از افراد کلیدی نشر چنین اندیشه های مخرب در بین جوانان می باشند که آنها نیز در عدم فهم از وحی الهی (قرآن و سنت) در نشر و پخش دوباره آن می پردازند.

زمانی که مضمونی زیر عنوان «متحجر کیست!؟» از طریق نشریه «شهادت» بچاپ رسید، بنده «شهادت» و مسئول بخش اروپا (برادر قریب الرحمن سعید) را در جریان گذاشتم و از عواقب بد همچو حرکات، برای شان هشدار دادم. شهادت تبصره بنده را سانسور نمود، و برادر سعید که وعده نقد آنرا سپرده بود، آنرا به باد فراموشی گذاشت.

این بحران بازهم خبری از عدم افراد با تقوا در کدر مسئولین فرهنگی حزب را می رساند، که در انحصار چند فردی تقاعدی مانده است. پس اگر چنین حرکتها رشد یابد، حزب از ردیف احزاب «بنیادی» اسلامی حذف خواهد گشت، و به یک جریان «شعاری» اسلامی تبدیل خواهد شد!

با تأسف از آینده یکه حزب در پیشرو دارد، رهبریت و گردانندگان کنونی حتی رحمی به تاریخ این حزب نیز ننموده اند!

به آرمان شهدا اسلام، ارج نگذاشته‌؛ داشته های معنوی ایشان را، دوره های طلایی جهاد ایشان را، قهرمانی های شانرا به گروگان گرفته اند. این گروگان گیری ناجوامردانه، چنان افکار را نسبت به تاریخ حزب مغشوش گردانیده که صفحات طلایی اش را، از بنیاد وارونه جلوه داده، و همه را یکجا، بسوی آتش نیستی می کشاند.

عکسهای شهدا، صفحات نشراتی حزب را پُر ساخته؛ گردهمآیی ها و مجالس را، با استفاده از حضور سمبولیک فرزندان و دیگر اعضای فامیل این قهرمانان، پیوند تاریخی میدهند. با به رخ کشانیدن قدامت، فخرفروشی براه می اندازند، و فضای بی اعتمادی را نسبت به بقیه نیروی مقاومت شکل میدهند تا از پیوستن مجاهدین راستین به صفوف امارت اسلامی جلوگیری بعمل آرند. به آنها پیشنهاد القاب دنیوی را در برابر القاب معنوی می نمایند تا در پوشش همچو القاب، پول های بی شمار را بسوی شان سرازی نمایند، و آنها را همچو خویش، در لجنزار وابستگی غرق نمایند (پیشنهاد لقب مارشالی، از برای برادر مجاهد کشمیرخان ابتکار جدید شان است).

جای بس تأسف است، که همچو حرکتها را به الگو پذیری از حزب عدالت و توسعه ترکیه نیز ریفرنس می دهند، در حالی که قضیه برعکس آن می باشد. (در این رابطه، خاطره ای کوتاه بنده را با دکتور نجم الدین اربکان می تواند روی لینک ذیل مطالعه نماید:)

http://zhman.net/?p=58766

بلی! تاریخ حزب هر روزه با همچو عملکردها زیر سوال میرود!

زیر سوال میرود، توسط آنانی که سنگ دوستی حزب را بر سینه میزنند. بی خبر از آنکه، بد تر از غربیان عمل می کنند:

غربیان مخالفین شان را که در حیات هستند، «بلک میل» می گردانند؛

اما حزبی ها، شهدا و تاریخ طلایی حزب خودشان را، «بلک میل» می گردانند!؟

پس چه ارزشی برای مبتکرین «پروسه صلح» باقی مانده تا برمبنای آن، بر ایشان اعتماد نمود!؟

آیا رسم جوانمردی در برابر رفتگان این حزب و در برابر منتقدان این حزب؛ که عمر شان را در این حزب خوار کردند، چنین است!؟

این بود برداشت بنده از وضعیت کنونی حزب!

حزبی که در حدود چهار دهه را در آن سپری داشتم، و بر مبنای این برداشت، و دلسوزی یکه نسبت به آن و اعضای آن دارم، نکاتی چندی را، جهت بیرون رفت ازین معضله به یاری ایزدمتعال بیان می دارم:

(ادامه این مطلب را در بخش پنجم تعقیب بدارید!)

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
4 Comments
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
غوربندی

تنویر صيب

السلام علیکم
به شیر و ایمانتان رحمت الهی باد.

بانتظار بخشهایی بعدی

غوربندی

السلام علیکم

د نن تکی آسیا له اداری هیله کوم چی د موضوع د اهمیت او د تنویر صاحب د لیکنو د مفیدیت له مخی یاده/روانه سلسله د پانی په سر کی په درشت لینک او عنوان سره وتومبی

مننه

غوربندی

او که داسی سوک همکار پیدا شی چی دا لیکنی پشتو ته ترجمه کاندی نو دیری مفید به واقع شی

محمدنذیر تنویر

وعلیکم السلام و رحمة الله و برکاته
غوربندی صاحب محترم.

رحمت الهی بر بصیرت شما باد!

آنچه حق هست از جانب الله ج می باشد؛
و آنچه تقصیر و کمی ست، از جانب بنده می باشد که آمرزش از پرودگارم می طلبم و به دعای شما دوستان همیشه ضرورت دارم.

Back to top button
4
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x