دشمن کیست !

نویسنده: محمد آمین فروتن
می گویند : شخصي شيطان را خواب ديد كه تعدادي ریسمان دردست دارد.آن شخص پرسيد؛میتوانم بپرسم که اين ریسمان براي چيست؟ شیطان جواب داد؛ اينها را به گردن آدم ها مي اندازم و آنها را به دنبال خود مي كشانم. آن مرد پرسيد؛ ریسمان من كدام است؟ و شيطان خنديد و گفت؛ تو كه نيازي به ریسمان نداري؟ خودت با جیره ای ناچیزی دنبالم می دوی ؟

نگاشتن یادداشت هفته گی ام بودم که ناگهان خبر اعدام شش تن از زندانیان محکوم به اعدام در محبس پلچرخی را شنیدم مو های بدنم راست شد و آنتن های ذهنم تکان خورد زیرا به دلیل چندسالی که در دوران حاکمیت داروغه های چپ موسوم به خلق وپرچم آن دوران که بر سرنوشت مردم فقیر افغانستان حکمرانی میکردند خاطرات غم انگیزی از آن دوره سیاه تاریخ درذهن ام به حرکت آمد .

در خبرآمده است که در جمع این اعدام شده گان دوتن ازکسانی که به اتهام دست داشتن در قتل استاد برهان الدین ربانی یکی از رهبران ارشد جهاد و رئیس شورای صلح افغانستان و عبدالله لغمانی معاون پیشین ریاست امنیت ملی که در سال ۱۳۸۸ در یک مسافرت رسمی و به قول قیام الدین کشاف رئیس شورای علمای افغانستان غرض افتتاح مسجد به ولایت لغمان رفته بود از سوی دشمنان اسلام به عنوان ستون فقرات نظام افغانستان و دولت این کشورو این ملت به شهاد ت رسید

خلاصه اینکه این همه شش تن از اعدام شده گان کسانی بودند که اکثریتی از آنها روزگاری در رکاب کانگسترهای مذهبی و فتوای دهنده گان قصه خوانی پیشاوربر ضد کفر برای احیای جامعه عادلانه و توحیدی شمشیر میزدند . خود را عین حق و احیأ کننده عدالت اجتماعی در جامعه و حتی عموم امت اسلامی می پنداشتند . درروزگاری که هنوز قباله های بهشت در بدل انتحار و انفجار وخون نوجوانان نابالغ تبادله نه میگردید همه از خود می پرسیدند و می پرسیدیم چگونه است که این همه جنازه هاباید از سرزمین افغانستان بیرون رود و کسانی با اطلاعات کم و ناقص فقهی و مذهبی خون و ناموس مخالفان خود را حلال و آنها را در صف یهود و نصاری قرارداد ؟ هرچند کلیپی از یک ملای جاهل با اطلاعات اندک و غلطی که از دین مبین اسلام دارد قبلأ نیز خدمت شما عزیزان ارائیه نموده ام اما از اینکه در جامعه فقیر ما هرجنایتی را که انجام میدهند آن را با دین اسلام پینه میزنند این کلیپ ویدویی ملای که مشغول شغل شریف دشمنی با اسلام و انسان است باردیگر خدمت شما تقدیم میدارم .

می بینید عزیزان ! که چگونه با مسخ ماهوی آیه های از قرآن پاک دین اسلام را به مسخره میکشند ؟ توگوئی که لشکریان وجنگجویانی که در رکاب خدای خویش درمقابل خداوند مشریکان ودیگر اندیشان شمشیر میزنند و با این آسانی خون یهود و نصاری را حلال و مال و ناموس شان را صد در صد حلال نه تنها غنیمت میشمارند بل هر آنکه در راه چنین جنگ شبه مقدس بیشترین غنیمت ها را نصیب شود در بهشت نیزبا اعطای هفتاد حور وتوظیف دائمی غِلمان یا همان برده گان دوران زندگی مورد نوازش قرار میگیرند !!
دشمن کیست !
افغانستان سرزمینی است که با همه عظمتهای خیره کننده وویژه گیهای اعجاب انگیزش متأسفانه در حوزه جامعه شناسی و ترمنولوژیی سیاسی دارای یک نقص عمده ای بوده است و این عیب بزرگ سبب بیشترین قربانی های این سرزمین شده است .چنانچه این ضعف و فقدان تعریف دقیق و مشروع از واژه “دشمن ” در نزد تمامی مبارزان راه آزادی و استقلال این سرزمین بوده است
جالب آنجا ست که این ضعف و فقدان تعریف دقیق از واقیعتی بنام دشمن پس از پیروزی و رسیدن به قدرت عموم نیروهای که قبلأ برای آزادی و عدالت شعار می دادند مشهود بــــوده است . البته با صراحت و اطمینان میتوان گفت که نه تنها فقدان تعریف دقیق از دشمن بصورت سربسته و دست ناخورده به دوران جدید منتقل شده بلکه با پشت کردن به شعارهای از قبیل عدالت ، صلح و ترقی که در دوران قبل از اقتدار سر می دادند از اینکه اصولأ برای تحقق مؤلفه های چون عدالت ، صلح و پیشرفت دارای هیچگونه برنامه مشروع و نقشه راه مطلوب نبوده اند برای حفظ و نگهداری قدرت روبه کشتارمخالفان بنام دشمنان امنیت و رفاه مردم می آورند .چنانچه می بینیم دولت کنونی موسوم به وحدت ملی در افغانستان که ملزم به مسأله صلح بحیث یک نیاز ملی در اجندای خود دارد و همچنان مخالفان مسلح و غیر مسلح آن اعم از طالبان و دیگر مخالفان سیاسی هردو طیف برای مدیریت جامعه و رسیدن به صلح عادلانه دارای هیچگونه برنامه وراه حل های نیستند . بنأ در مسیر امتداد حفظ و نگهداریی قدرت مافیائی به شیوه های متوصل میشوند که روزگاری برای ازمیان بردن آن مبارزه وتلاش مینمودند، طبیعی است که قدرت حاکم آن زمانرا به کشتارهای از بی گناهان و بیچاره گان تداؤم می بخشیدند . چنانچه حین حاکمیت حزب موسوم به دموکراتیک خلق افغانستان که نه برای رفاه خلق دارای نسخه وبرنامه ای بود و نه هم فرآیند دموکراسی و آزادی را به وجدان فردی و جمعی صفوف ورهبران شان مبدل شده بود لهذا مردم فقیر افغان که با هر قوم و نژاد و مذهبی متعلق بودند و باورداشتند برای سقوط حاکمیت حزب دموکراتیک خلق به صحنه آمدند و برای تحقق این شعارکه دیگر نباید سلسله کشتارهای جمعی و قانومند دولتی ادامه یابند همچنان پس از گذشت چندین سال با یک نقشه کاپی شده ای شبه مذهبی همراه با اکثریتی از مجاهدان سابق در کسوت جمهوری اسلامی افغانستان در جامعه فقیر افغانستان ظهور یافتند . اما بادرد و دریغ که هردوطیف مذهبی و سکولارشبه مذهبی که بالنوبه پس از زوال رژیم حزب دموکراتیک خلق و سقوط حکومت طالبان و القاعده به قدرت آمدند فقدان راه عادلانه و نسخه علمی برای نجات انسان ساکن در قلمرو جغرافیاوی برای حفظ قدرت سیاسی به همان شیوه های متوصل شدند که جهت ازمیان بردن رقیب اش آنرا به مثابه خطاکاران مورد سرزنش قرار میدادند .
چنانچه می بینیم در راستای همان سلسله امروز نخستین گروه شش نفری پس از چندین سال شکنجه روحی که لحظه به لحظه چوبه های دار را در خواب وبیداری می نگریستند به چوبه دار رفتند . مــــــن اکیدأ مخالف صدور و اجرای هرنوع احکام اعدام هستم و برویت فلسفه توحیدی تاریخی اجرای آنرا یک جنایت عریان میدانم و درعین حال باوردارم که به جای اجرای اعدام و محو فزیکی جنایتکاران باید ریشه های ظلم و جنایت را ریشه کن ساخت . وتنبیه جنایتکاران ومجرمان باید برای بازگشت به جامعه به اساس احکام عادلانه محکمه ذیصلاح و مشروع تحقق یابد . کاملأ روشن است هرآنکه در عصر حاضر دست به جنایت و آدم کشی زد باید تنبیه گردد و بدور از جامعه انسانی در محل هاو مکانهای مناسب زیر نظر افراد باتجربه و مسلکی تحت پرورش قرار گیرند لهذا نباید این حوزه ممنوعیت را به نام افراد گناهکار و بی گناه تقسیم بندی نمود که سؤاستفاده ی از آن از جانب “سیأ” ست مداریان این زمان دور از امکان نیست .

د نن ټکی اسیا موبایل اپلیکیشن
avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د