نظــر

مقایسه دیموکراسی با اسلام

من در باره دیموکراسی مقاله های متواتر نوشته ام ، در سایت ها و در فیسوک وجود دارند ، نه تنها مقاله های متواتر بنده بلکه علمایی برجسته اسلام  در کتاب های اسلامی هم در باره دیموکراسی صحبت ها ونوشته های زیادی داشته ومی دارند ، که دیموکراسی در قطب مخالف نظام اسلام قرار دارد ؛

بهترین ثبوت مخالف بودن دیموکراسی با اسلام این است ، مافیه بین المللی که امروز انرا  استعمار جهانی می نامند ،  در صدد تاسیس  حکومتی جهانی است که توسط نظام شیطانی دیموکراسی اداره خواهد شد ، استعمار جهانی ( مافیه یا تروریزم بین المللی ) که در صدد تاسیس حکومت جهانی است با این معنی که دعوی خدایی انسانی را در سرخود می پروراند. یعنی که تعیین و مشخص کردن حلال و حرام یا امر و نهی الهی  توسط  حکمایی  نظام  دیموکراسی  صورت بګیرند.

به همین ملحوظ ، خواهان حکومت جهانی ،  تمام ادیان  بالخصوص دین اسلام را ( که  نظام مکمل است ) از سیاست و حکومت داری منزوی می سازند . استعمار جهانی سعی می ورزند که سیاست حکومت جهانی را برای استثمار جهانی شان زیر چتر دیموکراسی صورت بګیرند به خاطر اینکه تمام قوانین نظام دیموکراسی  توسط ماسونیزم ( تنظیم جهانی یهودیها )  طوری پیریزی شده که استعمارګرجهانی  می توانند با اهداف نهای استثمار  خود با اسانی نایل ایند.

سوال ایجاد می شود که استعمار جهانی چرا عاشق نظام دیموکراسی است ؟       به خاطر اینکه از دیموکراسی منحیث اسلحه بسیار موثر استفاده می کنند ، مثلیکه روسها پیش از ورود یک مملکت مطلوب و مورد هدف شان از شعار دروغین و فریبنده کمونستی ( کور کالی ډوډی یا روټی کپړا اور مکان ) استفاده می کردند ، ولی بعد از بدست ګرفتن نظام سیاسی ان مملک همین شعارها سرچپه می شد ند یعنی روټی ، کپړا و مکان را به عوض اینکه به مردم مفت بدهند از مردم به زور می ګرفتند و برای دوام و استمرار قوت و حاکمیت استعماری شان کشتار های انفرادی و دسته جمعی و بسی مظالم و وحشت های ګونان دیګر را مرتکب می شدند

استعمار جهانی ( مافیه یا تروریزم بین المللی ) مثل کمونست ها نیز از شعار های ګرم و نرم و چرب و روغنی دیموکراسی استفاده می کنند و تا حدی برای تبلیغات خوب و مفید نشان دادن دیموکراسی سرمایه ګذاری کرده که بسیاری از علمایی اسلام فریب خورده و می خورند و شکار تبلیغات سویی انها شده اند و می شوند  که بعضی از علمایی اسلام نیز دیموکراسی را شعوری یا غیر شعوری مخالف با اسلام نه می پندارد و حتی می ګویند که اسلام خودش نظام دیموکراتیک است ، یا اسلام از خود اصول دیموکراتیک دارد و این و ان .

 برادران وخواهران مسلمان ، اګر اسلام خودش دیموکراسی و یا مشابهت با نظام شیطانی دیموکراسی می داشت و یا لا اقل دین مبین اسلام مخالف با دیمو کراسی نه می بود ، چرا غرب به عوض  استفاده کردن از  دیموکراسی ، چرا  اسلام را در اغوش ګرم و نرم خود نه می ګرفت وقوع جنګهای امروزه و دیروزه جهان اسلام و جهان کفر بوقوع نه می پیوستند ، و سر تاسر جهان  فضایی صلح ، برادری ، عدالت و سعادت ،  جای بدبختی ها، کشتار ها ، استثمار ، وحشت و غلامی امروز را احتوا می کرد اسلام نسبت به دیموکراسی سبقت دارد ، جهان غرب یا استعمار جهانی اصلا برای بمیان اوردن یا بکار انداختن  دیموکراسی وقت خود را ضایع نه می کرد غرب به عوض اینکه دیموکراسی را به وجود می اورد ، چرا از اسلام منحیث یک نظام ایکه سبب صلح و سعادت هر دو جهان انها می شد ،چرا استفاده نه می کردند ؟  علت ان چراها  چه بوده ؟ و وحتی توسط نظام اسلام هم می توانستند حکومت جهانی را که با قلب های مردم حکومت می کرد تاسیس می کرد .

دوم ، اګر دین اسلام با دیموکراسی مخالفت ندارد و نداشت چراغربی ها  با دین مبین اسلام نفرت ها و  دشمنی های غیر مسالمت امیز دارند ، جنګ های صلیبی را برپا کردند و جنګهای امروز هم همان سلسله یی جنګ های صلیبی دیروز هستند چرا برای جلوګیری دین اسلام ساخت وبافت فریبکارانه  سکولریزم را به وجود اورده که اسلام باید در حکومت و سیاست سهم نداشته باشد و برای این کار قربانی های متواتر مالی و جانی می دهند ، تریلون ها ډالر را مصرف کردند و می کنند و خون هزاران عساکر خودرا می ریزانند و به هدر می دهند .

سوم ، به خاطر اینکه در مقابل پروژه تاسیس حکومت جهانی  ، مقاومت یا ممانعت ایجاد نګردد از اسلام حقیقیی دوری میګیرند ، دشمنی ها و جنګها را اغاز می کنند  و با اندازه یی ترس وبیم  از اسلام و مسلمین دارند  که برای چلوګیری از ان در این چند سال اخر غربی ها  دین دیګراسلام  را بنام ( اسلام امریکایی ) ترتیب و تدوین نموده که در ان دین  اسلام امریکایی تمام ایات جهادی و سیاست را مدغم  کرده و دین اسلام امریکایی  را دین معتدل نام داده و از ان دین  مثل ادیان یهودیت و عیسویت امروزه ساخته اند.

کتابهایی فراوان از ( اسلام امریکایی )  را نوشته ، نشر و پخش ګردیده ، مفسرین و اهل حدیث را یکی از دیګر جدا ساخته که مفسرین قران از احادیث و علمای احادیث از قران انقدر یکی به دیګر تکیه و ربط نه می دهند . و حتی می ګویند که بعضی از ایات قرانی کم و زیاد شده تا سبب شک و شبهات در قران و احادیث ګردند.

علمایی اسلام امریکایی را درس و نوازش مالی وسیاسی می دهند که به عوض دین اصلی اسلام ، اسلام امریکایی  را که بنام اسلام معتدل نیز یاد می کنند دربین مردم مروج بسازند  ، و ضمنا جرات  تبدیلی  دین حقیقی  اسلام در اذهان مردم لاوبال و فروخته شده ایجاد و بپرورانند تا دین مبین اسلام را نیز مثل ادیان دیګر از اصل ان تغییر دهند . در اسلام امریکایی سعی بعمل امده که اسلام را با دیموکراسی رابطه موازی دهند یعنی که یکی دیګر را قطع نه می کنند .

 من منحیث یک مسلمان ، بصورت خلاصه برای تمام برادران و خواهران با بسیار جرات و اطمنان اعلان می دارم که دین اسلام و یا نظام اسلامی در قطب مخالف نظام شیطانی دیموکراسی قرار دارد ، تمام اوامر و نواهی در دیموکراسی ، که  توسط وکلای پارلمان بااکثریت ارا انها تصویب و وضع می ګردد جز قانون اساسی مملګت می ګردد مثلا اګر تصویب اکثریت ارا این باشد که شراب حلال است (حلال  محسوب می ګردد ) ، ولی برخلاف در اسلام تمام اصول و قوانین  انفرادی و اجتماعی توسط کلام الهی از طرف الله ج مشخص ګردیده  کسی حق کم وزیاد ویا تبدیلی انرا ندارد ،ما انسانان صرف در اجرا و تعمیل انها کمه حقه سعی می ورزیم مثلا در اسلام شراب حرام است اکثریت ارا نه می توانند انرا حلا ل بسازند ، یا ازادی بی بند وبار  دیموکراسی در نظام الهی وجود ندارد بلکه برای ان یک محدوده مشخص تعین شده تا  ازادی یکی سبب متضرر شدن و سلب شدن  ازادی دیګران نګردد، ولی در ممالک ایکه  دیموکراسی و سکولریزم درا ن  حاکم است مرد با مرد و زن با زن می توانند ازدواج قانونی نمایید در حالیکه این کار نه تنها مخالف اصول اسلام بلکه مخالف اصول و کرامت انسانی می باشد حتی در اصول جنګل و حیوانات هم جواز ندارد و شما ندیده باشید که این کار در بین حیوانات عملی شده باشد . ولی در جوامع ایکه نظام دیموکراسی درانجا مستقر و حاکم است این ازدواج ها نه تنها قانونی است بلکه اینرا یکی از بیشرفت های تمدن انها در حساب می ارند یعنی این ازدواج های همجنس ها در قانون اساسی انها درج شده و اعاده حقوق انها میحیث زن و شوهر مراعات می ګردد . بعضی از مستشرقین فروخته  ، سکولیست ها ، و هوا خواهان وفادار دیموکراسی ، از خاطر واقعیت های قبول شده وحشت های چامعه غربی ( که نه می توانند از وحشت های متواتر انها چشم پوشی نماییند )  اینطور وانمود و استدلال می کنند که دیموکراسی هر مملکت به مملکت دیګر ، و یا شرق و غرب فرق می کنند و دلایل انرا که چرا فرق می کنند ، من با دلایل انها با اظهار دلایل تحت الذکر توافق نظر ندارم:

اولا ، دیموکراسی نظام است ، نظام در حقیقت یک فارمول ریاضی یا کیمیاوی می باشد که با مجرد تغیر و تبدیل ،  فارمول دیګر را می سازند ویا ار فارمول بودن می برایند در هرکجا تغییر نه می کنند ، مثلا اسلام یک نظام است ، یک فارمول مشخصه همه جانبه اجتماعی و انفرادی انسانی است ارکان عمده اسلام در هر کجایکسان می باشند ولی در صورت تبدیلی یا کم وزیات ان فارمول تغیر می خورند یعنی بعداز تبدیلی نام ان اسلام نه می ماند ، مثلیکه استعمار جهانی امروز در صدد به وجود اوردن یک اسلام دیګر که با اسلام اصلی فرق دارد ، هستند ،که نام ان اسلام امریکایی است که  با اسلام اصلی الهی بکلی فرق دارد هیجکس اورا دین مبین اسلام ګفته نه می توانند .

دوم ، در صورت متفاوت بودن ارکان ، اصول ، قوانین و ضوابط عمده دیموکراسی شرق  با غرب و یا از یک مملت با مملکت دیګر ، چرا نام ان نظام ( دیموکراسی) تغییر نخورد از یک مملکت اګر نام ان کمونستی باشد از دیګر مملکت باید دیموکراسی و یا نشنلستی بنامند ، اصول کمونیزم ، با اصول کاپییتالیزم بصورت کلی فرق دارند نام ها ی انها هم باید فرق کنند . یا دین اسلام که با عیسویت و یا یهودیت فرق دارد نام های شان هم یکی نیست و هزار هامثالهای دیګر در ادوار مختلف تاریخ جهان وجود دارد .

سوم ، فواید ان ، که برای تمام جهان یک دیموکراسی داشته باشیم ولی اصول و مقررات ان در هر مملکت و یا در هر جامعه فرق داشته باشد ، در چه و درکجا وجود دارند ؟. دیموکراسی کدام دین اسمانی هم نیست که با اطاعت نکردن ان سبب ناراضی بودن الله ج می ګردد . 

چارم ، بلی ، دیموکراسی شرق و غرب فرق دارد فرق می کنند ، فرق ان مثلیکه قبلا هم یاد اوری کردم که استعمار جهانی از دیموکراسی منحیث یک اسلحه بسیار عصری استعماری استفاده می کنند مثلیکه کمونستها از فلسفه کمونستی در هر کجا استفاده های متفاوت می کردند از دیموکراسیی نیز د رهر کجا نظر به شرایط زمان و مکان هر کجا فرق می کنند ، مثلیکه اسلحه انواع و اقسام مختلف دارد در هر کجا از اسلحه مشخصه مطابق ان ساحه ، مردم و ان منطقه استفاده می ګردد      دیمو کراسی نیز در هر مملکت فرق می کنند مثلا دیموکراسی مصر نسبت به دیموکراسی افغانستان فرق می کنند یعنی استعمار نه می توانند برای مردم مصر از عین اسلوب و فریب کاریها کار بګیرند که در افغانستان زیر کار بودند و هستند پس دیموکراسی مصر با دیموکراسی افغانستان فرق فاحش در فریب کاریهای دیموکراسی می باشد نه در فارمول و طرز تفکر دیموکراسی.

و من الله التوفیق

الحاج استاذ بیانزی

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x