حکمتیار صاحب؛ هنوزهم دیر نشده! – بخش پنجم

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند

در رابطه به: نقش «حزب اسلامی» در نیروی مقاومت، و راه بیرون  رفت «حزب اسلامی» از معضلات کنونی

بخش پنجم:

و اما راه حل:

بر مبنای برداشتی که بنده از وضعیت کنونی حزب اسلامی در نیروی مقاومت قبلاٌ ارائه داشتم؛ «راه حل» را در سه گزینه به بررسی می گیریم:

1- گزینه ی حفظ هویت جهادی و احترام به آرمان شهدا؛

2- گزینه ی حرکتهای سیاسی زیر چتر «پروسه صلح»؛

3- و گزینه ی بلاتکلیفی «مجاهدین راستین» در عدم اقناع راهکرد های سیاسی.

که بعداً روی پیامد های آن، بر نیروی مقاومت (امارت اسلامی) نیز مختصراٌ مروری خواهیم داشت.

گزینه اول؛ حفظ هویت جهادی:

اگر بخواهیم هویت اسلامی ما زیر سوال نرود، و داشته های جهادی خویش را حفظ بداریم، و بخون شهدای نهضت خیانت نورزیم؛ پس نباید «مرام نامه حزب اسلامی» زیر پای گردد! زیرا اساس «مرام نامه حزب اسلامی»، برمبنای «قرآن و سنت» شکل یافته، که هیچگاه نمی توان آنرا همانند قانون اساسی کشور تصور داشت، که تنها با شعار «اسلامی بودنش»، اکتفا شده است! واگر چنین شود؛ خود و جامعه را به مسیر تباهی خواهیم کشاند، آنچنانکه فعلاٌ شاهد آن هستیم. پس گزینه سیاسی از برای یک جریان اسلامی، نباید برمبنای «چال و نیرنگ»؛ که روش معاندین اسلام میباشد، شکل یابد! سیاست در اسلام، تدبیر در امور برمبنای شریعت الهی می باشد!

پس با تدبیر، و احترام به خون «شهدای جهاد»، و حرمت به مجاهدین راستین؛ می توانیم اهداف اسلامی خویش را، برمبنای گزینه های سیاسی نیز، به سادگی و بدون دردسر رقم زنیم. راهی که؛ کمر «معاندین اسلام» را در یک لمحه، خورد ساخته، و خوشی و حلاوت را تا دورترین نقاط افریقا به ارمغان خواهد برد.

حکمتیار صاحب!

ازینکه شما تاحال به جایگاه تان در بین «امت اسلامی» پی نبرده اید، جای تأسف است! شاید همین علت باشد که گاه وبیگاه به تصامیمی روی میآورید که خیلی ناچیز و پیش پای افتاده بوده؛ ویا شاید هم، عزت بدستآورده دوره جهاد را، از درایت و استعداد خویش می پندارید؟

درحالی که امیرالمؤمنین عمرفاروق(رض) آنرا این چنین بیان میدارد:

«ما ملتی هستیم که خداوند بوسیله اسلام به ما عزت بخشید، و اگر ما عزت و سرفرازی خویش را در چیزی دیگری جستجو نمایم، خداوند ما را خوار و ذلیل خواهد ساخت!»

پس بهترین «راه حل» از برای حزب اسلامی، و حتی شخص خودشما، همان چیزیست که بنده در 16 جون 2013 از طریق مقاله ای تحت عنوان «پس چه باید کرد؟»؛ با بررسی ابعاد گوناگون اش بیان داشته بودم و حالا نیز در یک کلام آنرا خلاصه میدارم:

بیعت با امارت اسلامی افغانستان!

زیرا در وجود شما ظرفیت و گنجایش رهبری «امت» کمتر دیده می شود!

رهبری «امت»، با مدیریت یک تنظیم، بکلی تفاوت دارد! شاید شما در سطح یک تنظیم قابل پذیرش بوده بتوانید، اما برای تمامی افراد جامعه، نتایج مطلوبی را به ارمغان نخواهد داشت! مثال زنده آن، همان چیزی خواهد بود که ربانی، سیاف و امثالهم پیشکش جامعه ما نمودند ویا مینمایند؛ که نتنها از برای اسلام خدمت نکردند بلکه اسلام را در اذهان عامه مردم کمرنگ نیز جلوه دادند.

و از جانب دیگر، اگر شما به اطرافیان خویش خوب نظر اندازید، بیشتر ایشان طفیلی های «جوک» صفتی هستند، که از مکیدن خون اعضای حزب، سیری ندارند. ایشان همیشه منتظر موضیع گیری های شما هستند تا بعداٌ، به مداحی بپردازند، و اصلاٌ در وجود شان ابتکار عمل دیده نمی شود تا روی آنها حساب شود!

پس در چنین وضعی؛ بهترین راه حل، «بیعت» است.

حکمتیار صاحب!

اگر شما فکر می کنید که با بیعت، «امارت حزب» تانرا از دست میدهید؛ در اشتراک «پروسه صلح»، امارت تان خودبخود نفی میگردد. امکان میرود در جمع هوادارن تان به حیث یک رهبر مذهبی بمانید اما در جامعه، به حیث یک رهبر سیاسی تبارزخواهید کرد که از گذشته هایتان نیز بریده خواهید شد، که در چنین حالت؛

در بین «بدان» کمتر «بد» خواهید بود!

اما در صورت بیعت؛ ضمن آنکه خود و همراهان تان را از آتش دور میسازید؛

در بین «خوبان» سرتاج نخواهید بود!

بیعت به امارت اسلامی، به معنی «حمار» کردن افراد نیست!

حدود را، الله(ج) در کلامش تعیین داشته است نه افراد! و این حدود که همان «شریعت الهی» میباشد که در «قرآن و سنت» خلاصه گردیده است و در نزد همه موجود است!

پس ترس شما از چیست؟

آیا نزد شما حاکمیت «قرآن و سنت» در اولویت قرار ندارد؟

مگر زمانی که «قرآن و سنت» حاکم باشد، شما اختلاف سلیقه ها را، آنقدر خطرناک می پندارید که با اشتراک تان در نظام اجیر فاسد، دست به انتحار می زنید؟

مگر با نقض «قرآن و سنت»، و (به اصطلاح بعضی از مبتکرین این پروسه) حمار ساختن افراد توسط امارت اسلامی؛ دست و پای همه بسته میماند تا از آنها تابیعت نمایند؟

ترس شما از چیست، و چگونه آنرا برای دیگر اعضای حزب توجیه میدارید؟

این تفاوت سلیقه ها را، شما چگونه خطر بزرگتر در جهت حاکمیت «شریعت الهی» توجیه می دارید؟

آیا برداشت آنها (طالبان) که شما ایشان را «متحجر» خطاب می کنید، و برداشت شما که خویش را «روشنفکران دینی» می پندارید؛ همه و همه، برداشتهای انسانی نیست؟

پس چگونه برین برداشتهای بشری، رنگ «دستورات آسمانی» را میدهید؟

پس هنوزهم دیر نشده تا یکبار خوب بیندیشید!

بیندیشید، تا خود، اطرافیان و دیگر اعضای حزب را از مسیر با عزت «جهاد» دور نگردانید! اگر شما خود را نجات دهید، اطرافیان تان همچو «ماش» بدانسو خواهند لولیدن. حزب میتواند زیر چتر امارت در بُعد ایمانی اش؛ اخلاص را بیافزاید، و امارت اسلامی میتواند در موجودیت افراد مسلمان و مسلکی حزب؛ حکومتداری شان را رونق دهند!

بلی! در چنین حالت، حزب اسلامی دو منفعت بزرگ (پُربار شدن ایمان بوسیله اخلاص، و بکارگیری تخصص در امور حکومتی) را بدست خواهد آورد در حالی که، امارت اسلامی ازین بیعت تان، فقط یک منفعت را خواهد برد که آن رونق حکومتداری شان خواهد بود! فراموش نباید کرد که منفعت های حزب تنها درین دو نکته خلاصه و محدود نخواهد ماند! تمامی نابسامانی های حزب که قبلاً در نکات (الف، ب، ج، د) بیان رفته بود، نیز رفع خواهد گشت!

با همچو تصمیم (حتی در عدم موفقیت نیروی مقاومت)، خوشی و شعف بر «امت اسلامی» در سراسر گیتی دوباره برگشته، و اعتماد ایشان؛ نسبت به عدم تسامح حزب در برابر امارت اسلامی، دوباره اعاده خواهد شد.

شاید علاقمندان «پروسه صلح»؛ که در سخنوری نیز مهارت دارند، بگویند که: ما از طریق شرکت در نظام (همچو ترکیه)، و با عملکردهای نیک میتوانیم بزودی قلبها را تسخیر کرده و بر خلوص ایمان خویش نیز بیافزایم! اما این یک نیرنگ بیش نیست. زیرا تجربه به کرار اثبات گردانیده که مردم ما در بُعد «جهاد مالی» غیرقابل مقایسه با مردم ترکیه بوده، و ازینکه نظام ما مطلقاً وابسته میباشد، زود افراد پاک و مسلمان ما را نیز در منجلاب مادیات غرق خواهد نمود. وازینکه سرچشمه ی این مادیات از منبع ظلم و حرام میباشد؛ افراد جامعه را زود به فساد آغشته ساخته و جامعه را به تباهی می کشاند!

اما گزینه اول (بیعت)، اگر رهبران و مسئولین را نتواند به ارگها برساند تا بر مردم حکومت کنند؛ بدون شک از طریق قلبها بر ایشان حکومت خواهند نمودند!

بلی! حکومت کردن از طریق قلبها، عزتی ست که در خاطرات جاودانه خواهد ماند و از یک نسل به نسل دیگر انتقال خواهد یافت که نتیجه اش، کوه های از ثواب را (بدون آنکه خودش بدانند) در روزحشر برایش به ارمغان خواهد داشت! و اما:

اگر این عزت از طریق غیرآن آغاز یابد، و تمرکز به گرفتن قدرت و معامله گری با نظام وابسته صورت گیرد؛ هرچند که آنرا رنگ و شکل اسلامی هم بدهند، به همان چیزی خلاصه خواهد گشت که بدست می آورند که خاطراتش چند صباح بعد، از اذهان ناپدید گشته، تأثیر بد آن، کوه ای از معصیت را (بدون آنکه خودش بدانند) در روزحشر برایش به ارمغان خواهد داشت!

پس تو ای برادر مجاهد حکمتیار!

آزمونی سختی را در پیش دارید! پس از غرور خویش پائین آمده و به امارت اسلامی بیعت کنید! زیرا «شکستن غرور»، خود عبادت است، ومظهر تجلی ایمان قوی می باشد! گناه شما، دیگر فردی نیست؛ همه ای آنانی که از شما پیروی می کنند (بدون آنکه از گناهان فردی ایشان کاسته شود)، برگناه شما افزوده خواهد شد! دیگر شما، اعضای خانواده شما و اطرافیان شما قادر به اداره یک حزب قوی نیستید، چه رسد به رهبری امت! زیرا در فضای کنونی، هریک از اطرافیان تان، بشمول اعضای فامیل تان؛ حکمتیار جداگانه ی هستند که در عدم موجودیت شما، سانحه ی عظیمی را در حزب به ارمغان خواهد آوردند!

پس تا دیر نشده (حتی در عدم موفقیت این پروسه نامنهاد صلح)، به امارت اسلامی بپیوندید و همه نابسامانی های درون حزب را، به ایشان واگذارید. خواهد دید که در یک لمحه؛ حس وراثت امارت، از تمامی اهل خانواده تان محو گشته، تمامی سودجویان و متملقین، ناپدید گشته، و مجاهدین راستین حزب، روح تازه از برای جهاد خواهند گرفت! پس درین گزینه خیر دنیا و اقبای تان خواهد بود و وقار و آبروی تان محفوظ خواهد ماند! بلی! در انتخاب این گزینه، آبرو و حیثیت «تاریخ حزب» دوباره اعاده خواهد گشت، از شهدای حزب به نیکی نام خواهد بردند و از یتیمان و بازماندگان شان، سرپرستی صورت خواهد گرفت؛ و بر لکه های شخصیت شما که بعد از جنگهای داخلی وارد آمده، پرده ی پدید خواهد آورد که مردم ازآن گذشت نموده و در آینده نام تان، در زمره ای «مردان خدا» باقی خواهدماند!

پس بدانید که بیعت، تسلیمی نیست! بلکه حرکت واحد، زیر پرچم توحید می باشد که در شرایط کنونی، (که همه ی معاندین اسلام چه از یهود تا نصارا، از بودیست تا کمونیست، از رافضی تا طریقتی و گروه های مختلف منافقین دست بهم داده اند)، حیاتی می باشد!

پس تا دیر نشده، خوب بیندیش!

از برای الله(ج) بیندیشید، و حیات این حزب را با بیعت به امارت اسلامی تجدید دوباره نماید! زیرا حیات جاودانه در نام (حزب اسلامی و یا امارت اسلامی) نهفته نیست، بلکه فقط در اسلام (که برادران طالب به آن نزدیکتر هستند)، تضمین شده می تواند.

و اما گزینه دوم؛ یعنی اشتراک در نظام:

اولاً باید تذکر رفت که بنده با تغییر روش در مبارزه از برای حاکمیت نظام الهی هیچگونه مخالفت ندارم، و بخصوص از برای صلح، که مشتق یافته از اسلام می باشد! زیرا «اراده آزاد»، یگانه ویژگی خاص بشر بوده که الله(ج) به وی اعطا نموده که هیچ نیروی، رهبری، و یا تنظیمی نمی تواند آنرا سلب بدارد! اینکه حکمتیار صاحب و یا دیگر مسئولین حزب، راه مبارزاتی را در «پروسه نام نهاد صلح» می بینند، مختار در انتخاب شان می باشند. اما به هیچ وجه، حق «اعمال فشار» بر اعضای حزب را ندارند تا بر انتخاب شان لبیک گویند!

ثانیاً از اعلامیه های حکمتیار صاحب و مصاحبه های سفیر خاص اش امین کریم، به تکرار شنیده می شود که میگویند: «که اگر طالبان به پروسه صلح نپیوندند و بر ادامه جنگ اصرار بورزند؛ ما ناگزیریم به شیوه خودشان عمل کنیم!». پس دیده میشود که این پروسه نام نهاد صلح؛ ضمن آنکه  پیام صلح را به ارمغان ندارد، پیام آور اعلان جنگ؛ آنهم «جنگ مسلمان کشی» نیز میباشد! پس در انتخاب این گزینه، مجاهدین حزب؛ بازندگان حیات اخروی شان نیز خواهند بودند! چنین تسامح، برعکس آموزنده های قرآنی بوده (أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ۖ بر کافران سرسخت و در میان خودشان مهربانند)، که محترم امین کریم برای توجیه آن؛ حکومت امریکا را به اداره «اوباما» و اداره بوش بخش بندی نموده، تا بتواند معامله گیری اش را زیر چتر اداره «اوباما» پوشش دهد و در حلقه ی «جان کری» حضور یابد! پس اینجا حرف از صلح نیست، بلکه از یک جنگ ذلت آوری می باشد که تاریخ و آرمان شهدای این حزب را نیز به قربانی خواهد گرفت!

ثالثاً مشکل تخنیکی این گزینه (پروسه صلح) در عدم شفافیت این راهکرد سیاسی می باشد که به «معامله گری» بیشتر شبهات دارد. اینکه معامله گران با این سرعت، یکباره شیفته آن گشته و بدون هیچ امتیاز و شروط و حتی هیچگونه ضمانت های ملی و بین المللی آنرا پذیرفته اند؛ معمایست، که بر معمای قبلی (شورای هماهنگی) می افزاید و پرده از عدم «حُسن صداقت مبتکرین» بر می دارد!

زیرا حزبی که برای ملت وعده می سپارد و تاهنوز نسبت به آن، در درون خانه اش (حزب)، بی باور هست؛ معیار ضمانتی اش چه بوده می تواند!؟

مسابقه «برچسپ القاب ها» بر مبتکرین این پروسه، که درین روزها شدت یافته و در نشرات نیز ذهنیت سازی میگردد (دکتور، جنرال، معین، وزیر، رئیس ووو…)؛ چه بوده می تواند، بجز از خواب پول وابستگی!؟ خنده آور هست، بعضی ازین «کفن کشانان جدید» بر «کفن کشانان قدیم» نیز حسادت و رشک برده، پیشنهاد میکنند که آنها را در پست های جدید نگیرند!

بلی! القاب بزرگ؛ شیردان بزرگ، از برای جریان پول وابستگی بیشتر!  

تعفنی که زیر نام «انتخابات»، حزب را شیفته ی خود گردانیده؛ تا جائیکه نسبت به آن فخر فروشی «روشنفکری دینی» نموده، و برآن نیز بسنده نکرده، و اتهام «تحجرگرایی» را بر مجاهدین پاک امارت، وارد می سازند، چه بوده می تواند بجز«بازی با واژه ها»؟

آیا در همچو مکانیزم (انتخابات)، کافی نیست که احزاب وابسته؛ رأی چهار میلیون «معتاد» و پنج میلیون افرادی مبتلا به فساد و فحشا را بخرند، و حزب را به حاشیه بکشانند؟

همه شاهد نبودند که در همچو فضا، کمتر از دو درصد رأی را داشتیم!؟

آیا برما شرم نیست که از همچو حالات نیآموزیم و هنوزهم به آن تأکید و اصرار بورزیم!؟

مگر این واژه انتخابات، که درین «یک ونیم دهه» در کشور ما رایج یافته؛ کجایش به دستورات الهی تطابقت دارد که «ورد زبان» رهبریت و مبتکرین پروسه صلح گردیده است!؟

اگر واقعاً ما نسبت به آن باورمند هستیم، پس چرا آنرا درین چهار دهه، در درون حزب خود عملی نساخته ایم!؟

شاید مبتکرین پروسه سیاسی، با جمله بندی های شیوا بیان دارند که ما در درون حزب همیشه انتخابات داشته ایم و اگر به این روند نیز بپیوندیم، به اصلاح آن خواهیم پرداخت. که همچو ادعا؛ صداقت مبتکرین را در حداقل اش (یعنی دربین اعضای حزب) زیر سوال خواهد برد، که در قاموس «حرکتهای سیاسی اسلامی»، قابل گنجایش نبوده و عدم تقوی الهی ایشان را به تجلی خواهد کشاند!

حالا اگر ازین منفی گرایی ها (به اصطلاح هواداران این پروسه) بگذریم و چنان فرض بداریم که حزب واقعاً ازین طریق می خواهد مظهر خدمت برای اسلام گردد، …

  (ادامه این مطلب را در بخش ششم تعقیب بدارید!)

avatar
7 د تبصرو شمېر
0 د ځوابونو شمېر
0 ار ایس ایس کې ګډونوال - څارونکي
 
ډېر غبرګون شوې تبصره
تر ټولو ګرمه موضوع
  ګډون وکړئ  
نویو زړو ډیرو خوښو شویو
خبرتیا غوښتل د
غوربندي
میلمه
غوربندي

بزرګوار ورور انجنیر صاحب محمد نذیر تنویر

السلام علیکم

ستا په حق ولاړه وینا تیږې او ډبرې (سنګ و سخره) اوبه کولاي، په دې هیله چې الله تعالی د حکمتیار صیب په غوښین زړه د رحم اوبه تویې او ستاسو مخلصانه او په اسلامي ورورولی بنا التماس/توصیو ته لبیک ووایي.

احمد
میلمه

برادر محترم انجنیر صاحب محمد نذیر تنویر اسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته هدایاتی بسیار مفیدونهایی عاقلانه یی را برای حکمتیار صاحب وبلکه برای تمام بردران مسلمان خود نوشته اید عمل بالای ان کامیابی هر دو جهان در ان نهفته است واقعا مردی استید که فکر ملی واسلامی دارید کامیابی بشتر تانرا ارزو میکنم والسلام

الحاج استا ذ بیانزی
میلمه
الحاج استا ذ بیانزی

تنویر صاحب السلام علیکم ! نوشته های شما بنا بر حسن نیت اسلامی و انسانی شما که هنوز با حزب اسلامی و یګانه رهبر شان برادر حکمتیار دارید استوار می باشند ، ما مسلمانان نوشته های شما را بادیده چشم می نګریم ، ولی قطرت انها تغیر کرده حزب اسلامی په حزب سلامی و حکمتیار به حکومتیار و دالریا ر تبدیل شده . می ګویند زیورات قیمتی از خود جوهر دارد وقتیکه فطرت جوهری شان زایل ګردد قیمت انها به صفر تقرب می کنند حزب سلامی د حکومتیار دیګر ان جوهر را ندارد که داشت . واین جوهر را همان… نور لوستل »

محمدنذیر تنویر
میلمه

برادران ارجمندم غوربندی صاحب، احمدصاحب و بیانزی صاحب! وعلیکم السلام و رحمته الله! ار توجه و حسن نظرتان جهان سپاس؛ امیدوارم خالق هستی بر «بصیرت حق» همه ی مان برکت بیشتر نصیب گرداند. و اما خدمت بیانزی صاحب: بنده از زمانی که دست چپ و راستم را می شناسم با توفیق الهی، جهادم صرف از برای رضای خالقم بوده که امیدوارم با آنهمه کمی و کاستی، مورد قبولش قرار گیرد. 38 سال قبل زمانی حمیدالله (استاداکبر شهید) بوجی از مواد فرهنگی را برایم تسلیم میکرد، بنده بعد از مرور داشته های آن، متوجه یک بسته از پوسترهای حکمتیار صاحب شدم.… نور لوستل »

غوربندی
میلمه
غوربندی

برادر بزرگوار انجنیر صاحب محمد نذیر تنویر

با سلام و عرض ارادت مجدد

پیشنهاد میکنم این سلسله از نوشتار خویشرا به زبان پشتو نیز ترجمه نموده تا باشد سبب فهم و درک آن عده ورونه (برادران) شود که در اول وصف (عشق) رهبر اسبق ما گیر ماندند.

محمدنذیر تنویر
میلمه

برادر ارجمندم غوربندی صاحب!
وعلیکم السلام و رحمت الله!

با تأسف که به چنین امکانات دسترسی ندارم،
و بنده نیز درین بُعد از دانش کم برخوردارم.

وگرنه بنده خیلی علاقه دارم که مضامینم را به پشتو نیز بنویسم.

حميدالله محمدی
میلمه
حميدالله محمدی

پدر بزرگوارم محمد نذیر تنویر سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. مطالب ارزشمند شما را مطالعه کردم بسیار استفاده بردم امیدوارم که حکمتیار به نصایح شما برای رضای الله تعالی عمل کرده و با برادران مجاهد ما برادران امارت اسلامی بیعت کنند اما من بعید میدانم. حزبی ها در رسانه های جمعی از قبیل فیسبوک و شبکه ماهواره ای به برادران مجاهد ما با توپ و تانگ زبانی یورش برده و سعی دارند تا جهادشان را بی ارزش جلوه دهند و صلیبی ها را از خودشان خوشحال نگه میدارند و بر زخم ملت رنجدیده و مجاهدین ما نمک میپاشند… نور لوستل »