نظــر

اختطاف و آدم ربايى و سابقه آن در افغانستان – بخش اول

نويسنده : استاد جواد راع زاده

اختطاف گران يك كودك را بنام اباسين، در منطقه كارته نو كابل كه تقريباً سه ماه قبل اختطاف كرده بودند ، براى رهايى او در بدل يك صد هزار دالر امريكايى از خانواده اين كودك در خواست داشتند؛ خانواده اباسين  در نخستين روز هاى اختطاف او با نيرو هاى امنيتى در تماس بودند، ولى متاسفانه نيرو هاى امنيتى بدون هيچ نوع اقدام مؤثر و همكارى در مورد رهايى كودك عكس العمل نشان نداده و از اينكه خانواده اباسين از پرداخت پول گزاف صد هزار دالرى عاجز بودند، همان بود كه اباسين را شهيد و جسد طفلك معصوم را به خانواده او تسليم دادند.

در اين مطلب طولانى ميخواهم، در مورد اختطاف و آدم ربايى در افغانستان و سابقه آن، همكارى نيروى هاى امنيتى در دوره هاى مختلف، عوامل و ازدياد آن، روابط اختطاف گران با نيرو هاى درگير در جنگ، مواصلت پيام از طرف اختطاف گران و چند مثال مستند با أقوال قوى از متضررين همچون حادثه هاى دلخراش در طول چند دهه اخير،  بحث خواهم كرد، هدف در اين نبشتار به نفع كدام نظام ، جناح سياسى، سمت و قوم خاص نبوده، كه خداى نكرده هموطنان چنين فكر نكنند كه گويا اين باند بدنام مربوط به يك سمت و يا منطقه خاص كشور باشند.

طبعاً جنگ، تجاوز و كودتا هاى پيهم در يك كشور عواقب و پيآمد هاى منفى را با خود دارد كه در پهلوى فقر، فساد ادارى، قاچاق مواد مخدر، كشتار انسان هاى بيگناه، اختطاف، آدم ربايى و باج گرفتن در بدل پول ميباشد.

آدم ربايى و اختطاف افراد پولدار برميگردد به نيمه دهه شصت خورشيدى، در كشوريكه فقر، بيكارى، فساد و جنايت به اوج خود رسيده باشد، يك تعداد از افراد سعى ميكنند كه چطور سرمايه دار شوند و از طريق غيرمشروع پول بدست آورند.

افراد اختطاف گر دو گروه ميباشند، يكى آن فقط محلى و توسط چند نفر محدود رهبرى ميشوند و گروه دوم توسط باند هاى بزرگ و شبكه هاى منظم در بين ولايت و حتى كشور هاى همسايه در ارتباط هستند.

اختطاف گران با استفاده از سلاح و امكانات دسته داشته با بعضى از نيرو هاى امنيتى، قضات، نماينده هاى شوراى ملى، مقامات عاليرتبه دولتى در طول چند دهه اخير در ارتباط بوده و با امكانات دسته داشته دولتى، مانند وسايط نقليه دولتى، مخابره و أسلحه دست داشته استفاده ميكنند.

باند اختطاف گران به طور انفرادى و گروهى در بين محصلين پوهنتون، مأمورين دولتى، اهل كسبه، نيرو هاى جنگى، حتى افراد داراى تحصيلات عالى و قشر اناث موجوديت دارند و از همين طريق معشيت و ضروريات شب و روز خود را تكميل ميكنند.

در آغاز دهه شصت خورشيدى يك تعداد گروه هاى مسلح در چوكات رژيم آن وقت، بنام مليشه هاى كندك قومى و تسليمى ها از ميان مجاهدين عرض اندام نمودند، كه اين قوت هاى مسلح در نقاط مختلف كشور، شهر هاى بزرگ و پايتخت كشور موجوديت داشتند، گاهى با دولت وقت و گاهى هم در صفوف مجاهدين مى پيوستند. در ميان همين نيرو هاى مسلح كسانى بودند كه باند هاى كوچك و بزرگ را تشكيل دادند و در نقاط مختلف، شاهراه يى بزرگ، داخل شهر هاى بزرگ افراد سرمايه دار را اختطاف و در بدل پول افغانى، كه حالا به دالر تبديل شده، بعد از باج گيرى شخص رباينده شده را رها و يا قتل ميكردند.

طور مثال: در شمال كابل در دهكده از ولسوالى مير بچه كوت يك قومندان از گروپ مسلح ساما ” سازمان آزادى بخش” كه در آنوقت به دولت تسليم شده بودند، زير نام كندك قومى در مسير شاهراه كابل – پروان أموال وارداتى از حيرتان را توسط تجار ملى گرفته، دريور، كلينر و حتى تاجر را قتل  و يا اينكه در بدل پول هنگفت آنها را رها ميكردند؛ قومندان موصوف كه حالا در قيد حيات نيست، تنها ٦٣ نفر دريور و كلينر را قتل و در يك چاه آب آنها را دفن نموده، همين افراد كه در آنوقت با افراد خاد و حتى محصلين پوهنتون در تماس بودند، شخصى را در شهرنو و يا منطقه وزير اكبر خان تعقيب و توسط جيپ دولتى اختطاف و در بدل ١٠٠ لك و يا ٥٠٠ لك افغانى رها ميكردند.

قومندان هاى مليشه جنرال دوستم، عصمت مسلم نيز از همين طريق در آمد كافى داشتند، شخصى را اختطاف و در بدل پول او رها ميكردند.

……….ادامه دارد……….

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x