نظــر

سبزوار بازگشت/ابوبکر

وقتی با عبور از دروازهء سرحدی تورخم، پاکستان را به قصد افغانستان ترک گفتم، به ملیشهء سرحدی پاکستانی گفتم: من از مردم مسلمان پاکستان تشکر می کنم. شما چهل سال مرا و افغانهای مانند مرا پناه دادید و تحمل کردید. من واقعا از شما ممنونم. خداوند بزرگ هیچگاه ما افغانها را در معرض این امتحان قرار ندهد که شما مجبور به ترک دیار تان و مهاجرت به افغانستان گردید…

یاد چهل سال گذشته مرا به تفکر واداشت. واقعا چهل سال گذشت؟!

بلی چهل سال! در سال 1354 که جوانان مسلمان علیه داود دست به فعالیت نظامی زد، من نیز در آن قیام شامل بودم که در آن زمان 26 سال داشتم و اکنون که برای همیشه خاک پاکستان را ترک می گویم، 66 سال از سنم می گذرد. فرزندانم در پاکستان بدنیا آمدند و بزرگ شدند. در تحولات چهل سال اخیر، من نیز به اندازهء توان خود سهم داشتم. در طول این چهل سال هر زمانیکه برای مدت کوتاهی به خاک افغانستان گام می نهادم، نماز مسافرانه بجا می آوردم. درطول چهل سال در پاکستان نیز مرا به عنوان مهاجر می شناختند یعنی اینکه در آنجا نیز مسافر بودم. اکنون می رفتم تا این مسافرت را به پایان آورم.

در شهرک سرحدی تورخم رسیدم و تا آنگاه که موتر آمادهء حرکت شود، زمان باقی بود. به مسجد رفتم تا سجده ای به شکرانهء این بازگشت بجا بیاورم. دو رکعت نماز به جا آوردم تا سلام دادم، ناگهان صدائی در گوشم ندا داد و گوئی این ندای مادر وطن بود که از من می پرسید: چه زمانی و در چه شرایطی برای نخستین بار مرا ترک کردی؟

گفتم: در زمانیکه داود خان بر اریکهء اقتدار بود.

آن ندا را بار دیگر شنیدم: آیا امروز که برمی گردی شرایط از زمان داود خان بهتر است؟ آیا می دانی که با چه نظامی در افتادی و مرا ترک کردی و به آغوش چه نظامی بر می گردی؟

گفتم: من در راه خدا وبرای آزادی تو جهاد کردم و اکنون آمده ام تا در این سرزمین در تامین صلح نقشی ایفا کنم!

جواب شنیدم: دروغ نگو! نه رفتنت بخاطر من بود و نه آمدنت. جنگ تو بخاطر قدرت بود، اگر به خاطر خدا می جنگیدی امروز چنین ذلیل و خوار و در آخرین سالهای زندگی بسوی من باز نمی گشتی. باز گشته ای چون هنوز هم در این واپسین ایام عمر، امیدت برای رسیدن به زور و زر از میان نرفته است!

من گفتم: در آن زمان کمونیست ها بر مقدرات تو حاکم بودند و من باید ترا ترک می کردم. مگر تو ندیدی که کمونیست ها دهها هزار مسلمان را زنده در دل تو مدفون کردند؟

صدا را بار دیگر شنیدم: مگر امروز کمونیست ها از صحنه رفته اند؟ مگر نمی دانی که امروز هم بسیاری از همان زنده بگور کننده ها بر مسند قدرت اند؟  چرا در زمان حکومت مجاهدین برنگشتی و بهانه آوردی که ملیشه ها در مسند قدرت اند و امروز حاضری با فرماندهان همان ملیشه ها یکجا شوی؟

گفتم: من علیه تجاوز کفر به حریم تو از جان خود گذشتم. برادرانم شهید شدند تا ترا آزاد سازم.

و آن ندای غیبی دست از من برنمی داشت و هنوزهم اندیشه ام با او درگیر بود. شنیدم که می گفت: تو برضد یک تجاوزگر جنگیدی اما تو راه را غلط پیمودی که امروز دهها تجاوزگر بر مقدرات من حکم می رانند. تفاوت در چیست؟

گفتم: امروز تعداد نیروهای بیگانه در حدی نیست که بتوان آنها را متجاوز خواند! تعداد کمی باقی مانده که آنها نیز خارج می شوند. من می خواهم که در افغانستان صلح برقرار گردد.

ندا در گوشم گفت: نادان ترین انسان کسی است که خودش خود را فریب دهد. تو شاید خودت را فریب دهی اما مردم را چگونه فریب خواهی داد؟ آنانیکه را چگونه فریب خواهی داد که در این راه جان های خود را فدا کردند؟

دیگر نتوانستم تحمل کنم و نشستم، سر بر زانو نهادم و بشدت گریستم. با خدای خود به راز ونیاز پرداختم که یا رب درست است که من هم اشتباهاتی را مرتکب شدم اما من هم انسان هستم و خطاکار. مرا ببخش!

صدا بار دیگر در گوشم طنین انداخت: شما جماعت چه موجودات عجیبی هستید. روزانه صدها بار از خداوند طلب بخشش می کنید ولی حاضر نیستید یکبار بخاطر اعمال خلافی که علیه مردم انجام داده اید، از ملت معذرت بخواهید. خداوند هرگز حق مردم را بر شما نخواهد بخشید!

صدای پسرم را شنیدم که می گفت: پدر بیا که موتر آمادهء حرکت است. ومن چشم های اشک آلودم را پاک کردم تا بروم و سوار موتر شوم. اما فقط یک آرزو دارم و آن اینکه هرگز در معرض این سوال قرار نگیریم که چرا رفته بودم و چرا اکنون برگشتم!!

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
16 Comments
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
ضمیر

واه بیسار عالی فدای این چنین نوسیندی که نبشته اش سر تا پا نصحت باشد و پند نه کسی دشنام دهد نه هم گروی را ملامت کند اما سخنانش ار وطن فروش را میکشد هر خوابیده بیدار میکند هر سستی ایمانی را تنبه میکند باز هم جانم فدایت نوسینده محترم واقعا واجب مسلمان در چنین حالت همین است که فرمودی امید وارم این سخنانت چنانکه مرا به گریه درآورد مبارز چهل سال جناب حکمتیار صاحب و دیگر حزبیان را نیز بیدار کنند در اخیر نصیحتی به بیانزی افغان و محترم غوربندی صاحب میکنم که ازین برادر ما یاد بگیرید ناصح… نور لوستل »

ضمیر

برگرداننگان محترم نن تکی اسیا نمیدانم در تبصره فوق من خطاهای املایی کرده ایم یا شما ازان کاسته اید به هر حال عاقلان پی نکته نروند

غوربندی

آقای ضمیر

با سلام و احترام

شما یک مثال که من به کسی دشنام داده باشم بمن نشان دهید

بلی اگر به ديوثي ديوث خطاب کرده باشم این خطاب دشنام نه بلکه معرف و اسم صفت آن ديوث است مگر اینکه شما در ديوث بودن ديوث شک دارید و در ذهن و دید تان فرشته جلوه میکند.

به هر حال از نصيحت تان اموختم و سعی خواهم داشت واژه های مترادف جهت افاده مطلبم استفاده کنم

با تمام احترام

الحاج استا ذ بیانزی

ضمیر صاحب ، در فارسی یک متل است [ ما چه می ګویم و تنبوره ما چه می ګویید ] طبیعی است که هر کس با شیوه نوشتن خود حقایق و یا غیر حقایق را نوشته می کنند، ضمیر جان می خواهد تمام مردم باید نوشته ابوبکر را کاپی کرده و جندبار انرا نشر کنند، ابوبکر تمام جرایم ، و خیانت های برادر حکومتیار صاحب را پصورت فشرده نوشته کرده و ما بعضی اوقات به ښکل فشرده و بعضی اوقات په شکل اختصاصی انرا نوشته می کنم ، حکومتیار بودن او حزب سلامی بودن دشنام نیست همان حالت عملی نشان… نور لوستل »

جمال

اما فقط یک آرزو دارم و آن اینکه هرگز در معرض این سوال قرار نگیریم که چرا رفته بودم و چرا اکنون برگشتم!!
چه زیبا قلمی!
وای به حال حکمتیار!

افغان

بعد از این باید ما پيش از نوشته کردن نوشته ها و تبصره های خویش را برای توصیه و اصلاح ضمیر صاحب راجع کرده و بعدا انها را به نشر برسانیم . و این کار هم مختص در باره حکومتیار صاحب و حزب سلامی شان . ولی ضمیر نام خود را ضمیر مانده ولی به ضمیر خود اجازه نداده که برای رهبر مجاهد دو جهاد توصیه کنند، طوریکه ابوبکر صاحب نوشته کرده برایش وانمود سازند که با اساس کدام شرایط هجرت کرده بودید جهاد را شروع کردید و با اساس اماده ساختن کدام شرایط تسلیم همان کمونست ها و سکولریست… نور لوستل »

ساپي

بسيارعالي

ضمیر

من نه حزبی هستم نه هم دوستدار حکمتیار و نه هم طرفدارش ولی از خدایم میترسم در مورد انچه بگویم که علمش نزد من نیست چون الله سبحان مرا ازین منع کرده وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً [(36) سورة الإسراء]. قسم به الله تا هنوز نمیدام که هدف اصلی حکمتیار چیست و از شما چیست چرا که از بدو جهاد دیدم چقدر تغیر کردید عجیب است حکمتبار با مذاکرات با حکومت کابل کافر میشود و شما با مذاکرات با امریکا مسلمان میمانید دفتر قطر حلال و دفتر در کابل… نور لوستل »

غوربندی

برادر محترم ضمیر صاحب من متشکر توصیه نیک شما بودم و هستم و به جنابعالی نیز در تعلیق جوابی ام اظهار داشتم. شما متاسفانه در تعلیق بالای تان از من سبقت نمودید و چیزهای نوشتید که هر یک در حق طرف مربوط راست هست ولی با هم قابل مقایسه نمی باشد اگر شما خطاهایی فاحش حزب اسلامی و لغزش های طالبان که رهبر معصوم و پیامبر اندیش آن! همه رذایل خویشرا اجتهاد خویش دانسته و مسوولین این !! وقت بوقت به خطا هایشان معترف هستند ،، یکسان میبینید ،،، دور از انصاف میباشد و این سوال که پس چی دلیلی… نور لوستل »

حنيف

زه به فارسي ليكل نشم كولي, معذرت غوارم, كه حكمتيار صيب به رشتيا دتورخم نه واوري او حكومت سره يو زاي شي, بيا ورباندي دغه كيسه تطبيقيزي, او ضمير ورور ديري خكلي خبري كري جي دوخت نه مخكي فتواكاني مه صادروي, كله مو جي حكمتيار وليده جي كابل ته راغي او حكومت سره يو زاي شو بيا جي سه به خوله درزي صرفه ورباندي مه كوي, زه ددي تبصرو ليكلو جنداني شوقي نه يم, دغوربندي ورور تبصري كله كله كورم, كله كله دير معقوله خبره او دلايل وايي, خو كله بيا دير احساساتي شي او غير مناسبي خبري يي دخولي… نور لوستل »

مجاهد

برادر بسیار نازدانه ما ضمیر ( مفتی ) صاحب السلام علیکم ! دو جمله اخری ( اخیر نصیحتی به بیانزی افغان و محترم غوربندی صاحب میکنم که ازین برادر ما یاد بگیرید ناصح باشد نه دشنام دهنده مصلح باشید و فن نوسینده گی را ازین برادر بیاموزید) تبصره شما در باره تبصره های ان سه برادر توهین و تهدید نامناسب بوده ،نوشته ها و تبصره های این سه برادر را ما دایم می خوانیم ، بسیار اموزنده و حایز اخلاق و حکمت های اسلامی می باشند نه تنها ما تمام برادران مسلمان از انها استفاده می کنند من بعد از… نور لوستل »

افغان

حنیف جان ورور السلام علیکم ! زه پوهیږم ، چه ځینی حزبیان په منځ لیاره کی پاتی شول ، ځینی یی چه دیره منیه ورسره لرله سره د دی چه په اوسنی غیر اسلامی کړنو او تسلیمیو یی ناخوښه دی چوپ پاتی دی مګر څینو چه په حزب اسلامی یی ایمان نه لرلو د الله ج سره په بیعت یی ورسره بیعت کړی وو ، کله چه حزب د الله سره هغه ژمنی ماتی کړی ډيرو غړو او مجاهدینو یی ورسره بیعت قطع کړو ځکه هلال ناکام شو دغه قانع ډله په دی کار قانع شول چه دوی د حکومت… نور لوستل »

غوربندی

حنیف وروره السلام علیکم ستاسو له پیرزوینو او برادرانه نصیحت سخه یو جهان مننه کوم ستاسو نصیحت او د ضمیر برادر د اول تعلیق نصیحت په دوارو سترگو منم او په قول و عمل کی به یی د تطبیق کوشش خامخا کوم. خو نصیحت به په دی معنی نه یی چی له ما سخه د إظهار نظر حق صلب کری. زما در وروری متقابل ملاحظو ته هم غوژ شی. آیا دلته د فتوی او مفتی د یادولو بحث شته چی تاسو یی یادونه کری؟ که یو شخص اودس ولری أو بیا غایط وکری آیا دا شخص دیگری خپل حالت (اودس… نور لوستل »

khalid

محترم غوربندی صاحب سلامونه هیله ده جوړ او روغ اوسی دی کسانو سره نور بحث پریږده ددوی بی شرمی او رسوایی اوس دی حد ته رسیدلی چی خپلو انحرافاتو او ناروا انعطافونو ته د توجیه پیداکولو لپاره د قرآن او سنت رسول په ناروا تعبیر او تفسیر هم صرفه نه کوی تراوسه ددی روبیضو د لمانځه کوم چی د اسلام یو ابتدایی فرضی عمل دی ټول احکام او مسایل صحیح ندی زده افتا او د قرآن تفسیر او ترجمی ته یی ملا تړلی دا روبیضان داسی فکر کوی چی په ټول افغانستان کی یوازی همدا دوی دی چی په اسلام… نور لوستل »

ضمیر

جرف آخر lمن منتظر جواب نیستم شما دانید و خدایتان من دانم و خدایم اخلاق و ادب تان از نوشته های تان هویداست من دو آتشه های جون شما را خیلی دیده ام اگر درد تان اسلام باشد حتما خداوند اجرش را برایتان میدهد و اگر برای امرار معاش فن و هنر دشنام داند و افترا را یاد گرفته اید باز هم اجرش را میگیرد اما این اجر از طرف کسانی هست که وادارتان ساحته بالای هر کی بدگمانی کنید هر مسلم را کافر بدانید و هر کافر را مسلم من شما را به الله میسپارم و خدایم شاهد است… نور لوستل »

الحاج استاذ بیانزی

ضمیر صاحب السلام علیکم ! من روحیات شناسی را هم کمی خواندم ، در اوایل مفاهمه ما وشما درست صورت نګرفت ، من تبصره های هر دو طرف را و از دیګران را تعقیب می کردم تنها چیز ایکه بعضی از انها نوشته کرده کلمه حکومتیار و حزب سلامی بوده، غیر از ان قصه های عملکرد حزب را نوشته می کرد [ مثلا یکی از انها نوشته که رهبری اربکی ها را در ولسوالی انډړ ولایت عزنی متصرف شدند بنام قیام ملی یا ملی پاڅون و هلال را برای کاندید ریاست جمهوری کابل با منافقت های ګوناګون راهی نمود ،… نور لوستل »

Back to top button
16
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x