نظــر

زلمى خليلزاد، نوع كتلست امريكايى در قضاياى سياسى افغانستان

نويسنده : استاد جواد راع زاده

بنام و شخصيت خليلزاد، ماموريت او در چند دهه اخير تاريخ معاصر اكثريت مردم افغانستان آشنايى دارند، در اينجا نمى خواهم كه حجم مطلب افزود شود و در مورد محل تولد، تحصيلات موصوف و زندگى شخصى ايشان كدام اشاره داشته باشم.

خليلزاد بعد از ختم مأموريت رسمى كه به حيث ديپلومات در افغانستان، عراق و سازمان ملل در اداره رئيس جورج بوش مسؤوليت داشت، فعلاً در حكومت امريكا كدام وظيفه رسمى را به عهده ندارد، ولى فراموش نبايد كرد كه به حيث يك مامور پيشين  و قابل اعتماد اداره سيا براى مسائل آحاد،  گاهى گاهى به افغانستان ميآيد.

خليلزاد كه در زمان جنگ سرد و يا تجاوز قشون سرخ بالاى افغانستان از افراد قابل اعتماد سازمان استخباراتى سيا و شخص ارتباطى بين گروپ هاى مجاهدين بود، او همچنان در زوال امارت طالبان و جلسه بن رول مهم و عمده داشت، خليلزاد تازه كتابى را تحت عنوان “THE ENVOY” در مورد مأموريت اش در افغانستان نگاشته است.

روز قبل موصوف در يك پروگرام مخصوص و تهيه شده تلويزون طلوع نيوز،  دعوت شده بود و در مورد بعضى از سوالات گرداننده پروگرام و چندين سوال محدود از طرف حاضرين در تالار جواب هاى گنگ ارائه نمود.

براى نگارنده مطلب، و شايد حاضرين در تالار و بينندگان اين پروگرام جوابات خليلزاد و تبسم هاى تمسخر آميز او قناعت بخش نبوده باشد، او طورى از سخنان اش ظاهر ميگرديد كه گويا در اين همه كشتار، ويرانى، ترور هاى زنجيروى هيچ كدام رول نداشته و مسؤول همه جنگ هاى درگير در چند دهه اخير نمى باشد.

او به حيث يك شخص قابل اعتماد براى اداره امريكا و سازمان سيا، براى افغانستان در طول چند دهه اخير به صفت يك خارجى و نوع كتلست امريكايى عمل ميكند، نه منحيث يك افغان تحصيل كرده، تكنوكرات، موصوف در مأموريت چندين دهه خويش چه در زمان تجاوز قشون سرخ، جنگ هاى داخلى، ايجاد امارت طالبان، زوال امارت طالبان، جلسه بن و دو دوره انتخابات حيثيت نوع كتلست امريكايى را داشته و هميشه منافع كشور امريكا را در نظر گرفته،  نسبت به منافع حكومت افغانستان و مردم رنجديده آن.

خليلزاد كه چند روز قبل در مراسم فراغت محصلين پوهنتون امريكايى در مورد پروسه صلح بين الافغانى حكومت وحدت ملى و حزب اسلامى آقاى حكمتيار،  به جواب پرسش يكى از ژورناليستان نظريات ضد و نقيض خويش را ارائه و ضمناً به شكل تمسخر آميز جواب ارائه مى نمود، موصوف در قسمت از سخنان خويش اظهار نمود، با وجوديكه به صلح خوشبين است ولى آقاى حكمتيار و ديگر جناح هاى درگير در جنگ هاى داخلى و ويرانى شهر كابل  از مردم افغانستان معذرت بخواهند؛ اگر چه در انجام دادن اشتباه و خطا،  معذرت خواستن كارى بدى نيست، ولى خليلزاد نيز از مردم افغانستان و متضررين چند دهه اخير معذرت بخواهد، او كه در اين روز ها تازه به يك مأموريت جديد از طرف سازمان استخباراتى امريكا در كشور آبايى خود افغانستان استخدام شده است، نميدانم به اصطلاح عاميانه كدام گل را به آب خواهد داد.

اگر سازمان حقوق بشر نوع غربى ها كه در رأس آن خانم سيما ثمر كه خود ناقض حقوق بشر است و يا كدام ارگان ديگر،  در مورد عدالت انتقالى سخن ميزنند، زلمى خليلزاد بايد از همه مقدم تر باشد، بخاطريكه در هر تحول و روند ناكام او حيثيت كتلست نوع امريكايى را داشته در زمان جهاد عليه تجاوز روس فقط تا خروج نيرو هاى قشون سرخ مجاهد نماى نكتايى پوش، امارت طالبان طالب نماى نكتايى دار و در دوره دموكراسى وارد شده،  در همه تحولات دموكرات نماى نكتايى دار عمل كرده، بناً از همه اولتر همين كتلست نوع امريكايى بايد محكمه شود.

سخن كوتاه و در خاتمه بايد گفت اگر جناح هاى سياسى و شخصيت هاى مطرح در سياست چندين دهه در مورد زد و بند هاى سياسى و نظامى در كشور ملامت هستند، پس زلمى خليلزاد مسؤول درجه يك و متهم در مورد قضاياى كشور ميباشد ، البته از زمان جنگ سرد توزيع سلاح براى مجاهدين، جنگ هاى داخلى و ائتلاف جبل السراج، تأسيس امارت طالبان، زوال امارت طالبان، جلسه تاريخى بن و آغاز ديگرى هلاكت مردم افغانستان به نحوى دموكراسى آن، تدوير لويه جرگه براى قانون اساسى و خلاصه تمام قضاياى مهم شخص مسؤول و جوابگو خواهد بود و است!؟

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x