نظــر

چرا در جنگ تحميلى ديگر، با پاكستان درگير شويم؟

لیکوال: عبدالبصير منيب

اكثريت از افغان ها در زمان تجاوز قشون سرخ، جنگ هاى داخلى، امارت طالبان و شرائط فعلى چند روزى در پاكستان زندگى كردند، اينكه عده يى در مخالفت به جنگ اخير در تورخم و ديگر جنگ ها هستند، ميتوان روى يك سلسله دلائل و استدلال منطقى به بعضى آن مختصراً اشاره كرد.

ملت پاكستان در طول چهار دهه با جبين گشاده ميزبان مردم افغانستان بودند، ولى سازمان استخبارات و حكومت هاى آن به نحوى در امور داخلى افغانستان مداخله دارند، خصوصاً بعد از پيروزى مجاهدين، امارت طالبان، سقوط امارت طالبان و همكارى با ائتلاف بين المللى و تجاوز امريكا، همكارى با طالبان در بُعد نظامى، حمايت غير مستقيم از حملات تروريستى بالاى مردم بيگناه، رعيت و غيره ميتوان ياد آور شد.

آنهاييكه خواب تصرف دو باره اتك، بولان و سرحد پنجاب را دارند اين همه با افغانستان فعلى محال است، بخاطريكه تا هنوز ما وحدت ملى نداريم، در داخل پارلمان و حكومت جاسوس هاى پاكستان موجوديت دارند، در پايتخت و ولايات امنيت تأمين نيست، اسلحه ثقيله نداريم، اردوى ما تا هنوز به مقايسه پاكستان منظم و كافى نيست، مليشه هاى اربكى هنوز هم غير منظم مسلح هستند، اين نوع جنگ ها در بين دو كشور به پشتوانه مالى و لوژستيكى و پشتوانه قوى ضرورت دارد.

مهاجرين افغان هنوز هم آنطرف سرحد زندگى دارند كه متاسفانه در داخل كشور سرپناه ندارند و يا روى دلائل امنيتى به مناطق آنها، تا به حال نيآمده اند.

درست است كه حكومت پاكستان در اين چندين دهه به حق مردم ما ظلم و ناروا كردند، ولى هر دو ملت؛ اگر عساكر افغان و يا پاكستان كشته و تلف ميشوند، هر دو ملت و ارتش مسلمان هستند.

آنعده كسانيكه در فكر “لر او بر” و يا لوى افغانستان هستند، هم اشتباه فكر كرده، بخاطريكه اين مناطق در سال ١٨٩٣ ميلادى به انگليس ها توسط امير عبدالرحمن خان، بخاطر اينكه پادشاهى اش از پسران كاكا و برادران او در امان باشد توسط معاهده بنام ديورند، به انگليس ها تحويل داده شد و كدام مسئله تازه نيست.

بعد از تأسيس پاكستان در سال ١٩٤٧ ميلادى، از بدنه هندوستان امروزى حكومت هاى افغانستان در طول تاريخ با وجوديكه داراى اردو منظم بودند و هنوز پاكستان تازه تولد شده بود، هيچ كدام عكس العمل نشان نداده و هر دو دولت سفارت و قونسلگرى هاى رسمى داشته اند.

پشتون هاى آنطرف سرحد كه از لحاظ باور هاى سياسى به مسلم ليگ، جماعت اسلامى، حزب مردم، تحريك أنصاف، جمعيت علماى اسلام، كه نفوس آنها بيشتر از پشتون هاى افغانستان ميباشد، هيچ وقتى خود را افغان خطاب ندارند و آنها همه به منافع پاكستان و پاكستانى بودن خويش وفادار هستند.

عده يى محدودى كه پيروى از نشنلزم پشتون، دارند و داعيه پشتونستان را شعار ميدهند از سال ها قبل با روس و هندوستان دوستى دارند، فقط در شعار و روى كاغذ فعاليت دارند و با يونيفورم سرخ رنگ از حكومت پاكستان و افغانستان باج ميگيرند، آنها به اين فكر نيستند كه با افغانستان فعلى يكجا شوند، بلكه در فكر ايجاد كشورى بنام پشتونستان فقط در شعار و روى كاغذ هستند و به همين ترتيب بلوچ ها در فكر كشورى بنام بلوچستان در منطقه هستند.

دروازه مرزى تورخم و چمن، تأسيسات دولت پاكستان در مناطق مرزى كدام مسئله تازه نيست از سال ها قبل هر دو دولت سفارت و قونسلگرى دارند، اگر خط تحميلى ديورند را به رسميت نمى شناسند، پس چرا هر دو دولت چند سال بعد از تولد پاكستان قونسلگرى و نمايندگى سياسى و سفر هاى رسمى از زمان سلطنت محمد ظاهر شاه ادامه داشته.
در مناطق سرحدى افغانستان فعلاً هم در معاملات تجارتى پول كلدار رائج و غيره مسائل ديگر را ميتوان نام برد.

هندوستان و يا هر كشورى ديگرى اگر در إعمار مجدد افغانستان در ابعاد مختلف به مردم افغانستان كمك ميكنند، ملت افغانستان مرهون و مديون كمك هاى بشردوستانه هر كشور ديگر ميباشد، ولى به شرط اينكه كشور تمويل كننده بخاطر أهداف و منافع خويش در بدل از كشور ما مطالب غير شرعى و غير انسانى نداشته باشد.

هندوستان و پاكستان در جنوب آسيا دو كشورى است كه بعد از آزادى و تأسيس پاكستان روى نقشه سياسى و جغرافياى از بريطانيا با هم درگيرى هاى داشته اند، ولى آنها نبايد افغانستان كه چهار دهه در آتش جنگ ميسوزد، بين هم استعمال كنند.
قدرت هاى بزرگ و استخبارات منطقه بخصوص امريكا و انگليس در تبانى با هندوستان بخاطريكه در اين مناطق رول دايمى و حضور نظامى داشته باشند و پاكستان را گوش مالى بدهند؛ اين عادت در فطرت و سرشت قوت هاى بزرگ كفرى نهفته است، چنانچه چنين چيزى در عراق، ليبيا و سوريه صورت گرفت، به اين نوع جنگ ها دست ميزنند.

فراموش نبايد كرد كه ملت پاكستان با وجوديكه سازمان استخباراتى آن در حق كشور ما جفا كردند و جفا آنها به نحوى ادامه دارد، ولى ميزبان بيشتر از سه ميليون مهاجر در زمان تجاوز ارتش سرخ، جنگ هاى داخلى و حتى در شرائط كنونى افغان ها در نقاط مختلف زندگى آبرومند، نسبت به ايران داشتند، مراكز تعليمى، پوهنتون ها، مراكز صحى و معاملات تجارتى افغان ها، در كشور ميزبان بدون كدام مزاحمت به پيش ميرفت؛ درست است كه در بدل مقامات پاكستان از سازمان ملل و كشور هاى تمويل كننده كمك هاى هنگفت بدست آوردند. بعد از سقوط امارت طالبان اكثريت از كدر هاى جوان و تحصيل كرده، در داخل نظام، مؤسسات عالى تعليمى و بخش مطبوعات، تحصيل كرده و تعليم يافته در كشور پاكستان بودند.

حال سوال اين است كه در جنگ كى ها كشته ميشوند و كيها نفع ميبرند؟ آيا افغانستان از لحاظ تسليحاتى، نيروى رزمى و لوژستيكى توان مقابله با پاكستان را دارد؟

در جنگ هاى داخلى و خارجى معمولاً جوانان تحصيل كرده به حيث نيروى رزمى پياده جنگ نمى كنند، اولاد غريب و سرباز بيچاره كه بخاطر پول أجير شده است به جنگ اعزام ميگردد؛ اگر أحياناً كسى كشته و معيوب گردد، بعد از چند روز كسى نخواهد از فاميل اش سرپرستى و وارسى كند.

افغانستان از لحاظ نظامى فقط چند طياره محدود دارد و از لحاظ اسلحه ثقيله و راكت هاى دور برد مجبور است از كشور سومى با اقتصاد شكسته و ريخته اش خريدارى كند، ولى برعكس پاكستان چندين نوع راكت دور برد و مجهز به اسلحه اتومى است، جيت هاى اف ١٦ پاكستان كه شايد تعداد آن از چهار طياره جنگى ما بيشتر باشد.

براى افغانستان و پاكستان بهترين گزينه و راه حل از بحران كنونى اين است، كه مشكلات بين دولتين بايد از طريقه تفاهم و مذاكره حل و فصل گردد، مردم ما در جنگ چندين ساله متضرر و متاثر شدند، به صلح و امنيت دايمى نياز دارند، در جنگ هر دو طرف متضرر ميشوند و نفع براى قوت هاى بزرگ و استخبارات بزرگ در منطقه ميباشد.

براى پاكستان و سازمان استخباراتى آن لازم است تا بخاطر خير و رفاه هر دو كشور و اتباع آن در امور داخلى افغانستان مداخله نداشته باشد و دولت افغانستان نيز كوشش كند كه به اشاره كدام كشور و قدرت ديگر در جنگ درگير نه شود.

از اينكه دو باره دروازه تورخم باز ميگردد به خير و رفاه هر دو ملت بوده و مردم ما خواهان روابط حسنه و نيك با همسايه ها و ديگر ملل جهان ميباشد.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x