نظــر

انتخابات یا افتضاحات ؟!؟

در حالیکه بیش از ده روز از شروع ثبت نام کاندیداتوری در انتخابات نام نهاد ریاست جمهوری افغانستان می گذرد و در این پروسه ریشخندی تا کنون جز یکی دو نفر (جهت ثبت نام) شرکت نجسته اند و در طرف دیگر جنگ سالاران غرب پرورده ، به دنبال آرایش های سیاسی بر آمده و برای برخوردار شدن از نفوذ سیاسی و اجتماعی در میان توده مردم و رهبران اقوام و ملیت ها ، وارد معاملات گزافی شده و می شوند و تمام جریانات محور انتخابات ، طبق منویات شوم و پلان های از پیش طراحی شده دشمنان دیرینه اسلام  در حال اجراء می باشند ؛

این معرکه سیاسی اما ، از یک سوی دیگر باعث یکسری رسوایی ها و افتضاحات ، بین سران قلدرمآب ، ریش سفیدان نا ریش سفید ، تشنگان قدرت و حشمت ، جاه طلبان وطنفروش و جنگ سالاران خاین گردیده است ؛ که این بار خود به روایت خویش اسناد رسوایی ها را برملا کرده و پرده از روی حقایق برداشته و چهره های پشت پرده و نقاب زده شان را به ملت افغانستان و جهان ، رو می کنند .
همانطور که بارها از آدرس های صحیح به ملت شریف افغانستان گفته شده بود که پروسه نام نهاد “انتخابات” ترفند دشمنان است که بنابر جهت گیری های خاص سیاسی ، طرح و درجهت اشباع غرایز شیطانی کفر ستم پیشه بر ملت مظلوم ما تحمیل شده است و کسی در انتخابات به عنوان فرد اصلح و شایسته کاندید نمی شود و نه هم کسی به انتخاب آرای ملت ، به کرسی (به اصطلاح) مقام ریاست جمهوری می رسد ؛  طبق مستندات روشن و اظهر من الشمس حداقل در افغانستان ثابت گردید ؛ که آنچه در مورد انتخابات ناکام افغانستان پیش بینی شده بود به کمال و تمام تحقق یافته و حتی در پاره ی از مسایل دست تعدی دشمنان بیش از پیش آشکار گردید ؛ در این مجال مختصر قصد ما بر آنست که گوشه از نحوست های پدیده شوم انتخابات را به بحث بگیریم و اینکه رهبران (به اصطلاح) سیاسی افغانستان در انتخابات پیش رو از همین اکنون دچار چه وسوسه های شیطانی شده و حرف دل آنها برای یکدیگر چیست و چگونه با تمسخر دشمنان برای همدیگر خط و نشان می کشند ؟!؟
اصل ماجرا از سر “محمد محقق” رهبر حزب و حدت اسلامی شروع می شود که با یکجاشدنش در پارتی داکتر عبدالله لب به سخن گشود و قلم به نوشتن برداشت و در صفحه اجتماعی فیسبوک در مورد یاران هم پیمان و دیرینه اش در جبهه ملی اینگونه به ارایه توضیحات ؛ و یا به عبارت ساده تر به افشاگری پرداخت ؛ اگر بخواهیم مواضع محقق را دسته بندی کنیم او در واقع سه نفر را مورد حمله قرار داد (جنرال دوستم ، احمد ضیاء مسعود و امرالله صالح) که روزی این سه نفر جزو یاران دلی وی محسوب می شدند و با همیاری هم ، مشترکات زیادی داشته و تصمیم داشتند با هم مسیر پر پیچ و خم آینده را بپیمایند ؛ محقق با این کار (تقریبا) بی سابقه اش به سنت شکنی شهره یافت و با این شیوه ، یک برنامه (به اصطلاح) خود معلوم سازی را به راه انداخت ؛ او کاری کرد تا ناگفته های زیادی برملا شود و مردم افغانستان یکبار دیگر در آزمون انتخابات (که در واقع جز دامی از طرف دشمنان برای فریب ملت نیست) چهره های خود خواه ، فرصت طلب و مردم فریب را بهتر بشناسند ؛ به هرحال محقق ابتدا از دوستم و حزب وی شروع کرد و در باره اش نوشت :  “در دور قبلى انتخابات ما وجنبش قرارداد کردیم که یکجا برویم ونیز قرار شد که با توافق استاد ربانى از کاندیداتورى داکتر عبدالله حمایت کنیم که اوراق تکت انتخاباتى داکتر عبدالله روى میز من بود که در آخرین لحظات برادران جنبش خود را عقب کشیدند و بحث حمایت از کرزى مطرح شد” ، در جای دیگر نوشته : “ما سه نفر تعهد و قرآن کردیم(قسم خوردیم) که در انتخابات یکجامی رویم. دوستم وعطا محمد نور، دست دادند ومن از بالاى دست هردو گرفتم به شوخى گفتم که بخاطرى من دست هردوى تان را محکم می گیرم که باز هردوى تان جدا نشوید؛ اما وقتی که به افغانستان آمدیم، جنرال صاحب دوچیز دیگر را مطرح کرد؛ یکى اینکه با داکتر عبدالله نمیرویم، دوم اینکه معاونت میخواستند؛ که این دو خواسته عملى نبود و شرایط افکار عمومى داخل وخارج آنرا پذیرا نبود” از محتوای این سخنان به خوبی پیداست که محقق علت جدا شدنش از صف دوستم ، عهد شکنی جنرال را بهانه می آورد و دوست ندارد دیگر با آدم عهد شکن همراه بشود ؛ در ادامه افشاگری ها ، محقق راجع به مسعود اینگونه نوشته است : “طى جلساتى که با کشورهاى ذی دخل در قضیه افغانستان داشتم به شمول کشورهاى شرقى و غربى هر قدر که احمد ضیاء را مطرح میکردیم هیچ کدام شان در انتخابات آینده بالاى ضیاء لنگر نداشتند پس چطور میتوانستیم با کسى تیم بسازیم که نه حمایت داخلى دارد و نه مقبولیت بین المللى” و از این سخن نیز بوضوح پیداست که این رهبران ، در پشت برده با کشورهای غربی و شرقی در جهت وابسته نگهداشتن افغانستان ، چه چانه زنی ها که نمی کنند و چه پافشاری ها که به خرج نمی دهند تا کماکان غلام و برده دیگران باقی بمانند ؟؟؟ و اما وقتی این سخنان به گوش جنرال و مسعود رسید آنها اینگونه به دفاع برخواستند (به نقل از رسانه های خبری 🙂 ” … احمد ضیا مسعود، رییس جبهه ملی با نشر اعلامیه ای گفته است : ” انتظار نمی رفت تا آقای محقق به عنوان یک سیاستمدار با تجربه بخاطر توجیه تصمیم خلاف جمعش به اتهامات و روایت های وارونه به آدرس جبهه ملی، متوسل شود … مسعود، تاکید کرده که اعضای ارشد رهبری جبهه ملی افغانستان باور به رای و تصمیم ملت افغانستان دارند وهیچ نوع رایزنی در ارتباط به سرنوشت انتخابات افغانستان با کشورهای بیگانه نداشته و به جناب استاد محقق نیز چنین وظیفه یی را نسپرده اند … در این بیانیه تاکید شده : مشاوره هایی که جناب ایشان از آن یاد آوری کرده اند کار شخصی شان بوده هیچ ربطی به جبهه ملی افغانستان ندارد … ” آری ! و اینگونه است که مسعود با یک جمله “انتظار نمی رفت ! … ” (خود دانسته یا ندانسته) ضمن صحه گذاشتن بر حرف های محقق ، از وی اعلان برائت می جوید و به گونه ای واکنش نشان می دهد که گویا اصلا محقق را نمی شناخته و هیچ اطلاعی از برنامه های سری وی نداشته و در داد و ستد های کلان کشوری با شرکای بین المللی روی خاک پاک و ملت رنجدیده افغانستان ، هیچ دخلی نداشته است ؛ ولی فراموش کرده که دیگر حتی برای دفاع شخصی آنها دیر شده و خود علیه هم به رسواگری پرداخته اند و مثل مار گزیده ها انگشت اتهام را بسوی همذیگر اشاره می روند ؟؟؟
و اما شخص سوم که محقق وی را مورد تاخت و تاز قرار داده کسی نیست جز امرالله صالح که در باره او چنین نگاشته است : “از داخل، تاجکان فقط صالح را دارد که ایشان پایگاه اجتماعى قوى ندارد و فقط در تهمت زدن مهارت دارد، بودن صالح در کنار احمد ضیاء که آنهم نه براى احمد ضیاء بلکه به مقصد خود …” و اینگونه است که واقعیت ها در مورد ذات دغلباز صالح ، این بار اما از طرف دوستانش فاش می شود ؛ اما آیا واقعیت چنین است ؛ یعنی محقق آدم نسبتا مناسب تر و دلسوز تری است ؟ برای شناختن هرچه بهتر محقق بهتر خواهد بود به واکنش امرالله صالح توجه کنیم که درباره محقق چیزها می داند که خیلی ها خبر نداشتند (و اگرهم داشتند باور نداشتند) صالح در صفحه فیسبوک خود خطاب به محقق چنین می نویسد : “من مانند شما لقب تقلبی استادی ندارم. من مانند شما تلویزیونی که مصارف آنتن هایش را یک سازمان استخباراتی و معاش مامورین اش را سازمان استخباراتی دیگر بدهد ندارم. من قبل از گرفتن تصمیم های سیاسی به سه کشور همسایه سفر نمی کنم. من پیمان هایم را با متحدین ام در سفارتخانه ها و مهمانخانه های استخباراتی در کشورهای همسایه نه بلکه در شهر کابل می بندم. از ذکر ملاقات های تاریک با خارجی های شرقی و غربی بخاطر چانه زنی بر سرنوشت کشورم، پرهیز و شرم میکنم برخلاف شما که آنرا معیار اساس و معیار بلی و نخیر در انتخاب تان قرار میدهید …  این معاون شما بود که با اسناد جاسوسی با (آی اس آی) دستگیر شد و اگر سیاست تضرع و دستبوسی شما به ارگ نمی بود او باید زندانی می شد … ” این سخنان آن قدر واضح هستند که نیاز به هیچ شرحی دیگر ندارند !؟!
 وقتی همه گفته های فوق را کنار هم قرار بدهیم ؛ واقعیت و ماهیت (به اصطلاح) رهبرانی که می خواهند از طریق پروسه نام نهاد انتخابات ، آن هم بر موازین غیر شرعی و عنعنوی و بلکه بر مبانی غرب ، سرنوشت کشور و ملت شریف افغانستان را در فرداهای نیامده در دست بگیرند ؛ به شاخص ترین وجه ممکن مشخص می شود ؛ آنهایی که طبق گفته های خودشان ، تنها در بخشی از ناگفته ها و حقایق ، هرکدام باری از دوسیه های رسواگرانه و روسیاه کن بار دوش دارند و از نوک پا تا فرق سر در خیانت ، غدر ، نفاق ، وطنفروشی و فساد ، آلوده و غرق اند ؛ ولی باز هم با وقاحت تمام و بی شرمی، از رهبری ، عدالت خواهی ، مردم سالاری و پاسداری از خاک و ناموس وطن دم می زنند ؟؟؟
خلاصه آنچه که تاحال از انتخابات بحث برانگیز پیداست بجای آنکه برای رهبران فرومایه خیر باشد ، تبدیل به شر شده است و کانون گرم رسوایی ها و افشاگری ها ؛ تا هنوز که چیزی نشده اینگونه عوامل به اصطلاح متحد انتخاباتی از هم جدا گشته و روز به روز بر اختلافات ذات البینی آنها افزوده می شوند و تارهای عنکبوتی اتحاد رهبران جاه طلب در حال گسستن است و همه اینها در کل ، از شکست دشمنان در تمام زمینه ها حکایت دارد و اینکه دشمنان با ناکامی و ذلت واقعی مواجه هستند .
به امید پیروزی نهایی فرزندان به حق کشور و شکست دشمنان اسلام در همه پروسه ها !

ابو صهیب حقاني هراتي

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x