نظــر

(خطاب به سیاف:) سرِ پیری ، معرکه گیری ! …

داستان از این قرار است که پیرمرد فرتوت رسول سیاف ، روز پنج شنبه 11/میزان/1392هش با چشم بستن بر معنویات و فروهداشت اخرویات ، قدم برداشت و برای ثبت نام ، در پروسه نام نهاد کاندیداتوری پُست پَست ریاست جمهوری اشتراک ورزید ؛ (طبق گزارش ها) در میانِ قحط رجالی که سیاف با آن روبرو بوده از میان همه آدمهای مشهور تر و جاه طلب تر ، اسماعیل خان چهره ی (به اصطلاح) جهادی در حوزه جنوب غرب را به عنوان معاون اول و (مولوی) عبدالوهاب عرفان را به عنوان معاون دوم خود بر گزیده است ؛

سیاف که با نطاقی ها و لفاظی های آتشین خود ، در این اواخر ، مشتری سراپا قرص آتشهای دوزخ گشته است و در عبا و قبای روحانیت و ظاهری اسلام گونه ، گناه را شرمنده و دست کفر را شسته و با ارادت کامل برای خدمت به کفر و ضربه به اسلام ، کمر همت خویش را بسته نموده ؛ این بار اما ، پای لرزان و لغزنده خود را در یک گردابی دیگر و لجنزار متعفن نهاده ، و در آزمونی بس بزرگ خویشتنِ خویش را برای رسوایی های هرچه بیشتر آماده ساخته است ؛ او که برف پیری و پریشانی سر و صورت وی را کامل پوشانیده و پایش به لب گور نزدیک شده است ؛ بدون هیچ شرم و حیایی از الله جل جلاله و پیامبر عزیز اسلام صلی الله علیه و سلم ، تاریخ گذشته و ملت فهیم و قهرمان وطن ، با شور و شوق زایدالوصف ، اندر رسیدن به جاه ، مقام و منصب ، آماده شده تا به زعم غلط خویش در آینده نه چندان دور (آن هم به شرطی که اربابان خارجی وی موافقه کنند ، معاندان هم کیش و هم مسلک وی در داخل ، اجازه بدهند ؛ و از همه مهمتر اگر انتخاباتی بر گزار بشود و سلامتی در کار باشد و چانس وی یاری کند و رای اکثریت مردم در صندوق های رای به نام  وی انداخته شود و نهایتا پیروز میدان بگردد !) به عنوان رئیس جمهور افغانستان ، قدعلَم کند ! (شتر در خواب بیند پنبه دانه / گهی لپ لپ خورد ، گهی دانه دانه)
سیاف که این روزها بنابر حرص شدیدِجاه طلبی و مقام ، دیگر از مرز حلال و حرام گذشته و برای وی هیچ فرقی نمی کند که چه چیز حلال است و چه حرام ، چه درست است و چه نادرست ، خود را به هر دری می زند تا به دروازه ارگ ریاست جمهوری در قصر گلخانه برسد ، او با حرف های چرب و نرم ، و زبان جادویی خود ، از همه مقدسات ، سوء استفاده می کند تا به نامقدس ترین ها برسد ، بدون شرم و با وقاحت تمام ، ایستادن در صف کفر را جهاد نامیده و خودش را (که در خون به ناحق ریخته شده هزار ها افغان مظلوم و بی گناه دست داشته) مجاهد و دلسوز ملت شریف و وطن عزیز افغانستان معرفی می کند ؛ برای رسول سیاف در این روزها اختلاط زن و مرد و همراه شدن با زنان غیرمحجبه ، دیگر عار نیست و گناه محسوب نمی شود ، برای سیاف ، در این روزها فرقی ندارد که کسی او را با شعار الله اکبر تشویق می کند یا با کف زدنی که برای مطرب ها (و رقاصه ها) مرسوم است !!!

برای سیاف در راه رسیدن به کرسی ریاست جمهوری ابزار مهم نیستند که چه باشند ؛ آیا مشروع اند یا نامشروع ؛ بلکه مهم آنست که سیاف به آن کرسی برسد حالا هرچه می شود بشود ؛ از دید او اکنون هیچ چیز ممنوع نیست ؛ چون او دیگر با چشمان حقیقت بین حقایق را نمی بیند ؛ بلکه با عینکی که غرب برای وی و امثالش تحفه داده حقایق را دیده و باز یابی می کند ؛ و به همین جهت است که بی حد و اندازه شیفته مظاهر فریبنده دنیا و غرب گردیده است .

واقعیت آنست که زندگی سیاف نوعی درس عبرت ، به همه است ، الله جل جلاله با زندگی ذلیلانه سیاف و امثال وی بطور زنده نشان می دهد که بندگان درهم و دینار را ببینیم و معامله گران ایمان و غیرت را با چشم سر مشاهده کنیم که چگونه بر سر اسباب فانی دنیا و مظاهر ناچیز آن ، تمام معنویات ارزشمند را به سودا می نیشنند و در قبال سود کم دنیا ، بقای آخرت را تعویض نموده ، و بجای فرار از شیطان و حیله های فریبنده آن ، چگونه با اشتیاق به دام آن گیر می افتند .

به هرحال آنانی که گفته اند : “عشق پیری گر بجنبد سر به رسوایی زند!” چندان بی ربط نگفته بودند و اینک سیاف و اسماعیل ، مصداق بارز این ضرب المثل گشته اند و حتی برای فعلا کار این دو از رسوایی نیز گذشته و دقیقا معلوم نیست که آخر و عاقبت اینها به کجا می انجامد ؛ و در کنار همه کمبودی های سیاف ، عمر رو به زوال آن را نباید دست کم گرفت و واقعا برای سیاف و امثال وی در همچین سنی خیلی دیر شده که پا در میادین پر خطر بگذارند و عینا مصداق عملی مثال “سرِ پیری ، معرکه گیری است !”

لیکوال: محمود احمد نوید

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x