د حکومت پیل، دواړه شریکان له جان کېري سره

عبدالله چرا اشرف غنی را بی لیاقت گفت؟

نوشته: ابوصهیب حقانی

فارغ از رویداهای امنیتی این روزهای افغانستان و شدت نبردها در ولایات مختلف و پیشروی های نظامی طالبان، اگر به درون ادارۀ فاسد شدۀ کابل بنگریم وضع موجود در میان اشرف غنی و عبدالله، از حالت فعلی نبردها هم بدتر است و ادارۀ دست نشاندۀ جانکیری روز به روز به شدت تضعیف شده و رشته های بافته شده (ادارۀ کابل) توسط امریکایی ها در حال پنبه شدن اند.

در حالیکه قریب به سال از زمان روی کار آمدن ادارۀ کابل تحت نام وحدت ملی می گذرد و اغلب گمانه زنی ها بر این بود که این اداره و وحدت این دو رئیس بیشتر از اینکه جنبۀ عملی و واقعی داشته باشد جنبۀ نمایشی و تبلیغاتی دارد و وحدت هر دوی شان سمبولیک و فرسایشی است و تحمل و همپذیری شان نه از سر شوق و رضامندی بلکه از سر جبر و نا رضایتی بوده و تمام خوبی ها و خوشی های سران ادارۀ کابل در خنده ها و تعاریف بیجا و بی بنیاد از یکدیگرشان خلاصه نمی شود؛ اینک (این گمانه زنی ها) در حال پیوستن به واقعیت اند؛ و کاسۀ صبر عبدالله که از صبوری دروغین وی فقط خارجی ها و تیم اشرف غنی استفاده کرده بودند و او را مسخره کرده نام ریاست اجرایی را بر وی گذاشته بودند؛ بالاخره لبریز شد و بغض گلویش ترکید و چیزهای از اشرف غنی گفت که کمتر کسی تا حالا گفته است؛ چیزیکه بیشتر نمایانگر فاصله های عمیق و اختلافات فاحش میان سران نام نهاد وحدت ملی است.

داکتر عبدالله در مراسمی که به مناسبت تجلیل از روز جوان در کابل تدویر یافته بود به طرز بی سابقه از اشرف غنی انتقاد و صراحتا او را نالایق مقام ریاست دانسته و از اخلاق بد و پرخاشگری ها، تک رویها و کار شکنی های وی یادآور شد.

فشرده انتقادات تند و تیز عبدالله از اشرف غنی  را به یک به یک آورده و به تحلیل می گیریم:

عبدالله خطاب به اشرف غنی:

“خودت وقت نداری که با رئیس اجرائیه ات در ظرف سه ماه حداقل دو ساعت یا یک ساعت تنها و یک به یک ببینی؛ پس وقت شما در چی سپری میشود؟!”

یعنی اشرف غنی به وزیران (که جای خود) حتی به شریک قدرت خویش داکتر عبدالله هم توجه نمی کند پس این همه که تا اکنون فکر می شد اینان 24 ساعت در مسائل مختلف با هم دیدار و گفتگو و یا اقلا در مسائل مهم با هم به تماس هستند اشتباه بوده و بلکه از سکوت عبدالله (حتما در بدل حق السکوت که سفارت امریکا به وی می پرداخته است) اشرف غنی نهایت بهره را می برده است.

داکتر عبدالله:

“وقتی یک نفری که چهار روز در یک اداره دولتی کار نکرده، مسئول کل اصلاحات اداری مملکت شود، حتما ما در آن مورد نظر داریم! این بخاطر این است که اصلاحات، وعده اصلی ما به مردم بود. وقتی به نام اصلاحات، زیر پای اصلاحات می زنند، ما باید حتما موقف بگیریم.”

از این سخنان یکی از دردهای داکتر عبدالله واضح می شود که مسئله بر سر انتصاب نادر نادری به حیث رئیس کمسیون (نام نهاد) اصلاحات انتخاباتی است که ظاهرا اشرف غنی در مسئلۀ به این مهمی هیچ مشورتی با داکتر عبدالله نکرده و اصلا رئیس (به اصطلاح ) اجرائیه به نظر اشرف غنی نیامده است و همینطور (داکتر عبدالله) در پایان سخنش که گفته موقف می گیریم نوعی تهدید به آغاز مجدد علنی کردن موضعگیری ها در قبال سیاست های اشرف غنی دارد، که احتمالا از بازگشت داکتر عبدالله به زمان مشابه با دوران شورشگری و کشمکش بازی انتخابات افتضحاح آمیز شان خبر می دهد.

داکتر عبدالله:

“فردی بعنوان شهردار، بدون مشوره ما در ولایتی معرفی شده و حالا بعد از یکسال دوسیه اش به سارنوالی آمده است؛ همچنین کسی را به من معرفی کرده که این شخص تاپ ترین شخص و مسلکی ترین آدم است اما وقتی من در حضور قاضی القضات و معاون دوم رئیس جمهور، یک مصاحبه بسیار عادی همراهش داشتم وظیفه لوی سارنوالی را تعریف کرده نتوانست؛ حالا اگر ما بگوییم که این جفا به ارگانهای عدلی و قضایی ماست، گفته می شود که حکومتِ دوسره و سه سره و پنج سره است.”

فکر نمی کنم کسی از این واضح تر اختلاف عمیق خود با شریک خود بیان کند که عبدالله از شریک خود اشرف غنی بیان کرده است؛ البته این تنها موارد اندکی است که همان لحظه به ذهن داکتر عبدالله رسیده و چه بسا موارد مهم تر وجود داشته باشد که عبدالله وقت یادآوری همۀ آنها را تا اکنون پیدا نکرده است.

داکتر عبدالله:

“میلیونها انسانی که به ما رأی داده اند و عامل ثبات افغانستان شده اند نظرشان نادیده گرفته میشود اما مشوره یک تعداد آدمی که در آسمان ستاره ای ندارند و گمان می کنند که افغانستان میدان سلیقه بازی های آنها می شود ( عمل می شود).”

این جملات نشانگر نهایت ندامت و پشیمانی داکتر عبدالله از هم رکاب شدن با اشرف غنی است؛ البته ملامت این قسمت از خیانت نه اشرف غنی که بیشتر خود داکتر عبدالله بود که بخاطر از دست ندادن دالرها و دل اربابان خارجی خود حاضر شد تن به هر ذلتی بدهد و غلامی اشرف غنی را اختیار کند، اکنون که می بیند رودست خورده زبان به شکایت باز نموده است.

داکتر عبدالله:

“مجلس امروز گرفته میشود یک مجلس، چهار ماه بعد…. وزارتخانه ها فلج است. یک وزیر را مدال وزیراکبرخان می دهند! اما (این مدال دادن) یک بحثی است که باید در کابینه افغانستان مورد بحث قرار بگیرد که آیا شایسته مدال هست یا نه! مانند این، دهها مسئله دیگر هست. به وزرا اصلاً فرصت صحبت داده نمی شود.

همه اینها را شاهد بودیم… حکومت فلج است، اصلا وزراء مجال گفتن و صحبت کردن ندارند. باید اگر یک ساعت خودشان لکچر می دهند باید ده یا ۱۵ دقیقه عذر و مشکل وزیر را هم بشنوند؛ همه پست ها سرپرست! و وزیر، اجازه تعیین سرپرست را هم ندارد. حتی گفته شد که تمام رؤسای مالی وزارتها را هم وزارت مالیه تعیین کند بعد فهمیدند که این خلاف قانون است!”

این حرف ها را سالهاست که مجاهدین دلسوزانه می گویند و راجع به نااهلی و بی کفایتی اداره های دست نشانده غربی ها و حکومت فاسد و حلقه به گوش در مجالهای مختلف تذکر داده و می دهند که متجاوزین خارجی با اجیران فرومایه شان در افغانستان جز فریب بازی و به ریشخند گرفتن آله های دست خود و ملت افغانستان کار دیگری ندارند؛ اکنون کاش ملت ما حداقل با تمعق اگر حرف های آزادگان را کمتر می شنوند حرف های خود این سرسپردگان امریکا را بشنوند که تا چه حد (این فرومایگان) غلام بازی را اختیار کرده و تا چه حد بی کفایت و بی لیقات اند و آیا با همۀ این مشکلات و نارسائیها و همچنین با موجودیت این عناصر شر و فساد، آیا باز هم کمترین توقع عمل مفید و کار خیر از این نوکران غرب برای مردم و سرزمین افغانستان می رود؟!

داکترعبدالله در ادامه گفته است:

“درون هر حکومتی بحث و جدل هست و این طبیعی است اما کسی که حوصله بحث و حوصله شنیدن را نداشته باشد لیاقت ریاست را هم ندارد! لااقل نصیحت کرزی را گوش می کردی که (موقع انتقال قدرت) در گوش ات گفته: “دیگه وقت بی حوصلگی ات گذشته و حالا حوصله کن!” آیا حوصله، همین است؟”

از این سخنان کاملا پرواضح است که اشرف غنی یک شخص مریض و بی حوصله است و اگر تاکنون امثال عبدالله تحملش کرده و غیظ و غضب بیجا و بی مورد او را در مناسبتهای مختلف کتمان کرده اند نه بخاطر دوستی و احترام به اشرف بوده بلکه بخاطر منافع خود و اثبات نااهلی اشرف غنی بوده و چه بسا در طول این مدت در حال جمع آوری مستندات از شخصیت بیمارگونۀ اشرف غنی نبوده باشند که فردا باز به گمان غلط خود دلیلی بر نجات خویش از افکار عمومی ملت و اعتراضات باداران خارجی خویش نسبت به اشرف غنی داشته باشند.

سوال عمده که از عبدالله طرح می شود این است که چرا داکتر عبدالله حالا بعد از گذشت قریب به سه سال از عمر حکومت وحدت ملی در یک نطق رسمی چنین اظهاراتی کرده و بی لیاقتی اشرف غنی را بازگو می کند؛ به گمان غالب داکتر عبدالله از ارایه این سخنان چند هدف همزمان دارد که بطور کلی عبارت اند از:

1-    جایگاه نسبی قبل از انتخابات و پیش از به وجود آمدن اداره وحدت ملی را بین هواخواهان خویش دوباره به دست بیاورد.

2-    اشرف غنی را تحت فشار افکار عمومی و مجامع بین المللی حامی ادارۀ کابل جهت کسب امتیاز بیشتر برای خود قرار دهد.

3-    تمام کم کاری ها، ضعف ها و ناتوانی های ادارۀ کابل را به گردن اشرف غنی انداخته و خودش را منجی دست بسته و بی اختیار در دوره کاری زمام داری اش به حیث رئیس اجرائیه معرفی کند.

4-    افکار عمومی را از تمرکز بالای مسائل امنیتی و نظامی به سوی کشمکش های داخلی سوق داده و اذهان را تا مدتی به سوی مسائل داخلی متوجه ساخته تا از فشار وارده بر ادارۀ کابل بخاطر شکست های پیاپی در میدان های جنگی در مقابل حملات طالبان بکاهد.

5-    در آستانۀ برگزاری کنگرۀ حزب جمعیت که عبدالله عضو جمعیت بوده و بیشتر انتقادات از جانب اعضای این حزب بر سر او شده؛ و حتی متهم به زد و بندهای خصوصی است قصد دارد با این سخنان کمی از خشم اعضای حزب، کاسته و به نفع شخصی خود و ترمیم و بهبود بخشیدن جایگاه و نقش خود در حزب، این سخنان را که بیشتر می تواند مصرف داخلی برای شخص وی تلقی شوند گفته باشد.

6-    اشرف غنی را وادار به واکنش کند در این حال اگر واکنش اشرف غنی نسبت به این لفاظی ها، سکوت و یا مثبت بود؛ عبدالله همچنان بر اشرف بتازد و اگر منفی بود داکتر عبدالله باز هم استفاده کرده و به اثبات این سخان خود واکنش منفی اشرف را دلیل بیاورد.

به امید ذلت بیشتر اجیران فرومایه و نجات افغانستان از شر دشمنان خارجی و داخلی.

د نن ټکی اسیا موبایل اپلیکیشن
avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د