نظــر

یک کرسی و 27 مدعی !؟! (قسمت پنجم)

زلمی رسول یکی دیگر از مُدّعیان کرسی نام نهاد ریاست جمهوری در انتخابات نامعلوم پیش روست ؛ او از چهره های نزدیک به کرزی محسوب می شود و گفته شده در انتخابات آینده ، ضمن برخورداری از حمایت خاص کرزی ، برای تبلیغات انتخاباتی از بیشترین امکانات دولتی نیز بهره مند خواهد بود ؛ زلمی رسول از تحصیلکرده های فرانسه و از خدمت گزاران ظاهرشاه در مدت اقامت وی در رُم ایتالیا ، بوده و چند صباحی را در معیّت شاه معدوم و مخلوع افغانستان سپری کرده است ؛ او در اجلاسِ بُن ، جُزو اشتراک کنندگانی بود که نقش اساسی ، در فروختن کشور به بیگانگان متجاوز داشتند ؛

و بعد از روی کار آمدن نظام دست نشانده غرب ، در پُست های مختلف اداره فاسد کرزی به خدمت علیه اسلام مقدس ، ملّت شریف و خاک پاک کشور گُمارده شده و با گذشت زمان ، یکی از معتمدترین های کرزی شد ؛ او بحیث وزیر خارجه در دولت دوم کرزی کار کرده است و در طی دیدارهای مختلفی که از کشورهای غربی داشته ، بندهای وابستگی و اسارت ملت و کشور افغانستان را با اربابان خارجی خود مُحکم تر و اُستوار نموده است ؛ رسول ، بیشتر یک شخصیت حکومتی و نه ملی در لیست کاندیداتوران در آمده ، و بر خلاف بزرگ نمایی های که از سوی برخی رسانه ها ، در حق وی می شود ؛ چندان از نفوذ چشمگیر سیاسی – اجتماعی در بین ملت برخوردار نیست بلکه مثل دیگر اعضای کابینه کرزی بجای محبوبیت ملی ، جزو منفورترین ها قرار دارد ؛ زلمی رسول در ردیف کسانی است که همواره منافع بیگانگان را بر منافع ملی و میهنی ترجیح داده و به دنبال ارضای غرب ، و جلب توجه اشغالگران ، از هیچ خوش خدمتی دریغ نورزیده است ؛ و این یعنی همان چیزی که اصلا در مزاق عموم ملت غیور افغان خوش نمی آید و بیشتر از آنکه برای وطنفروشان اِفاده کند به ضررشان انجامیده است .
و اما احمدضیاء مسعود که خود را به حیث معاون اول رسول نامزد کرده ؛ شاید بتوان گفت در این روزها از چانس بد و بخت سیاهش ، از چشم اُفتاده ترین مردان تاریخ کشور می باشد ؛ او با این کار ، در صدد جلب آرای قوم تاجیک به صندوق زلمی رسول شده است ؛ احمدضیاء که با سوء استفاده از نام برادرش (احمدشاه مسعود) از مدتها قبل ، در عرصه سیاست ، قدم گذاشته تا اکنون موفق نشده که حتی بین هواداران برادر خود ، جایگاه و منزلتی پیدا کند و بالعکس روز به روز ستاره شهرتش کم رنگ وبی فروغ تر می شود ؛ او که تا چند وقت پیش در کنار جنرال دوستم ، عطاءنور ، محقق و غیره (درجبهه ملی)  در عالَم خیال ، آرزوهای بس کلان در سرش می پرورانید ؛ با ازهم پاشیده شدن اتحاد انتخاباتی و رفتن هر یکی از دوستانش به سمت و سویی ، خود را کاملا تنها دید و در کمال مایوسی مجبور شد دستش را به حیث معاون اولی در دست کسی بگذارد که شاید تا قبل از آن ، حتی خوابش را هم تصور نمی کرد و این کار مسعود صرفا جهت روکم کنی بوده و تا اینکه از دیگر دوستان خود (مخصوصا دوستم و محقق که هریکی برای خودشان معاونیتی دست و پا کرده بودند) عقب نیفتد ؛ ولی با آن هم (مسعود) نه از داخل (مخصوصا در میان قوم تاجیک) و نه هم از خارج (به نقل از محقق که گفته بود : هیچ یک از کشورهای همسایه و ذی دخل ، با وجود اصرار فراوان ، بر مسعود نظر نداشتند) از حداقل نفوذ برخوردار نیست و در حالیکه به این امر به خوبی مطُلع است ؛ اما بازهم بر اساس حسّ جاه طلبی و اینکه اگر با حضور در تشکیلات پیش رو ، فایده ی نکند ضرر هم نمی کند و چیزی از دست نخواهد داد مصمم است که حداقل برای حفظ آبروی خویش هم که شده از این اشتراک دست برندارد .
با وجود آنکه احمدضیاء ، در زمان های مختلف و در پُست های کلان دیپلوماتیک در زمان حیات برادرش (احمدشاه مسعود) در کشورهای همسایه رفت و آمد گسترده داشته و مخصوصا محل اعتماد روسیه بوده ؛ و نیز با وجود رَجزخوانی های فراوان در نُطق های مختلف به مناسبت های گوناگون ، علیه جهاد مقدس فعلی و مجاهدین برحق کشور ، برای دل شاد کردن دشمنان از هیچ تلاشی دریغ نکرده ؛ اما عدم اقبال عمومی خارجی ها نسبت به وی و همچنین مقوله محقق در بحث نظر نداشتن کشورهای (به اصطلاح) ذی دخل در مورد او ، جای بسی تعجب دارد و خالی از تامّل نیست  !؟!  
حبیبه سرابی تنها والی پیشین زن در ولایت بامیان از سوی حکومت دست نشانده ، دیگر معاون زلمی رسول است که به هدف کسب و جلب آرای قوم هزاره در تیم رسول ، اشتراک نموده است ؛ انتخاب سرابی به حیث معاون دوم زلمی رسول ، ضمن سنت شکنی جنسیتی و در نظر نگرفتن شرایط عمومی جامعه اسلامی و افغانی نسبت به جایگاه شامخ زن ، و نیز حقیرشمردن منزلت برتر مرد ، خود بارزترین دلیل بر اینست که واقعا فرد محبوب و مورد حمایت کرزی ، چقدر تنها مانده که حتی هیچ مردی برای معاونیت وی یافته نشده و او به ناچار دست یک زن را گرفته است ؛ در حالیکه (رسول) نمی داند حبیبه سرابی ضمن نداشتن صلاحیت کافی برای مقام معاونیت ، در میان قوم هزاره آن جایگاه سابق را ندارد و حتی در محدوده شهر بامیان نیز از محبوبیت و نفوذ چندانی برخور دار نیست ؛ و این بدان معناست که اراکین دولت فاسد کرزی از هر قوم و قبیله ی که بودند در طول مدت زمامداری ، حتی بر مردم خودشان نیز رحم نکرده و از حقوق اولیه ی ملی و مدنی آنها دفاع ننموده و خدمت لازم  وشایسته را انجام نداده اند ؛ و به نقل از پایگاه خبری “جمهوری سکوت” (وابسته به قوم هزاره) می توان در مورد بی کفایتی خانم سرابی و خشم و اعتراض مردم بامیان نسبت به وی ، به جوزای سال 1389هش اشاره کرد که مردم بی چاره ، چگونه با تجمّعات اعتراض آمیز خود ، خواهان استعفاء و برکناری حبیبه سرابی از مقام ولایت بامیان شده بودند ؛ اکنون اما او بدون در نظر گرفتن آن روزها ، آمده تا یکبار دیگر ملت مظلوم هزاره را فریب بدهد ؛ ولی فراموش کرده که دیگر هیچ چانسی برای موفقیت و جلب توجه مردم ندارد تا برای صندوق زلمی ، رای تکّدی کند ؛ و این مردم  دیگر آن مردم نیست !
و اما دیگر مدعیان کرسی …

این مطلب ادامه دارد …

ابو صهیب حقاني هراتي

—————

ددې لیکني نوري برخي په لاندي لینک:

یک کرسی و 27 مدعی !؟!

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x