نظــر

یک کرسی و 27 مدعی !؟! (قسمت آخر)

دیگر مدعیان کرسی نام نهاد ریاست جمهوری در انتخابات احتمالی پیش رو ، از چهره های کمتر شناخته شده و بعضا مجهول الهویّه بودند که اندکی پس از ثبت نام ، 27 نفر به 26 نفر و 26 نفر به 10 نفر کاهش یافتند و این کاهش فاحش خود بیانگر نااهلی و بی ثباتی افراد خط خورده بود ؛ و اینکه فضای انتخاباتی زیر چتر خارجیان متجاوز چقدر به سخره رفته که هرکس و نا کسی ادعای رهبریت کشور را نموده و خود را تنها منجی این سرزمین و ملت ستمدیده معرفی کرده اند ؛

آن 17 نفری که لیاقت هیچ چیز را نداشتند و صرفا نمایشی در پروسه ثبت نام ، اشتراک ورزیده بودند جای هیچ سخنی در مورد آنها نیست و سَرَک کشیدن در زندگی آنها ، جز اطاله کلام چیزی دیگر در پی نخواهد داشت ؛ اما بد نیست که اگر بطور اجمالی مروری هرچند کوتاه و مختصر بر چند نفر باقیمانده ؛ امثال : عبدالقیوم کرزی ، قطب الدین هلال ، عبدالرحیم وردک ، هدایت امین ارسلا ، گل آقا شیرزی و محمد نعیم نادر (نواسه ظاهرشاه) داشته باشیم ؛ افراد نامبرده گرچه چندان شهره آفاق نیستند و مثل افراد پیشین (که در قسمت های قبلی در موردشان به تفصیل پرداخته شد) از نام و نشانی قابل ملاحظه ، در بین اندک مردم افغانستان برخوردار نمی باشند ؛ ولیکن اسامی شان در لیست نهایی کاندیداتوران ریاست جمهوری بسی قابل تامل است .

قابل یادآوریست از آنجا که پرداختن به معاونین اسامی باقیمانده نیز موضوع را به درازا می کشد از یادآوری آنها نیز در این قسمت خوداری می شود ؛ امید است که خوانندگان عزیز و ملت شریف افغانستان به حقیقت حیله گری های دشمنان پی برده و ماهیّت افغان نماهای وطنفروش ، بیش از پیش برای شان  فاش شود .

و اما عبدالقیوم کرزی ؛ از نام کرزی پیداست که عبدالقیوم همان حامد است منتها از نظر سنی چند سالی بزرگتر ، شاید کمتر کسی با خیانت آل کرزی نسبت به خاک و ملت افغانستان ناآشنا باشد ؛ همه می دانند جفای که توسط کرزی و خاندانش در حق اسلام و افغانستان شد در دوسیه کمتر حاکم این سرزمین یافته می شود ؛ او در واقع شاه شجاع دیگر بود که ملت و آینده کشور را در طول دوران اشغال ، به تباهی کشاند و هیچکس حتی آنهایی که روزی سرسختانه سنگ کرزی را به سینه می زد دیگر حاضر نیست زیر این نام ، حاکمی بر سر قدرت بیاید ؛ بجاست عبدالقیوم کرزی بجای تداوم بخشیدن بر نقشه ویرانی و راه کج برادرش که باعث ناکامی و بدنامی ملت افغان در سطح منطقه و جهان گردید هرگز نامی از حکومت و دولت داری نبرد ؛ به قول معروف مگر برادرش چه تاجی بر سر ملت گذاشت که این بار او بگذارد !!!

و اما قطب الدین هلال ؛ ظاهرا از شرکت وی در پروسه ناکام کاندیداتوری پیداست که سخت تشنه جاه و قدرت است و مثل سیاف از آدرس اسلام به سراغ فریب افکار عامه و جلب آرای ملت رنجدیده آمده ؛ درحالیکه ملت شریف و قهرمان کشور در طول این سالها ، بازی کنندگان با نام اسلام را به خوبی شناخته اند و با درک کامل از چهره های نقاب زده و مهره های سوخته و فریب خورده دشمنان دین ، باری سخنان آنها را باور نخواهند کرد .

و اما عبدالرحیم وردک ؛ که سالهای زیاد در مقام نوکری در وزارت دفاع ، دستش آلوده به خون بسیاری از بی گناهان بوده و جهت دلخوشی دشمنان ، دل بسیاری از هموطنان را ناخوش نموده و بر اثر مظالم فراوانش ، آه و ناله از نهاد بسیاری برآمده است و از هیچ جایگاهی در بین ملت و جامعه مسلمان افغانی برخوردار نیست و به مشکل ملت افغان ، کسی را که برای خرسندی یهود و نصاری ، هزاران بی گناه این سرزمین را ناجوانمردانه به شهادت رسانیده ، ببخشند و در حالیکه در بی کفایتی و بی صلاحیتی وردک ، همه از دوست و دشمن متفق النظر هستند ؛ هیچ معلوم نیست که وی بر چه اساسی خود را نامزد ریاست جمهوری نموده است ؟؟؟

و اما هدایت امین ارسلا ؛ که مشاورت چندین ساله کرزی در امور مختلف را در دوسیه خویش دارد و به عنوان معلم و رهنمای کرزی در بسیاری از امور ، او را کمک فکری نموده است ؛ کاملا پیداست که چگونه شخصی باید باشد به شرطی که نگاهی کوتاه و گزرا به زندگی حیله گرانه و فریب کارانه کرزی نمود ؛ آنگاه بوضوح معلوم خواهد شد که استادان و مشاوران وی به چه مهارت خاصی ، وی را تربیه فکری نموده اند ؛ یعنی وقتی شاگرد اینگونه باشد وای از آنروز که استاد بیاید بر سر کار !؟!

     و اما گل آقا شیرزی ؛ نامی آشنا برای همه ، کسی که معروف است با سرمایه های هنگفتش بسیاری از سیاسیون فعلی را خریده و یا فروخته ؛ او که احیانا شنیده شده کارهای بس عجیب و غریب در باب ارضای یهود و نصاری انجام داده و یا می دهد ؛ و قماربازی های وی در هامبورگ آلمان و دیگر شهرهای مشهور جهان زبانزد عام و خاص است ؛ نامزد شدن شیرزی برای تصاحب (به اصطلاح) چوکی ریاست جمهوری ، بهترین دلیل رسوایی و مسخره بودن این پروسه تفرقه آمیز دشمنان است و آیا واقعا همچون آدمی در شان رهبری افغانستان است ؟!؟

و اما محمد نعیم نادر (نواسه ظاهرشاه) ؛ این نام یاد آور دوران تحجّر و کور سلطنت چهل ساله ظاهرشاه است ؛ دورانی که فهمیدگان کشور جرئت هیچگونه اظهار نظری نداشتند و در طول آن مدت ، ملت افغان از پیشرفت و تمدن واقعی محروم ماند و همه سرمایه های ملی و اموال بیت المال مسلمین مصرف تشریفات خاندان شاهی شد ، و اکنون نوه شاه معدوم ؛ اما به شکل دیگر خواهان باز پس گیری حکومت آباء و اجدادی خویش است ؛ لیکن فراموش نموده که امروزه ملت شریف افغان ، آگاه تر از آن زمانی گردیده که شاهزادگان دیروزی بخواهند فریب شان بدهند و باز مثل گذشته ، مانع  پیشرفت و ترقی جامعه متمدن اسلامی و افغانی بشوند .

آری ! اینها که هیچ بهره ای از اسلام مقدس نبرده و عاری از هرگونه عاطفه انسانی و حس وطندوستی بوده  و هیچ احساس مسئولیتی در قبال الله جل جلاله ، اسلام ، مُلک و ملت افغانستان نداشته و فقط به فکر رسیدن جاه و مقام اند و هیچگونه پالیسی روشن برای آینده کشور ندارند و همصدا بجای کمک خواستن از ذات قوی خداوند ، آمریکا و ناتو را فریاد می زنند و بقای افغانستان را در اتکاء به قدرت های متجاوز خارجی می بینند و در حالیکه صلاحیت اداره خانواده های خویش را نداشته و بدون اطاعت از غرب هیچ عددی به حساب نمی آیند ؛ با کمال بی شرمی ادّعای کرسی رهبریت افانستان را نموده اند ؛ اکنون قضاوت با ملت شریف و هموطنان عزیز است که انصافا کدام یک از اینها لیاقت و شایستگی زعامت فردای کشور را دارند ؟!؟

به امید آزادی کشور از شر بیگانه ها و بیگانه پرستان !

ابوصهیب حقانی هراتی

————-

ددې لیکني نورو برخو لپاره دلته کلیک وکړئ

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x