حکمت یار باز هم باخت

حبیبي سمنګاني

هدف از مبارزه با نیروهای سرخ شوروی این بود که نظام عادلانۂ اسلامی به جای نظام وحشی کمیونستی در افغانستان حاکم گردد ، اما این آرمان افغان ها هرگز برآورده نشد ، رهبران جهاد و مقاومت ( به ویژه ربانی و حکمت یار ) برای اشغال تخت کابل چنان با هم جنگیدند گویا آرزوی اولین و آخرین ایشان لیلای قدرت بود و بس ، دست کم ۶۵ هزار مسلمان افغان در جنگهای خانمان سوز داخلی تنها در کابل کشته شدند ، کمیونست ها نه لاف از دین می زدند و نه هم از شریعت ، ایشان که خونخوار و ستمکار بودند مردم می گفتند بی دین هستند ، اما رهبران جهادی ………… ، عملکرد رهبران جهادی پس از نخستین دورهء مقاومت بسیار دردآور و دل خراش بود ، بیش تر رهبران جهادی در مدت کوتاه حیثیت خود را از دست دادند .

هرگاه امریکا و همنوایان آن در اواخر سال ۲۰۰۱م افغانستان را هدف تهاجم قرار دادند ، دورهء دیگری مقاومت در افغانستان آغاز گردید ، این بار بیش تر احزاب جهادی کشور از مسئولیت آزادی میهن شانه خالی کردند بلکه حزب های جهادی ربانی ، سیاف ، گیلانی و مجددی به استقبال امریکا از همه پیشتاز بودند ، طالبان بارِ گران مقاومت را به تنهای به دوش گرفتند و از روز نخست تا به این روز به نصرت خداوندی و همکاری مردمی از سنگر داغ جهاد مردانه وار پاسداری نموده اند ، حزب اسلامی افغانستان نیز در پانزده سال گذشته لاف از مبارزه در برابر امریکای ها و مزدوران داخلی آنان داشت و به همین اساس یک مشت طرف داران حزب که هنوز شعارهای جهادی را به زبان داشتند گلبدین حکمتیار را ” رهبر هر دو دورهء جهاد ” لقب می دادند .

اما حکمت یار درین دورهء مقاومت که هنوز ادامه دارد چه رول داشت به همگان عیان است ، حتی این سوال هم وجود دارد که آیا حکمت یار در مبارزه بر ضد امریکای ها و ناتو سهم داشته است یا خیر ؟ ، زیرا حزب حکمت یار جز اینکه پیام های عیدی رهبر خود را نشر بکند درین یک و نیم دهه نتوانست از منطقۂ هم نیروهای دشمن را بیرون براند ، پوسته ها و بیس ها را فتح کند ( چه جای که ولایات و ولسوالی ها را تصرف بکند ) ، ممکن شماری از حزبی های که در بعض مناطق از گذشته ها نفوذ داشتند از خلوص و صداقت شخصی خود با دشمن مبارزه کرده باشند ، اما اینکه جبهات منظم و منسجم جنگی به فرماندهی این حزب بر ضد نیروهای اشغالگر در افغانستان درین مدت طولانی اعلام موجودیت کرده باشد هرگز نه شنیده شده است و نه هم به مشاهده رسیده است ، حتی شبکۂ بی بی سی که حزب اسلامی را پس از طالبان مهم ترین گروه مخالف مسلح دولت می داند نیز اسناد و شواهدی زیادی از درگیری های این حزب با نیروهای خارجی و داخلی شاید نداشته باشد .

بالمقابل ، بیش ترین اعضاء این حزب پس از انتصاب حامد کرزی از سوی امریکای ها در کابل سیاست های دموکراتانه را ترجیح دادند و در ساختار نظام دموکراتیک کابل نقش ویژهء را داشتند ، ایشان در نخستین دورهء انتخابات پارلمانی رژیم کرزی در سال ۲۰۰۴م اشتراک ورزیدند و دست کم ۳۴ کرسی را به دست آوردند ، شماری زیادی از اعضاء این حزب از سوی حامد کرزئی به عنوان سناتورهای انتصابی در مجلس سنا راه یافتند ، رئیس دفتر کرزئی ، وزیر معارف و تعدادی از والیان نیز حزبی بودند ، قطب الدین هلال که در سال ۲۰۱۴م کاندید ریاست جمهوری بود و از سوی حزب اسلامی به گونۂ علنی پشتیبانی می شد اکنون به عنوان مشاور رئیس جمهور وظیفه انجام می دهد ، عبدالرؤف ابراهیمی که چند روز پیش در خانه اش میزبان حبیب الرحمن حکمت یار بود از گذشته ها حزبی است در دورهء پیشین عضو پارلمان بود و این بار رئیس پارلمان است و……………

شاید گفته شود : اعضاء پیشین حزب اسلامی افغانستان که در امتداد یک و نیم دهۂ گذشته برای رژیم مزدور کابل وظایف عمده انجام داده اند هیچ روابطی با این حزب ندارند ، ایشان هر چه کرده اند عملکردهای فردی شان است ، اما این دلیل شاید چند ماه پیش برای بسیاری ها قناعت بخش می بود ، اما حالا هرگز قناعت بخش نیست ، زیرا رویدادهای اخیر نشان می دهد که حزب اسلامی افغانستان به رهبری حکمت یار از عملکردهای چند سالۂ اعضاء خود فروختۂ این حزب هرگز آزرده نیست ، شوری ها و مشاوره های کنونی این حزب با عبدالرؤف ابراهیمی ( رئیس پارلمان ) ، قاضی وقاد ( عضو شورای عالی صلح ) ، محمد خان ( معاون رئیس اجرایوی ) ، جمعه خان همدرد ( والی سابق رژیم ) و………. را مردم توسط رسانه ها با چشم های باز تماشا نموده اند و درک نموده اند که این اعضاء پیشین تا چه اندازه نزد حکمت یار باور و اعتبار دارند .

حکمت یار که یک سال پیش برای قیام خلافت از داعش اعلان حمایت کرده بود ، این بار برای تأمین دموکراسی به دست رژیم کابل بیعت نموده است و در بابت آینده هنوز چیزی نمی توان گفت .

avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د