نظــر

دلسوزان شکم یا دلسوزان وطن !؟!

شنبه (2/قوس/1392هش) وطنفروشان برای سومین روز متوالی در تالار جرگه شوم وطنفروشی گردهم آمده و کارها را سرعت بیشتری بخشیدند و مواد بیست و هفتگانه پیمان نامه ننگین با آمریکا را در 50 کمیته نام نهاد به بحث و بررسی گرفته و اغلب مواد را یا به تصویب رسانده و یا هم موافقه نمودند ؛ طبق گزارشها ، روز سوم در فضایی کاملا متشنج و نا آرام و با تدابیر سخت امنیتی و در حالتی از سردرگمی ، ترس و یاس ، واهمه و دلهره سپری شد ؛ از شتاب زمانی در بررسی بند بند مواد پیمان نامه ،

پرواضح بود که اشتراک کنندگان افرادی جز انسانهای فریب خورده ، بی سواد ، عوامل اجیر حکومتی و … نبودند و اگر تعدادی با سواد و هوشیار هم در بین شان بود اما در جمع بلی گویان کور و گنگ کرزی چاره جز سمعنا و اطعنا نداشتند ؛ عده ای بی خبر از همه چی و بی سواد از مواد شوم پیمان نامه ، صرفا جهت نام و شهرت شرکت کرده بودند ؛ عده ای که کورفکری شان بیداد می کرد خود را روشنفکر و آینده نگر تصور نموده (و به اصطلاح برای نجات و تضمین آینده خوب و درخشان کشور) اشتراک ورزیده بودند ؛ تعدادی دلسوز شکم خود را دلسوز وطن جا زده و بر چوکی های وطنفروشی در تالار ، تکیه داده و تنها کارشان این بود که ساعت های خود را در سه وعده (صبح ، چاشت و شام) چیک می کردند ، عده ای کارمندان دولتی لباس نمایندگی از ملت را به تن نموده و خود را وارث مطلق آب و خاک فرض کرده بودند ، عده ای به عنوان کارشناس و آگاه مسایل در بین کمیته ها ، نفوذ کرده و همانند شیطان خنّاس به دنبال فریب و ایجاد وسواس در بین افراد ساده لوح و سطحی نگر بر آمدند و … خلاصه تمام عوامل اجیر کفر و شرک ، و نظام دست نشانده در نام ها ، نشان ها و لباس های مختلف بطور مجموعی و هدفمند بسیج شده بودند که اشتراک کنندگان فریب خورده را در پرتگاه ذلالت و بدبختی فرو افکنده و گمراهان را گمراه تر بسازند و با شیرین زبانی و چاپلوسی به مدح و ستایش کفر پرداخته و علیه اسلام مقدس و وطن عزیز تا می توانند زهرافشانی نمایند !
 
از جمله برجسته ترین حاشیه های خبری در روز سوم جرگه ، سخنان صبغت الله مجددی بود که در انتقاد از اظهارات کرزی مبنی بر تاخیر امضای پیمان نامه تا بعد از انتخابات سال 93 هش بیان داشته بود ؛ مجددی با لحنی آکنده از خشم و غضب ، تهدید و تنقید ، تطمیع و توبیخ چنین گفته بود : “کرزی حق ندارد که این گپ را بزند و تمام خواهشات که گفته بود(آمریکا) قبول کرده و این به ضرر افغانستان است و ما این را قبول نداریم” … این سخنان مجددی نشان می دهد که چگونه از دین ، ایمان ، شرف ، انسانیت ، اسلامیت و افغانیت بیگانه گشته و تا کجا سنگ کفر ، علیه اسلام را به سینه می کوبد ؛ او به کرزی گفته حق ندارد (!) جای بسی تعجب است ؟ مگر از ابتدای روی کار آمدن حکومت نامشروع کرزی و مولود غرب ، تا هم اکنون کرزی در مسایل کلان کشوری کدام حقی داشته که حال داشته باشد ؟؟؟ اصلا خود مجددی چه حقی دارد که به اسم اسلام و ملت مسلمان افغان ، کشور را به نابودی می کشاند و قرارداد فروش گذاشته و با سرنوشت ملت بازی کرده و با آمریکای خودکامه (به اصطلاح) پیمان امنیتی ، امضاء ویا تصویب می کند ؟ مجددی بجای عمل به اصل شریعت مقدس اسلام و اعلان جهاد علیه قوای متجاوز خارجی و نیز اظهارندامت بخاطر غلامی کفر و وطنفروشی ، با این اظهارات بی شرمانه خود به ضرر اسلام و وطن ، گام برداشته و مستحق لقب “پیر وطنفروش” در تاریخ افغانستان شده است ؛ آیا واقعا برای مجددی و امثال وی جای شرم و حیا نیست که ریشِ سفیدش را ریشخند کفر می گرداند و بر امضای پیمان نامه شوم بیشتر از هرکسی دیگر تاکید می ورزد ؟ آیا دل ندارد که برای لحظاتی هرچند کوتاه بحال مظلومین کشور که بدترین مصیبت ها را در این چند سال از جانب آمریکا و ناتو دیده اند ، بسوزاند ؟؟؟
 
آیا چشم ندارد تا مظالم آمریکای جنایتکار را ببیند ؟
 
آیا گوش ندارد تا ناله ها ، گریه ها و ضجّه های داغدیدگان جنایت های دشمنان اسلام را بشنود ؟
 
آیا عقل ندارد که لحظه ای به عواقب شوم این پیمان نامه ننگین اندیشه کند ؟؟؟
 
واقعا وقتی الله پاک انسانی را گمراه سازد همه راهای منتهی به هدایت را از وی سلب نموده و او را در کویر بدبختی و ضلالت رها می سازد ؛ جای بسی تاسف است برای کسانی که تا هنوز در شناخت کفر و ایادی آن دچار شک و تردید می شوند و وطنفروشان را وطندوستان  دانسته و خاینین ملی را امانتدار و در شناخت حق و اهل آن واهمه دارند !
از دیگر حاشیه های روز سوم جرگه شوم ، نارضایتی تعدادی از اعضای شرکت کننده با برخی مواد پیمان نامه بود و اینکه عوامل حکومتی تعداد مخالفان را اندک بر می شمردند و اَنگِ جاسوسی کشورهای همسایه را به آنها می چسپاندند ؛ عجیب است هرکه غلام آمریکا باشد و به نفع آمریکا رای بدهد و به ضرر اسلام و وطن با دشمنان مماشات کند آن را برحق می دانند و خودی ! و اگر احدی از مضرات کفر و آمریکا حرفی بزند او را جاسوس می خوانند و بیگانه ! تا احدی جرئت هیچگونه اعتراضی نداشته باشند و همه این شلوغ بازی های ظاهری (اعم از تعدد کمیته ها ، بحث و بررسی های کذایی و غیره) صرفا یک بهانه بوده تا پیمان نامه آمریکایی را بهایی بیشتری ببخشند .
 
اما که دروغ ، دغل ، خدعه و نیرنگ دیگر هیچ رنگی ندارند و در میان ملت شریف و آگاه افغان خاصیت شان را از دست داده اند و عنقریب ثابت خواهد شد که اشتراک کنندگان جرگه مشورتی برای مشورت نه ؛ بلکه برای وطنفروشی آمدند ، و آنها که به اسم اسلام و ملت قهرمان افغان جمع شده اند دلسوزان وطن نه ؛ بلکه دلسوزان شکم هستند !!!
 
به امید ذلت وطنفروشان و عزت آزادی خواهان .

ابوصهیب حقانی هراتی

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x