نظــر

بُزکشی وطنفروشان با ذلّت پایان یافت ! …

یکشنبه (3/قوس/1392هش) چهارمین و آخرین روز جرگه شوم وطنفروشی با حمایت و موافقت اعضای اشتراک کننده از مفاد پیمان نامه ننگین در حالی پایان یافت که یکبار دیگر دشمنان چالاک با تردستی و زیرکی ، با افغان نماهای وطنفروش ، دین فروش ، غیرت فروش ، وجدان فروش ، ناموس فروش و افغان فروش به معامله نشستند و با وعده های چرب و نرم ، دروغین و میان تُهی ، به سود خود و به ضرر وطن و وطندار ، با جلب حمایت و کسب رای خودفروخته های سابقه دار ،

فصلی دیگر از کتاب ظلم و ستم خویش را بر سر ملت ستمدیده افغان گشودند ؛ گرچه از ابتداء که زمزمه هایی مبنی بر تشکیل لویه جرگه (به اصطلاح) مشورتی در پیوند پیمان نامه ننگین شنیده می شد کاملا پُرواضح بود که تشکیل جرگه ، جز نمایشی و فرسایشی چیزی دیگر نمی باشد و به گفته برخی کارشناسان ، کرزی در سفر شبانه اوباما (در تاریخ 13ثور 1391هش) به افغانستان ، عقد وطنفروشی را در نیمه های شب و در حالیکه اکثر ملت افغان در خواب ، و ملت و دولت آمریکا بیدار بودند به امضاء رساند ؛ اما بخاطر آنکه به خیال غلط خود هیچکاری را بدون مشوره افغانها انجام نداده باشد با مشوره همکاران و خاینین ملی ، به تدویر جرگه شوم وطنفروشی موسوم به “مشورتی” اقدام کرد و در انتخاب مدعوین (جرگه) ، افرادی را در نظرگرفت که با منویات شوم کرزی همسو باشند و تدویر جرگه ، و اظهارات ضد و نقیض وی نسبت به پیامدهای پیمان نامه ، راه اندازی جنگ های زرگری بین خود و مقامات آمریکایی ، بازی قهر و آشتی های بچگانه با آمریکایی ها ، استفاده نمودن از ادبیات تهدید و تشجیع ، پررنگ نشان دادن جرگه مشورتی و محتویات آن ، تبدیل کردن فضای جرگه به میدان بُزکشی … همه و همه چیزی جز ، حیله های ماهرانه دشمنان متجاوز و بیگانه پرستان داخلی ، جهت خام کردن و رام کردن ملت افغان نبوده و این بازی ها بخاطر سهولت امور وطنفروشی انجام گرفته بودند ؛ طوریکه نتیجه جرگه ، پیش از برگزاری و تدویر آن  کاملا پیدا و آشکار بود که به سود کی و به ضرر کی به پایان خواهد رسید !!!
اشتراک کنندگان در ختم جرگه نام نهاد ، چهره واقعی خود را به خوبی نشان دادند که چه کسانی اند و چگونه برخلاف عقیده اسلامی و غیرت افغانی به یاری همچون عمل مذبوحانه شتافته و به چه آسانی تن به ذلت نابخشودنی دادند ؛ آنها معلوم شدند که آدمهای زرخرید کرزی و دار و دسته اش بودند که به اسم اسلام و ملت بزرگ افغان ، بجای پیاده کردن احکام دین و شریعت مقدس اسلامی ، پیمان ننگین آمریکای خون آشام را جایگزین نموده و به همه ارزشهای اسلامی ، ملی ، وطنی ، اخلاقی و انسانی پُشت کرده و چگونه بدون اندیشیدن در عواقب ناگوار همچون سندهای خاینانه به ذلت و خفت تمام عیار تن دادند ؛ آنها که جرگه شوم را حمایت کردند و به خواسته های قُلدرمآبانه دشمنان لبّیک گفتند و غیرت اسلامی را استفراغ کرده و باطل نابود شده را فریاد زدند ؛ در واقع مُهره های سوخته کفر صلیبی بودند که بجای ایمان به حق ، به طاغوت ایمان آورده و بجای دلسوزی نسبت به آتیه کشور ، به مقام و منصب ناچیز خود دل سوختند و بجای عزت آزادی ، ذلت بردگی را پسند نموده و بخاطر حفظ جان ها و آینده سیاه خود ، به زندگی ذلیلانه زیر سایه یهودیان و نصرانیان متجاوز تن دادند و دَور همه ی ارزشهای اسلامی و انسانی خط کشیدند !!!
از اظهارات کرزی در اختتامیه جرگه شوم ، کاملا پیدا بود که چگونه احساس شرم می کند و با تاکید کردن بر اجرایی شدن وعده های آمریکا ، آگاه است که آمریکا هرگز به وعده های داده شده خویش پایبند نبوده و نخواهد بود ؛ و اینکه مفاد پیمان نامه چه پیامدهای ناگواری علیه وطن و وطندار در پی خواهد آورد ؛ و نیز از قال مقال وی با صبغت الله مجددی پُرواضح بود که آمریکا ، جز به ذلت کشاندن افغانها و مستعمره نمودن افغانستان هدفی دیگر ندارد و به کمتر از این چیزها راضی نمی شود ؛ و همچنین در صورت مشروعیت بخشیدن کامل به این پیمان نامه ننگین ، چه آینده خطرناک و نکبت باری در انتظار ملت شریف و افغانستان عزیز است !
بدنام کننده اسلام و روحانیت ؛ مجددی با گفته های کُفر شاد کن و اسلام نابود کن خود در اختتامیه جرگه ، ثابت ساخت که تا چه حد به یهود و نصارای علاقه مند است و تا کجا ذلت غلامی را بر عزت آزادی ترجیح می دهد و چقدر مصیبت های وارده از سوی  تجاوز خارجی بر سر هموطنان مظلوم را دست کم و نادیده می گیرد و تا چه میزان ، نسبت به وطن و طندار بی احساس شده است ؛ او در بخشی از اظهارات خود به شکل تهدید آمیز خطاب به کرزی گفته : “اگر پیمان نامه امنیتی را امضاء نکنی من در این ریش سفیدی هجرت می کنم … ” واقعا وقتی الله جل جلاله کسی را گمراه سازد در ضمن گمراهی چقدر نادانش می کند ؛ مجددی به زبان خود صریحا اعلان می دارد که اگر پیمان نامه ننگین آمریکایی امضاء نشود هجرت می کند ؛ و این یعنی هجرت نه بخاطر خدا ؛ بلکه برای آمریکا ؛ هجرت از چی و به کجا ؟ حتما منظور مجددی اینست که همه اسباب کفر را پسند نموده و اگر خلاف خواهش شیطانی وی و اربابان سلطه جویش عمل شود ؛ هجرت می کند اما نه از شر کفر به دیار اسلام ؛ بلکه از خیر اسلام به دیار کفر ؛ عجب دنیایی شده در حالیکه هزاران عالِم مخلص ، حافظ قرآن ، دوستدار وطن و دلسوز آینده ، از شرّ کفار متجاوز ، خانه و کاشانه شان را ترک گفته و برای نجات ایمان و عزت نفس خود هجرت کرده اند و در صفوف حق به نبرد علیه کفر پرداخته و می پردازند ؛ باز یکتعداد مسلمان نما و وطنفروش تهدید کرده و می گویند با رفتن کامل آمریکا از کشور ، و در صورت عدم دوستی با آمریکایی ها ، هجرت می کنند !!!
استفاده از کلمه مقدس هجرت توسط پیر وطنفروش مجددی ، در واقع توهین به کلمات مقدس و ارزشمند بود که هرگز قابل بخشش نیست ؛ و او با سوء استفاده از کلمه “هجرت” و “ریش سفید” ثابت کرد که در راه رضای کفر از همه داشته های با ارزش خود می گذرد تا خلوص نیت خویش را به شیطان و شیطان صفتان ثابت بسازد ؛ و لیکن فراموش کرده که نبرد حق با باطل در طول تاریخ مقطعی نبوده و همواره ادامه داشته و بدون شک تا زمانی که کفر متجاوز و دستمایه های آن امثال مجددی به تجاوز و تبلیغات علیه اسلام و مسلمین ادامه بدهند ؛ فرزندان شجاع و قهرمان کشور نیز به خواست خداوند و به تایید حضرت حق ، بلای جان کفار و ایادی وابسته به آنها خواهند شد .
… اما علی رغم انف بیگانگان و بیگانه پرستان نتایج شوم جرگه چهار روزه ، حتما مجاهدین را بیش از پیش غیرتمند ساخته و روحیه صبر و استقامت ، جهاد و مقاومت ، ایستادگی و شجاعت آنها را تقویت نموده و بالا خواهد برد و ان شاء الله همانطور که لشکر چند صدهزاری قوت های بیگانه در مقابل لشکر ایمان و سربازان قرآن و وطن به زانو در آمد ؛ بقایای اندک آنها هم هرچه که باشند و هرکجا که باشند به ذلت و شکست نایل خواهند شد و پایگاهای آنها به گورهای دستجمعی ، تبدیل خواهند گشت !
به امید آنروز …        

ابو صهیب حقانی هراتی

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x