نظــر

تکرارحوادث تأریخی در افغانستان!

نگون بختی یک ملت زمانی تکرار می گردد که زمام داران، نخبگان و سیاست مدارانش از تجارب گذشته چیزی نیا  موخته باشند! پس ازهربار مبازات جانبازانه وخون بار ملت افغانستان؛ به دلایلی اختلافات ذات البینی خانواده های امیران کشور، والیان، شخصیت های پُر نفوذ مذهبی، سران اقوام، خوانین و ملکان؛ با اخذ پول از خارجیان به امید رسیدن به قدرت؛ اسلاف خود را وابسته خاین، دین فروش، خاک فروش، آب فروش، وطن فروش، اجیر و بیگانه خوانده، حکومت مرکزی را بیشتر از پیش زیر فشار کشور یا کشور های مداخله گر قرار داده اند.

صرف نظر از هدر رفتن خون شهدای گُمنام وطن؛ بخش های بزرگ سرزمین ما از مناطق سرحدی کشور در اثربی اتفاقی ذعمای کشور و تفاهُمات بین روسیه تزاری و بریتانیا؛ از پیکر خاک  ما جبراً جدا ساخته شده است.
 

بتأریخ 8 51879 امیر یقوب خان به اردوگاه سر ساموئل براون در « گند مک » حضور یافت، و در بیست و ششم همان ماه معاهدۀ ننگین گند مک توسط یقوب خان با قابلیت سیاسی و حرفه ای لوئیس کیوناری به امضا رسید. و بخش اول جنگ دوم افغان و انگلیس؛ بدین گونه پایان یافت. بنابر شرایط معاهده، یعقوب خان به جدایی قلمروی که از جانب بریتانیه لازمی پنداشته می شد توافق کرد و تعهد نمود در سیاست خارجی مطابق صواب دید دولت بریتانیا رفتار نماید؛ در حالیکه از طرف بریتانیا تعهدی دایر بر حمایت امیر در برابر تجاوز خارجی داده شد. مزید بر آن ترتیبی گرفته شد تا نمایندۀ انگلیس با تعداد متناسب ملتزمین در کابل مقیم شوند، و در صورتی که امیر مایل باشد، به عین شکل اجنتی در دربار وایسرا بفرستد؛ برای پاسداری از منافع هر دو کشورهر زمان ازجانب دولت بریتانیا لازم شمرده شود، نمایندگان بریتانیایی با محافظان متناسب بایست برای باز دید از سرحدات افغانستان آزاد باشند. برای اتباع بریتانیایی جهت تجارت صلح آمیز در داخل قلمرو امیرممانعت در میان نباشد؛ تاجران ( انگلیسی ) با ییست مورد حمایت قرار گیرند، تسهیلات ترانزیت اموال تجارتی فراهم گردد، و راه ها در وضع خوب نگهداری شود؛ و . . . و کمک نقدی برابر مبلغ شش لک روپیه به امیر و جانشینانش پرداخته شود. 
معاهدۀ سه جانبه بین شاه شجاع، رنجیت سنگ و نماینده گورنر جنرال انگلستان در هند 1838. که به دلیل آگاهی هموطنان از تأریخ درد ناک کشور از تبصرۀ اضافی؛ صرف نظر می گردد.

  درسپتمبر 1893 امیرعبدالرحمان خان ونماینده هندبرتانوی معاهدۀ ننگین و نام نهاد دیورند را به امضا رسانید. همچنین با سایر پیمان ها وعهد نامه های ظالمانه و تحمیلی کشور و ملت ما متضرر گردید .

این در حالیست که به هر سه امیر وعدۀ همکاری، تهیه اسلحه، پرداخت پول، رابطه دوستانه و . . . داده شده بود، اما در نهایت، مخالفین هر سه امیر توسط دوستانشان حمایت گردیدند.

ادامۀ این وضعیت ناهنجار با تأسف طی چند قرن اخیر به شکلی از اشکال در هرم قدرت سیاسی کشور ما ادامه یافته و در هیچ مرحلۀ ” چه قدرت و حفظ آن در دست یک خاندان، یا  احزاب خلق و پرچم و احزاب اسلامی یا صد در صد اسلامی، چه تحریک طالبان و چه 12 سال اخیر حکومت غرق در فساد ” سیاسیون ما از نتایج بازی های خطرناک گذشته، پند و عبرت لازم نگرفته از همان شیوه نا مطلوب ( بی اتفاقی، خود خواهی و نا عاقبت اندیشی ) پیروی نموده و بیگانه گان مداخله گر( که اکثراً ما خود عامل بوده ایم ) مورد ملامت و سر زنش قرار داده ایم.

رامسفیلد وزیر دفاع اسبق امریکا در کتاب خاطرات خود مینویسد که ما توانستیم در بدل پرداخت دو ملیون دالربه آیت الله سیستانی رهبر پُر نفوذ مذهبی عراق با صدور حکم تکفیر به نفع ما؛جلو آشوب های بزرگ علیه قوای امریکا را درعراق بگیریم. حال صرف نظر از اینکه آقای کرزی چه منظوری دارد و شما هموطن محترم چه موقفی درقبال پیمان امنیتی با امریکا دارید؟ اما حضرت مجددی می فرماید: اگرعاجل امضاء نشود در همین یکی دو روز من استعفاء داده به یک کشور دیگرهجرت نموده و از دولت شکایت مینمایم.
 

هموطنان اسیر و درد مند، جوانان آگاه، شجاع و آینده سازان کشور، به عقیده من قبل از هر مورد دیگر؛ یگانه راه بیرون رفت از وضع موجود، با توجه به نیاز مندی های کشور، رفع اختلافات بین الافغانی، تحمل پذیری همدیگر، از منافع عُلیای ملی ما پاسداری نموده و از هر گونه افراط گرایی پرهیز کنیم. در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.                                                           

 پایان

میرعنایت الله آشفته

27 سپتمبر 2013

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x