کور پاڼه / مقـــــالی او تبصرې / کرزی به دنبال چیست؟ (۲)
حامد کرزی، پخوانی ولسمشر

کرزی به دنبال چیست؟ (۲)

ابوصهیب حقانی

کرزی با گفته های اخیر خود احتمالا چندین غرض سیاسی همزمان را دنبال کند؛ اما بداند که هرچه او خود را زیرک فرض کند ملت افغانستان زیرک تر و نسبت به مسائل آگاه تر می باشد، حافظه ای ملت فراموش نکرده که کرزی پس از ادعاهای مکررش در موضوع صلح وقتی طالبان (در ماه جون ۲۰۱۳ م) دفتر سیاسی خود در قطر را جهت شناساندن چهره ای واقعی حرکت شان به روی جهانیان گشودند و به نشانه ای عرف سیاسی و دیپلوماتیک بیرق سفید رنگ خود (منقش به کلمه توحید) را بر فراز دفتر قطر به اهتزاز در آوردند؛ (کرزی) چنان حساسیت کرد که برای لحظه ای هر چند کوتاه تحمل دیدن بیرق طالبان را نکرد و با غوغایی در دنیا، بالفور خواستار پایین کشیدن بیرق و جلوگیری از فعالیت های دفتر طالبان در قطر شد و کشورهای حامی شناخت طالبان را متهم به دفاع و حمایت یکجانبه از طالبان کرد.

با نگاه کوتاه به گذشته ای نه چندان دور سیاسی کرزی و با نگاه به گفته ها و اظهارات جدید او در مورد طرح های سیاسی اش، در دیدگاه این شخص چندان تفاوت آشکار دیده نمی شود مگر اینکه در وقتیکه کرزی ظاهرا از قدرت برخوردار بود و بر چوکی نمایشی ارگ کابل تکیه زده بود تا این حد نسبت به قضایای سیاسی جدی به اظهار نظر و قاطعیت نمی پرداخت که اکنون می پردازد؛ ولی هر کسی می داند که این نوع اظهار نظر بیشتر از آنکه از روی واقعیت گرایی باشد بخاطر جلب موقعیت سیاسی شخص است که با شناخت نقاط حساس، ضعف و قوت ملت، می خواهد خود را به آن نزدیک تر و آینده ای سیاسی خود را تثبیت و در جایگاه نسبتا بهتر قرار دهد؛ چرا که اکثر اظهار نظرهای جدید کرزی بیشتر از آنکه کسی دیگری را مورد انتقاد قرار دهد شخص خود او را هدف قرار می دهد؛ مثلا کرزی می گوید با ملت امریکا مشکلی ندارد اما با دولت امریکا چرا …

بسیار خوب اگر کرزی با دولت امریکا مشکل داشت چرا از همه جلوتر به دست بوسی امریکا رفت و در پروسه اشغال سهم مهم گرفت و زمینه ساز تجاوز نیروهای خارجی شد و چطور در مدت بیش از یک دهه که امریکایی ها از او کار می کشیدند یگان دفعه به سرسختی امروز که امریکایی ها را نکوهش می کند نکوهش نکرد و چرا به مشکل اصلی افغانستان که همانا ختم اشغال است کمترین توجه ننمود؟

ممکن یک دلیلش این باشد که نمی توانست چونکه صلاحیت نداشت و عملا هیچکاره بود؛ پس وقتی آن زمان هیچکاره بود اکنون چکاره است که می خواهد خیلی از کارها را بکند؟!

یا مثلا کرزی می گوید مخالف مداخلات خارجی هاست؛ اگر راست می گوید پس چطور خود او به اساس مداخلات خارجی ها و تجاوز آنها به سرزمین افغانستان قدرت را به دست گرفت و از روز اول قدرت تا آخرین روز کنار نرفت و در بطن مداخلات خارجی ها خود را به اصطلاح رئيس جمهور مستقل افغانستان نشان می داد؟

کرزی می گوید مخالف بمباردمان های خارجی هاست؛ و بگونه ای این سخن را می زند که گویا در وقت او هیچ بمبارانی صورت نگرفته و یا افغانستان در زمان حکومتش گل و گلزار بوده است؛ حتی از یاد برده که خودش زیر سایه بمباردمان های شدید امریکا به قدرت رسید و هزاران افغان مظلوم در وقت قدرت او توسط امریکایی ها شهید شدند؛ شاید در منطق کرزی و امثال او بمباران امریکایی ها وقتی محکوم است که منافع او را تامین نکنند در غیرآنصورت، هر بمباران و لو به هر اندازه که وسعت و خرابی هم داشته باشد مشکلی ندارد؟!

کرزی می گوید مدافع صلح است و حتی در تازه ترین مورد گفته حاضر است بخاطر صلح بی عزتی را قبول کند؛ ولی در عمل وقتی بر سرقدرت بود تمام راه های منتهی به صلح را به مشوره مشاوران و همه کاران خارجی خود مسدود کرد؛ اگر کرزی واقعا مدافع صلح بود پس چرا برای نخستین بار او خود بانگ مخالفت صلح با طالبان را برداشت؟
و ده ها مورد دیگر …

اما این شخص واقعا حالا به دنبال چیست؛ قبل از هر چیز باید گفت که از ضمیر آدمها فقط یک خود الله بهتر آگاه است که چه می گذرد؛ و طبعا انسان همیشه در حال تغییر می باشد و چه بسا تغییر انسان ها باعث تغییر بسیاری مسائل در محیط زیست و زندگی شان شود؛ اما این نگاه خیلی خوش باورانه است که در مورد اشخاصی مثل کرزی داشته باشیم؛ ولی بالفرض اگر واقعا کرزی تغییر کرده و تازه سر عقل آمده باشد که امریکایی ها واقعا دشمنان سرسخت دین و ملت افغانستان است، امریکایی ها هرگز به نفع اسلام و مسلمانان نیست، امریکایی ها از جنگ افغانستان نهایت سود برده و می برد، امریکایی ها به دنبال خانه خرابی افغان هاست، طالبان واقعا بچه های ملت خود بوده و هدف و آرمان پاک آزادی، عزت و استقلال را دنبال می کنند، طالبان حرکت خودجوش ایمانی بوده و وابسته به هیچ گروه داخلی و خارجی نیستند و بلکه چکیده و خلاصه افغان های باغیرت اند که بخاطر آزاد ساختن سرزمین شان از دست کفار خارجی مبارزه می کنند و دنباله رو نیاکان پر افتخار دیروزین اند که دست تجاوزگری انگلیس و روس را از سرزمین افغانستان قطع کرده آنها (طالبان) امروز به دنبال قطع کردن دست جنایتکارانه امریکایی ها هستند، اگر کرزی به این باور و این چیزها رسیده باشد و نیز صرفا به سخنرانی و اظهار نظر محض اکتفاء نکرده و همچنین مقصد او از این نوع اظهار نظرها دست گذاشتن روی رگ اعصاب، تعصبات و حساسیت های قومی و قبیلوی نباشد؛ و همینطور نسبت به گذشته ای شرمسار خود خجل و نادم بوده و به دنبال جلب منافع سیاسی نباشد و این اعترافات او در مورد طالبان که در واقع طالبان خیلی بهتر از آن چیزی است که امثال کرزی در موردشان فکر کردند از روی حقیقت باشد؛ پس باید همچنان به افشای رازهای پشت پرده ای صلیبی ها پرداخته و چینل های خاص امریکایی ها را به ملت نشان داده، حقایقی که در طول مدت اشغال از ملت مظلوم افغان پنهان کرده بود را برملاء ساخته و موانع اصلی ختم مشکلات جاری افغانستان را بیان کند.

کرزی در وهله نخست باید به همه چیز اعتراف کند و برای دورساختن تمام موانع ختم جنگ افغانستان عملا اقدام کند نه اینکه با چهار بیانیه سیاسی و اظهار نظر در تلویزیون ها و شبکه های خبری بسنده کند؛ باید به ملت بگوید که واقعا او و امثالش در افغانستان هیچ کاره هستند و همه امور به دست و هدایت خارجی ها و به تمویل آنهاست و اگر طالبان آنها را مزدوران امریکا خطاب می کنند واقعا همینگونه اند و از خود هیچ استقلال رای و صلاحیت کاری در اوضاع سیاسی و غیرسیاسی افغانستان ندارند.

همانطور که در بالا عرض کردیم این نگاه خوشبینانه ترین نگاه به کرزی است؛ اما اگر مقصد کرزی که اصلا دور از انتظار هم نیست و ممکن ۹۹ فیصد چیز دیگری باشد؛ مثلا اینکه او با این کارها و حرکت ها به دنبال قهرمان سازی از شخص خود در بین افغان ها باشد و یا بخواهد در بازار کساد شده سیاست افغانستان برای خود بازارگرمی کند؛ و یا پیش از پیش به دنبال کمپاین های انتخاباتی در آستانه ای انتخابات های نمایشی و دروغین امریکا در کابل بوده و قصد داشته باشد با استفاده از ادبیات و سیاست خاص خود سر همه (اعم از خارجی و داخلی) شیره بمالد سخت در اشتباه است به چند دلیل …
این مطلب ادامه دارد…


یادونه: په نن ټکی اسیا کې خپرې شوي لیکنې یوازې د لیکوال خپل نظر څرګندوي، د ادارې توافق ورسره شرط نه دی. که تاسو غواړئ نن ټکي اسیا کې مو لیکنه خپره شي، اړیکه راسره ونیسئ. مننه
د نن ټکی اسیا موبایل اپلیکیشن دلته کښته کړئ