کور پاڼه / مقـــــالی او تبصرې / پشتون تاجک هزاره!

پشتون تاجک هزاره!

نویسنده: احمدصدیق احمدی

در سرزمین ما افغانستان بسیاری از مسایل برعکس آن به پیش می رود؛ به عبارت دیگر، بسیاری از مسایل دینی برعکس آن چه که هست تعبیر می شود.

افغانستان را افغانستان شناسان تعریف می کنند که اکثر اقوام و نژادهایی در آن زنده گی می کنند همه مسلمان اند، به جز یک درصد از هندوها؛ اما چگونه؟

اسلام از اساسی ترین معتقدات ما مردم افغانستان به جز از یک درصد هندوهاست، ولی بعضاً دیده می شود یا به اثر تأثیرات فرهنگی بیگانه گان و یا هم از نافهمی ماست که از معتقدات اسلامی به عنوان خود نمایی و چهره دستی نژادی و مذهبی استفاده نامعقول صورت می گیرد.

پشتون: چنان که برادران پشتون زمانی که مسئله بُرد و باخت ورزشِ “کرکیت” مطرح می شود گویا این که همه آن بُرد و باخت مربوط به قوم پشتون هاست، و یا هم بُرد و باخت آن هویت اسلامی ما را نشان می دهد.بعد می بینی که از هر خانه به هزاران مرمی زیر عنوان شادیانه به هوا پرتاب می گردد، تصور می کنی که همه مردم علیه تجاوز امریکا اسلحه برداشته و برای بیرون کردنآن وحشی صفتان به پا خواسته باشند؛ اما در واقعیت، مسئله از این قرار نیست.

آن ها از این هم کرده پافراتر می گذارند تا این که سرک ها و جاده ها را یکی پی هم مسدود می نمایند، هزاران موتر با بیرق ها آراسته شده گویا این که نیروهای ویژه مسلمانان(مجاهدین واقعی) در برابر تجاوز کفار به پیروزی رسیده اند.

تاجک: در میان تاجک ها برادران پنجشیری در سالروزِ شهادت احمد شاه مسعود رحمت الله علیه به چنان هیاهو می پردازند گویی که مسلمانان جهان برای اولین بار قُله های اروپای عیسوی را فتح نموده اند. می بینی که هزاران موتر همراه با هزاران تن از جونان مسلح و احساساتی به هیاهو می پردازند، تصور می کنی این هیاهوی آن ها همرا با اسلحه بخاطرِ باشد که یهود و نصارا در کمین نشسته اند تا علیه-گویا این- پیروزی مسلمانان به تخریب بپردازند.

موترها با رنگ های ویژه رنگ آمیزی می شوند و بیرق های زمان جهاد و مقاوت، آنهم مربوط به جبهۀ شورای نظار در موترها برافراشته شده گویی در زمان جنگ هایی درون حزبی و یا هم عصرِ مقاومت و بدور از چشم امریکایی های اشغالگر بسر می بری؛ وزمانی که حواست بسر می آید متوجه می شوی که در زیر ظلم و ستم امریکایی های اشغالگر قرارداری، اشغالگرانی که بیش از پانزده سال هست سرزمین ما را نه به رضایت الله سبحانه وتعالی، بل بر مبنای تصمیم ستمگران امریکایی زیر عنوان مشروعیت سازمان ملل اشغال کرده اند.

هزاره ها: برادران هزارۀ ما در این سال ها دهم محرم، سالروز به شهادت رسیدن حضرت حسین رضی الله عنه نوه پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم را بسانِ تجلیل می نمایند که گویا رهبران خونخوار ایرانی از آن تجلیل به عمل می آروند. آن ها هم به تقلید از برادران پشتون و تاجک، با آراستن بیرق های سرخ، سبز و سیاه توأم با رنگ هایی سرخِ خنجر خورده گویا این که چند روز قبل حضرت امام حسین رضی الله عنه و یاران صادقش را امریکایی ها و یاهم انگلیس ها به شهادت رسانیده اند.

این درحالیست که حضرت حسین رضی الله عنه همراه با یارانش چهارده صد سال قبل به هدف “امر به معروف و نهی از منکر” علیه حاکم مسلمانان، یزید بن معاویه برخواسته بود؛ آن هدفی که امروزه هیچ سازگاری با طرزِ زنده گی فردی، سیاسی و افغانی ما و حتی سایر مسلمانان در سرتاسر جهان ندارد. به دلیل این که حضرت حسین رضی الله عنه با جمله یارانش به هدفِ تطبیق احکام شرعی توسط خلیفه عادل مسلمان به پا خواسته بود، نه چیزی بیشتر و یا کمتر از این.

آیا امروزه ما مسلمانان و یا هم -به اصطلاح دوست داران امام حسین رضی الله عنه- به چنین راهِ در حرکت هستیم؟

با توجه به آن چه که گذشت می توان گفت: چیزی که امروزه در سرزمین ما افغانستان چه با تأثیر از بیگانه گان و یا هم نادانی و تعصب ما عمل می شود هیچ سرِ سازگاری نه با معتقدات اسلامی دارد و نه هم راه حلی است برای پیروزی افغانستان. چنان چه هیچ پشتونی به آن چه که خارج از باورهای اسلامی در روز تجلیل از سالگرد شهادت احمد مسعود رحمت الله علیه هست را نمی پسندد و یا هم از آن چه که برادران هزاره زیر عنوان دهم محرم با ده ها نوع خود نمایی و چهره دستی مذهبی و نژادی عمل می نمایند را نمی پذیرد. به همین شکل تاجک ها آن چه را که برادران پشتون انجام می دهند قبول نخواهند نمود. بناً این همه خود نمایی و چهره دستی مذهبی، نژادی، قومی و نیز مصارف بیجا از کجا و برای چیست؟

از اینجا دانسته می شود چارچوب را که رهبران هر قوم و مذهب بنابر نادانی و یا هم تقلید کورکورانه دنبال می نمایند،به جز از دامن زدن به خود نمایی و چهره دستی مذهبی، نژادی و قومی هیچ هدفِ دیگری را در قبال ندارد.

بناً این همه آن چه از مصارف گزاف و خرافه بافی های بیجا زیر عنوان تجلیل از فلان و فلان، نه مورد پسند مردم هست و نه هم کدام راهِ معقولیست که بتوان برمبنای آن مشکل کنونی مردم را حل ساخت. به دلیل این که از یک طرف این گونه رسم و رواج نه در فرهنگ و نصوص اسلامی مشاهده می شود و نه هم راه حل برای همزیستی اقوام و مذاهب اسلامیست که در این سرزمین زیست می نمایند. با این همه آیا بر این مسئله گاهی اندیشیده ایم که ما و نسل آینده ای ما به کدام سمت و سو در حرکت است؟


یادونه: په نن ټکی اسیا کې خپرې شوي لیکنې یوازې د لیکوال خپل نظر څرګندوي، د ادارې توافق ورسره شرط نه دی. که تاسو غواړئ نن ټکي اسیا کې مو لیکنه خپره شي، اړیکه راسره ونیسئ. مننه
د نن ټکی اسیا موبایل اپلیکیشن دلته کښته کړئ