نظــر

شکست، شکست است!

بعد از آنکه افغان نماهای وطنفروش در ختم چهار روزه جرگه – به اصطلاح – مشورتی (مورخه 3/قوس/1392هش) با اکثریت مطلق آراء ، به عقد و امضای پیمان نامه امنیتی دراز مدت با آمریکای خون آشام ، جواب مثبت داده و بی ایمانی ، بی سوادی ، بی وجدانی ، بی غیرتی و نوکری خویش را ثابت کردند و خودشان را مضحکه کفار و ملعبه دشمنان دین نموده و با این کار ننگین ، احیاءگر نام شاه شجاع و دیگر وطنفروشان تاریخ شدند و با وقاحت تمام بر امضای هرچه سریع تر آن پیمان ، اصرار ورزیدند ؛ کرزی اما ، در اقدامی کم سابقه و بدور از انتظار از امضای زودهنگام پیمان ، با آمریکا سر باز زد و همه را شگفت زده ساخت ؛

ولی در عین حال از اصرار فراوان شرکت کندگان در لویه جرگه مشورتی ، مبنی بر امضای عاجل سند (به اصطلاح) امنیتی و مخصوصا از اصرارهای مکرر مجددی (رئیس نا ریش سفیدان) نیز شوکه شده و بیش از حد خشمناک گردید که این جماعت چرا در تقاضای ماندن آمریکا از وی هم چالاک تر و جدی تر گشته و به قول معروف : “کاسه داغ تر آش !” گردیده اند ؛ گویا جز کرزی کسانی هستند که بیشتر از آنچه تصور می رود خواهان اِبقای تجاوز آمریکاییان و دیگر قوت های طاغوتی و اشغالگر می باشند ؛ و شرکت کنندگان در جرگه مشورتی و مخصوصا مجددی در تحولات اخیر و ختم جرگه ، نشان دادند که چگونه بخاطر ماندن آمریکا ، از هیچ نوع معامله فرو گذار نیستند و بخاطر تامین منافع و اشباع غرایز زورگویانه اشغالگران ، در جای لازم ، از همه ارزشهای اسلامی ، انسانی ، ملی و وطنی خویش می گذرند و حتی با گفتار و کردار کفری شان ، امنیت و آسایش جان و مال خود را بجای آنکه از الله جلجلاله  طلب کنند از دشمنان الله جل جلاله طلبیده و بجای استغاثه در پیش حضرت حق ، در دربار آمریکا ناله و فریاد می کنند که مبادا روزی تنهای شان بگذارد و با رفتن آمریکا همه چیزشان را از دست بدهند …

آری ! و اینست عاقبت کسانی که ، بندگی بندگان را بر بندگی رب بندگان ترجیح داده و عزّت شان را در غیر دین الله جل جلاله جستجو کرده و کمال شان را در حصول رضای کفر – یهود و نصاری – دانسته و برای خوش خدمتی دشمنان ، همه ارزشهای گرانبهای خود را به باد فناء داده و خسر الدنیا و الاخره شوند .

راستی ! این همه اصرار برای چیست ؟ چرا باید این سند شوم امضاء بشود ؟ مگر از زمان تجاوز اشغالگران به بهانه آبادی و آزادی ، جز خانه خرابی ، قتل و غارت ، ظلم و تجاوز ، فساد و تجاوز به عنف ، بی بند و باری و لااُبالی گری ، عیاشی و فحشاء ، افزایش جرم و جنایت ، اختطاف و سرقت و هزاران درد نا علاج دیگر … چه چیزی نصیب ملت رنجدیده و ستمدیده افغان شده که حال با امضای سند امنیتی با غول جنایتکار جهان ، آینده آرام و خوش در انتظار ملت شریف و کشور عزیز افغانستان باشد ؟؟؟

آمریکا و همدستانش در طول این دوازده سال چهره وحشیانه و ددمنشانه خود را به خوبی به ملت افغانستان نشان داده که به هیچ وجه حضور آنها به خیر و صلاح و فلاح مردم و کشورشان  نبوده و در آینده نیز نخواهد بود ؛ بلکه آنها فقط بخاطر اهدافی مهمتر به بهانه دروغین مبارزه با تروریزم به منطقه آمده بودند و از طریق کشور پُر موقعیت افغانستان ، به دنبال اشغال کل خاورمیانه بودند ؛ ولیکن بعد از آنکه توسط فرزندان مسلمان و شجاع افغان ، قدرت و زور آنها به چالش کشیده شد و همه توان نظامی و سیاسی شان در جنگ طولانی مدت افغانستان از بین رفت ؛ اکنون چاره جز فرار ندارند و همه این سیاست بازی ها ، بخاطر اینست تا برای خود مقدمات خروج آبرومندانه فراهم کرده و مقداری از سنگینی و طعم تلخ شکست بکاهند !  

آمریکا بعد از مخالفت شدید کرزی با امضای عاجل پیمان نامه ، جهت فشار آوردن بر وی ، از گزینه های مختلف کار گرفت ؛ از فرستادن سوزان رایس (مشاور امنیت ملی) ، جیمز دوبینز (نماینده خاص) و چاک هیگل وزیر دفاع خود به کابل ، گرفته تا استفاده از ادبیات تهدید و ارعاب آمیز در لحن و گفتار جان کری وزیر خارجه آن کشور و اندرس فوگ راسموسن سرمنشی ناتو در حاشیه اجلاس کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی در بروکسل ، همه و همه گوشه از تلاش های ناکام و مستمر آمریکا در چند روز اخیر برای بدست آوردن امضای هرچه سریعتر سند (به اصطلاح) امنیتی با افغانستان بود که تا اکنون با مخالفت های شدید و روز افزون کرزی مواجه گشته است ؛ اگرچه هدف اصلی آمریکا در این جنگ زرگری با حکومت دست نشانده کابل ، کاملا روشن نیست ؛ ظاهر قضیه اما ، نشانگر اینست که آمریکا به هیچ یک از تعهداتش پایبند نمی باشد ؛ چه اینکه موضوعاتی مثل توقف عملی از حمله های هوایی و شبانه بالای خانه های مردم افغانستان ، و جلوگیری از تلاشی های خود سرانه و ایجاد رعب و وحشت در حریم خصوصی مردم و همچنین آزادسازی زندانیان گوانتانامو و نیز فراهم ساختن زمنیه صلح و اعتماد بین جناح ها (که پیش شرط های کرزی در امضای سند ، خوانده شده)  برای آمریکا چندان کارهای دشواری نیستند و آمریکا اگر واقعا بدون هیچ بهانه گیری و سیاست بازی بخواهد ، همه این مسائل بدون ایجاد مشکل بین او و کابل یک شبه حل می شود ؛ لیکن اصل مسئله اینجاست که آمریکا نمی خواهد (و پذیرش شرطهای کرزی را مرادف با شکست خود در جنگ افغانستان می داند) و حاضر به قبول شکست خویش در افغانستان و منطقه نیست ؛ سیاستمداران آن کشور – آمریکا – بدرستی حقیقت تلخ شکست را درک می کنند ؛ ولی در نوع پذیرش آن دنبال یک راه آبرومندانه هستند ؛ در حالیکه نمی دانند شکست شکست است و همه اش بی آبرویی در پی دارد و تاریخ بشر در هیچ برهه از زمان ، برای هیچ قدرت شکست خورده از عبارت “شکست آبرومندانه” و یا “موفقیت آمیز” یاد ننموده است ؛ اکنون که آمریکا با اِعمال سیاست های غلط خویش در منطقه و افغانستان با بُن بست عظیم شکست سیاسی و نظامی مواجه شده ؛ طوری که حتی در تاریخ آمریکا بی نظیر بوده و باور آن برای دولتمردان آن کشور ، تلخ و سخت و مرادف با مرگ تلقی می شود ؛ برای همین دنبال راه گریز است و اینجاست که می خواهد آخرین استفاده هایش را از دولت کابل نموده و عاقبت همه ندانم کاری ها ، رسوایی ها و شکست های خویش را به گردن اداره اجیر کابل بیاندازد و خود را به اصطلاح پیروز میدان ، سرخ رو و دلسوز ، متعهد و قانون شناس برای مردم افغانستان ، منطقه و جهان معرفی کند ؛ چیزی که هرگز وفق مرام آمریکا به پیش نخواهد رفت  و تقریبا از ناممکنات است ؛ حتی که اگر کرزی دست آخر راضی به امضای آن سند شوم بشود ولی باز هم آنچه که مفاد آن پیمان ، بر سر آمریکا ملزم می کند چیزی جز دوام بدبختی ، شکست مستمر و اضمحلال تدریجی قدرت آمریکا نخواهد بود ؛ چون در صورت ماندن بیشتر آمریکا در افغانستان ، فرزندان دلیر و شجاع آن سرزمین و مجاهدین راستین راه حق در عشق جهاد و شهادت ، مقاوم تر از همیشه بر مراکز و پایگاه های نظامی شان هجوم خواهند آورد و ان شاءالله کاری خواهند نمود که امروز آمریکا برای تصمیم گیری در ماندن یا نماندن ، آرزوی فردای عساکر و رهبران آنها بشود و  دیگر هرگر به فرصت اینچنینی دست نیابد و تحقق آن را با خودشان به گور ببرند ! ….

محمود احمد نوید

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x