نظــر

چرا امریکا افغانستان را به پایگاه دایمی اش مبدل می سازد؟

نویسنده/ احمدصدیق احمدی

عمده ترین استراتیژی امریکا در جنگِ افغانستان ظاهراً ریشه کن سازی لانه های تروریزم و پایان خشونت بود، اما با گذشتِ بیش از یک ونیم دهه جنگ تاکنون حتی کابل پایتخت از هیچ نوع آرامشی برخوردار نیست. چنان چه حملات روز افزونِ انتحاری، ترور افراد و شخصیت های سیاسی و نیز تاجران یکی از شاخصه های آنست.

جورج بوش رئیس جمهور امریکا به بهانه ای حادثهٔ یازدهم سپتمبر حمله نظامی را بر افغانستان راه اندازی کرد. در آن زمان نیروهای نظامی امریکا توانست حکومت طالبان را یک‏ سره و در مدت کمتر از دو ماه سرنگون سازد، این در حالی بود که طالبان در بیشترین بخش های از افغانستان تسلط داشتند.

استراتیژی بوش بیشتر بر افزایش نیرو و تداوم جنگ در افغانستان استوار بود، اما با روی کار آمدن اوباما، استراتیژی امریکا ظاهراْ بر افزایش نیروی نظامی مبنی بر پایان جنگ و خروج این نیروها از افغانستان طرح شده بود. چنان چه اوباما پس از پیروزی اش در دورِ نخست انتخابات 2009م طی نطقی اعلام داشت: “بر اساس منافع حیاتی ایالات متحده 30 هزار نیروی کمکی به افغانستان اعزام می شود. از اوایل سال 2010م روند اعزام این نیروها به افغانستان آغاز می شود و پس از ماه جون 2011م روند خروج آن ها آغاز خواهد شد.”

به دنبال آن قرار بود مطابق استراتیژی اوباما پس از پایان سال 2014م نیروهای امریکایی از افغانستان بیرون شوند و تنها تعداد محدود از آنان در پایگاه های نظامی به هدف آموزش و مشوره به نیروهای افغان حضور داشته‏ باشند.

مطابق این استراتیژی قرار شد تا ماه جنوری 2017م، شمار سربازان امریکایی از 9800 تن به 5500 تن کاهش یابند، ولی به تاریخ 2016.06.09م، بارک اوباما در یک اقدام تازه نقش وسیع تری را برای نیروهای امریکایی در افغانستان صادر نمود؛ چنان که اشتون کارتر وزیر دفاع امریکا بیان داشت: “تغییرات در استراتیژی امریکا و افزایش اختیارات بیشتر به فرماندهان برای کمک به نیروهای نظامی افغان طراحی شده است. براساس این استراتیژی نیروهای امریکایی می توانند علاوه بر کمک، مشاوره و آموزش در کنار نیروهای امنیتی افغان در میدان های جنگ حضور یابند.”

بنا برین از آغاز حمله نظامی امریکا تاکنون عمده ترین استراتیژی آن که ظاهراً ریشه کن سازی لانه های تروریزم و پایان خشونت بود، به حقیقت نپیوست. جالب این که در این رابطه هیچ نوع اختلافِ میان اداره جورج بوش از حزب جمهوری خواه و اوباما از حزب دموکرات دیده نمی شود، نه اختلاف پیرامون تداوم جنگ و حضور درازمدت نظامی و نه هم اختلاف پیرامون استفاده از قلمرو افغانستان به عنوان پایگاه برهم زدن آرامش کشورهای همجوار، به ویژه کشورهای آسیای میانه در همسایه گی چین و روسیه؛ منطقه ای که ایالات متحده امریکا به ذخایر انرژی و نفت دریایی خزر آن دسترسی ندارد.

بر اساس برآوردهای جهانی اورآسیا، منطقه ای که افغانستان در همسایه گی آن موقعیت دارد، 75 درصد انرژی تمام جهان را در خود جا داده است. به همین دلیل امریکا افغانستان را به پایگاه دایمی خود مبدل می سازد و تداوم جنگ وسیله ای است که امریکا آرام آرام نفوذش را در منطقه از این طریق گسترش می دهد.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
1 Comment
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
خپلواک

طبیعی ده چه څوک په چا یرغل وروړی او کور یی اشغالوی کله یوه ، کله دوه او کله ډیر مقاصد هلته نغښتی وی مګر په دغو ډیرو مقاصدو کی یو عمده او نور فرعی هدفونه وی . د افغانستان د اشغال عمده هدف د اسلامی نظام لیری کول او به ځای یی دیموکراتیک شیطانی نظام پیاده کول وو او دی . او دا کار دوی یوآخی د یوی غلامی او ګوداګی په حضور کی نه ترسره کوی دوی هڅه لری چه لمړی زمونږ ټولنیز جوړشت ویجاړ بیا زمونږ اسلامی او افغانی فرهنګ په عیاشیو او فحاشیو واړوی او اخلاق… نور لوستل »

Back to top button
1
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x