نظــر

کندز : استمرار جنایت

لیکوال: دکتور عثمان ترکی
لیکوال: دکتور عثمان ترکی

لیکوال: دوکتور م ، عثمان تره کي

امریکا به کمک متحدین افغانی صرفآ طی دو ماه اخیر در ولایات ارزګان ، ننګرهار هلمند و اخیرآ کندز بیش از ۱۳۰ تن ملکی را به شهادت رسانیدهاست. صد ها منزل مسکونی را تخریب کرده و صد ها خانواده را آواره ساخته است.

خونریزی که دران دست مداخله مستقیم یا غیر مستقیم امریکا دخیل استبه افغانستان محدود نیست. هر روز اخبار قتل و قتال در عراق ، سوریه ، یمن و لیبیا سرخط مطبوعات و مدیای بین المللی را میسازد . نقش امریکا در ګستردګی اینهمه خونریزی و ویرانی آنکشور را به منبع خطر برای امنیت بین المللی بخصوص کشور های دارای پوتانسیل ضعیف دفاعی بدل کرده است.

پس ازانکه جهان ساختار یک قطبی به خود ګرفت و امریکا خود را بر مسند فرمانروایی بر جهان تصور کرد نظم کلاسیک حقوق بین المللی که اجرای قوانین و معاهدات بین المللی و استقلال نسبی کشور های ضعیف را تآمین میکرد  بیش از ګذشته صدمه دید. این نظم رویموجودیت تناسب قوآو در سایه  فعل و انفعال ابر قدرت های متخاصم ضمانت بقا دریافت میکرد.

امریکا  تا همین اکنون کشور نیرومند از نظر منابع طبعی ، رشد اقتصادی و توانمندی نظامی در سطح جهان است. این امتیاز  انګیزه ګرایش سیاست مداران امریکایی  در استفاده از افزار اقتصادی ( کمک اقتصادی ) و نظامي در قضایای بین المللی شده و چه بسامعامله ګری و بد معاشی جای سیاست ، حقوق و دیپلوماسی را اشغال کرده است.

امریکا از پیوستن به معاهدات مختلف که به منظور تقویت نظام حقوق بین المللی تنظیم  و نافذ شده به بهانه های غیر موجه استنکاف کرده است.

برای داشتن تصویر دقیق ګریز امریکا از قید و بند موازین حقوق بین المللی و تلاش در جهت ایجاد زمینه هایبی مسئولیتی و  پخپل سری در قضایای دنیوی شما را به مطالعه لیست معاهداتی  دعوت میکنیم که امریکا از پیوستن به آنها سرباز زده  است :ــ  ماین ضد پرسونل ( اوتاوا ۱۹۹۷ م )  با دست آویز حفظ جان نظامیان امریکایی در محاربه .

ــ  معاهده تجارت اسلحه خفیف انفرادی ( ۲۰۰۶ م )  با تمسک به ضمیمه نمبر دوم قانون اساسی امریکا که حمل چنین سلاحی را مجاز میداند.

ــ  معاهده روم ( ۱۹۹۸ ) . این معاهده دیوان جزای بین المللی را ایجاد کرد. حکومت امریکا با هریک  کشور های عضو دیوان وابسته بکمک های اقتصادی امریکا موافقتنامه یی را امضآ کرد که طی آن طرف معامله مکلف ساخته شد که در صورتیکه سربازان امریکا مورد تعقیب دیوان قرار میګیرند از تسلیم دادن آنها خود داری کند . کانګرس امریکا کشور های متخلف را از استفاده از کمک های امریکا محروم اعلام کرد.

ازین ګذشته امریکا از چندین معاهده امنیت جمعی خود را کنار کشیده است :

ــ  معاهده راکت های ضد بالستیک « آ ، ب ، ام »  ( ۲۰۰۲ م ) . این معاهده تولید راکت های ضد راکت دفاعی را که با شوروی در ۱۹۷۲ م  ۱مضآ شده بود ، منع مینماید.

ــ  معاهده منع استعمال اسلحه کمیاوي ( ۱۹۷۲ م ) .

امریکا از پذیرفتن مفتشین پیش بینی شده در کانوانسیون سلاح کمیاوی به بهانه حفظ اسرار صنعتی امتناع کرد.

استنکاف از احترام به  قوانین داخلی ( مثال برجسته در افغانستان حواله لگد فنی به قانون اساسی توسط جان کیری ) و بین المللی در کشور های معروض به جنګ ،

سربازان امریکا را به آدم کشان لاقید و بی خیال بدل کرده است. حادثه کندز را باید در بیرون حوزه حقوق در جائی ارزیابی کرد که زور  و بدمعاشی مسیر حق را تعیین میکند.

در حادثه کندز از دوجهت از قوانین بین المللی در ساحه جنګ تخلف صورت ګرفته است : یکی استفاده بی تناسب از قوآ علیه دشمنو دیګریانتقام جویی از مردم ملکی.

پروتوکول ۱ ماده ۴۲ کانوانسیون ژنوا ( ۱۹۴۹ م ) میګوید : « … در صورتیکه دشمنبه مقاومت ادامه دهد باید در برابرش از قوای متناسب به موقعیت جنګ استفاده شود. توسل به انتقام جویی اکیدآ ممنوع است ».

ماده ۳۳ کانوانسیون چارم ژنو تصریح میکند : «در حالت اشغال یک کشور  مجازات دسته جمعی ملکیان جدآ ممنوع است . هیچ شخصی بدون ارتکاب جرمی که مرتکب نشده است مجازات نمیشود. تعجیز و ایجاد فضای وحشت و « ترور »  نقص صریح قوانین بین المللی است ». در حکم این ماده امریکا در جنایت کندز و امثالهم صریحآ متهم به استفاده از تروریزم دولتی در حالت اشغال یک کشور بیگانه  شده است.

نقض قوانین داخلی و بین المللی در طول بیش از ۱۵ سال جنگ در افغانستان از جانب امریکا و متحدین فقط یک پیغام به آدرس افغان ها میتواند داشته باشد : استقرار نسل بالنسل حاکمیت های بومی سی  آی ای از راه جنگ . پشت پا زدن به اراده مردم در دفاع از منافع افغانستان و ادعای تمثیل این منافع از جانب قوای اشغالگر. ایجاد زمینه های نو بی ثباتی .تبدیل افغانستان به مرکز داد وستد های ستراتژیک در منطقه که حرف آخر را از موضع زور امریکا بزند. بیک کلمه  نفی هرگونه تفاهم در بیرون حلقه حکومت با مقاومت برای دریافت مخرج مشترک منافع با افغانستان و بلعیدن کشور از راه جنگ.

بدنبال دوام سیستماتیک جنایات جنگی در جریان یک و نیم دهه اخیر که هزاران فرد  بی گناه غیر متحارب قربانی تجاوز خارجی و لاقیدی بازیگران سیاسی افغانی شده اند ما توقع مسِئولیت  پذیری و دنباله منطقی آن یعنی استعفآ را از سران حکومتی که شریک زیاده روی های جنگی قوت های اشغالگر اند ،نداریم. مخاطب بیشتر نیرو های امنیتی است که دسترسی به غنیمت معاش بخور و نمیر انگیزه شمولشان در کدر قوای حکومتیشده است نه همنوایی عقیدوی و فکری با حاکمیت تحمیلی. یقینآ وجدان این کته گوری افسران و سربازان سلامت خود را از دست نداده است. آنها میتوانند با تغییر موضع جنگی یعنی پیوستن به صفوف مقاومتو ایجاد جبهه واحد جنگی دفاع منافع ملی ، توطئه کشتن افغان توسط افغان را که امریکائیان و متحدین رویدست دارند نقش بر آب کنند.

امریکا با تکرار جنایت و توسل به شیوه های ترورستی در جنگ تحمیلی با افغان ها طرف افغانی را در ناگزیری اتخاذ موضع دفاعی  در جنگ قرار داده است. این دفاع جز از طریق تقویت پوتانسیل جنگی مقاومت مسلح از طریق پیوستن قوای حکومتی به صفوف شان میسر نیست. واقعیت اینست که تا وقتیکه قوای اشغالگر به همکاری لاشخوران بومی امید وار باشد به جنگ و همزمان ارتکاب جنایت های دیگری مانند کندز ادامه خواهد داد.

البته  فقدان تجانس و موضع واحد را در میان قوای حکومتی در ایجاد یک محور قدرت نباید کم بها داد. باند های پیاده نظامی که امریکا و متحدین را در اشغال افغانستان کمک رسانیدند در حوادث نظیر کندز نقش کلیدی دارند. آنها دوام زندگی ننگین خود را با استمرار جنگ گره زده اند. توقع ازین کته گوری نظامیان بی جا است. مخاطب ما بیشتر مردمی است که همتباران شان طی ۱۵ سال معروض به نسل کشی بوده است.پشتون های همکار با حکومت  مزدور  باید بدانند که امریکا و متحدین اطفال شیرخوار شانرا در گهواره به این منظور هدف قرار میدهند تا مجال رسیدن به سن بلوغ و گرفتن توپک  بر ضد مهاجمیناز آنها سلب شود.

حادثه کندز در شرایطی به وقوع میپیوندد که در موضع مقاومت مسلح در رابطه به حل مسالمت آمیز جنگ افغانستان که منافع کلیه طرف های داخلی و خارجی مورد توجه باشد تحول محسوسی به وجود آمده است. این تحول در جهت صلح امریکا را که روی ادامه جنگ توطئه چیده راهی است نگران کرده است. حادثه کندز به منظور تدارک زمینه استمرار جنگ در شرایطی سازماندهی شده که مذاکرات صلح  قطر به شکل نیمه رسمی آغاز شده است و دوام آن امید واری به تآمین صلح را تقویت میکرد. این سومین بار است که امریکا برای بستن  روزنه های صلح تلاش میکند.

امریکا باید به چند نکته توجه کند :

ــ  به شهادت تاریخ افغانستان ملک بی صاحب که به آسانی بلع و هضم شود نیست.

ــ  توسل به بدمعاشی و تروریزم دولتی اوضاع را بیش ازپیش بیچیده میسازد : موقف مقاومت رادیکالیزه میشود. مخالفین مسلح  بدنبال پیوستن به متحدین جدید در داخل و خارج افغانستان ظرفیت های بیشتر جنگی دریافت میکنند. با استفاده از موقع پاکستان به عمق نفوذ خود در میان مقاومت مسلح می افزاید.

این نکته نیز قابل ذکر است که تکرار حادثه کندز به احتمال قوی طالبان را انگیزه خواهد داد که در جنگ خدای ناخواسته از خط سرخ عبور کنند. بیک دیوانګی متوسل شوند . یعنی با همکاری متحدین در حکومت ( حوادث سالیان اخیر نشان دادهاست که مقاومت در حکومت عناصر نفوذی دارد ) نمایندگی های سیاسی کشور های غربی را  به عنوان اهداف جنگی اعلام نمایند . به تعبیر دیگر حمله بر پوهنتون امریکایی به شیوه دیگر تکرار شود. البته این خواست هیچ انسان دارای اندیشه سالم نیست.

افغانستان آرزو دارد  در چوکات قوانین بین المللی ، منحیث متحد متساوی الحقوق کشور های غربی در جنگ و صلح باقی بماند.

اما اگر امریکا قصد تحمیل اراده خود را بالوسیله تحمیل حکومت های مزدور از راه جنگ داشته باشد افغان ها توان آنرا دارند تا ریکارد جنگ ویتنام را بشکنند.انشاالله.

حادثه کندز و جلوگیری از تکرار آن ضرورت مراجعه بیک اورگان قضایی بازخواست را بخصوص در سطح بین المللی مطرح میسازد. درین موضوع بحث را با ترجمه مضمونی از یکی از روزنامه های معتبر خارجی ادامه خواهیم داد. « بایان »

فرانسه

5 نوامبر 2016

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
1 Comment
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
1
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x