نظــر

غرب چرا و چگونه نسل جوان ما را به بیراهه ميکشاند؟

حقیقت کشمکش بین غرب و اسلام :

کشمکش بین غرب و اسلام کدام افسانه و یا موضوع زادۀ تخیل نیست ، بلکه یک حقیقت انکار ناپذیر است که درمراحل مختلف تاریخ اسلام به اشکال گوناگون تبلور نموده واثرات ناگواری را بر زنده گی امت اسلام گذاشته است.

کشمکش بین غرب و امت اسلام کشمکش بین اهل دوسرزمین معیّن نیست، بلکه این کشمکش بین دو نظریه وعقیده است که یکی از آنها (حق ) متمثل در( دین اسلام) ودیگری هم (باطل) متمثل در(ادیان غیر اسلام) که دررأس آنها (یهودیت و نصرانیت) اند میباشد.

این کشمکش نامتوقف شدنی وآتش جنگ آن خاموش ناشدنی است،مگراینکه یکجانب برجانب دیگرغالب آید.وطبیعی است که (باطل) هیچگاه بر(حق) بطور دائم غالب نمی گردد،طوریکه الله متعال میفرماید:(ولن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلاً).ترجمه:(وهرکز الله تعالی کافران را بر مؤمنان راه غلبه نمی دهد).

غرب که از دیر زمانی پرچمدار یهودیت و نصرانیت است و میخواهد ملل دیگر جهان بخصوص مسلمانان را در زیر یوغ سلطۀ خود درآورد، درهر مطقع زمانی به شکل از اشکال جنگ خود را بر ضد امت اسلام ادامه داده است، وبرضد مسلمانان گاهی به شکل جنگهای (مؤته) و(یرموک) وگاهی هم به شکل (جنگهای صلیبی) و(جنگهای استعماری)، والآن درشکل جنگ تحمیل دین کفر معاصر اش(دیموکراسی) لشکرکشی کرده،واین لشکرکشی را تا آنوقت متوقف نمی سازد که مسلمانان پیرو ملت وفرمان شان نشوند.الله تعالی درین مورد بصراحت میفرماید :(وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ) البقرة/120.ترجمه:(وهرگز یهود و نصاری از تو( ای پیامبر) راضی نشوند تا آنکه تو ملت آنها را پیروی نمایی).وهمچنین الله متعال میفرماید:(وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ )البقرة/ 217. ترجمه :(وهمیشه به شکل مستمر( کافران) با شما میجگند تا آنکه شما را از دین تان مرتد سازند اگر بتوانند).

درپرتو دو آیۀ کریمه فوق به وضاحت کامل معلوم میگردد که :

1 – جنگ میان یهود،نصاری وکفار دیگر متوقف ناشدنی است.
2 – شکل این چنگ شاید تغیر یابد، امّا استمرارش یقینی است، چون آیۀ دومی بنابر گفته مفسرین قرآنکریم (تجدد استمراری) را افاده میکنند.
3 – هدف اصلی این جنگ وکشمکش تغیر دادن فکر،نظریه وعقیدۀ مسلمانان، وپیروساختن آنها از (ملت کفر)است،وتا آنکه اين اهداف کفارحاصل نشوند جنگ آنها بر ضد امت اسلام ادامه می باید، که تاریخ شاهد این مدعاست.
4 – پیروی مسلمانان از(ملّت کفار) آنگاه متحقق میشود که مقاومت،روحیۀ مقاومت که ناشی از عقیدۀ مسلمانها است، ونیروی بشری مسلمانان که همانا جوانان اند از بین بروند.

 

نقش جوانان درکشمکش جنگی و فرهنکی بین غرب واسلام:

جوانان نیروی اصلی جنگها، مبارزات ودعوتها میباشند،ملّتيکه جوانان او برای دفاع از ارزشهای معنوی ومادی خود برنخیزند هرگز وجود واستمرار وجود خود را تثبیت کرده نمیتواند. وهر مبارزۀ سیاسی واجتماعی که جوانان بیرق آنرا بلند نکنند، وحاضر به فداکاری در راه تحقق اهداف آن نشوند کامیباب نمی گردد،وهر دعوتيکه جوانان مفاهیم آنرا نپذیرند،وپیام آنرا به توده ها نرسانند، درمنشأ خود می خشکد و ازبین میرود. پس همین جوانانند که نیروی فکری وبشری ملّتها را تشکیل میدهند، و استعدادها وثبات آنها برمقاصد ومبادی اصلی سبب استمرار وجود ملتها ودعوتها میگردد.

چرا جوانان بحیث هدف برای غرب؟

اگربه تاریخ اسلام نظری بیندازیم می بینیم که درحقیقت همین جوانان لشکریان اسلام برای دفاع و فتوحات امت اسلام بودند،وهمینها دیوارمستحکمی حصن اسلام را تشکیل میدادند.همینها بودند که اسلام را دراروپا تا به (ارمنستان) و (بلگراد) و (حدود فرانسه) رساندند.همینها بودند که دولت پهناور ومتمدن (اندلس اسلامی) را برمخروبه های (واندلوسیا) تأسیس کردند.همین جوانان بودند که درفش اسلام را درفضای (هند)، (چین) و (افریقا) به اهتزاز درآوردند.همین جوانان تربیت یافتۀ اسلام بودند که انساهای زمانه های جاهلیت راهنراستاذی انسان تعلیم داد. همین جوانان بودند که درمقابل (جنگهای صلیبی) جهاد کردند و نگذاشتند شرق متمدن اسلامی زیر تسلط لشکریان وحشی صفت (صلیبی) برود که خود از تاریخ خود بهdark ages( زمانه های تاریکی) نام می برند، وتاریخ تخربیها و وحشتگریهای خود را درکتابهای چون (A history of deeds done beyond seas)با تمام وقاحت رقم زده اند.

همین جوانان بودند که لشکریان (انگلیس) را از سرزمینهای اسلامی بیرون راندند،وهمینها بودند که بساط ظلم امپراطوری سرخ کمونیزم را از جهان برچیدند. وبلآخره همینها بودند وهستند که شاخهای غرورغرب را از بیخ کندند،وزور یگانه ابرقدرت نظامی جهان (امریکا و ناتو) را به چالش بردند،ومردانه واردر مقابل غرب در میادين جنگ وفکر میجنگنند. پس  ازهمینرو غرب آنها را به حیث هدف قرار داده،وسعی میکند آنها را منحرف سازد.

غرب درقرنهای گذشته تجربه کرد که هرقدر که در(جنگهای مسلح) با مسلمانها درگیر میشود به همان قدر روحیۀ مقاومت دراذهان جوانان مقاوم جهان اسلام قویتر وآتش جنگ شعله ورتر میگردد، که مصاریف وخسارات غرب را زیادتر ودست آوردهای نظامی اش ناچیزمیگرداند،پس همان بود که غرب شیوۀ جنگ اش را بر ضد مسلمانها تغیر داد وکوششهایش را از جنگ عسکری به جنگ فکری ومنحرف ساختن نسلهای جوان مسلمانان متمرکز ساخت.

 پلان بكار انداختن جنگ فكری منظم عليه مسلمانان را ( لويس نهم ) پادشاه فرانسه زمانى طرح نمودكه موصوف در مصر در سال (۱۲۵۰) ميلادی  در جنگ ( منصوره)بعداز شكست وزبون شدن  لشكر فرانسه به دست مسلمانان اسير شد،وسپس در بدل فديۀ  بزرگى رها شد.
 (لويس نهم ) در دوران اسارتش به اين نكته غور وتعمق مىنمود كه چرا مسلمانان با وجودكمبود وسائل مادى وعسكرى هميشه بركفار پيروز ميشوند؟

در پايان تفكرطولانى اش  به اين نتيجه رسيد كه سرچشمۀ قوت مسلمانان در وسائل مادى نه، بلكه در دين،عقيده،اخلاق ومعنويات آنها نهفته است ، و تا زمانيكه همين سرچشمه  تازه وخروشان باشد مسلمانان هميشه درمقابل دشمنانشان نيرومند وبرتر مىباشند.
پادشاه فرانسه بعد از رهايى ازحبس ورسيدنش به  لشكرش  متخصصين نظامى ،سياسى،مذهبى، وبزرگان ومتنفذين جامعۀ فرانسه را جمع نموده،  ودرمورد شيوۀ جنگ آنها باامت اسلامى با آنها صحبت كرد. اودر جريان صحبت هايش چنين گفت : اگرميخواهيدمسلمانان را شكست دهيدبا آنها تنها به جنگ مسلحانه اكتفا نكنيد، زيرا شما در جنگ مسلحانه در برابر آنها شكست خورده ايد،شما باعقيدۀ آنها بجنگيد،چون سرچشمۀ قوت آنها در عقيدۀ آنها مضمر است .

از آن به بعد زعامت سياسى،فكرى ونظامى غرب تصميم گرفت  تا منبعد درمقابله با مسلمانان در كنار جنگ نظامى (جنگ فكرى) رانيز بكار اندازند،وبراى آمادگی به اين جنگ دركليساهاى غربى، دانشگاه ها، مراكز سياسى وديپلوماتيك  مراكز تعليمى وتحقيقاتى رادر علوم دين اسلام،  فكر اسلامى،وتمدن اسلامى ايجاد نمودند.

 اين فعاليتها بعدها در نقش استشراق  ومستشرقين (شرق شناسی وشرق شناسان)  (Orientalism)  وتبليغ مسيحى (Missionary)آشكار شدند. اين مراكز وضعيت فكرى و مدنى جهان اسلام را به طور منظم تحت غور قرار دادند، وبه تأثير گذارى فكری در نسلهاى جديد مسلمانان مبادرت ورزيدند. که اين تأثير گذارى فكرى در شكل وقالب مكاتب عصرى، دانشگاه ها، مشاورين تعليمى ، پرورش وتربيت فرزندان مسلمانان در غرب، موج مطبوعاتى معاصر، وجريانات واحزاب سياسى غربگرا ظاهر شد، و منتج به ايجاد نسلى گرديدكه  تنها بنام  مسلمان بود،ولی همه نواحى  زندگى سياسى، فكرى ، اخلاقى، اجتماعى، عسكرى ،  اقتصادى، ذوقى وادبى اين نسل بر بنياد تصورات وارزشهاى غربى استوار مى باشد،وهمه توجه و تلاشش به اين نقطه تمركز دارد كه چگونه جهان اسلام وامت اسلامى را مطابق خواسته  هاى غرب عيار نمايد، اگر چه درين راه ضرورت ريختاندن خون صدها هزار مسلمان نيز پيش آيد. نتیجۀ این تغیر استراتیژی برای غرب نهایت مفید و برای عالم اسلام نهایت زیان آور بود.

 همین روش جدید را مستعمرین روسی، اروپایی و امریکا برای تسخیر نسل جوان بطور مسلسل به کار گرفتند، وملیونها جوان مسلمان را ازعقیده، فکر،شریعت،اخلاق وتمدن اسلام بیگانه ساختند.

روان شناسان بر این باور اند که بهترین مرحلۀ عمر انسان برای غرس و جاگزین سازی(غریزۀتدین) ویاهم(غریزۀ جنس) درنفس انسان از )ده سالگی( تا )بیست وپنج سالگی( است،وهمین عمر جوانی است.

عرصه های افساد نسل جوان :

کشورهای غربی بویژه امریکا  فعالیتهای سیاسی، نظامی، تعلیمی، فکری، فرهنگی واقتصادی خود را درجهان اسلام طوری منظم ساخته وبه کارانداخته که جوانان عالم اسلام را درهمۀ عرصه های زنده گی احتوا کرده وآنها را طوری بسیج کنند که همه ابعاد زنده گی را پوشش دهند.مجالاتیکه غرب بیشترین توجه خود را در آن به بیراهه بردن جوانان مسلمان مبذول کرده بطور ذیل اند:

عرصۀ تعليم:

کشورهای غربی وبخصوص امریکا احزاب ونظامهای رابرکشورهای اسلامی مسلط کرده که وضعیت تعلیم،تربیه،وفرهنگ رادرین کشورها طوری عیار سازد که غرب آنرا میخواهد،وآن مفاهیم و ادبیات را درنصابهای این کشورها جابجا سازد که نسل جوان را از اسلام بیگانه وبه تقلید وپیروی ازغرب وادارسازد. واگر بعض ازمفاهیم اسلامی را در نصابها میگذارند، آن هم باید مفاهیم ناقص، مسخ شده وطوری تأویل شده باشند که بجای (اسلام حقیقی) یک ( اسلام دیموکرات ساخت غرب) را به جوانان معرفی نماید که هیچ تضادی با مفاهیم الحاد زدۀ غرب نداشته باشد، وفراگیرنده گان آن بجای اینکه سپاهیان اسلام گردند پیروان غرب میگردند، ودرصف دشمن قرار میگیرند.

مؤسسۀ تحقیقاتی امریکایی RAND Corporation  که یکی از مهمترین کارهایش سیاست گذاری تعلیم وتربیه وفرهنگ،وتوجیه افکارجوانان درجهان اسلام است،درمورد اهتمام برنسل جوان درکشورهای اسلامی درکتاب (Civil democratic Islam Partners Resources and strategies) غرب و بخصوص امریکا را چنین توصیه میکند :

()افراد بالغ ومتدينى كه باحركتهاى اسلامى بستگى دارندممكن نيست كه آنها به آسانى تحت تأثير آورده شوند، وبه ترک نظريات شان تحريك شوند، ولى اين كار به آسانى در مورد نسل نوين قابل تطبيق است ، وآن اينکه  پيغام ومفاهيم (اسلام ديموكراتيك) درنصاب تعليمى ونشرات عمومى به آنها تقديم شوند).

سپس در مورد عوائق موجود درين راه مىنويسد :

( …  ليكن  درين  عرصه نيز بنيادگرايان بهدف تحكيم تسلط خودكار زيادى کرده اند،وچنين معلوم  مىشود كه آنهاآمادۀ ترک اين ميدان به جز ازطريق جنگ شديد نيستند. پس لازمست كه مانيز به تناسب قوت وجديت بنياد گرايان درين عرصه كارنمایيم، تا اين ميدان رانيز از آنها  فتح كنيم((

نسل جوانیکه توسط احزاب، حکومتها ونظامهای طرفدارغرب تربیه میشود قسمت بیشتر ازجوانانش آگاهانه و یا ناآگاهانه برای تنفیذ برنامه های غرب کار میکند.ویک قسمت دیگرش که عملاً در دام دشمن نمی افتند آنها درقبال مسؤلیتهای دینی وملّی خود بی احساس می مانند، وتسلیم وضعیت حاکم برجامعه میشوند.

علامه اقبال لاهوری که از فلسفۀ معاصرغرب باخبر است،وشیوۀ توجیه وتربیه غرب را برای جوانان عالم خوب درک نموده،از تأثیر شیوۀ تعلیم وتربیه غربیگونه چنین میگوید:

 درعـجــم گرديــــدم وهــــم درعـرب       مصطفى نا ياب ارزان بولهب
اين  مسلمان  زاده روشن د مــاغ    ظلمت آباد ضميرش بى چراغ
درجوانى نــرم و نازك  چون حريـر   آرزو درسينۀ او زود مير
ايـن غــلام ابـن غـــلام ابـــن غلام      حريت انديشۀ او را حرام
مكتب ازوى جذبۀ ديـــن درربـود     از وجودش اين قدردانم كه بود
اين زخودبيگانه اين مسـت فرنگ         نان  جو  ميــــخواهد از دست  فرنگ
 از فرنگـى ميـخرد لات و مـــنـات          مؤمن وانديشۀ او سومنات
 دين و دانـش را غــلام ارزان دهــد        تابدن را زنده دارد جان دهد
 گــرچه بر لبــهاى او نام خـــداست        قبلۀ او طاقت فرمانرواست

امریکا بعد از آنکه افغانستان را اشغال کرد همچنین یک نظام ونصاب تعلیم را درافغانستان ایجاد کرد وآن مفاهیم و ادبیات فکری را درنصاب تعلیمی داخل ساخت که تبعیت نسل آینده را ازامریکا درین سرزمین تضمین کند.
دیروزهم نظام و نصاب تعلیمی ما توسط غربیها و روسها اشغال شده بود،وعملیۀ آنرا از طریق کارشناسان،مشاورین،مستشرقین وهمکاران محلِّی خود طوری به پیش میبردند که نتائج اش حتما به نفع آنها نمایان شوند.همان بود که صدها هزار جوان تحصیلکردۀ ما هم از (نظریات وباورهای کمونیزم روسی) متأثر شدند، وهم از (نظام و باورهای لیبرالیزم وسیکولریزم غربی)، وسپس همین جوانان تحصیلکردۀ بیگانه نواز نخست کشور وزمام امور این ملت را به روسها سپردند،وبعداً همینها که معتاد به بیگانه نوازی وغلامی کفار شده بودند کشور وزمام امور این ملت مسلمان را به     سرکرده گی امریکا به غربیها سپردند. وهمینها استند که امروز در زیر سایۀ متجاوزین واشغالگران غربی حکومت دست نشاندۀ آنها را تشکیل داده وبه فرمان آنها برضد عقیده وشریعت اسلام و هم برضد مجاهدین بی باکانه میجنگند،وبرنامه های متجاوزین واشغالگران را عملی میکنند.

عرصۀ عسکریت و دفاع:

طبیعی است که هشتاد فیصد نیروهای عسکری کشورها ونظامها را جوانان تشکیل میدهند،وهمین جوانها استند که در ارتشها بسیج میشوند،و از ارزشهای مادی ومعنوی ملتها دفاع میکنند، و یا هم برای تحقق اهداف ومقاصد نظامها وملتهای شان بردیگران میتازند.
غرب به خوبی درک کرده است که اگر ملیونها جوانیکه در ارتشهای کشوهای اسلامی استند به اسلام حقیقی تربیه شوند،و برای دفاع از سرزمینها و ارزشهای مادی ومعنوی امت اسلام حاضر به خدمت وفداکاری شوند،هیچگاه غرب نخواهد توانست که یا عالم اسلام را اشغال کند، و یا هم ارتشها وملیونها جوان تنظیم شده در آنها را درپیمانهای نظامی باخود یکجا نماید. پس ازهمینجاست که غرب و در رأس آن برتانیا وامریکا همواره کوشش کرده و می کنند که افراد نظامی ای که عموماً جوانان استند طوری تربیه وذهن سازی شوند که هرگز درصف دفاع از دین و سرزمین مسلمانان قرار نگیرند، ونه هم روحیۀ مقاومت درمقابل متجاورین و اشغال گران غربی در دلهای شان بوجود آید.بلکه غربیها همواره سعی کرده اند که نیروهای نظامی کشورهای مسلمان را برای جنگیدن درمقابل ملت ومجاهدین ملت اسلام تربیه کنند، وبه آنها تلقین کنند که دشمن حقیقی آنها کسانی استند که درمقابل غرب و حکومتهای دست نشاندۀ آن به پا خیسته اند.

مربیان ومشاورین اروپایی وامریکایی که تنظیم کننده گان لوائح وقوانین عسکری وتدوین کننده گان نصابها وعقاید عسکری ارتشهای کشورهای مسلمان امروز اند نصابها وقوانین عسکری را طوری تنظیم کرده اند که در آن تعالیم اسلام والگوی نظامی ازعهد پیامبر و یاران او،و یا هم الگوی از فاتحين اسلام وشيوهای تربيۀ عسکري آنها وجود نداشته باشد.نه تنها اينکه نصابها وقوانین آنها غیر اسلامی اند بلکه محیط تعلیم وزنده گی را نیز طوری آماده ساخته اند که  فراه گیرندگان علوم عسکری و استخباراتی  در آن (انگیزۀ دینی) و(اخلاق اسلامی) نگیرند، وسعی بخرج داده شده که نظامیان باید در شکل، مظهر، لباس، نشانها و دسپلین عسکری از غربیها تقلید کنند،وهمۀ امور خود را طبق معیارهای غرب عیار سازند.

ما اگر دور نرویم وتنها درافغانستان به این امور نظر افگنیم می بینیم که تربیه نظامیان درافغانستان تماماً دریک محیط بیگانه ازعقاید و باورهای ملت مسلمان این سرزمین صورت میگرفت،مثلاً نظامیان مکلف بودند ریش خود را بتراشند، و نباید (حس تدیّن) در آنها قوت بگیرد،بهمین هدف نظامهای قرن بیست وبیست ویک درافغانستان ساحات عسکری چون لیسه عسکری که هزاران دران مصروف فراگیری آموزشهای نظامی بودند وهمچنین پوهنتون حربی، فرقه ها،قشله ها،تعلیم گاه ها و ملحقات عسکری دیگر یا به شکل کلّی از مساجد محروم بودند،و یا هم کیفیت وکمیت مساجد ومربیین اسلامی چون امامان، خطیبان،واعظین وانگيزه دهنده گان اسلامي  درآنها به تناسب آنجاها نهايت ناچيزبود.بلکه ازطرف نظامها کوشش بعمل می آمد که افراد نظامی باید درغفلت و بی خبری از مسؤلیتهای دینی شان تربیه شوند، تا کور کورانه پالیسها و برنامه های حکومتهای سیکولر وبیگانه نواز را عملی کنند. و نتیجه این شیوۀ تربیۀ همان شد که وقتیکه روسها بر افغانستان حمله کردند بجای اينکه این افراد نظامی در نیروهای مسلح دولت در مقابل آنها بجنگند واز دین و دولت خود دفاع کنند، بالعکس ذلیلانه در کنار روسهای متجاوز ایستادند، وچهارده سال مکمل در مقابل ملت ومجاهدین جنگیدند، و در راه تحکیم تسلط روسها بر افغانستان قربانی دادند.

 امروز هم که امریکاییهای اشغالگر تشکیلات نظامی ای را بنام ( اردوی ملّی) ( پولیس ملّی) ( امنیت ملّی)،(ملیشه های محلی و اربکیها) بوجود آورده واوباشان جوان بی سواد و بی حرفه و بی دیانت را در آنها بسیج کرده اند،عملاً آنها را دریک محیط بیگانه نوازی وغلامی بر روحیۀ اسلام ستیزی ومجاهد ستیزی تربیه میکنند،وتفنگ خود را در دست آنها قرار میدهند تا درمقابل مجاهدین بجنگند،ونیروهای اشغالگر غربی را ( قوای دوست) و( قوای بین المللی ) خطاب کنند. و به این ترتیب جوانان کشور ما را در عرصۀ عسکریت ودفاع نیز گمراه کنند، و آنها را به بیراهه وانحراف عقیدوی وسلوکی سوق دهند.

( ادامه دارد)

عبد الهادي (مجاهد)

مؤلف کتاب: فکري پوهنه

https://ia600401.us.archive.org/30/items/FikriPohnah/FikriPohnah.pdf

 

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x