نظــر

حضور قوای خارجی، تداوم جنگ در افغانستان

فرید احمد یوسفزی

بعد ازینکه رئیس جمهور حامد کرزی قدرت را به صورت مسالمت آمیز برای رئیس جمهور اشرف غنی تسلیم کرد، این رسم در تاریخ افغانستان پیشینه ای نداشت و این اقدام برای اولین باری بود که قدرت سیاسی از یک رئیس جمهور منتخب برای رئیس جمهور منتخب دیگر سپرده شد. بعد از رسیدن به قدرت، اشرف غنی برای ملت وعده داد که در ساختار دولت تغییرات بنیادی را بوجود می آورد، به خصوص در بخش های امنیتی و اقتصادی و برای تأمین امنیت بهتر مردم شهر کابل برای حنیف اتمر مشاور امنیتی خود دستور داد که وضع امنیتی شهر کابل و آمرین حوزه های این شهر را در مورد به بررسی گیرد و گزارش مفصل آن را برای وی تقدیم نماید.

از ایجاد دولت وحدت ملی بیشتر از دو سال میگذرد؛ ولی از سوی ارگ نشینان ستراتیژی و یا کدام اقدام دیگری برای تأمین امنیت بهتر اتباع کشور روی دست گرفته نشده، با گذشت هر روز امنیت بدتر میشود، تمام اتباع کشور از بی امنیتی به ستوه آمده اند. از این وضع تمامی اتباع کشور و بخصوص ولایات سرحدی کشور بیشتر رنج می برند.

با به قدرت رسیدن رئیس جمهور اشرف غنی نزد مردم آرزوها بسیاری وجود داشت و مردم فکر میکردند که با به روی کار آمدن حکومت جدید هر چیز به صورت تدریجی خوب خواهد شد؛ اما این آروزها با گذشت هر روز به یأس و نا امیدی مبدل میشود. طرفداران سر سخت شخص رئیس جمهور هم ازین وضع که جریان دارد مأیوس هستند.

بی امنیتی کارهای اقتصادی و انکشافی را به رکود مواجه کرده است. اگر دولت برای بهبود وضع امنیتی توجه جدی نکند مردم به ارمان آرامش دوران حکومت قبلی خواهند شد و این باعث میشود که فاصله میان دولت و مردم ایجاد شود. این بحران در نظام سیاسی، هنگامی بروز میكند كه دلایل و توجیهات رهبران سیاسی برای جلب اعتماد مردم قانعكننده نباشد و اقتدار، مورد سؤال قرار گیرد.

برخی از عوامل بروز بحران در نظامهای سیاسی عبارت است از:

1- عدم توجه به قوانین نافذۀ کشور؛

2- ضعف حكومتكنندگان در وفا به وعدهها و برنامههای دردست اجرا؛

3- بالا رفتن توقعات و انتظارهای مردم از حكومتكنندگان و عدم تطابق توانایی حكومتكنندگان با توقعات مردم؛

4- بروز شكاف بین حكومت موجود وحكومت دلخواه مردم؛

5- عدم جلب و جذب اقشار روشن و آگاه.

در صورتی که موارد فوق در یک جامعه تحقق یابد این خود زمینه ساز بی ثباتی در کشور میشود. بی امنیتی و بی ثباتی موجود در کشور عوامل متعددی دارد که برخی آن چنین است:

– عدم مبارزه صادقانه در مقابل فساد اداری که این عامل باعث بیوروکراسی در دفاتر دولتی شده است که تاثیر بدی بالای افراد جامعه از لحاظ اقتصادی و روانی دارد.

– رکود اقتصادی یکی از عوامل بزرگ بی ثباتی در جامعه میباشد، حتی در روایات شرعی نیز آمده است که (اگر فقر از راه دروازه داخل خانه شود ایمان از راه کلکین بیرون میشود).

– در افغانستان عامل بی امنیتی و بی ثباتی موجودیت قدرتهای بزرگ جهانی است، قدرت های بزرگ جهانی برای نایل شدن به اهداف خود از هر وسیله استفاده میکنند تا به اهداف خود برسند، حتی خواسته های اعمال ضد بشری خود را نیز بر مردم اعمال می کنند. قدرت های بزرگ میخواهند برای حضور خود در کشور های عقب مانده بخصوص که منابع طبیعی سرشاری دارند دلیلی داشته باشند. برای تحقق حضور خود زمینه را طوری مساعد می سازند که مردم آن سرزمین به صورت آشکارا بیان نمایند که بدون حضور قدرت های بزرگ جهان در کشور صلح و ثبات نمی آید.

قدرت های جهان برای دوام خود در کشورهایی که منابع طبیعی سرشار داشته باشد طوری زمینه سازی می کنند که مردم آن کشور بدون چون و چرا حضور شان را بپذیرند، گرچه حضور قدرت های بزرگ جهان خلاف منافع ملی و حاکمیت و استقلال آن کشور باشد. اگر یک قدرت بزرگ جهانی به اهداف خود برسد و تصور شود که مردم عام خلاف آن عمل میکند و یا دیدند که در مقابل شان ایستاده گی صورت می گیرد وحشتی را در میان مردم عامه بر پا میکنند که همه مردم به آن متوجه شوند، و مردم را مصروف آن میسازند تا مبادا نشود که خلاف اهدافی که اینها به آن نایل شدند موانع ایجاد شود، قدرت های جهانی میخواهند که سیاست جنایی خود را از طرق مختلف در کشورهای عقب مانده إعمال کنند.

در آخر گفته میتوانیم که انفجارهای متعدد، ترور و خشونت در مناطق مختلف کشور خاصتاً در شهر بزرگ کشور محصول حضور این نیروها بوده که آرامش را از مردم سلب کرده است.

خداوند بر ملت مظلوم و رنجدیده ما رحم کند، این ملت در هیچ یک از حالات احساس آرامش را ندارند و هر لحظه در فکر این اند که در کدام گوشه و کنار این سرزمین عزیزان خود را از دست داده و یا خواهند داد.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x