جبر « ریال پولتیک» واعتراف اوباما به شکست ناپذیری مقاومت مسلح!

لیکوال: دکتور عثمان ترکی

دوکتور م ، عثمان تره کی

بارک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا در پایگاه هوایی «مکد‌ یل» در شهر «تامپا» ( ایالت فلوریدا ) اذعان کرد که : « جنگ در افغانستان برای مدت ۳۰ سال بخشی از زندگی مردم بوده و آمریکا نمیتواند خشونت و طالبان را در این کشور از بین ببرد … »۰ براساس طرح اولیه اوباما مبنی بر خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان، قرار بود که از۱۰ هزار سرباز آمریکایی مقیم در افغانستان بجای رهبری جنگ علیه مقاومت مسلح به قصد آموزش و تریننگ ۳۲۰ هزار قوای امنیتی افغان استفاده شود۰سال ۲۰۱۴ م پایان مأموریت نظامی نیروهای آمریکایی و ناتو و انتقال مسئولیت کامل تأمین امنیت افغانستان به نیروهای افغان اعلام گردید۰

برمبنای این طرح قرار بود تا پایان دوره ریاست‌ جمهوری اوباما در آمریکا ( پایان سال ۲۰۱۶) تمام نیروهای آمریکایی به کشور شان باز گردانده شوند.

نگرانی از توسعه زمانی و مکانی جنگ از یک سو و تخلفات بی خیال سربازان امریکا از قوانین جنگ از سوی دیگر انگیزه شد تا محافل هواخواه صلح در جهان با اعطای جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۹، اوباما را در تلاش های صلح تشویق نمایند.

طرح اولیه بافشار‌ ستراتژیست های « کهنه پیخ » و ستیزه جوی امریکایی معروض به تغییر شد .
بعدآ امضای پیمان ستراتژیک افغانستان – امریکا در ۲۰۱۳ م پیام حضور دوامدار نظامی آینده امریکا را در افغانستان با خود داشت.

طرح جدید ، باقی ماندن ۹۸۰۰ سرباز را تا پایان سال ۲۰۱۶ پیشبینی نمود۰ قرار به این شد که این تعداد تا اخیر سال ۲۰۱۷ م ، به ۵۵۰۰ سرباز تقلیل بیابد که وظیفه حفظ سفارت امریکا در کابل را بدوش بگیرد .

پس از سبک و سنگین کردن های فراوان که دران فشارهای حلقات سیاسی و نظامی جمهوری ‌خواه آمریکا دخیل بود ، بالاخره اوباما برنده جایزه صلح اعلام کرد که پس از سال ۲۰۱۶ م ، ۸۴۰۰ نظامی آمریکا در افغانستان باقی خواهند ماند که به ‌گفته جنرال « کرتیس اسکاپاروتی» ۶۷۰۰ نظامی در مأموریت حمایت قاطع ناتو و ۱۷۰۰ نفر دیگر در مأموریت‌ های دیگر بکار گرفته خواهند شد۰

به این ترتیب برنده جایزه صلح نوپل در برابر جنرال های ستیزه جو کوتاه آمد.

در تنظیم پلان حضور نظامی امریکا در افغانستان ، ازدیاد و کاهش نیرو ها ، دوام ماموریت جنگی و نهایتآ اتکا به الزامات پیمان ستراتژیک ، مداخله طرف افغانی سطحی ، تعارفاتی و عاری از بار حقوقی است. چه امریکا درشرایط اشغال کشور همیشه حرف آخر را زده است.

آنچه را که درین بحث به تحلیل میگیریم اعتراف اوباما در شکست ناپذیری طالبان است . برای استنتاج دقیق و واقعبینانه از بحث نخست در جستجوی پاسخ به سه سوال ذیل می افتیم :

– چه عواملی اوباما را به اعتراف به شکست ناپذیری طالبان وا داشت ؟

– مخاطب این پیام کیست ؟

– پیام چه عواقب حقوقی و سیاسی میتواند داشته باشد ؟

یک – چه عواملی اوباما را به اعتراف به شکست ناپذیری طالبان وا داشت ؟

موضعگیری تازه اوباما متآثر ازعوامل درونی وبیرونی زیر است :

عوامل درونی :

– جایگاه برجسته مقاومت مسلح در بافت قومی افغانستان :

ظهور طالبان به مثابه یک نیروی دارای تکیه گاه بزرگ اجتماعی . این نیرو توانسته است در حدود نیمی از ساحات مسکونی افغانستان را تحت کنترول بگیرد و به ساختار و صلابت یک مقاومت ملی نزدیک شود.

– رخنه مقاومت در رده های حساس اورگان های امنیتی نظام.

– بیرون شدن مقاومت از موقف دفاعی به موضع تعرضی در جنگ و دریافت توانایی حمله به اهداف جنگی دلخواه.

– تحمیل تلفات انسانی قابل ملاحظه به قوای مهاجم.

– وجود قراینی در انعطاف پذیری موضع طالبان در رابطه به پذیرش ضابطه های زندگی مدنی.

عوامل بیرونی :

– صفبندی های جدید در منطقه به نفع مقاومت مسلح : علاقمندی روسیه در ایجاد رابطه با طالبان . نگرانی ایران از برخورد جدی حکومت نو امریکا در بازنگری قضیه دوسیه ذروی آنکشور و تلاش در داشتن یک وسیله اعمال فشار سیاسی – جنگی در افغانستان بر ضد امریکا.

– ازهم پاشیده شدن اتحاد اولیه جنگی امریکا – پاکستان در نابودی طالبان به مثابه آنچه هردو کشور ستون افراط گرایی اسلامی در منطقه تلقی کرده اند . واقعیت سرسخت وجود طالبان به مثابه فیل پایه مقاومت توطئه امریکا – پاکستان را نقش بر آب کرد . فعلا اتحاد قبلی جنگی برای مقابله با طالبان به رقابت دو کشور بر کنترول سیاسی بر طالبان بدل شده است.

– به فرسایندگی کشیده شدن طولانی ترین جنگ جهان کشایی امریکا و تآثیر ناگوار آن بر اقتصاد کشور.

– در انزوا افتیدن امریکا در جنگی که چهل کشور پیشرفته جهان در ائتلاف آن قرار داشت.

دو – مخاطب پیام اوباما کیست ؟

مخاطب پیام اوباما دو کته گوری مردم در داخل افغانستان و خارج آن بخصوص در امریکا است.

در داخل افغانستان :

کانفرانس بن ، نظام نو زیر حاکمیت امریکا راسازمان داد. در بخش عمده این نظام رسوبات سمی بیش از بیست سال نبرد ضد شوروی و بعدأ جنگ های داخلی با القاب رنگارنگ با گذشتن از مرحله « غسل تعمید » کانفرانس بن ، پناهگاه مطمئنی یافتند. امریکا و متحدین وظیفه حفاظت این پناهگاه را بدست گرفتند و در برابر فریاد های مطالبه عدالت و بازخواست مانع ایجاد کردند. رتب و امتیازات دولتی به شاخی باد شد : دلگی مشر یک شبه به رتبه مارشالی ارتقا کرد و کاتب اوراق به احراز کرسی وزارت مفتخر شد. با استفاده از مصئونیت اداری ملکیت های عامه به تاراج رفت. شبکه های گسترده قاچاق ازسنگ های قیمتی وآثار تاریخی تا مواد مخدر قلمرو کشور را زیر پوشش گرفت. اینهمه زیر حمایت قوت های خارجی.

گریزاز قانون و عدالت در جریان بیش از سه دهه جنگ یک قشر زورگو ، اوباش ، لاقید و متمول را بر سرنوشت مردم افغانستان حاکم ساخته است. این قشر در طول سه دهه برای استمرار زندگی و حفظ امتیازات به یغما گرفته به دوام حمایت امریکا و متحدین چشم امید بسته اند. پیام اوباما به این امید پایان میدهد.

اوباما در اعتراف به شکست ناپذیری طالبان از دوام پشتی بانی این لشکر مفت خوار وبار دوش در برابرطالبان اعلام سبکدوشی میکند.

در بیرون افغانستان :

در خارج افغانستان مخاطب اوباما حکومت جدید ترامپ و کشور های شامل در ائتلاف جنگی با امریکا است. نکات برجسته پیام اوباما به حکومت نو امریکا و متحدین چنین است :

– طولانی ترین جنگ هژمونستی تاریخ سیاسی امریکا پس از یک ونیم دهه بی آنکه دست آورد قابل ملاحظه یی داشته باشد به بن بست کشیده است.

– امریکا قریب ۱۱۳ میلیارد دالر در جنگ افغانستان به مصرف رسانده و قریب ۲۴۰۰ نفر کشته داده است . با اینهمه نه تنها مقاومت در میدان جنگ شکست نخورده بلکه توانسته مناطق تحت نفوذش را گسترش دهد : ناامنی‌ها از جنوب به مناطق شمال کشور که زمانی از مناطق امن به شمار میرفت ، توسعه یافته است.

جنگ شدت گرفته و طالبان نسبت به گذشته قوی تر شده است.

– با گذشت ۱۵ سال از آغاز عملیات نظامی امریکا در افغانستان، آنکشور برای به دست آوردن چیزی که بخاطر آن به افغانستان حمله کرده بود ،‌ دست نیافته است.

سه – پیام اوباما چه عواقب حقوقی و سیاسی میتواند داشته باشد ؟

مهم ترین بار پیام اوباما اینست که ادامه جنگ لا اقل در داخل افغانستان بیهوده است. اعتراف به بی هودگی جنگ به صورت اتوماتیک ما را به جست جوی روزنه های صلح میکشاند. تآمین صلح بدون یک ساختار تشکیلاتی که مقاومت در چوکات آن با جهان در تماس قرار بگیرد امکان پذیر نیست. دفتر مقاومت در قطر میتواند مبدأ حرکت طالبان در مسیر صلح قیاس شود. به شرطی که :

– دفتر قطر توسط موسسه ملل متحد رسمأ افتتاح شود.

– امریکا بدرجه اول وسائر کشور ها در مراحل بعدی دفتر را به رسمیت بشناسند.

– به موازات شناسایی دفتر و فعالیت سیاسی مقاومت در چوکات یک پلان صلح در محور تشکیل آینده یک حکومت موقتی گذار از حالت جنگ به صلح ، ائتلاف نظامی بین المللی از حکومت محصول اشغال افغانستان سلب اعتماد کند.

– حکومت نو امریکا باید با سیاست زورگوئی بوش که نتیجه نداد مقاطعه کند : با مذاکره مستقیم با مقاومت افغانی در قطر به مطالبات مشروع طالبان پاسخ بگوید.

این اقدام به فیصله های طالبان در دفتر قطر ضمانت اجرایی میبخشد و به آنها کمک میکند که خود را از حمایت مغرضانه همسایگان بی نیاز بسازند.

گره متورم پروسه صلح حضور قوت های خارجی در افغانستان است. درین رابطه بدو نکته باید اشاره کرد :

– تا همین اکنون حضور ناقانون نیرو های خارجی برای مردم افغانستان مصیبت آفریده است. هیچ افغان با وجدانی دوام وضع فعلی را قابل تحمل نمیداند. قوانین بین المللی برای رفع این معضله احکام روشنی در جلو ما گذاشته است.

– خروج آنی وفوری قوای خارجی ، اوضاع را بد تر میسازد . خروج باید برمبنای واقعیت های عینی داخل کشور ، تحکیم اتوریته حکومت نو و توجه دقیق به موازنه قوا در منطقه عملی شود.

خروج زودرس در داخل افغانستان خلأ قدرت ایجاد میکند و فصل نوی را در جنگ و خونریزی که دران بیشتر کشور های همسایه سهیم خواهند بود ، باز مینماید.

اعتراف اوباما در شکست ناپذیری مقاومت افغانی گرچه دیر هنگام است ، با اینهمه قویأ آرزو میرود مبدأ حرکت حکومت نو امریکا در برخورد واقعبینانه به جنگ افغانستان باشد.

« پایان »

فرانسه – ۱۴/۱۲/۲۰۱۶

avatar
1 د تبصرو شمېر
0 د ځوابونو شمېر
0 ار ایس ایس کې ګډونوال - څارونکي
 
ډېر غبرګون شوې تبصره
تر ټولو ګرمه موضوع
  ګډون وکړئ  
نویو زړو ډیرو خوښو شویو
خبرتیا غوښتل د
غوربندی
میلمه
غوربندی

ترکی صاحب

تاسو ته دې خدای ج اجرونه درکړي چی هیله بښونکې لیکنه مو کړې.

افغان ګوډاګیان اوبو اخستي او هر ځګ ته لاس اچوي هیله په خپلو واقعبینانه لیکنو د اندرکارو بهرنیانو ذهنونه روښانه کړی تر څو یې ګوګاګیان خطا نباسي.