سرنوشت معاهدهء صلح بعد از اعزام نیروهای جدید امریکایی به هلمند

موفق افغان

اشغالگران بعد از شکست های پیهم و تلفات بیشمار در افغانستان مجبور به اخراج هزاران تن از نیروهای خود از افغانستان و محصور کردن تعداد محدودی از آنان در پایگاه های محفوظ و مستحکم شدند. بنابر این، اشرف غنی احمدزی در زمان حکومت کرزی بعد از ناکامی های مسلسل در بست های وزارت مالیه و ریاست پوهنتون کابل مسئول انتقال امنیت از اشغالگران به نیروهای اجیر افغانی گردید. به سلسله روند فرار از کشور، در سال 2014 میلادی اشغالگران امریکایی و بریتانیایی بعد از متحمل شدن تلفات خیلی شدید در کمپ باستن واقع در ولایت هلمند مجبور به ترک منطقه شدند.

ولایت هلمند در موجودیت اشغالگران نیز از حملات پیروزمندانهء مجاهدین در امان نبود. نه تنها پایگاهها و مراکز مهم نظامی اشغالگران و اجیران شان همیشه مورد هجوم مجاهدین قرار داشت بلکه مناطق زیادی در تصرف آنان نیز در آمده بود. خروج نیروهای اشغالگر باعث ضعف و شکست بیشتر اجیران شان در میدان مبارزه علیه آزادی خواهان مجاهد گردید تا آنکه سال گذشته یکبار دیگر امریکا مجبور به ارسال نیروهای خود به این منطقه شد که در اولین عملیات متحمل تلفات شدیدی گردیدند.

اکنون بعد از گذشت دو سال از این تصمیم، اشغالگران مشاهده کردند که اجیران شان دیگر توان مقابله با مجاهدین را ندارند و دروازه های شهر هلمند توسط مجاهدین کوبیده می شود لذا امریکا به تاریخ 7 جنوری از ارسال 300 تن نیروی دریایی این کشور به ولایت هلمند خبر داد.

اگرچه ارسال اشغالگران، چنانچه سخنگوی امارت اسلامی بیان داشت، چندان موضوع قابل نگرانی برای مجاهدین نیست زیرا در گذشته ها هزاران تن آنان امتحان خودرا در میدان جنگ با مجاهدین داده اند و بی دست و بی پا و یا مصاب به امراض عصبی و روانی به کشورهای خود بازگشتند اما موضوع مهم اینجاست که اگر حزب اسلامی به رهبری حکمتیار معاهدهء به اصطلاح صلح را با ادارهء کابل به امضا رسانید و از شرط خروج نیروهای اشغالگر از کشور تنازل کرده و اکتفا به اتفاق جدول زمنی برای خروج اشغالگران در مستقبل نامعلوم کرد، پس موقف حزب اسلامی در قبال این معاهده که تا کنون هیچ اعتنایی از جانب ادارهء کابل و مجامع بین المللی به آن نشده است چی خواهد بود؟ حزب اسلامی اکنون بعد از اینکه برعکس وهم و خیال شان، اشغالگران نه تنها حاضر نیستند بر جدول زمنی خروج با اجیران خود صحبت کنند بلکه نیروهای جدید به کشور می فرستند، در مقابل مردم چی جواب خواهد داشت؟

آیا از این موضوع نیز مانند شروط سابقه و اولی خود تنازل خواهد کرد؟ اگر چنین شود بس دست آورد حزب اسلامی از این معاهده بجز رهایش ارجمندان حکمتیار صاحب در هوتل های مفشن و پنج ستاره در کابل و گشت و گزار در موترهای زره دیگر چی خواهد بود؟

آیا جوانان و متعهدین حزب اسلامی که تا کنون سنگ جهاد و اسلام را به سینه می کوبند حاضر خواهند شد تا در وفا به تعهدات این حزب در مقابل معاهدهء به اصطلاح صلح در مقابل طالبان واقع گردیده و چنانچه دو سه ماه گذشته ثابت ساخت، خط دفاعی ادارهء کابل را در میدان نظامی و تبلیغات علیه مجاهدین تشکیل دهند؟

شاید اکنون بعد از گذشت چندین ماه از توافق بر این معاهده و عدم تطبیق و حتی عدم قایل شدن اندک ارزشی به آن از جانب ادارهء کابل و کشورهای اشغالگر، اعضای بلندرتبه حزب، اگرچه به زبان اعتراف نکنند، اشتباه خودرا درک کرده باشند و دانسته باشند که صلح در حالت ضعف و ناتوانی نمیتواند بجز پذیرفتن تمامی شروط جانب مقابل و تسلیمی عام و تام و گردن نهادن به ذلت دست آورد دیگری داشته باشد. و امید می رود که رهبر حزب اسلامی نیز احساس کرده باشد که باعث بقای اشغالگران جنگ کندز نه بلکه مصلحت های شان در کشور می باشد و اشغالگر را میتوان تنها به قوت و نیرو از کشور خارج کرد نه به عذر و زاری.

د نن ټکی اسیا یوټیوب چېنل
avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د