نظــر

ننگین تر از گندمک..!!!

تجاوز نیروها اشغالگر انگلیسی به خاک افغانستان در جنگ دوم افغان و انگلیس در حالی آغاز گردید که کشور انگلیس در طول نیم قرن قبل از شروع جنگ، در نیم قاره هند نفوذ کرده بود. و در تلاش و تکاپو بود که با حمایت برخی از سران قبایل تضاد و نزاع بین اقوام و قبایل با هم برادر را در افغانستان دامن بزند. در این زمان توانسته بود شاهراه های اتصال افغانستان به دریای آزاد دنیا و ارتباط افغانستان با کشورهای دیگر را تحت تصرف بگیرد. افغانستان را در خشکی محصور کند، تجارت باکشورهای ماورای بحر را به اختلال بکشاند. و تلاش کرد تا سیاست داخلی و خارجی افغانستان را در کنترل خود بگیرد. حمایت از شاهزادگان عیاش و تن پرور وفراری از ملت را برای از بین بردن اتحاد و همبستگی مردم افغانستان در عمل اجرا کرد.

جنگهای خانمان سوز شاه شجاع و شاه محمود که در نتیجه ی آن بخش عظیمی از مردم افغانستان به خاک و خون کشیده شده در این راستا بود.
انگلیسها حملات گسترده ای را در (1878/21/10) از سه جهت قندهار، خیبر، و کرم به خاک افغاستان آغاز کردند.  عساکر انگلیس تمام راهها را به روی خود باز یافتند و از جهت های تعیین شده وارد افغانستان گردیده و به طرف کابل مارش کردند. انگلیسها بر اساس یک پلان از قبل آماده شده محمد یعقوب خان که هشت سال در زندان پدرش بود و در اثر آن کنترول  بر اعصاب خویش را از دست داده بود و به بیماری عصبی و روحی مبتلا گردیده بود و باالاخره به موجودی تدیل شده بود که از هر چیز میترسید و قوه اراده و تشبث و مقاومت خویش را غایب نموده بود، او را به امیری مردم افغانستان برگزیدند. محمد یعقوب خان نه تنها به مقابله با عساکر متجاوز انگلیسی بر نیامد بلکه آنها را استقبال کرد، و بتاریخ (1879/5/8) یعقوب خان به اردوگاه )سرساموئل براون( در (گند مک) حضور یافت، و در بیست و ششم همان ماه معاهدۀ ننگین گندمک توسط یعقوب خان با قابلیت سیاسی و حرفه ای )لوئیس کیوناری( که بندهای این قرارداد تماماً توسط انگلیسیها ترتیب یافته بود، بدون کدام اعتراض در حالیکه تمام بندهای این معاهده به ضرر افغانستان بود به امضای رسید. و نام یعقوب خان در تاریخ زرین کشور ما برای همیشه به لکه ننگ و سیاهی ثبت شد که هر کی به نام او بر میخورند به او نفرین میفرستند.
بگو مگو های پیمان با امریکا بسیاری ها را وا داشته تا همه آن پیمانهای که در تاریخ کشورما به پیمانهای ننگین معروف هستند مورد باز بینی و مطالع قرار دهند. من همچنان خواستم از این قافله به دور نمانم و پیمان با امریکا را با پیمان گندمک که در تاریخ کشور ما یکی از خبیث ترین و ننگین ترین پیمان بشمار میرود مورد مطالعه قرار داده و ابعاد خیانت و خباثتیکه در این دو پیمان با هم مشترک اند و وزنه خیانت در پیمان گندمک را با وزنه خیانت در پیمان با امریکا را مورد مقایسه  قرار دهم:
پیمان گندمک درست مانند پیمان با امریکا توسط انگلیسها ترتیب شده بود. ولی با این تفاوت که امضاکننده پیمان کندمگ شخص مریض و بدون اینکه عواقب آنرا درک کند به امضا رسید. ولی امضا کننده پیمان با امریکا شخص صحت مند بوده و درست عواقب آنرا درک میکند ومیداند که برای ملت مسلمان افغانستان چه بلای را به ارمغان خواهد آورد.

در ماده(سوم) معاهده گندمک آماده (در صورت حمله بالای افغانستان امداد نظامی و اسلحه و پول انگلیسی بغرض دفاع در صورتیکه انگلیس مناسب داند، استعمال خواهد شد. سپاه انگلیسی بعد از انجام کار دفاع، از افغانستان به قلمرو انگلیس مراجعت خواهد نمود.) ولی در پیمان با امریکا در صورت تجاوز خارجی در فقره (3-4-5-6) ماده (ششم) هیچ تعهد وجود ندارد و فقط در صورت تجاوز خارجی به مشوره دادن اکفتا صورت گرفته. امریکایی ها مثل که با اطفال معامله نمایند از ابتدا تا انتهای این پیمان ننگین کلمات و جملات فریبنده و اغفال کننده را ترتیب داده اند تا در آینده نوکران حلقه به گوش شان درد سر برای شان نشوند.

در ماده (ششم) پیمان گندمک آمده است. (والا حضرت امیر صاحب افغانستان و ملحقات آن از طرف خود و جان نشینان خود متعهد میشود که برای رفت و آمد اتباع انگلیس در افغانستان مشکل تراشی ننمایند. تا محفوظ بوده و تجارت نمایند.) اما در پیمان با امریکا علاوه از این که برای اتباع امریکایی کسی مشکل ایجاد نکند، در صورت ایجاد مشکل شخص ایجاد کننده تروریست محسوب شده و عساکر امریکایی با استناد به قانون اوباما میتوانند شخص خاطی از قانون اوباما را به جزای اشد مرگ محکوم سازند. و اگر عساگر امریکایی هر جرم و جنایتی را در افغانستان مرتکب میشوند نه بر اساس قوانین افغانستان بلکه بر اساس قوانین امریکا صرف جرایمی مورد باز پرس قرار میگیرد که در قوانین امریکا جرم محسوب شده باشد.

در ماده نهم پیمان گندمک حکومت انگلیس متعهد شده که (شهر های قندهار، جلال آباد و علاقه های که تحت اشغال قشون انگلیس بود تخلیه کرده و واپس میسپارد، ولی تنها کرم، پشین و سیبی که تحت اشغال قشون انگلیس است، تحت تسلط و انتظام انگلیس میباشد. اما این سلطه دایمی نبوده و مالیات آن بعد از وضع مصارف داخلی، سالانه به امیر افغانستان برداخته خواهد شد.) اما در پیمان با امریکا، در ضمیمه های (الف) و (ب) ماده (26) تمام افغانستان در اختیار نیروهای اشغالگر امریکایی قرار دارند و بر اساس ضمیمه (الف) مناطق زیر در اختیار امریکایی ها میباشد:

کابل
بگرام
مزارشریف
هرات
قندهار
شوراب (هلمند)
گردیز
جلال آباد
شیندند

علاوه بر این نیرو های اشغالگر بر طبق ضمیمه (ب) ماده (26) ساحات و بنادر مهم تجارتی و هوایی کشور نیز در اختیار شان میباشد که این ساحات عبارت اند از:

میدان هوایی بگرام
میدان هوایی بین المللی کابل
میدان هوایی قندهار
میدان هوایی شیندند
میدان هوایی بین المللی هرات
میدان هوایی مزار شریف
شوراب (هلمند)

بنادر زمینی:
تورخم، ولایت ننگرهار
سپین بولدک، ولایت قندهار
تورغندی، ولایت هرات
حیرتان، ولایت بلخ
شیرخان بندر، ولایت کندز

وهمچنان عساکر اشغالگر طبق فقره (1-2-3) ماده هفدهم به کلی از پرداخت مالیه معاف میاشند:
1-    دریافت اموال و خدمات از سوی نیروهای ایالات متحده و یا به نمایندگی از این نیروها تابع مالیات یا محصولات مشابه و یا مرتبط دیگری که در قلمرو افغانستان قابل تطبیق است، نمی گردد.
2-    نیرو های ایالات متحده به شمول اعضای نظامی و بخش ملکی آن، مکلف به پرداخت هیچگونه مالیه و یا محصولات مشابه یا مرتبط دیگری که از جانب دولت افغانستان در قلمرو این کشور قابل تطبیق است، نمی باشند.

3-    قراردادی های ایالات متحده مکلف به پرداخت مالیه یا سایر محصولات مشابه و یا مرتبط دیگر از فعالیت ها و عواید ناشی از کار با نیروهای ایالات متحده یا به نمایندگی از این نیروها که طبق قرارداد اصلی و فرعی یا به حمایت این نیروها در قلمرو افغانستان انجام می شود، نیستند.

در پیمان گندمک در مورد برداخت کمک نقدی در ماده (دهم) چنین آمده: (حکومت انگلیس بغرض امداد به والا حضرت امیر- تا اختیارات حقه خود را حاصل نماید و هم در مقابل شرایط قبول شده این قرار داد تعهد میکند که سالانه ششصد هزار روپیه به امیر و جان نشینان او بپردازد.) اما در پیمان با امریکا هیچ گونه تعهد مبینی بر کدام کمک نقدی صورت نگرفته. ولی در صورت قبول تمامی شرایط و خواسته ها امریکا، امریکا به طور شفاعی وعده کمک چند ملیون دالری را نموده که این مقدار صرف در خدمت جواسیس و غلامان حلقه بگوش امریکا است که امنیت و باسداری از تاسیسات عساکر اشغالگر امریکایی را در افغانستان به عده میگیرند. اما برای ملت مظلوم افغانستان چیزی جز بد بختی، فلاکت و ایثارت به ارمغان ندارد.

در پیمان با امریکا از ابتدا تا انتها هیچ جمله و یا کلمه وجود ندارد که به نفع مردم افغانستان باشد بلکه تمامی ماده ها و فقرات و ضمایم آن شرایط و قلدوری امریکا را تعریف نموده و برای فریب دادن ازهان عامه جملات و کلمات آن طوری سازماندهی شده که درک آن برای افراد عامه مشکل باشد.

ولی در تاریخ کشور ما همیشه وقتی حکام دست به خیانت زده اند و خادم بیگانگان شده اند، ملت بیگانه ستیز و مبارز دست به قیام و مبارزه زده است و با شمشیرهای شان داغ ننگ شاهان را زدوده اند. بناً موقف ملت مسلمان افغانستان در مورد این پیمان ننگین روشن و هویدا است. حضور یک فرد اشغالگر و اشغال یک بیلست خاک کشور به معنی ادامه جهاد تا نابودی کامل اشغال و اشغالگران در سرمین ملت مسلمان ما است. ملت مسلمان افغانستان بخاطر دفاع از دین، ناموس، عزت، وطن  و اقامه نظام کامل اسلامی مبارزات جان آفرینی نموده و در این راه قربانی های بیشماری نصار نموده اند. بناً آنانیکه میخواهند با امضای این پیمان ننگین چراغ آزادی خواهی را در سرزمین مان خاموش سازند و سیطره کفر را بر ملت ما بقبولانند، کور خوانده اند و به خطا رفته اند. ملت ما بیش از هر زمانی دیگر بیدارتر و هشیارتر شده اند، خوب و بد خویش را بیش از هر زمانی خوبتر درک میکنند و دوست و دشمن خویش را بیش از هر زمانی بهتر میشناسند. ملت مسلمان افغانستان با تمام نیروی ایمان و عقل سلیم خویش به فکر مصالح دین و منافع ملی کشور خویش هستند و با جان و دل مخالف این پیمان که در واقع ننگین تر از پیمان گندمک است میباشند.

وقل جاءالحق و ذحق الباطل ان الباطل کان زهوقا
خدا آن ملتی را سروری داد که تقدیرش به دست خویش بنوشت – با آن ملت سر وکاری ندارد که دهقانش برای دیگران کشت

حنظله “بدر”

منابع:
1-    (افغانستان در مسیر تاریخ ؛ میر غلام محمد غبار، ص۶۱۰-۶۱۱، ۱۳۵۹ش)

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x