نظــر

راز نهفته در قدرت رهبری طالبان

موفق افغان
حرکت طالبان دارای تاریخ مختلف در نشأت و نموی خود در مقایسه با تاریخ حرکت های سیاسی در جهان و بخصوص در منطقه می باشد. این حرکت از بطن جامعه و در اثر ایجاب و نیازمندی اوضاع امنیتی به وجود آمده است که می توان این وجود را “نشأت آنی” نامید زیرا حالات ناگوار امنیتی منطقه، چور و چپاول و بی بندوباری حاکمان، و وضعیت وخیم زندگی در آنجا نقش مهمی در ایجاد و تشکیل بدون برنامه ریزی و پلان قبلی این حرکت داشته است.

رهبر این حرکت از ابتدا دارای صلاحیت های ویژه بوده است که اطاعت از اوامر وی در صورتیکه با احکام شریعت در تضاد نبوده باشد از جمله وجایب افراد حرکت بشمار می رود و هر نوع مخالفت با آن بغاوت علیه امیری محسوب می گردد که اتباع این حرکت با وی به سمع و طاعت بیعت کرده اند.

سمع و طاعت در این حرکت از جمله رمزهای موفقیت و دوام این حرکت در مقابل طوفان های شدید سیاسی و نظامی در کشور بوده است. در ابتدا گمان می رفت که ملا محمد عمر مجاهد مؤسس حرکت طالبان بنابر داشتن نقش كلیدی در ایجاد این حرکت و موهبهء خاصی که الله تعالی به او عطا کرده بود از این ویژگی برخوردار بوده باشد و نگرانی هایی وجود داشت که شاید بعد از درگذشت وی حرکت طالبان که از نظم و نظام ظاهری حرکت های سیاسی رایج در منطقه و جهان برخوردار نیست و رهبریت آن متشکل از افراد عام جامعه بوده و دارای تجربه و تحصیل عالی در مجال سیاست و اداره نیز نیستند، از هم بپاشد و یا حد اقل به گروههای زیاد قومی و نظامی انشعاب کند. همین نگرانی ها، دشمن را نیز امیدوار ساخته بود و بی صبرانه در انتظار چنین فرصتی بود.

او در حالت خیلی حساس و خطرناک سیاسی در کشور درگذشت، حالتی که از یکسو سخن از خروج و یا بقای اشغالگران در کشور زده می شد و از سوی دیگر هر نوع ایجاد ضعف و شکستگی در صف مقاومت کنندگان علیه اشغال باعث تغییر پالیسی و موقف اشغالگران در خروج و بقای عساکر آنان در منطقه شده می توانست. بخصوص عدم موجودیت شخص مورد پذیرش همه بعد از ملا محمد عمر مجاهد در حرکت که از مقبولیت مشابه و یا مماثل برخوردار بوده باشد به این حدس و گمان زنی ها افزایش می داد. با آمدن ملا محمد اختر منصور به حیث رهبر جدید این حرکت و بلند شدن سر و صدا ها از جانب بعضی گروپ ها در داخل حرکت این نگرانی را بیشتر ساخت و تقریبا این گمان به یقین مبدل گردید که حرکت طالبان شاید آخرین روزهای خودرا سپری می کند، مگر خواست خداوند تماما در مغایرت این گمانه زنی ها بود و ملا محمد اختر منصور توانست که کشتی این حرکت را در طوفان های شدید و تاریکی فضای مملوء از تلاطم شدید امواج بحر به ساحل نجات برساند. شاید خداوند متعال این شخص را برای این دورهء مختصر و حساس اختیار کرده بود و حکمت غیر قابل پیشبینی وی توانست با وجود تبلیغات دشمن و متأثر ساختن بعضی گروپ های کوچک در داخل صف یکبار دیگر تمامی پلان ها و برنامه های دشمن را نقش بر آب کند.

قرار گرفتن شیخ هبة الله آخندزاده در رهبریت این حرکت اگرچه اقدام فوق العاده یی بود اما ظاهرا به نظر می رسید که با داشتن شخصیت مهربان و نرم و نداشتن تجربهء نظامی در داخل حرکت، شیخ هبة الله آخندزاده نتواند آنچنان در این منصب قوی موفق باشد که سلف وی ثابت ساخته بودند مگر با گذشت تنها چند روزی از این انتخاب وی نیز ثابت قدمی، عزم، جدیت و صلاحیت های رهبری خودرا ثابت ساخت و نشان داد که رهبریت حرکت طالبان کما کان قوی و مستحکم بوده و هرگز ضعف و تزلزل را نمی پذیرد.

تصامیم اخیر شیخ هبة الله مبنی بر تغییرات در سطح والی ها و فرماندهان امنیتی که ظاهرا اقدام خیلی جرأتمندانه و در عین حال خیلی خطرناک با درنظرداشت موقعیت نظامی افراد عزل شده می باشد نشان داد که رهبریت حرکت طالبان عیناً از همان قوت و نیرویی برخوردار است که مؤسس این حرکت برخوردار بود. از جانب دیگر اطاعت و فرمانبرداری والیان و فرماندهان عزل شده با وجود توانمندی نظامی شان هم نمایانگر این حقیقت است که جذبهء ایثار، فداکاری، لبیک گفتن به اوامر امیر، گذشت از منافع و مصلحت های دنیوی، عدم شهرت طلبی وغیره ویژگی هایی که تا کنون نه تنها باعث بقا و موفقیت این حرکت گردیده بلکه سبب اصلی نگرانی و به حیرت افتیدن جهان از شرق گرفته تا غرب گردیده است تا کنون در افراد این صف وجود دارد و این جذبه و عقیدت هرگز متأثر از تغییرات زمانی و درگذشت امیران سابقه نگردیده است.

ویژگی وحدت، همبستگی، اطاعت از فرمان های امیر، گذشت از مصالح و منفعت های دنیوی و شهرت طلبی، اخلاص و تقوا از جمله اموری است که حرکت طالبان را همچو کوه محکم و استوار در مقابل اژدهای صلیب جهانی قرار داده است ورنه اگر به تخنیک های معاصر دنیوی، تجربهء اداری و نیازمندی های رهبری برای پیشبرد همچو حرکت بزرگ دیده شود هرگز گمان نمی رود که این حرکت با این سادگی خود بتواند بیشتر از یک و نیم دهه با مشکلات موجود و شدیدی که به آن مواجه است مقاومت کند.

در نتیجه می توان گفت که “بیعت” شرعی به امیر و احکام ناشی از آن راز نهفته در قدرت رهبری طالبان بوده است و اگر این عنصر مستحکم؛ در پهلوی بعضی از ویژگی های خاص دیگری که در این حرکت وجود دارد و نیاز ذکر آن تحت این عنوان نیست، در حرکت طالبان وجود نمیداشت با چالش های جدی کنونی که طالبان با آن از جهت کشورهای خارجی و اجیران داخلی مواجه اند، این حرکت نیز مانند تنظیم های دیگر در کشور و حتی ادارهء اجیر کابل شاهد فروریختن و انشعاب می گردید.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x