نظــر

دست آورد هاي دموكراسي در افغانستان چيست؟

خالد جاهد
زمانيكه نامي از دموكراسي ميشود اغلب مردم افغانستان مخالفت خويش را بر عليه اش نشان ميدهند مگر كسانيكه غرب گرا باشند، زيرا مردم افغانستان ميدانند كه اين دموكراسي كه غربيان اينقدر برايش تبليغ ميكردند و اورا بهترين نظام براي بشر ميدانستند،هيچ تاثيري وهيچ سودي به حالت شان نداشته است. زيرا از زمانيكه زالوي خونخوار دموكراسي با لاشخورهاي همچون امريكا وارد اين ملك ستم ديده شد جز بدبختي و فقر چيزي را به ارمغان نياورد.

اين دموكراسي از زمانيكه پاي نحس اش را وارد افغانستان نمود جان صداهزار كودك و زن و مرد بيگناه را گرفت و قرباني كرد.
بله اين دموكراسي است يعني دولتي كه از طرف استعمار براي استثمار و استحمار مردم درست شده است،

شما يك تناقض بسيار بزرگ را در دموكراسي ميتوانيد ببينيد، آن پارادوكس اين است كه شعارهايي در دموكراسي است و دهان غربيان به آن كف كرده است اين است كه اين دولت مردم سالاري است، يعني تنها خواسته هاي مردم مد نظر است ، و رأي اكثريت ميتواند تصميم قطعي را بگيرد، تناقض اينجاست كه در افغانستاني كه دموكراسي وجود دارد هميشه اقليت هاي مزدور و دست نشانده تصاميم همه كشور را ميگيرند و اكثريت مردم اصلاً دخالتي به امورات دولت ندارند.

نمونه بارز اش را ميتوانيم در نحوه انتخابات رياست جمهوري ببينيم كه از ميان سي و پنج ميليون نفر در افغانستان تنها سه الي چهار ميليون نفر راي ميدهند اما بيش از سي ميليون نفر ديگر هيچ ارتباطي با اين قضيه ندارند.

جالبتر اينجاست كه حتي رأي همين سه چهار ميليون نفر بيچاره ايي كه زحمت كشيدند و پاي صندوق هاي رأي رفتند و رئيس جمهور منتخب خويش را به زعم خود آزادانه انتخاب نمودند نيز ارزشي براي پدران دموكراسي ندارد.

زيرا كاهن بزرگ (امريكا) از اول رئيس جمهور آينده افغانستان را مشخص ميكند كه كدام مزدور به اريكه قدرت برسد، و اين است دموكراسي كه غرب در هر موضوعي جامعه را فريب ميدهد و از دموكراسي بسان طعمه ايي براي فريب ملتها استفاده ميكنند.
مورد ديگري كه قابل غور است اين است كه آيا واقعاً دموكراسي به افغانستان طبق همان شعار هاي پر زرق و برقي كه امريكا و همدستانش در اوايل اشغال خاك افغانستان ميدادند عمل نمود.؟

در طول شانزده سال اشغال و استعماري كه امريكا به نام دموكراسي و آزادي بيان نمود، مردم افغان از هر لحاظ به منجلاب هاي همچون فقر،اعتياد،و نا امني دچار شدند.

طبق گذارش ها بيش از (45) فيصد مردم افغانستان زير خط فقر زندگي ميكنند و اين فيصدي سالانه دو الي چهار فيصد افزايش مي يابد كه خود بيانگر يكي از دستاوردي هاي مهم دموكراسي است كه مردم افغان را به مرگ تدريجي ميكشاند.

همانطور در مسايل مختلف همانند اعتياد كه در طول شانزده سال حكومت دموكراسي طبق تخمين بيش از (٩)ميليون معتاد در افغانستان ميباشد كه روزانه بر تعداد شان افزوده ميشود.

در مساله فحشا و منكرات،افغانستان از زمان ورود استعمار به اين كشور بي حيايي و فحشا به طور سرسام آوري افزايش يافته است، زيرا يكي از عناصر مهم دموكراسي تزريق بي غيرتي در ميان جامعه است ، تا نسلي همچون افغانها را كه به حجاب و عفت خانوادگي بسيار سخت بودند توانست ناموس شان را با برنامه هاي بد اخلاقي توسط استعمار عظيم رسانه ايي و شبكه هاي مستهجن با برنامه هاي همچون ستاره افغان مد لباس و… از زير چادر حيا و عفت بيرون بكشد و آنها را گمراه نمايد.
استعمار با حربه دموكراسي توانست بي حيايي ،رشوت،فقر،نا امني،اعتياد،غارت و چور و چپاول را در ميان افغانها به گونه عجيبي رشد دهد.

همچنان نا امني نيز يكي از عناصر مهم دموكراسيست زيرا استعمار نوين براي حفظ منافع دراز مدت خويش هميشه ترويج دهنده نا امني در مناطق است ،كه اين پاليسي خبيثانه را نيز در افغانستان اجرا نمود، زمانيكه امريكا با نام دروغين دموكراسي و شعار هاي توخالي اين خاك را اشغال نمود،

نا امني و قتل و كشتار نيز به گونه سريع در افغانستان رشد نمود، امريكا براي حفظ دموكراسي در طي شانزده سال بيش از صدها هزار خانه را در افغانستان بمباران نمود و مردم را به بهانه واهي تروريزم قتل عام نمود. امريكا با باز نمودن پاهاي استخبارات مختلف ممالك اروپايي و شركت هاي شخصي امريكايي همانند (مايكل سمپل) و( بلك واتر يا xo )توانست هزاران كودك و زن را به بهانه مبارزه با تروريزم به شهادت برساند، و توسط اين شركتهاي مشخص شده بزرگترين انفجار ها را در ولايات مختلف افغانستان در ميان مناطق پر ازدحام انجام دهد و در آخر به نام گروه هاي مسلح ختم نمايد، درحاليكه اين انفجار ها و انتحاري ها اغلب توسط خود سردمداران دموكراسي صورت ميگرفت تا به منافع خويش دست يابند.

بله اين بت دموكراسي جان ميليون ها نفر را نذر خويش نمود اما تا هنوز نه تنها مردم افغانستان بلكه همه جهان هيچ سودي از اين بت دست ساخته غربيان نبرده است، مردم افغان امروز دانسته اند كه نه دموكراسي و نه سوسياليزم درد هاي ديرينه اي شان را دوا ميكند، بلكه تنها نظامي كه واقعا جامعه مسلمانان افغان و ساير جوامع اسلامي در سطح جهان را به كاميابي دنيا و آخرت ميرساند ، همانا نظام اسلامي است كه توسط يك رهبر مشخص و مخلص همه امت را طبق قران و سنت رهبري نموده و همه مشاكل شان را با عقيده ناب اسلامي حل مي نمايد.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x