از شکست امریکا تا فروپاشی رژیم کابل

حبیبی سمنگانی
محور بحث های سیاسی و نظامی در پایان سال ۲۰۱۶م این نیست که افغانستان چرا اشغال شده است و رژیم دست نشانده امریکا چرا در کابل روی کار است ، این دو سوال اکنون اهمیت زیادی ندارد ، حالا این پرسش ها مطرح است که آخرین عسکر اشغالگر امریکایی کدام روز افغانستان را ترک می کند و فروپاشی رژیم مزدور کابل کدام روز رسماً اعلان می گردد ، پس از اعتراف اوباما به شکست امریکا در افغانستان این چنین پرسش ها در اذهان همه مردم موج می زند ، زیرا از دیدگاه کارشناسان سیاسی و نظامی اعتراف اوباما حرفهای عادی نبود بلکه اقرار درماندگی و بیچارگی امریکا از پیروزی در افغانستان بود .

در روزهای آغازین اشغالِ افغانستان ، جورج بش شاید به این باور بود که مدت جنگ در افغانستان تنها همین دو ماهِ اکتوبر و نومبر سال ۲۰۰۱م بود و دیگر آتش جنگها را برای همیش خاموش ساخته است ، مردم تهیدست افغانستان به ویژه طالبان هرگز این توانایی و جرأت را ندارند که در برابر نیروهای غول پیکر امریکا ، ناتو و مزدوران داخلی آنان که به هر نوع وسایل مدرن و تیکنالوژی پیش رفته مجهز هستند قیام بکنند ، این اطمینان و خوش باوری جورج بش بی جا هم نبود ، زیرا بیشتر احزاب سیاسی افغانستان به شمول سیاستمداران جهادی که در مقاومت بر ضد شوروی ها از همه پیشگام بودند در برابر نیروهای صلیبی سر تسلیم خم کردند ، آمنا و سلمنا گفتند ، دوشا دوش نه بلکه پیشا پیش آنان در برابر طالبان جنگیدند و کوشیدند در خدمت کشورهای متجاوز غربی از همدیگر پیشتاز باشند .

اما هنوز مدت زیادی از استعمار افغانستان نگذشته بود که نعره های وجد آفرین و کفر شکن الله اکبر از دشت و کوه های مرد خیز افغانستان بلند شد ، بلی ، آزاد مردان این مرز و بوم لواء سفید جهاد و مقاومت را با عزم های آهنین برداشتند و قلعه های استعمارگران و لانه های مزدوران را به لرزه درآوردند ، مردم غیور و جسور افغان زمین نیز شیر دلان خود را از قلب و جان همکاری و پشتیبانی نمودند و یک بار دیگر این واقعیت را در اوراق تواریخ ثبت نمودند که افغان ها از استقلال دینی و ملی خود به نرخ جان محافظت می کنند ، مردم دلیر افغانستان هرگز هراس ندارند که یورشگران عساکر کمیونستی شرق اند و یا نیروهای صلیبی غرب ، ایشان هر بار ثابت نموده اند که متجاوزین را با مشت های فولادین به کیفر کردار می رسانند و افغانستان را به گورستانِ متهاجمین مبدل می سازند ، فطرتِ آزادی خواهی فرزندان راستین افغانستان هرگز ایجاب نمی کند که در سلطۂ اغیار زندگی آسوده و آرام داشته باشند .

لله الحمد ، جنگ امریکا در افغانستان پر هزینه ترین جنگ در تاریخ امریکا است ، امریکا از سال ۲۰۰۱م تا اکنون حدود ۱۰۰۰ ملیارد دالر را در افغانستان به خرج رسانیده است ، ۸۰٪ این پول در دوران ریاست جمهوری اوباما صرف شده است ، همین حالا که شمار نیروهای امریکایی از یکصد هزار به حدود ده هزار کاهش یافته است قرار یک سازمان امریکایی به نام ” پروژهء اولویت های ملی ” مصارف جنگ امریکا در افغانستان روزانه حدود ۱۰۰ ملیون دالر است…….. ، گویا امریکا پس از سال ۲۰۱۴م نیز تخمیناً ۳۵ ملیارد دالر سالانه و ۴ ملیون دالر هر ساعت در افغانستان خرج می کند ، هر چه پیش از سال ۲۰۱۴م مصارف سالانۂ امریکا در افغانستان بالاتر از ۱۰۰ ملیارد دالر بود ، تنها در سال ۲۰۱۰م امریکا ۱۱۰ ملیارد دالر را طعمۂ جنگهای افغانستان نمود .

واقعیت اینست که اوباما چند سال پیش ( در ابتداء دورهء دوم ریاست جمهوری اش ) درک نموده بود که نمی تواند در افغانستان پیروز گردد ، وی پس از تشدید جنگها و افزایش تلفات نظامیان امریکایی در سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳م وادار شده بود تا اعلان بکند که شمار نیروهای امریکا را در افغانستان به مراتب کاهش می دهد ، بدون شک ، این نخستین گامِ اوباما برای رهایی از گرداب هلاکت بار افغانستان بود ، همین بود که تعداد عساکر امریکایی در پایان سال ۲۰۱۴م از ده هزار هم کاهش یافت ، گویا اوباما سعی نمود کشتی خود را از موج های طوفانی جنگهای افغانستان در کوتاه ترین مدت نجات بدهد ، اوباما حتی در یکی از سخنرانی های خود به مردم امریکا وعده سپرد که تا آخر سال ۲۰۱۶م همه عساکر امریکایی را از افغانستان خارج می سازد ، روزنامۂ مشهور امریکایی واشنگتن پوست این سراسیمگی وحشت بار اوباما را هدف طنز قرار داد و در عنوان یکی از راپورهای خود نوشته بود : رئیس جمهور اوباما به عقب نشینی خود از افغانستان ادامه می دهد .

دران اوضاع وخیم ، ۱۳ ژنرال متقاعد امریکا به شمول دیوید پیتریاس ( رئیس پیشین سی آی ای ) در یک نامۂ سرگشاده از اوباما خواستند که شمار سربازان امریکایی را در افغانستان کاهش ندهد ، زیرا کاهش سربازان به طالبان دیگر هم جرأت مي بخشد و مورال آنان را بلند تر می سازد ، اما اوباما هرگز آماده نبود که به حرفهای ژنرالان متقاعد و شکست خورده گوش بدهد ، وی پروسۂ کاهش دهی نیروهای خود را به شدت ادامه داد ، امریکا و ناتو برای کشورهای ائتلافی و رژیم دست نشانده خود اطمینان می داد که اردوی ملی و دیگر ارگان های امنیتی رژیم مزدور که از سوی امریکا و ناتو ایجاد و پرورش شده است می توانند اهداف و پلان های نیروهای اشغالگر را تعقیب بکنند ، قابل ذکر است که امریکا تا سال ۲۰۱۴م ( یعنی در مدت سیزده سال ) حدود ۵۲ ملیارد دالر را در بخش تقویت ، آموزش و تجهیزات نیروهای امنیتی رژیم کابل صرف نموده بود ، از آن جمله تنها ۱۱.۷ ملیارد آن برای ایجاد و بازسازی پایگاه های نظامی ، شفاخانه ها و ساختن پوسته ها و ماموریت های پولیس خرج شده است .

اما واقعیت این بود که امریکا موجودیت نیروهای امنیتی رژیم مزدور را بهانۂ برای فرار نیروهای خود از کارزار مرگ بار افغانستان ساخت ، در حالی که نیروهای امنیتی کابل هرگز تاب درگیری و مقاومت بر ضد طالبان را نداشتند ، سازمان سیگار نیز قبل از خروج عساکر امریکایی خبر داد که نیروهای امنیتی کابل نمی توانند از کشور خود حفاظت بکنند و این توانایی را هم ندارند تا از تجهیزات و وسایلی که از سوی امریکا داده شده است به درستی حفاظت بکنند ، همین بود که پروسۂ خروج عساکر امریکایی تمام نشده بود که نیروهای امنیتی کابل شروع به فرار کردند ، ادارهء سیگار در وسط سال ۲۰۱۴م به پارلمان امریکا ( کانگریس ) خبر داد : در طی یک سال بیش از ۱۵۶۰۰ تن از صفوف اردوی ملی فرار کرده اند که مساوی با ۸.۵٪ تشکیلات نظامی رژیم کابل بود ، نیز شمار نیروهای اردو در بین سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴م از ۱۸۴۸۳۹ تن به ۱۶۹۲۰۳ تن کاهش یافته است ، یک روزنامۂ امریکایی ایگزامینر به نقل از نهادهای اطلاعاتی امریکا نوشت که حدود ۳۰ هزار تن از اردوی رژیم کابل در سال ۲۰۱۴م فرار کرده اند ، پیشتر وزارت دفاع بریتانیا نیز در سال ۲۰۱۳م در طی یک گزارش خبر داده بود که حدود ۵ هزار افسر و سرباز اردوی رژیم کابل هر ماه شغل خود را ترک کرده اند ، راپورهای سال ۲۰۱۶م نشان می دهد که تنها در ۱۰ ماه نخست این سال ۵۵۲۳ تن از نیروهای نظامی رژیم کابل کشته و ۹۶۶۵ تن دیگر زخمی شده اند ، قرار این آمار تلفات نیروهای رژیم کابل در ۲۰۱۶م نسبت به سال گذشته ۲۰٪ افزایش یافته است ، در سال ۲۰۱۵م حدود ۵۰۰۰ عساکر رژیم کشته و ۱۵۰۰۰ دیگر زخمی شده بودند ، قابل ذکر است که هزاران عسکر ، پولیس و اربکی درین دو سال به مجاهدین تسلیم شده اند و یا هم فرار کرده اند .

از سوی دیگر رژیم فاسد و دو سرهء کابل نه تنها در عرصۂ نظامی بلکه در صحنه های سیاسی و حکومت داری نیز ناکام مانده است ، جامعۂ جهانی ، مردم افغانستان و حتی خود امریکا هیچ امیدواری ازین رژیم بوسیده ندارند ، کشمکش های داخلی رژیم به اوج رسیده است ، همه زمامداران بلند پایۂ رژیم نسبت به همدیگر بی اعتبار و بی باور شده اند و حتی به دید و بازدید با یکدیگر آماده نیستند ، ع و غ که از سوی جان کیری سرپرستی رژیم را به دوش دارند از ابتداء تا به امروز با همدیگر درگیر هستند ، عبدالله چندی پیش در حضورداشت رسانه ها شکوه نمود که اشرف غنی با وی نمی بیند ، از سوی دیگر درین روزها اشرف غنی بسیار کوشش نمود اما ژنرال دوستم آماده نشد که با وی ببیند ، نه تنها اینکه درمیان تیم غنی و عبدالله هماهنگی و روابط کاری وجود ندارد بلکه در داخل هر تیم نیز بی باوری های عمیق به وجود آمده است ، دوستم در تیم اشرف غنی قرار داشت و عطاء در تیم عبدالله ، اما امروز غنی و دوستم با هم دست و گریبان هستند و اختلافات عبدالله و عطا نیز در رسانه ها زمزمه می شود ، تعجب آور اینست که غنی می خواهد عطا را در بغل خود بگیرد و در پس پرده کوشش ها ادامه دارد تا عبدالله و دوستم به همدیگر دست برادری بدهند ، در هم‏ۂ این مسخره بازی های سیاستمداران رژیم کابل احساسات نژادی ، لسانی و سمتی مردم افغانستان را بر افروخته می شود تا از کمبودی ها و اشتباهات رهبران معامله گر صرف نظر نموده به اساس نژاد ، لسان و سمت از آنان کورکورانه پشتیبانی بکنند ، اما افغان های آگاه نیز درک نموده اند که این رژیم و زمام داران خورد و بزرگ رژیم نمی توانند مداوای تکالیف رنج بار مردم افغانستان شوند بلکه عملکرد نا درست رژیم و سیاست قدرت خواهی زمام داران رژیم سبب افزایش مشکلات افغانها گردیده است و هنوز هم می گردد ، افغان ها یقین دارند که این رژیم در زود ترین فرصت از هم فرو می پاشد و سیاستمداران خود فروخته و بی وجدان رژیم کابل شکار پالیسی های منافقانه ، مغرضانه و خود خواهانۂ خود گردیده برای همیش از صحنۂ سیاسی کشور حذف می شوند .

د نن ټکی اسیا موبایل اپلیکیشن
avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د