درد دل و مشاجره ظالم و مظلوم، در مورد شهيد

عبدالبصير منيب

ظالم و مظلوم كه هر دو شهيد شدند، در يكى از روز ها با هم ملاقات داشتند، ظالم به ياد ظلم و مظلوم به ياد همان روز هاى مظلوميت خود و ديگر متضررين واقعات دلخراش تاريخ معاصر و چهار دهه اخير در كشور، اشك مى ريختند و به صداى گريان آلود، كه اشك در چشمان هر دو حلقه زده و مثل قطرات باران رحمت و باران عذاب روى رخسار خون آلود آنها جارى بود، صحبت داشتند.

ظالم به ظلم پيشمان و مظلوم به مظلوميت خود حيران بود و به يكديگر مى گفتند: عجب كشور و عجب مردم و عجب قضاوت! كه ما هر دو در اين جغرافياى بى أنصاف بى رحمانه كشته شديم و حالا خوشا بحال ما هر دو، كه شهيد هستيم.

صحبت هاى تلخ، شرين و نمكين از خاطرات بسيار دلخراش چنگيز خان، هلاكو خان، إسكندر مقدونى، خانواده سدوزايى ها، محمد زايى ها، آل يحيى، فرزندان ناخلف تاريخ كه كودتاى هفت ثور را انجام دادند، به قرآن قسم كردند، پدر، برادر و پسر كشتند، معاهدات ننگين امضا كردند، تمام اقوام ساكن در كشور را در مظلوميت و بيچارگى قرار دادند، به پيلگون ها زنده به گور كردند، به استقبال از طيارات روسى و امريكايى وجب وجب خاك را ببماردمان كردند، كابل زيبا را با راكت هاى كور و بى هدف ويران كردند، رقص مرده، سينه و پستان قطع كردند، شبش موى سر را به عابرين و مسافرين بفروختند، تاكستان هاى شمالى و كوهدامن را حريق كردند، در دشت ليلى هزاران أسير جنگى را قتل كردند؛ خلاصه در چهار دهه پيشين آنچه بود انجام دادند، كه قلم از خجالت نمى خواهد و نمى تواند آنرا بنويسد.

ظالم و مظلوم در هنگام خدا حافظى از يكديگر بخشش و معذرت خواستند؛ مظلوم، ظالم را مخاطب قرار داده و برايش مى گوييد: اى ظالم خدا ناترس هر چه بود گذشت و من هم به همين قضاوت حيران هستم كه بالاى مظلوم، بى انصافى، بى عدالتى، ناروا و ظلم نموديد؛ ولى امتياز شما جلالتمآب از من بيشتر است.

ظالم با يك سكوت عميق از مظلوم پرسيد؟ آن امتياز چى است كه نزد مسوولين امور بى أنصاف و بى عدالت براى شما نداده اند؟

مظلوم با همان صداى مظلوميت اش، يك آه طويل كشيده و گفت : بخاطريكه براى شما جلالتمآب ظالم القاب مختلف دادند، پوهنتون ها، جاده ها، مكاتب، ميدان هوايى، شفاخانه ها، شاهراه، چهار راهى ها، مدال هاى افتخارى بنام شما هك زدند، القاب غازى و قهرمان دادند و براى من مظلوم كه در مظلوميت قتل شدم فقط شهيد خطاب كردند و بس و آنهم از طرف أقارب نزديك و خانواده و رسانه هاى ريشخند هنوز هم مرا كشته و هلاك و مرده خطاب دارند، من مظلوم ديگر چيزى به گفتن ندارم و فقط انتظار عدالت و قضاوت الهى هستم، كه كدام يكى شهيد واقعى و فى سبيل الله است !؟

“عبدالبصير منيب”

تبصره وکړه

ستاسو ایمیل ادرس به هیڅ کله نشر نه شي.