نظــر

از واکنش بزدلانه اداره کابل تا انتقام شیرصفتانه مجاهدین !

وقتی حادثه تلخ ولسوالی سیاه گرد ولایت پروان رخ داد و تعداد زیادی از هموطنان مظلوم ، بی گناه و بدون جرم به خاک و خون کشیده شدند ؛ حتی که اطفال خردسال و زنان سالمند و محاسن سفیدان عاجز نیز از آن حمله وحشیانه قوت های متجاوز در امان نماندند ؛ واکنش های حکومت دست نشانده در قبال این تجاوز آشکار و نقض قوانین بشری ، در حد یک محکومیت و تقیبح خالی ، خلاصه شد و نیروهای آیساف هم متقابلا به ابراز تاسف پرداختند و مثل همیشه خواستند کشته شدن افغانهای مظلوم را در اینچنین حوادث امرعادی و معمول تلقی کنند ؛

و این همان پروسه جنایتکارانه استکبار زمان است که از بدو تجاوز و اشغال خاک عزیز وطن ، به کرّات و مرّات تکرار شده است و حکومت دست نشانده کابل هم جز فراموشی و گریز از مسئولیت دیگر هیچ کاری نکرده و همه بازی های مسخره آمیز حکومت (بعد از وقوع حوادث ناگوار) از قبیل فرستادن هیئت و نماینده در قالب گروه حقیقت یاب ، جهت جستجو و تفحص در مورد جزئیات حادثه ، همه اینها قسمتی از درامه عوام فریب بوده که دولت کابل برای نجات خویش از مخمصه منظور داشته است و البته که گروه – به اصطلاح – حقیقت یاب نیز بخاطر تحت فشار بودن از جانب خارجی ها و مزدوران درجه یک دشمنان دین و خاک ، جز سرهم کردن دروغ و درام و تحویل دادن اسناد تحریف شده ، موضوع را بگونه ی به عرض و اطلاع ملت رسانیده اند که گویا از اهمیت چندانی بر خوردار نبوده و چیز زیاد مهمی روی نداده است … دولت اجیر کابل با طرح چنین ترفندهای شیطانی ، در صدد آنست که خود را بعنوان یک دولت مستقل نشان داده و هم ملت را دلخوش نموده و نیز خشم عمومی را نسبت به خارجی ها کاهش بدهد !!!

اما که این بازی های مسخره آمیز اداره کابل و بر خوردهای توهین آمیز اشغالگران ، نه اینکه درد ملت رنجدیده را دواء ننمود و از خشم و نفرت افغانها چیزی نکاست ؛ بلکه بیشتر مایه رنج و تاسف  ملت زخمی افغان گردیده و تنفر و انزجار عمومی را نسبت به حضور اشغالگرانه و مستبدانه استکبار ، بیش از پیش افزایش داد ؛ و غلام صفتی ، عدم استقلالیت و بی اختیاری حکومت بی احساس و بی همّت کابل را بهتر از همیشه در مقابل چشمان مظلومانه افغانها به نمایش گرفت و اینکه (ملت رنجدیده) تا چه حد مظلوم و بی پشتیبان واقع شده و چگونه در پیش چشم ارگان های (به اصطلاح) امنیتی اداره کابل ، هدف ظلم و وحشت خودی و بیگانه قرار می گیرند !

اما این پایان داستان نبود ؛ چراکه اگر حکومت اجیر نتوانست هیچ کاری برای مصیبت دیدگان حادثه تلخ سیاه گرد انجام بدهد و در صدد هیچ نوع انتقامی از صفوف کفار متجاوز برنیامد ؛ لیکن الحمدلله جای بسی خوشحالی و امیدواری بود که فرزندان غیّور عمل و نه شعار ، مجاهدین قهرمان وطن با درک این احساس که : “هرخانه افغان خانه آنهاست ، هر درد و زخم افغانها ، درد و زخم آنهاست ، هر رنج و پریشانی ملت ستمدیده عین رنج و پریشانی آنهاست” و با درک مسئولیت و اینکه فقط آنها چشم امید چشمان خسته ملت شان هستند ؛ ذره ای درنگ ننموده و هر ساعت و ثانیه حس انتقام ، از کفار و متجاوزین ، در وجودشان قوی و قوی تر شد ؛ تا اینکه با یک حمله غیّورانه ، کم نظیر ، جسورانه ، به موقع و شجاع آمیز در قلب کابل به مکانی که یکتعداد مشاورین فکری ، اقتصادی ، نظامی و … خارجی ها ، مصروف عیش و عشرت خویش بودند ؛ تنها سه قهرمان از قافله شیران فدایی بسنده نمودند که دنیا را به هم بریزند و بیش از سی تن خارجی و چابلوسان و پابوسان داخلی آنها را به درک جهنم واصل گردانند و نماد عمل و دادرسی از مظلومین وطن قرار بگیرند !

حمله شبانه مجاهدین فدایی بالای هوتل و رستورانت معروف تاوارنادولبنان ، (وزیراکبرخان شهرکابل) موجی از کنشها و واکنشهای بین المللی را به همراه آورد و تمام رسانه های پر طرفدار و مطبوعات کثیرالانتشار جهانی به موضوع حمله اشاره نموده و به تفصیل ، عمق و استراتیژی این واقعه دشمن نابود کن و مومن شاد کن را به بحث و بررسی ، تحلیل و تبصره گرفتند ؛ و یکبار دیگر دشمنی کفر و کافرین با اسلام و مسلمین ثابت شد ؛ چراکه وقتی بی گناه ترین و مظلوم ترین انسانها در سیاه گرد ولایت پروان توسط اردوی اشغالگر کفر جهانی ، به بمب و خمپاره هوایی بسته شدند ؛ هیچ یک از نهادهای سازمان ملل و نهادهای نام نهاد حقوق بشر به محکومیت آن واقعه تلخ نپرداختند ؛ اما وقتی ظالم ترین های روزگار ، که در تجاوز و اشغال کنونی (مستیقم و یا غیر مستقیم) سهم عظیمی بر دوش دارند ؛ توسط جوانان فدایی و قهرمان ، کشته و معدوم شدند طوفانی از ناسزاگویی ها برپا شد ؛ این حادثه از بس عمیق و مهم بود ؛ دولت دروغگوی امریکا را یکبار دیگر واداشت تا کلمات تکراری صلح و مصالحه و کنار رفتن مجاهدین از صحنه نظامی را مطرح کند ، دبیر کل سازمان ملل با هولزدگی (این حمله مجاهدین را) “هولناک” توصیف کرد ؛ روزنامه های مشهور جهان از جمله ” نیویارک تایمز” این حمله را انتقام جویانه عنوان نمود و در شماره جدید خود در یک گزارشی مستند از اوضاع وخیم خارجی ها در کابل – مرتبط به واقعه اخیر – زنگ هشدار را به صدا در آورد و …

چیز دیگری که بر موفقیت این حمله مجاهدین افزوده است هویت کشته شدگان خارجی می باشد که دشمنان خارجی با ترس و یاس و اختیار کردن جانب احتیاط به فاش کردن هویت برخی از کشته شدگان می پردازند و یک جمله را بسیار تکرار می کنند و آن اینکه “کشته شدگان حمله اخیر طالبان همه افراد بلند رتبه اتباع خارجی می باشند”

و اما حکومت دست نشانده ، وقتی خود را در مقابل اقدامات و ناهنجاری های متجاوزین خارجی  خیلی ضعیف و عاجز دید و در عمل نتوانست جز شعار خالی (محکومیت!) دیگر هیچ کاری را برای ملت رنجدیده انجام بدهد و برگ برنده را در عکس العمل قوی و جسورانه مجاهدین یافت ؛ باز هم مثل همیشه دست از دسیسه نگرفت و با توطئه چینی های فراوان بخاطر پنهان کردن لاف و دروغ هایش در نشست مشترک (به اصطلاح) شورای امنیت خود با حیله گری و چشم سفیدی تمام در یک اقدام نافرجام تلاش ورزید تا کار مهم و پیروزمندانه مجاهدین را به استخبارات منطقه منسوب نماید ؛ چیزی که جز اداره اجیر حتی باورش برای اشغالگران نیز تلخ و آزاردهنده بود …

حمله اخیر مجاهدین  که به انتقام خون مظلومین سیاه گرد عنوان شده است ؛ گراف توانایی مجاهدین را بسیار بالا نشان داد و فرق نمایان و بارز میان واکنش بزدلانه و سرعت ضعیف حکومت دست نشانده ؛ و برجستگی ، سرعت عمل ، و دلسوزی کامل مجاهدین نسبت به وطن و هموطن نیز شد و همه را متوجه خیرخواهان و دلسوزان واقعی و با احساس افغانستان نمود !

لله الحمد که این حمله ، حمله به منابع خبر ساز دشمن بود که باعث اُفت شدید و سقوط اعتبار و شکست اشغالگران غربی و غلامان حلقه به گوش داخلی آنها گردید و روحیه و حیثیّت ناچیز آنها را در سطح جهان و بین الملل بشدت ضعیف و خدشه دار ساخت …

به امید پیروزی ها و کامیابی های اهل ایمان و  شکست و رسوایی های دشمنان دین و قرآن !

ابو صهیب حقانی هراتی

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x