بلبل زبانی اشرف غنی از برای چیست؟

 ابو صهیب حقانی
اشرف غنی روز گذشته (۱۶/۱۲/۱۳۹۵هش) به مناسبت آغاز بکار نهاد نام نهاد وکلای تاریخ تیر شده پارلمان، یکبار دیگر عنان از کف برید و با بلبل زبانی طوری سخن بر زبان آورد که گویی افغانستانی که او به اصطلاح حاکمش است گل و گلزار بوده و همه کارها وفق مرام و اصول به پیش می رود و عملی منافی قانون انجام نمی گیرد در حالیکه اداره اجیر کابل که سنگ بنایش را خارجی ها با حیله و ترفند بناء نهاده و کج، اساس گذاری شده و طبق مَتَل مشهور؛ «خشت اول چون نهاد معمار کج …» بنای اداره کابل تا ثریای آن کج، و کج تر روان است و هر چقدر که بالاتر می رود خطر ریزش و سقوط آن بیش از پیش افزایش می یابد.

در این باره که آیا خود شروع دوره ای جدید پارلمان توسط اشرفغنی که تا آن حد خوش و خندان و با آب و تاب به ستایش و تمجید آن می پرداخت از مشروعیت قانونی برخوردار است یا نی؛ بجاست که نوشته ای یک کاربر فیسبوکی (نعیم نظری) را اینجا نقل کنیم که در این باره چنین نگاشته است: «پارلمان نامشروع، توسط رئيس جمهور نامشروع و رئيس اجرائيه با معاونين نا مشروع، با حضورداشت برخى از اعضاى نامشروعِ كابينه با تأكيد به مشروعيت و قانونمدارى، افتتاح شد.»

وکلای زرخرید پارلمان مثل سائر اعضاء کابینه در اداره اجیر و سایر نهادهای اداره کابل غرق فساد، دزدی، چپاولگری و معامله گری بوده و عملا بطور غیرقانونی بر گُرده ای ملت سوارند و این چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد؛ سر و صداهای همه روزه رمضان بشر دوست و بعضا وکلای که شرمندگی را لمس و احساس می کنند که گاهی حالات عجیب و غیرب آنها، با استفاده از رویه نامطلوب خشونت فیزیکی در صحن علنی و رسمی پارلمان از طریق تلویزیون ها جلوی عام و خاص، داخلی و خارجی نشر و پخش می گردد بر این ادعاء گواه است که این نهاد نامنهاد تا چه حد بی کفایت، بی صلاحیت، فاسد و بدور از خواسته های اولیه و در اولویت ملت و منافع سرزمین افغانستان در جریان است.
گذشته بر این عمل منافی قانون اشرفغنی، گپ های وی آنجا داغ تر شد که مجاهدین غیور افغان که در راه عزت و آزادی واقعی سرزمین شان از جان و مال با جانفشانی های بی نظیر و مثال زدنی شب و روز دفاع می کنند را عامل نابسامانی های کشور و زمینه ای حضور اشغالگران و همینطور سبب حملات کور و وحشیانه خارجی ها قلمداد کرد؛ اشرفغنی با آنکه مجاهدین را متهم درجه یک همه این مصایب معرفی کرد؛ اما از یک چیز مهم، بسیار وقیحانه چشم پوشید و آن اینکه خود وی بزرگترین مصیبت امروزی افغانستان است و آیا اگر اشغالگرانی نبود و تجاوزی به افغانستان صورت نمی گرفت او و امثالش که در خارج به اندازه ای شهروند درجه چندم حساب نمی شدند از کجا به این دبدبه و کبکبه ظاهری فعلی می رسیدند و آیا در صورت عدم حضور خارجی، او باز هم همین شخص کنونی خواهد بود و اینگونه گستاخ و جری بر ملت مظلوم ما تحمیل می ماند؟؟؟

اشرفغنی با تمام فریب بازی باز هم سر ملت فهیم افغان (جز یک عده ای معدود که همه چیزشان از ناحیه همین نظام فاسد اشرف، تامین می شود) نمی تواند شیره بمالد؛ او این یک واقعیتی است که اشرفغنی منهای حضور اشغالگران بی معنی است و تلخ ترین حقیقتی است که تیم اشرفغنی و سایر باندهای فاسد قدرت و ثروت فعلی در افغانستان پرواضح این مطلب را درک می کنند؛ او بداند که زمینه ساز تمام بدبختی های فلاکت بار امروزی نه مجاهدین قهرمان افغان، بلکه او و اجندای فاسدش است که بخاطر خوش خدمتی به کفار دست به هر نوع جنایت و خیانتی می زنند و از در هرگونه چاپلوسی وارد می شوند تا حضور نحس اشغالگران متجاوز خارجی را توجیه، تمدید و جنایت های نابخشودنی و وحشیانه آنها را کتمان کنند؛ اما که این شیوه غلط او نیز دیگر پیش ملت با ضمیر افغانستان چلش ندارد و جز شرمساری و ذلت چیزی دیگری برای وی و باداران اش به ارمغان نخواهد آورد.
رئیس اداره اجیر کابل، در جایی نیز با ژست استقلالیت گفته است: در انتخابات به اصطلاح چند ماه دیگر برای پارلمان نه به خود و نه به هیچ نهاد دیگری اجازه نخواهد داد دخالت کند؛ کسی نیست از وی بپرسد که آیا این فرمان حاکمانه شما شامل باداران خارجی اداره کابل نیز می شود یا اینکه تمام مهره های مورد نیاز در پارلمان و سایر نهادهای حکومتی را خارجی ها طبق سهمیه و قراردادی که با وطن فروشان سر مسئله افغانستان دارند چیده و هر کشور عضو ائتلاف، افراد وفادار به پالیسی های خودشان و منافع کشور شان از جنگ افغانستان را روی کار می آورند؟!

خداواند متعال بر ملت ما رحمت نظام اسلامی را نازل، و از زحمت نظام دست نشانده در امان کند.

تبصره وکړه

ستاسو ایمیل ادرس به هیڅ کله نشر نه شي.