نظــر

تقابل نظامی امریکا وروسیه در افغانستان، آتش جنگ را از کنترول خارج میکند !

کانفرانس ماسکو :

دوکتور م ، عثمان تره کی ۷ اپریل ۲۰۱۷

قراراست در ۱۴ اپریل سال جاری کانفرانسی در محور گفت وگوی صلح در افغانستان به اشتراک دوازده کشور منطقه و خارج آن در ماسکو دائر شود. روسیه با بدست گرفتن ابتکار تدویر این کانفرانس با یک تیر چندین هدف را نشانه گرفته است.از جمله :

– اشتراک فعال تر در پروبلم های آسیای مرکزی و بیرون شدن از حالت نیمه انزوای دیپلوماتیک که غربیان بوجود آورده اند.

– انحراف توجه کشور های عضو ناتو از شرق اروپا و دقیقاً از بحران اوکراین ( که غربیان مسئولیت آنرا بدوش روسیه میاندازند ) به جنگ افغانستان که دران روسیه امریکا و متحدین را مقصر میشناسد.

– تأکید به بین المللی ساختن بحران افغانستان و برجسته ساختن نقش روسیه دران.

– تلاش در جهت زمینه سازی تشکیل یک ائتلاف جدید ضد تروریزم و داعش، رهبری ازین ائتلاف و نهایتاً بیرون ساختن دوسیه افغانستان از کنترول انحصاری امریکا و ناتو.

– اعطای مشروعیت دوفکتو به مقاومت طالبان علیه اشغال خارجی.

از امریکا نیز برای اشتراک در کانفرانس دعوت شد. درخواست اشتراک در کانفرانس از امریکا در یک محیط متشنج بین المللی که امریکا مسئولیت بخشی از آنرا بدوش روسیه میاندازد ، آنکشور را در موقعیت دشواری قرار داد. امریکا در تلاش حفظ کنترول انحصاری کلید جنگ و صلح افغانستان به دعوت روسیه جواب رد داد.

انعطاف دیپلوماتیک روسیه :
بیانات هوشدار دهنده « ترامپ » در جریان کامپاین انتخاباتی در مورد اروپا و ناتو ( سازمانی که به زعم ترامپ تاریخ آن منقضی شده است ) و سیگنال های مثبت به آدرس روسیه ، آنکشور را به بهبود مناسبات با امریکا پس از احراز کرسی ریاست جمهوری توسط « ترامپ » امیدوار ساخت. « الکساندر گروشکو » نماینده دایمی روسیه در سازمان ناتو روابط ذات البینی آینده را با امیدواری توأم با احتیاط پیشبینی کرده گفت : « سال گذشته پس از یک وقفه دوسال جلسات مشورتی ناتو و روسیه از سر گرفته شد. بازگشت به دیالوگ، نمایانگر آنست که ناتو به این نتیحه رسیده است که تعلیق مذاکره با ماسکو غیر مولد است ». ( مجله سپوتنیک ۲۰ مارچ ۲۰۱۷ ).

در آستانه احراز مقام ریاست جمهوری توسط ترامپ ، « لاوروف » وزیر خارجه روسیه آرزومندی آنکشور را برای آغاز فصل نو در جهت بهبود مناسبات با امریکا بر بنیاد واقعیت ها و منافع متقابل اظهار کرد.

احساس ترس از روسیه در اروپای شرقی و تلاش برای دیتانت :
در ۹ جنوری ۲۰۱۷ هفده شخصیت سیاسی اروپای مرکزی و شرقی نامه ئی به « ترامپ » ارسال کردند که محتوی درخواست تعقیب سیاست حکومت اوباما در برابر روسیه بود. در نامه، امریکا مقروض اروپا قلمداد شده است : « … در گذشته باری که بالای ما صدا شده است به سرعت خود را در کنار امریکا رسانیده ایم. در جنگ های عراق و افغانستان
سهم گرفته ایم.خطرات را جمعاً پذیرفته وپسران و دختران خود را برای داعیه مشترک به قربانی داده ایم ».

در نامه فوق، امضا کنندگان از قرار گرفتن در رکاب ماشین جنگی امریکا و خونریزی ها و ویرانی های بی حساب ناشی ازان ، بی خیال میگذرند. از مسئولیت اشتراک در جنایت های جنگی در افغانستان ، عراق و … در همنوائی با امریکا و ناتو طرفه میروند. رشد تروریزم بین المللی را در بستر جنگ هائیکه ابتکار آن بدست امریکا است نادیده میگیرند.
خلاصه به زعم انشأ کنندگان نامه، نزدیکی با روسیه انگیزه آغاز جنگ را فراهم میکند نه زمینه تأمین صلح را.

همزمان با تحریکات ضد تفاهم و دیتانت با روسیه، در دسامبر ۲۰۱۶ جنبش نیرومند صلح زیر شعار « به تشدد خاتمه دهید » ابتدا در آلمان و امریکا و سپس در بخش عمده جهان شکل گرفت. در قطعه نامه ایکه به مدیا راه یافت ، آمده است :

« بدون همکاری با روسیه ما شاهد ظهور حوادث شبیه اوکراین خواهیم بود. هسته های دیگر آتشفشان جوانه خواهد زد. آهنگ مسابقه تسلیحاتی شدت خواهد گرفت. تروریزم بین المللی زمینه های نو انکشاف دریافت خواهد کرد. فرار کتلوی مردم از مناطق جنگ زده درد سر مزید برای جامعه بین المللی خلق خواهد نمود . . .

در اروپا بدون روسیه یا در دشمنی با وی تأمین امنیت و صلح ناممکن است » .

آمادگی های جنگی :
در طول ماه های اخیر پرواز طیارات جاسوسی امریکا – ناتو بر فراز بحیره بالتیک، نزدیکی های کریمیا ، مجاورت پایگاهای روس در سوریه و ساحاتی از مدیترانه شرقی شدت یافته است.

روس ها مدعی اند که در آغاز ماه فروری یک طیاره « آواکس » که از پایگاه نظامی « گیلان کیشن » آلمان پرواز کرده بود مدت دو ساعت در جنوب بحیره بالتیک نزدیک شهر « کالینن گراد » قلمرو روسیه را مورد تفتیش قرار داد.

روس ها در عکس العمل به تعبیه راکت های دفاع ضد راکت در اروپا، استقرار در حدود ۱۰۰۰ سرباز امریکایی در پولیند ( ماه جنوری ) در پنجاه کیلومتری سرحدات روسیه ، راکت های سکندر را در « کالینن گراد » نصب کردند.

امریکا در موضع چانه زنی :
امیدواری روسیه در استقامت بهبود مناسبات با امریکا در کانفرانس امنیت در « مونیخ » ( ۱۸ فروری ) بی بنیاد ثابت شد :
در ین کانفرانس که به اشتراک مامورین عالی رتبه دولتی ، کدر های برجسته نظامی و ماهرین سکتور امنیتی کشور های غربی دائر شده بود ، « میخائیل پانس » معاون رئیس جمهور امریکا به نگرانی های اروپائیان ناشی از بیانات « دونالد ترامپ » در رابطه به انزواگرایی امریکا و رفع تعزیرات یک جانبه از روسیه چنین پاسخ داد : « … امریکا در کنار ناتو باقی خواهد ماند. . . روسیه اجباراً جواب اعمال خود را خواهد گفت. . . این در حالی که زمینه های تفاهم باز گذاشته خواهد شد . . . ».

« میخائیل پانس » در بیانات خود بر متورم گردانیدن آینده ملیتاریزم امریکا لنگر زیاد انداخت.

سخنان « میخائیل پانس » بعداً توسط جنرال « ماتیس » وزیر دفاع امریکا چنین تأئید شد : « . . . همکاری نظامی با روسیه تا زمانیکه آنکشور حسن نیت نشان نداده است ، منتفی است » .

بهر حال ! در شرق اروپا ۴۰۰۰ سرباز امریکا مستقر است . گمان نمیرود که باد های موسمی سیاسی ناشی از انتخابات در امریکا سربازان را ازجا بیجا کند.

موضع مشترک روسیه و چین در مورد ایران :
« دیمتری پسکوف » نطاق کریملن در پاسخ به « ترامپ » که دولت ایران را تروریست درجه اول اعلام کرده است ، گفت : « … روسیه و امریکا علی الرغم تمایل به بهبود مناسبات در بسا قضایای جهان مواضع ناهمگون دارند. یکی ازین موارد اختلاف برخورد با ایران است. روسیه به ایران نه به مثابه کشور تروریست بلکه به عنوان یک شریک مطمئن اقتصادی نگاه میکند. امیدواری برای انکشاف همکاری در ساحات دیگر نیز وجود دارد. . . » . وزیر خارجه چین با بکارگیری الفاظ خشن تری به برخورد امریکا با ایران اعتراض کرده میگوید : « ماجراجویی دیپلوماتیک و خود خواهی غیر موجه حکومت ترامپ در مورد ایران قرینه خشونت در سیاست خارجی امریکا است ».
) Mondialisation.ca, 22 février 2017(

بدنبال محاسبه غلط امریکا، در افغانستان همکاری جایش را به تقابل خالی کرده راهی است :

از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۴ همکاری روسیه با ناتو شامل همه تهدیداتی میشد که منطقه و افغانستان از ناحیه تروریزم واسلام سیاسی به آن مواجه بود. روسیه در گذشته در همکاری با ناتو در آموزش و تربیه متخصصین ضد مواد مخدر برای افغانستان ، پاکستان و آسیای مرکزی سهم گرفته است.

مردم افغانستان از اشغال کشور توسط امریکا به اندازه اشغال شوروی متضرر شده اند.

امریکا بایک دندگی حاضر نیست تا به منظور از میان بردن زمینه تقابل با روسیه آنکشور را در تعاملات ستراتژیک در منطقه در محور قضیه افغانستان شریک بسازد. امریکا به افغانستان به مثابه یک مستعمره و در بهترین حالت بعنوان یک سکه تبادله در زد و بند های دیپلوماتیک با روسیه ( مثلاً قضیه یوکراین ) نگاه میکند. امریکا بی آنکه ابعاد وحشتناک مداخله خود را در افغانستان در نظر بگیرد، از مداخله روسیه در افغانستان شکایت میکند. از احتمال دریافت کمک از جانب مخالفین مسلح از روسیه نگرانی دارد. امریکا حمایت خود را از یک حکومت ضد منافع ملی و تا مغز استخوان فاسد قابل توجیه میداند. اما به پشتی بانی روسیه از مخالفین مسلح برای تأمین حق تعیین سرنوشت و حاکمیت قانون اعتراض مینماید. غربیان حاضر نیستند لا اقل در قضیه افغانستان با روس ها به منظور جلوگیری از انکشاف بحران تا مرز های خطر رویاروئی با روسیه و چین کنار بیایند.

اما روس ها در کمک به مقاومت مسلح باید به سه نکته متوجه باشند :
– کمک تسلیحاتی به مخالفین حکومت به مثابه آخرین ( و در عین حال خطرناک ترین ) وسیله در شرایطی مطرح باشد که امریکا و متحدین حاضر نباشند از خر جیل ادعای مالکیت افغانستان وختم اشغال پائین شوند. یعنی مقاومت مسلح را به مثابه یک طرف قضیه نه پذیرند و آمادگی برای تداخل روسیه در دوسیه افغانستان از خود نشان ندهند.

– کمک روسیه به مقاومت مسلح باید در حد حمایت سیاسی، فرهنگی، مالی و پولی مطرح باشد.

– از جراحات ناشی از تجاوز شوروی به افغانستان تا هنوز خون میچکد. افغانان تجاوز روس ها را منشأ اصلی استمرار فاجعه چهل سال اخیر میدانند. بناً سیاستمداران روسی میباید فکر بچه گانه تعویض اشغال امریکا را با اشغال روس از طریق حمایت از طالبان از سر بدر کنند. از تکرار اشتباه شوروی جلوگیری نمایند.

همین لحظه که از دخالت روسیه در قضیه افغانستان به مثابه یک فکتور مثبت برای زمینه سازی موازنه قوأ در سطح منطقه صحبت مینمایم، خود را سخت زیر فشار وجدان احساس میکنم. طنین صدای طیارات بم افگن روسی که دهکده های بیدفاع را با ساکنان آن در طی چند ثانیه از نقشه جغرافیا نابود میکردند، هنوز گوش ها را میازارد. اما با تأسف که در وضع موجود، ما در جستجوی خیر، غیر از دفع یک شر توسط شر دیگر چاره ئی نداریم ؟

– اعطای مشروعیت دوفکتو به مقاومت مسلح به شرط قبول قانون اساسی موضع واقعبینانه است که میتواند موازنه لازم را در کشمکش های سیاسی ایکه حلقات داخلی و خارجی شامل است، تأمین کند. اما فشار بر طالبان برای تماس مستقیم با حکومت کابل به قصد شناسایی رسمی آن با واقعیت جنګ افغانستان تطابق ندارد.

واقعیت اینست که انحصار کنترول بر افغانستان از جانب امریکا و ناتو پاسخ الحاق جزیره کریمیا از جانب روسیه و شکست امریکا و متحدین در جنگ سوریه است.

افغانستان فاقد مرجع دفاع از منافع خود است و به عنوان سکه تبادله در بازی بزرگی که در منطقه در حال تکوین است ، مورد سؤاستفاده امریکا قرار گرفته است.

نتیجه کنترول انحصاری امریکا و ناتو بالای افغانستان که عدم اشتراک امریکا در کانفرانس ماسکو به آن رسمیت و جنبه عملی میدهد، تغییر بنیادی در سیستم توزیع قدرت در منطقه به نفع ناتو در طول مدت حضور نظامی ناتو در کشور است. پیامد این تغییر، رویارویی در افغا نستان و توسعه دامنه جنگ است.

ائتلاف نظامی بین المللی در افغانستان باید بداند که :
– دوام حضور نظامی شبه استعماری در افغانستان و ازان طریق کشتن بیخیال مردم بیگناه هیچگونه مبنای حقوقی اعم از
حقوق داخلی یا خارجی ندارد :

از نظر حقوق بین الدول پس از سال ۲۰۱۵ موعد حضور نظامی امریکا و ناتو در کشور آنطوریکه شورای امنیت ملل متحد تجویز میکرد، پایان یافت.از نگاه حقوق داخلی ( قانون اساسی ) حکومت موجود بر مبنای توافق سیاسی بوجود آمده و فاقد مشروعیت مبتنی بر حکم قانون اساسی است. حکومت صلاحیت تمدید موعد حضور نظامی قوت های خارجی را ندارد. افغانستان صاف و ساده یک کشور نیمه مستعمره است. معضله حضور نظامی ناتو وقتی راه حل دریافت میکند که افغانستان توانمندی دفاع منافع خود را دریافت کند. به صفت یک کشور مستقل و دارای حق حاکمیت ملی شامل معادلات ستراتژیک در منطقه شود. بر مبنای تشخیص مستقلانه منافع خود با دنیای خارج از جمله ناتو وارد معامله گرددد.

– افغانستان با ملاحظه تشنج در مناسبات با پاکستان که همیشه با مسدود شدن راه ترانزیت افغانستان از طریق پاکستان توأم بوده است به همکاری کشور های آسیای مرکزی و روسیه ضرورت حیاتی دارد. ائتلاف نظامی بین المللی در افغانستان بدون جلب همکاری روسیه و چین مبارزه مؤثری را در منطقه بر ضد تروریزم و دولت های حامی آن ، تنظیم نموده نمیتواند.

– در حاشیه قرار دادن روسیه آنکشور را اجباراً به تدارک زمینه سازی یک ائتلاف منطقوی دارای ماهیت جنگی ضد امریکا و ناتو در افغانستان میکشاند. تدویر کانفرانس ۱۴ اپریل ماسکو به اشتراک ۱۲ کشور به همین منظور در نظر گرفته شده است. از کانال این کانفرانس، پاکستان که در استفاده افزاری از داعش، القاعده و سائر گروه های تروریستی به قصد دسترسی به اهداف ستراتژیک در منطقه متهم است با روسیه نزدیک میشود. وزیرستان بکمک پاکستان به پایگاه جنگی صدور جنگجویان ضد ناتو در افغانستان بدل میگردد. یعنی تحرکات جنگی در امتداد خط دیورند بکمک روسیه شدت میگیرد . از افغانستان سوریه دیگر جور میشود.

باید به استقامت اینکه بدنبال کانفرانس ماسکو ائتلاف جنگی در حال شکل گرفتن به ائتلاف همکاری منطقوی بر ضد داعش و القاعده تبدیل شود که هدف آن تجرید کشور های حامی تروریزم و اسلام سیاسی باشد اقداماتی رویدست گرفته شود.

به این منظور میباید امریکا :

– غرور بی مورد و خطرناک را کنار بگذارد و در کانفرانس ماسکو اشتراک کند.

– زمینه های جلب همکاری روسیه و چین را در پروسه صلح افغانستان جستجو نماید.

– تلاش کند تا قبل ازانکه مخالفین مسلح ضد اشغال، شکار ائتلاف جدید التشکیل به رهبری روس ها شوند، از طریق مذاکره مستقیم به پروسه صلح در محور ایجاد یک حکومت ملی و موقتی کشانیده شوند.

افغانستان در جغرافیای حساس منطقه قرار دارد. به شهادت تاریخ هر باریکه در منازعات منطقوی طرف واقع شده به مرکز صدور جنگ و بحران بدل شده است. بناً افغانستان را غنیمت جنگی شمردن و در حلقه رقابت نظامی با روسیه جاه دادن، آتش جنگ را از کنترول خارج میسازد و ظهور خطر بالقوه جنگ جهانی سوم را محتمل میگرداند.

« پایان »
فرانسه
۰۷/۰۴/۲۰۱۷

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x