نظــر

اوباما به اعلام اختتام جنگ، بر شکست امریکا در افغانستان اعتراف کرد / ذبيح الله مجاهد

روزی قبل رئيس جمهور امریکا بارک اوباما در پنجمین سخنرانی خویش به ملت امریکا، صراحتا اظهار داشت که امریکا امسال 2014م جنگ افغانستان را خاتمه می بخشد و نیروهای خويش را از آن کشور به امريکا بر می گرداند.

اوباما استثنائی در اظهارات خود نيز داشت که اگر اداره کابل با امریکا پيمان امنيتی را عقد نماید درآن صورت تعدادی کمی از نیروهای امریکا و ناتو در افغانستان باقی خواهد ماندند، تا به اصطلاح اوباما،  به هراس افگنان موقع باز گشت به افغانستان و تهدید به امریکا رانه دهد.

سخنان  اوباما از زاویه های مختلف قابل برسی و دقت است، ولی اینجا سعی خواهيم نمود که این سخنان را روی اعلام اختتام جنگ در افغانستان و تاکید بر باقی ماندن شماری از اشغالگران امریکایی تحت برسی وتحليل قرار دهیم:

اعلام اختتام جنگ از طرف امریکا خصوصا به  زبان اوباما رئيس جمهور وسر قوماندان اعلی  تمام نیروهای آمریکای،  صراحت  بر اعلام شکست امریکا درجنگ افغانستان است.

درحالیکه سرقوماندان اعلی نیروهای امریکایی بر شکست در جنگ اعتراف می نماید،  پس ادعای باقی گذاشتن شماری محدودی از نیروها به امید حفظ وضيعت اشغالی افغانستان، کاملا نقيض اعتراف قبلی و نمایانگر ادامه پالیسی جنگ طلبانه امریکا درجهان اسلام است، جنگی که اکنون برای ملت امریکا هرگز مفهومی ندارد جز تحمل تلفات جانی و زیانهای پی هم اقتصادی.

زمانی که جنگ در تاریخ بشریت ازجانب  نيروی يورش گر  آغاز ميشود، اختتام  نبرد و جنگ حتما دارای پنج حالت می باشد:

۱ــ اختتام جنگ زمانی اعلام ميشودکه جانب مقابل جنگ، با شکست مواجه شده و نابود گردد.

۲ــ درصورت عدم نابودی جانب مقابل، بايد در اثر فشارهای نظامی سر تسلیم خم نمايد واسلحه بر زمین بگذارد.

۳ــ به میان آمدن سازگاری با هم، يعنی هر دو جانب بدون اينکه یکی بر دیگر برتری حاصل نموده باشند بایدروی مذاکرات به يک توافق سومی دست یابند.

۴ــ به اثرفشارهای نظامی و کوبیش، جانب مقابل مایوس شده فرار را بر قرار ترجیح دهد وصحنه را ترکی نماید.

۵ــ اينکه جانب آغازگر جنگ بدون اينکه کدام دست آورد داشته باشد، اعلان اختتام جنگ نماید و عقب نشینی کند،در اين صورت معلوم است که جانب  یورشگر حوصله جنگی را از دست داده وبه شکست مواجه گردید.

بدون در نظرداشت موارد فوق، تصور بیرون رفت  از جنگ و اعلان اختتام آن هرگزممکن نیست .

پس بر میگردیم به اعلام یک جانبه اختتام جنگ از طرف اوباما:

ــ آيا نیروهای امریکایی تحت فرماندهی اوباما توانسته اند جانب مقابل جنگ یعنی مجاهدین افغانستان را نابود کنند؟

ــ آیا جانب مقابل امریکا(امارت اسلامی افغانستان) روی فشارهای دوازده ساله نيروهای اشغالگر آمده اند تا اسلحه به زمین نهند و سر تسلیم به اهداف آمریکايی خم نمایند؟

ــ آيا روی کدام نشست و توافق مستقيم یا غيرمستقیم هردو جانب (امریکا و امارت اسلامی افغانستان) به کدام توافق سومی دست يافته اند تا روی آن جنگ خاتمه يابد؟

ــ آيا به اثر استعمال نیرو امریکایی(با استفاده از تمام امکانات جنگی عصرکنونی) مجاهدين از صحنه جنگ فرار نموده اند، تا میدان جنگ خالی بماند و نیاز به اعلام اختتام جنگ باشد؟

ــ آفشن اخیر در صورتیکه جانب مقابل جنگ (امارت اسلامی افغانستان) نابود نه شده ، بلکی نیرومندترشده باشد، به فشارها هم تسلیم نه شده است، روی کدام توافق با امریکا متارکه جنگ هم نه کرده  ونیز پا به فرار هم نه گذاشته است، بلکی برعکس دوازده سال است که با ۴۹ کشور مجهز ونیرومند جهانی در گیر است، پس اعلام اختتام جنگ از طرف جانب آغازگر جنگ چه مفهومی را افاده میکند؟

پاسخ واضح است ، امریکا اعتراف نمود که ديگر نه میتواند جنگ افغانستان را با حجم وثقلی که دارد تحمل کند، بلکی از موقف خود عقب نشینی می کند وبه اعلام اختتام جنگ، ديگر این جنگ پرمصرف را باخت ومیدان را ترک می نماید، این اعلام اگرچه در لفافه صورت گرفت ولی تمام جهان و  بشریت شاهد است که امریکا در ظرف دوازده سال بدون اینکه تلفات دیده باشد، مردم ملکی را به شهادت رسانيده باشد، ظلم و وحشت را بر افغانهای بی دفاع روا داشته باشدچيزی بيشتری انجام نه داده است.

 نتیجتا اقتصاد خود را از دست داد، به تریلیونها دالر ضايع شد، دها هزار عسکر امریکایی که بدون شک آرمان ها، اهداف و نیز حق زندگی در دنیا داشتند روی پالیسی جنگ طلبانه امریکا به هلاکت رسیدند، معیوب شدند، دوچار مشکلات روانی شدند ورنجهای جنگ فلاکت بار ، بی هدف و بی نتیجه را تحمل نمودند.

با  درنظرداشت اعتراف شکست ، جزء دومی سخنرانی اوباما یعنی حرف از باقی گذاشتن چند هزار عسکر در افغانستان، انسان را متوجه می سازد که سیاسیون امریکای با موجودیت تجربه های دوازده ساله هنوز هم وضیعت را در افغانستان دقيق پی نه بورده اند و هنوز هم ميخواهند ناکامی های پی هم را به آزمايش گيرند.

پسوند باقی گذاشتن عساکر اشغالگر،ميتوان  دو هدف از خود داشته باشد:

۱ــ امریکا نه میخواهد و حاضر نیست جهانیان شکست امریکا را اشکارا مشاهده کنند و آن را پی برند، بخاطر جلوگیری از اعلام آشکار شکست که واضحا تمام منافع امریکا را که من حیث ابر قدرت جهانی از آن بهره می بورد به مشکلات جدی و عملی مواجه می سازد، امریکایها هنوز هم از باقی گذاشتن عساکر در افغانستان حرف میزنند و به گونهء وانمود می کنند که بر وضیعت کنترول دارند.

۲ــ علت دومی حرف از باقی گذاشتن نیروها در افغانستان، هنوز هم اميد کاذب سطيره برمنطقه است، که امریکايها آنرا از موقیعت افغانستان در سر می پرورانند.
 

در عمل هردو علت فاقد صلاحیت  تضمين اهداف امریکایها می باشند .

اولا:  جهانیان چشم دارند ومی دانند، زمانی که زیاتر از يک صدهزار نیروی مجهز به همه تجهیزات لازمه، نه توانست جلو عملیات های مجاهدین را بگیرد و آنهارا شکست دهد، پس ده هزار الی  بیست هزار نیرو چيطور میتواند هدف مذکور را بدست آرد؟ درحالی که  اکثریت مطلق آفغانها از نیروهای خارجی نفرت دارند ودر مقابل انها از برادران مجاهد خود حمایت عملی و علینی  کرده اند و خواهد نمودند.

ثانیا: خیال سطیره برمنطقه از موقيعت جیوپولیتکی افغانستان بعد از جنگ دوازده ساله باید اکنون ديگر در سر پرورانیده نه شود، بازهم به همان دلیل که زیادتر از يک صد هزار نیرو نه توانست بخاطر هدف مذکور بسنده باشند، بيست هزار نیرو چيطور خواهد توانست به آن نايل آید.

از تحلیل فوق واضح میگردد که اعلام اختتام جنگ به زبان اوباما بدون اعلام شکست امریکا در افغانستان چيزی بیشتری نه بود، و ادعای باقی گذاشتن چند هزار نیرو هم دلالت برخام خیالی و عدم دانستگی از وضعيت به گونه دقیق را اشکار می سازد که در هردو صورت امریکا با ناکامی مطلق مواجه شده هرگز اهدافی را که ميخواست از طريق جنگ وايجاد وحشت به دست آرد آنرا نصيب نه خواهد شد. 

ذبيح الله مجاهد

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x