نظــر

حمّام خون در سوریه !

سوریه (سرزمین شام) این روزها شاهد یکی از تلخ ترین و بدترین ایام تاریخ خود است، روزانه خبرهای غم انگیز و مشمئزکننده از این سرزمین تاریخی (که روزگاری الهام بخش صلح و دوستی ، صفاء و صمیمیت ، ایمان و شریعت و مرکز بزرگ خلافت و حکومت اسلامی بود) به رسانه ها و مطبوعات جهان مخابره می شوند ؛ خبرهایی که اغلب داستان ظلم و ستم تمام عیار بشاراسد دیکتاتور خودکامه و مستبد سوریه را به حکایت می گیرند ، اسدی که از سر بی رحمی و قساوت قلبی ، به مردم ستمدیده سوریه رحم نمی کند و همه را اعم از زنان ، کهنسالان ، طفلان خردسال، ضُعفاء و بی چارگان را هدف آماج حملات وحشیانه نظامی (زمینی و هوایی) خود قرار می دهد ،

اسد کسیکه محبت مفرط تاج و تخت، مجنونش نموده و بخاطر دلبستگی به چوکی پادشاهی، از هیچ ظلم و ستمی علیه ملت سوریه دریغ نمی کند؛ و بخاطر جبر و استبدادش هر روز در شهرها و قُرای سوریه حمام های خون جریان دارد و از کوچه پس کوچه های شهر شهر این کشور، اخبار دردناک و غم انگیز به گوش می رسند.

ملت سوریه فعلا در سخت ترین شرایط به سر می برند از یکطرف سرمای شدید و کُشنده زمستان بسیاری از پناهندگان سوری در اردوگاه ها را، از پای در آورده است و از طرفی در مرکز شهرها بمب های بُشکه ای که توسط رژیم سفاک اسد بالای خانه های مردم فرود آمده و باعث فاجعه انسانی می شوند و در یک لحظه، تلفات جانی و مالی فراوان ببار می آورند و …

ملت سوریه از امروز نیست که داستان غم انگیزشان آغاز شده بلکه آن ملت بزرگ از دوران تاریک اسدِ پدر (حافظ اسد) در غم و رنج فراوان به سر می برند ؛ آنها روزگار سختی را پشت سرگذاشتند تا حکومت حافظ اسد پشت سر شد و اما از زمانی که اقتدار سوریه در اختیار اسدِ پسر (بشّارسفّاک) قرار گرفت نه اینکه اوضاع آرام نشد و قصه ظلم و ستم به پایان نرسید که بیشتر شد ؛ سوریه تا آنجا آکنده از غم و ماتم شد که به یکباره انفجار کرد ، ملت بزرگ و شریف سوریه؛ امثال امواج خشمگین و سهمگین دریاها به خروش آمده و همه قیام کردند و علیه ظلم بی امان اسد بپا خواستند ؛ آنها نظام عدل می خواستند و از جور و استبداد حاکم زمان شان به ستوه آمده بودند ؛ آنها به عشق شهادت و آزادی میهن از زیریوغ طاغوت مستکبر سینه ها را سپر نمودند و از همین جهت، خونین ترین روزهای زندگی برای شان رقم خورد ؛ چه جانهای شیرینی که بخاطر ظلم اسد و اعاده مجد و عزت از دست رفته در سوریه، فداء شدند؛ چه جوانان و نوجوانانی که بخاطر حق ضایع شده شان توسط دستگاه حکومتی اسد، تا رسیدن به حقوق اولیه شان شهید شدند ؛ چه مادران و پدرانی که بر اثر ظلم فراوان اردوی اسد بالای فرزندان و جگرگوشه های شان داغدار گردیدند … فقط آمار دقیق آن همه فجایع رقّت انگیز و تاسف بار را الله پاک می داند و هیچ احصائیهء نمی تواند تلفات جانی انقلاب مردمی سوریه را دقیقا تخمین و یا برآورد کند و آنچه که از طریق سازمان ها و نهادهای – به اصطلاح – ناظر ملل متحد ارایه می شوند بیشتر بر اساس حدس و گمان می باشد و گرنه تلفات ملکی مردم بینوای سوریه خیلی بیشتر از این چیزهاست که خبرنگاران و عکاسان صحنه های دلخراش کشتارجمعی و هولناک در سوریه، گزارش می دهند !

ملل متحد که خود را وکیل مدافع حقوق انسانها و ارزشها می داند در قبال سوریه مدام سیاست دوگانه اتخاذ نموده و هر گز در طی دو سه سال درگیریهای سوریه ، جانب لازم را در نظر گرفته و هیچ اقدام قطعی و واجب العمل علیه سفاکی های تکان دهنده اسد، انجام نداده است و فقط ناظر جریان های خشونت بار سوریه بوده است ؛ اگر در مقطعی از زمان، آمریکا (که خود باعث و بانی کشتار فاجعه بار مسلمانان در خاورمیانه است) بر اساس حیله و نیرنگ و نه به قصد دلسوزی و بشر دوستی، برای سقوط و برچیدن نظام ستمگر اسد خط نشان تهدیدآمیز کشید و(ظاهرا) تا حمله قریب الوقوع نظامی به پیش رفت ؛ اما بسیاری از کشورهای مفسد جهان از همراهی و همکاری با آمریکا سر باز زدند و چند کشور معروف هم که در دنیا تقریبا با حق به اصطلاح  وتوی که داشتند مانع حمله نظامی بالای نظام بشار اسد در سوریه شدند و با ترفند و حیله راه آمریکا را بستند و برای آن کشورِ دروغگو بینی خمیری درست کردند تا از اقدامش صرف نظر کند ؛ و لیکن سوریه از ابتداء ، با مردم مظلومش تنها بود و تنها ماند؛ و ظلم اسد نیز همچنان بیش از پیش و فراوان تر از قبل ادامه یافت ؛ تا جاییکه سخن از مذاکره و مصالحه با اجندای درگیر در جنگ سوریه طرح شد ؛ این مذاکره درواقع، سمبولیک بود و از قبل کاملا قابل پیش بینی بود که افاقه نمی کند وهیچ فایدهء در پی نخواهد نداشت ؛ ولی بازهم دنیا و بخش کوچکی از مردم دل خسته سوریه، چشم به مذاکرات نام نهاد “ژینو2” دوختند که در فضای دور از درد و رنج مردم سوریه و با مشارکت افرادی که هیچ دخلی در جنگ فعلی علیه بشاراسد ندارند و نمایندگانی سمبولیک و نمادین در طی ده روز با نماینده هایی از حکومت سوریه برگزار شد که نتیجه اش جز اتلاف وقت و سرگردانی مجامع جهانی و دور شدن از حوادث ناگوار سوریه هیچ دست آوردی دیگر بهمراه نیاورد؛ و مثل مذاکرات ژینو1 با شکست مواجه شد و نشان داد که بحران سوریه خیلی عمیق تر و مهم تر از آن چیزی است که سیاستمداران و دولتمردان جهان، فکر می کنند؛ واگر از حقیقت نگذریم همه به نوعی می دانند که علاج کار، کاملا مشخص و هویداست که سرچشمه همه فجایع ناگوار سوریه فقط و فقط شخص اسد و دستگاه حکومتی حلقه به گوش آنست که دست به هرجرم و جنایت ضد بشری بخاطر تداوم و بقای حکومت فرسوده (نظام دیکتاتوری) زده و از هیچگونه وحشی گری و ددمنشی علیه مظلومین سوریه دریغ نمی کنند !

اما که جوانان و غیّورمردان سوری همچنان تا پای جان به پیش رفته و با ادامه راه جهاد و مبارزه مسلحانه، علیه نظام سفاک اسد تا سرنگونی این رژیم ظالم و فاسد از حریم و سرزمین ملت سوریه تا آخرین قطره خون شان دفاع می کنند و خودشان قبل از هر کسی دیگر، به خوبی این نکته را درک می کنند که جز تمسّک به قانون مقدس قرآن و فرامین راهگشای اسلام و جز نصرت و توفیقات بی کران حضرت متعال، هیچ کسی دیگر به داد و کمک شان نمی رسند ونه هم دنیا (و مخصوصا یهود و نصارا و دُوَل کفری جهان) غم مظلومین سوریه را خورده و پروای جنایت های پیهم اسد در قبال مردم رنجدیده این کشور را دارند !    

محمود احمد نوید

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x