نظــر

اشتباه بزرگ امریکا در اشغال افغانستان – موفق افغان

به روز سه شنبه مورخهء 4 فبروری نشریهء فارن پالیسی مقاله یی تحت عنوان “ده اشتباه عمدهء جنگ امریکا در افغانستان ” به نشر رسانید که متعاقبا توسط یکی از شبکه های امریکایی به زبان دری برگردانید شد. نویسندهء این مقاله، ستیفن ام. والت، به نظر خویش ده مشکل عمدهء اشغال امریکایی بر افغانستان را میشمارد مگر عمده ترین اشتباهی را که امریکا در اشغال افغانستان مرتکب شده است فراموش کرده و یا نادیده میگیرد.

به نظر “والت” وارد شدن تنها در جنگ بدون مشورهء ناتو، هماهنگی ضعیف اشغالگران با مزدوران در جریان جنگ توره بوره، تدوین قانون اساسی و ایجاد به اصطلاح دولت مرکزی در کابل در سال 2004 میلادی، حمله بر عراق، تصمیم افزایش نیروهای اشغالگران توسط بارک اوباما در سال 2009، تعیین محدودیت زمانی برای خروج این نیروها، دست کم گرفتن مجاهدین توسط امریکا، از دست دادن حمایت جنگ در کشور خود، ناکامی در مدیریت متحدان سرکش و بالاخره ستراتیژی ضد و نقیض امریکا باعث ناکامی آن در جنگ افغانستان شد.

“والت” این اسباب را میشمارد مگر فراموش می کند که بزرگترین اشتباه امریکا در اشغال افغانستان نادیده گرفتن تاریخ افغانستان و نه آموختن درس عبرت از شکست های پیهم اشغالگران در این کشور بوده است، چنانچه عدم اعتناء به مشورهء جنرالان روسی که دو دهه قبل لذت این شکست را چشیده بودند نیز میتوانست باعث دیگر مگر جزئی در شکست امریکا بوده باشد. امریکای نشه در نیروی نظامی و تکنالوژی پیشرفته گمان کرد که تاریخ تکرار نمیگردد و افغان ها نیز نخواهند توانست یاد اجداد خودرا تازه نمایند، و یا اینکه خریداری چند تن از سک شوی ها در غرب و از پا افتاده ها در اتحاد بدنام شمال باعث گردید که امریکا در جمع و تفریق نتایج جنگ اشتباه بزرگی را مرتکب شود و بالاخره به یقین بداند که تاریخ بخصوص در افغانستان تکرار میگردد و هیچ متجاوز و اشغالگر، اگرچه تا به دندان مسلح بوده و از حمایت یک مشت خودفروختگان نیز برخوردار باشد نمیتواند سطور رقم زده شدهء تاریخ این کشور را تغییر دهد.

 اگرچه سناتور امریکایی در آغاز جنگ گفت که میتوان افغان ها را به کرایه گرفت اما مشکل است آنان را خرید مگر تعهدات مستحکم احمدشاه مسعود و سیاف امریکا را چنان کور و غافل کرده بود که گمان میکرد با خریداری این دو تن از سران اتحاد بدنام شمال همهء افغان ها را غلام های زر خرید خود گردانیده است و شاید هم در خفا بر این سخن سناتور خود می خندید و شاید هم سناتور خودرا به چالش نیز گرفته بودند تا ثابت خواهند ساخت که میتوان افغان ها را خرید. مگر نه سخن سناتور صد در صد در جای خود باقی ماند و نه گمانه زنی های امریکا. عده یی از خودفروختگان اتحاد اصحاب شمال امثال سیاف حقیقتا چنانچه امریکا گمان کرده بود خریده شدند و پاس این خریداری را بجا آوردند و تا کنون از دین و دنیا هر دو گذشتند اما از تعهدات خود مبنی بر غلامی و بردگی امریکا و تأمین مصالح غرب در افغانستان و منطقه سرکشی نکردند. مگر در جانب دیگر عده یی از آنان یا با درک حقیقت از صف جدا شدند یا اینکه با کم شدن “چاره” “آخور” را بدل کردند و در تلاش “چرب تر” شدند.

آنانیکه حقیقت را درک کردند یا ترک حمایت کردند و یا به صف مجاهدین پیوستند، بلکه عده یی بعد از آنکه میله تفنگ را بسوی استادان خود گشتاندند و تلفات شدیدی به آنان وارد کردند به صف مجاهدین پیوستند که این سلسله تا کنون جریان دارد و باعث نگرانی شدید امریکا گردیده است.

“والت” در مقالهء خود دست کم گیری مجاهدین را نیز سبب شکست امریکا خوانده است مگر فراموش کرده است که امریکا نه تنها مجاهدین بلکه همهء مردم افغانستان را دست کم گرفت، روزی نه گذشت مگر اینکه بر خانهء یورش برد، نه محفل شادی را در امن گذاشت و نه نماز جنازه و محفل دعا و فاتحه را، نه محاسن سفیدان را بدون درندگی گذاشت و نه بر زنان و کودکان رحم کرد، بلکه بر همه را یکسان تاخت و آنان را درید، نه تنها این بلکه گاهی بردگان خودرا نیز بمباردمان های دوستانه کرد و صدها تن از آنان را مکافات داد. کرزی و دوستان وی که به “ایمان به مصالح و منافع امریکا” حلف خورده بودند مجبور شدند تا با دیدن “لحد سنگ” دهن باز کنند و تلاش نافرجام کنند تا لجام گسیختهء بادار خودرا بدست گیرند.
به نظر “والت” از دست دادن حمایت مردمی نیز باعث شکست امریکا گردید مگر وی فراموش کرده است که امریکا بعد از شکست حمایت مردمی را از دست داد ورنه زمانی که امریکا مرتکب بدترین و فجیع ترین نقض حقوق بشر میگردید، آنگاه که بم های 7000 پاوندی را بر مردم بیچاره و بی دفاع افغانستان می ریختاند، آنگاه که آنان را همچو حیوانات جنگل های افریقا با کلستر بمب ها شکار میکرد، آنگاه که قریه یی را با افراد آن یکجا به خاک و خون یکسان کرد، آنگاه که محفل عروسی را بمبارد کرده بشمول شاه و عروس یکی را نیز زنده نگذاشت، و به این صورت بر قریه و قصبات و ولسوالی ها و شهرها پیشرفت کرد، آنگاه مردم امریکا به این پیروزی های ظاهری عساکر حیوان صفت خود می بالیدند و کف می زدند و به افتخار آن می رقصیدند، بلکه پیلوت شان می گفت که با خاک و خون دیدن مردم بعد از فشار دکمه پرتاب بم احساس راحت کرده و لذت می برد، آنگاه حمایت آنان کاملا با حکومت و عسکر وحشی و درنده شان بود، مگر وقتی حکایت بر عقب گشت، طیاره های مملوء از لاش ها و تابوت ها پیهم در فرودگاههای امریکایی نشست کردند، آنگاه که هزاران امریکا برگشتند کسی دستش را از دست داده بود، کسی پایش را و کسی عضو دیگر بدنش را، آنگاه که “دیوانه خانه” های شان مملوء از برگشتگان جنگ افغانستان گردید، آنگاه که برگشتگان، چون به آشامیدن خون بیگناهان عادت کرده بودند، آغاز به کشتن اطفال و اعضای خانوادهء خود کردند، آنگاه بود که پردهء تاریک و سیاه تعصب و جاهلیت قرن بیست یکم بنام دموکراسی و حقوق بشر از چشمان مردم امریکا دور شد و متوجه شدند که اشتباه بزرگی را مرتکب شدند سپس به کوچه ها بر آمده و شعار برگشت درندگان خودرا سر دادند بلکه اکنون نیز عده یی از آنان مصمم بر ادامهء این جنایت اند.

پس بدینگونه آشکار شد که این حمایت بعد از شکست و فروپاشی از دست داده شد نه قبل از آن، و به همین شکل اگر اسباب شکستی را که “والت” ذکر کرده است یک یک به خوانش گیریم در می یابیم که اصل حقیقت همانا نا دیده گرفتن تاریخ افغانستان است و اسباب ذکر شده در نوشتار “والت” همه جزئی بوده و بعد از شکست رونما گردید که در اصل قضیه تاثیر گذار نبوده و یا تاثیر به سزایی نداشته است.

موفق افغان

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x