نظــر

آقای سیاف و ادعای کلانش! – سعد الله بلوچ

امروزه میدان لاف زنی برای هر کاندیداتور ریاست جمهوری افغانستان آزاد است وهرکس ” بامش بیش برفش بیشتر” یعنی هرکس که در این میدان کارزار بتواند چالاکی کند و بیشتر بتواند به مردم وعده های به اصطلاح سر خرمن بدهد به نظر می رسد که بیشتر بتواند موفق بشود به صرف نظر از اینکه ما یقین داریم که رئیس جمهور نام نهاد کابل از قبل تعیین گردیده است واین حقیقت بر افغان های خردمند وعاقل پوشیده نیست.

ولی وقتی انسان به وعدهای این کاندیدها گوش می کند کاملا متحیر می شود که چطور این انسان های غدار به زبان شیرین خود مردم ما را فریب می دهند، ومردم بیسوادی را که از الف بای سیاست چیزی نمی دانند را به سوی خود خوش بین می کنند..

اما این در واقع یک استدراج است که از جانب خداوند متعال به این افراد داده می شود، چنانکه خداوند متعال صفات این ها را در قرآن مجید بیان نموده است:

(وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ (4) المنافقون

ترجمه : ‏
‏هنگامی که ایشان را می‌بینی ، پیکر ، و سیمایشان تو را می‌گیرد و به شگفت می‌آورد ( و به خود می‌گوئی : چه انسانهای باوقار و برازنده‌ای ! ) و هنگامی که به سخن درمی‌آیند ( به علّت حلاوت کلامشان ) به سخنانشان گوش فرا می‌دهی .  ( با وجود این جذبه سیما و گیرائی گفتار ) آنان انگار تخته‌هائی هستند که ( بر دیوار ) تکیه داده شده باشند ( بی‌جان و بی‌ایمان ، هیکلهای توخالی ، درونهای بی‌نور و صفا ، نقشهائی بر در و دیوارها ) . هر فریادی را بر ضدّ خود می‌پندارند و هر آوازی را به زیان خویش ! آنان دشمنان بشمارند و از ایشان برحذر باش . خدایشان بکُشاد ! چگونه ( از حق ) برگردانده می‌شوند ( و منحرف می‌گردند ؟ ! ) .‏

در این میان “بلعام باعورای” افغانستان آقای سیاف که یکی از یازده کاندیدی است که برای رسیدن به کرسی ریاست جمهوری افغانستان در انتخابات سال آینده وارد کارزارهای انتخاباتی شده است وچنان ادعای کلانی می کند که بادران خارجی او تا بحال کمتر چنین ادعایی کرده اند.

آقای سیاف می گوید که اگر به قدرت برسد برنامه های جدی و اساسی برای آوردن امنیت به افغانستان دارد. برنامه هایی که به گفته او اجرای آن سبب خواهد شد مردم ظرف چهار ماه اول حکومتش شاهد تحول چشم گیری در اوضاع امنیتی کشورشان باشند.

او ادعا کرده که می تواند ظرف چهار ماه در افغانستان امنیت بیاورد، غافل از اینکه مردم از کردار او در زمان آشوب های داخلی کاملا آگاه هستند که او در آن وقت نتوانست کاری انجام بدهد…

اما باید اندیشید که چرا این خود فروخته بی دین به خود جرأت داده تا چنین ادعای کلانی بکند؟؟

آیا او به این فکر است که فتوای خود را اگر عملی کند وچند تن از مجاهدین را به چوکه دار ببرد واعدام کند می تواند مردانی را شکست بدهد که خود دنبال آن (شهادت) هستند؟؟

آیا سیاف در چه عصری زندگی می کند که تا بحال معنی فدایی را نفهمیده است .. آیا اوخبر ندارد که فدایی ها از مرگ نمی ترسند بلکه خود به استقبال شهادت می روند و با دوستان خود معانقه ووداع می کنند ومی گویند : موعدنا الجنة!

یا اینکه او به این خیال است کسانی که فدایی ها را به ساحه می آورند افراد پیسه ای هستند که اگر اوبتواند چند تن از این افرادی را که به اصطلاح او گمان می برد اجیر هستند به دار بکشد، دیگر کسی نمی تواند آن ها را به ساحه وهدف نزدیک کند؟؟

صد حیف بر این بیچارۀ مسکین که دم گور است وخیال بافی هایی در ذهن دارد که چشم او را از قبول حقیقت پوشیده است، او اگر کمی تعقل نماید وبه خود زحمت بدهد وبه سیرۀ بسیاری از شهدای افغانستان عزیز در این دههه بنگرد متوجه خواهد شد که فدایی های زیادی بوده اند وپیش مسئولین خود آمده اند برای عملیات فدایی، اما مسئولان آن ها را به عنوان ترتیب کننده گان عملیات برای فدایی های دیگر تعیین نموده اند که از این رو چطور می تواند سیاف وامثال او، فدایی هایی را که خود خواهان شهادت ومرگ هستند از آن بترسانند؟؟

  براستی که راست فرمود پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم که: “حبک الشیء یعمي ویصم”، که حب مال ومنال دنیا این بیچاره را کر وکور کرده است، ونه تنها به راه درست وحق باز نمی گردد؛ بلکه در عوض بیشتر در منجلاب دنیا غرق می شود که خداوند داناتر است از فرجام این شخص.
او که ریاست طلبی او را چنان کر وکور کرده است از کاندیدهای دیگر که برخی از آن ها اصلا در ساحه دینی نبوده اند اما دروغ های شان از دروغ های این پیرمرد مکار که وجهه دینی هم داشته کوچک تر است.

او خودش یقین دارد که در چهار ماه نمی تواند این وعده خود را عملی کند اما بازهم از بی آبی خود در میان مردم اباء ندارد چون ” إذا فاتک الحیاء فاصنع ماشئت” .. حیاء او آن وقت برچیده شد که خارجی ها خانۀ او را تلاشی کردند واو نتوانست کاری بکند..

حیا آن وقت از این شخص برچیده شد که به حکم بادران خارجی خود به سلول های مجاهدین شیر صفتی همچون استاد یاسر – فک الله أسره – میرفت و با تمام بی شرمی به آنها دعوت میداد که بیایید وبا طاغوتها همکاری نمایید..

حیا آن وقت از این شرور برچیده شد که چنان فتوایی را از خود من حیث – به ظاهر – یک عالم دینی صادر کرد که هیچ کس تا بحال چنین اقدامی نکرده است .. بلی؛ او خواستار اعدام جوانان مجاهدی شد که برای دفاع از دین، وطن و ناموس خود در مقابل خارجی های آشغالگر قیام نموده اند…
اما به هر حال مردم باید در دام چنین شیادانی را نیفتند وبدانند که چطور ممکن است این خود فروخته کاری را انجام دهد که باداران خارجی او نتوانستند در طی مدت 12 سال گذشته انجام دهند.
 سعد الله بلوچ

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x