نظــر

شتاب در تهاجم ، تعلّل در فرار !

در سال 2001 م که امریکای جنایت پیشه، علیه مظلومیت ملت رنجدیده افغان، به بهانه واهی مبارزه علیه تروریزم، جنگی تمام عیار براه انداخت و هیچ فرصتی برای تحقیقِ حقیقت، ملاحظه ننمود و از عجله و شتاب کارگرفت ؛ آن زمان دولتمردان وقت امریکا، هرگز فکر نمی کردند که سرانجام، روزی به عاقبت سیاه آن حرکت نامیمون شان گرفتار خواهند شد، آنها، افغانستان را فیصله شده می پنداشتند و اکثریتِ ملت شریف و غیّور افغان را بر تعدادی وطنفروش و افغان نما، قیاس می کردند که جز سمعنا و اطعنا کاری نخواهند داشت، ملت افغان را محتاج، تصور می نمودند

که با اندکی متاعِ پُر زرق و برق خارجی ها ذلیل می شوند و تمام خواسته های نامشروع و سُلطه گرانه آنها را با جان و دل می پذیرند، ملت مومن افغان را زندانی و محبوس می پنداشتند که با تسلط بر خاک آن دیار، این ملت رنجدیده را از قید بندها و رنج ها آزاد و رها می سازند؛ خلاصه بطور قطع، امریکا بدون شناخت کافی از ابعاد کلی زندگی و خصوصیات منحصر به فرد این قوم آزاده، در حمله نظامی بالای سرزمین و ملت افغان، بسیار از عجله و شتاب کار گرفت و با همگام ساختن دیگر قدرت های (ظاهری) جهان، و نیز با همکاری و همیاری همه جانبه چند تن اجیران وطنفروش، افغانستان را به اشغال خود در آوردند و به مشوره غلامان حلقه به گوش خود، دست به هرجنایت و خیانتی که دل شان خواست زدند؛ خانه های بسیاری از افغانهای مظلوم را بمباردمان کردند، انسانهای زیادی، قربانی حمله های وحشیانه و ددمنشانه سربازان و عساکر جنایتکار اشغالگران شدند؛ دلهای بسیاری از وطنداران مظلوم، داغدار گردیده و کوه های غم و اندوه، پُشت سرهم بالای شانه های نحیف و ضعیف ملت رنجدیدهء افغان، انباشته شدند و …

اما، پس از تهاجم غرب به سرکردگی امریکا در افغانستان، اوضاع کُلّا بر خلاف جهت و منظور دشمنان رقم خورد و کاملا برعکس تصور آنها، همه نیرنگ ها و حیله گری های غرب مکار و امریکای حیله گر، نقش برآب شده و افغانستان بر خلاف خواسته و آرزوی دشمنان، به مکانی جز آنچه که آنها، تصور می کردند تبدیل گردید، رویای خوش آمریکا در افغانستان به کابوس وحشتناک مبدل شد، بیشتر از آنچه که گمان کرده بودند جنگ افغانستان ادامه یافت؛ و رفته رفته در خلال این جنگ، بجای افغانستان این امریکا بود که به طرف زوال و نابودی، سقوط و افول، حرکت کرد و فیصله و نابود شد؛ و جز وطنفروشانِ فرصت بین، قاطبهء ملتِ افغان، شریف، غیور، وطندوست، آرمانی، سلحشور و مجاهد به چَشم آمدند که هرگز لحظه ای حضور اشغالگرانه غرب متجاوز را تحمل کرده نمی توانستند، و گاهی بخاطر متاع پُرغرض کفر مکار، کُرنش ننموده و گردن کج نکردند و مردانه وار به همه دالرهای هدفمند دشمنان، باغیرت مثال زدنی پُشت کرده و دنیای پُر زرق و برق خارجی ها را ناچیز و دون، دانسته و به آزادی و استقلال کشور خود بالیده و افتخار می کردند؛ اینجا بود که آمریکا دانست چه غلط بزرگ ، و اشتباه جُبران ناپذیری در مورد افغانستان مرتکب شده و خود را آماده هر نوع شکست و ذلّت نمود؛ آمریکا، اگر بر مظلوم ترین های سرزمین افغانستان، ظالمانه ترین کارهای تاریخی را روا داشت؛ ولی این یک حقیقت روشن است که فرزندان واقعی وطن، و مجاهدین راستین راه عزت و آزادی نیز با حمله های تاکتیکی، منظم، دقیق و به موقع، بالای مواضع خاص دشمنان، در جای جای وطن، چنان ضرباتی کوبنده، بر پیکر فرسوده طاغوت اشغالگر وارد کردند که جبران آنها، برای دشمنان از ناممکنات روزگار گردیده و آنقدر جنازه و نعش، (ازعساکر وحشی صفت) روی دست اشغالگران گذاشتند که سران استکبار خود مستقیم یا غیر مستقیم، به شکست و ذلت فاحش خویش اعتراف نمودند …

و اما امروز که یوم فرار و خروج با ذلت دشمنان، فرارسیده و بیش از یک دهه اشغالگری، امریکا و قوای مشترک بین المللی به هیچ امید شاخص نرسیده و مصارف جانی و مالی که هزینه جنگ افغانستان شده را بالاتر از تحقق اهداف شان می بینند؛ از راه تواضع، صبوری، تعلّل و تاخّر کار می گیرند و دنبال فرصت مناسب و دلیل قناعت بخش و قابل پذیرش همه، می گردند؛ آمریکا، همانطور که برای تهاجم، بهانه ی ساختگی درست نمود؛ در صدد آنست که برای بیرون رفت از بحران افغانستان نیز بهانه داشته باشد و – به اصطلاح – آبرومندانه فرار کند ؛ اما غافل از اینکه، در تعریف کلمه “فرار” آبرو، هیچ مفهومی ندارد و هرقِسمش چه با دلیل و یا بی دلیل، بی آبرویی کامل است ؛ اینکه تبلیغات وسیع، تحت مذاکرات و امضای توافق امنیتی با حکومت دست نشانده براه انداخته جزو همین پروسه فرار آبرومندانه است، اینکه اوباما، در تعداد مشخص عساکر باقیمانده پس از سال 2014 م در افغانستان ، تا این اندازه با مشاورین نظامی و افسران اردوی خود تشکیل جلسه داده و چانه زنی می کند، اینکه مدام می گویند از یک کاندید خاص در انتخابات نام نهاد پیش رو حمایت نمی کنند، اینکه از طریق رسانه ها و مطبوعات جهان به دروغگویی علیه مجاهدین می پردازند و از صُلح پنهانی بین مجاهدین و حکومت اجیر، حرف به میان می آورند، اینکه اسناد حقیقت شکست را از برخی مقامات نظامی خود در افغانستان نادیده می گیرند و دقیقا از واقعیت ها طفره می رود، اینکه مقامات پنتاگون تحت فشار سناتورها از بودجه و مصرف جنگی در افغانستان همواره مورد استیضاح و بازپرسی قرار می گیرند و … همه این موارد، بخشی از حیله های امریکا، جهت دفع شکست در جنگ افغانستان است که خوشبختانه، هیچ یک از موارد فوق تا حال جواب نداده و هرگز در آینده نیز جواب نخواهد داد. ان شاءالله!

و نیز این تعلل در فرار، پس از شتاب در تهاجم، خود دلیلی واضح مبنی بر شکست است که آمریکا نمی خواهد اشتباه 2001م را مرتکب شود ؛ در حالیکه تعلل در 2014 م خود یک اشتباه بزرگ است که امریکا در آینده با مضرات جبران ناپذیر آن مواجه خواهد شد؛ ولی آن وقت دیگر دیر است ؛ مثل آنکه امروز برای جبران اشتباهات دیروز آمریکایی ها بسیار دیر شده است!!!

به امید رسوایی های بیش از پیش امریکا و دشمنان اسلام در افغانستان مظلوم!

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x