عناصر قدرت ملی افغانستان و دسائس ممالک هوژموني

لیکوال

نویسنده : عبدالقادر “ناصری”

افغانستان در نکته مرکزی آسیا قرار دارد؛ که کشور های آسیای شرقی ، مرکزی ، جنوبی و غربی را با هم متوصل کرده است . این سرزمین از سالهای بسیار قبل از میلاد جلب توجه تاریخ نویسان قرار گرفته است .در گذشته ها این سرزمین راه عبوری یا ترانزیتی بوده است که چین را با اروپا وصل می نموده است . بیشترین تهاجمات امپراطورها بالای این سرزمین بوده است که با حاکمیت های مختلف و نام های مختلفی چون ؛ آریانا ، باختر ،کابلستان ، زابلستان و خراسان حکمروایی کرده اند . سرزمین کنونی افغانستان همواره زیر یوغ و تهاجم دشمنان قرار گرفته است اما پایمردی و شجاعت ملت افغانستان سبب شده است تا جهاد نمایند و آزادی خویش را به زور شمشیر و خون بدست آرند .

با این تعریف درميابيم ؛ که مقام و منزلت خاک افغانستان برای تماماً جهانيان از يک جایگاه ویژه برخوردار بوده است که از همان گذشته های بسیار دور آنها به فکر هوژمون سرزمین افغانستان بوده اند . در ذیل عناصری قدرت ملی افغانستان را به مطالعه میگیریم ؛که به کدام دلیل افغانستان ازاهمیت زیاد برای قدرت های بین المللی برخوردار است :

1_ جغرافیا : افغانستان نکته وصل کشورهای آسيايست . این سرزمین یک موقعیت ژئواستراتژیک برای تمام قدرت هاست که قدرت ها به شیوه آسان تر از این طریق به اهداف خویش نائل شده میتوانند . عناصر جغرافیایی افغانستان را در ذیل به بحث میگیریم :

1_ اندازه یا Size کشور :

از لحاظ مساحت افغانستان دارای 652,864 کیلومتر مساحت است؛ که با این مساحت کشور های جهان میتوانند که موقعیت ها و پایگاه های بسیار کوچک را در تمام ناحیه های شمالی و جنوبی بسازند و در مقابل رقیب خویش قدرت نمایی نماید، زیرا کشور های قدرتمند همواره سرزمین های را در تحت هوژمون خویش در آورده اند که دارای مساحت کوچک و متوسط بوده اند و با اشغال چنین کشورها ،کشورهای استعمار گر به نحوه درست تماماً تسهیلات را برای قطعات اردوی خویش برآورده کرده میتوانند .

2_ توپوگرافی (Topography) :

بزرگترین نقش جغرافیایی یک کشور در توپوگرافی آن نهفته است که یک کشور را با تماماً ساحات طبیعی آن نشان میدهد . 3/4 حصه افغانستان را کوه های سربه فلک تشکیل میدهد که از لحاظ دید نظامی ارزش والای دارد زیرا کوهها برای موقعیت های نظامي از ارزش زیادی برخوردار اند و در حین جنگ قدرت ها به شیوه و تکنیک درست میتوانند از قله های بلند، کشورهای همجوار و همردیف خویش را مورد حمله قرار دهند .

_ دریا ها رول مهمی ؛سیاسی ، اقتصادی و نظامی را برای قدرت های استعمارگر بازی مینماید که از این لحاظ افغانستان مورد مفیدیت کشورهای استعمارگر واقع شده است . با موجود بودن دریاهای سرشار افغانستان قدرت های استعمارگر از لحاظ اقتصادی و حیاتی میتوانند به شیوه درست دریاها را تحت کنترول خویش داشته باشند .

به واسطه دریاها بندهای برق بادی را میسازند تا پایگاه های خویش را روشن بگذارند و جلو حملات دشمن را بگیرند ، از سوی دیگر راه ترانزیتی یا بندرگاه های آبی را در تحت تسلط خویش قرار میدهند . پست ترین نکته افغانستان آمو دريا ست که با این طرز دید برای استعمارگران نقش عمده را ایفا می نماید و آنها به واسطه هندوکش میتوانند مناطق پست را به شیوه بهتر اداره نمایند ، که در تاریخ نیز شاهد آن بوده ایم .

3_ اقلیم :

طبیعت افغانستان به خاطر بلندی‌های سر به فلک کشیده و رودخانه‌هایی که از آن سرچشمه می‌گیرد، زیباست و تنوع آب و هوا در آن مشهور است. زمستانهایش بسیار سرد (تا 20 درجه زیر صفر) و تابستانهایش بسیار گرم (تا 40 درجه بالای صفر) است.

آب و هوا از یک ولسوالي به ولسوالي دیگر و از یک شهر به شهر دیگر تفاوت دارد. بارندگی نیز در نقاط گوناگون، متفاوت است . در مناطق مرکزی به علت وجود بلندی‌ها و بارندگی بیشتر، هوا از ناحیه‌های دیگر سردتر است ولی در مناطق جنوبی و غربی به علت کمی بارندگی هوا گرم‌تر بوده و دارای تابستان‌های گرم و خشک و زمستان‌های معتدل‌تر است ، از این لحاظ برای کشور های استعمارگر نقش اقلیم افغانستان بیشتر است زیرا در حالات اضطراري جنگ، آنها در فصل زمستان میتوانند به ناحیه های جنوبی بروند و دستگاه های نظامی خویش را فعال کنند و در تابستان ها به شمال نیروهای خویش را بکشانند . این مسئله را تاریخ نیز ثابت ساخته است که بیشترین قطعات کشورهای رقیب در جنگ در اثر شدت گرمی ، تشنگی و در اثر سردی بیش از حد جان خویش را ازدست داده اند .

4_ منابع طبیعی :

افغانستان با داشتن منابع سرشار طبیعی در لیست سرمایه دار ترین کشورهای جهان قرار دارد و با این وضع کشورهای بزرگ جهان کوشش میکنند تا افغانستان را در تسخیر خویش قرار دهند . در دوره جهاد بیشترین فرماندهان مجاهدین با استخراج معادن طلا، نقره و زمرد امرار جهاد مینودند و در بدل فروش آنها پول جنگ را بدست میآوردند، و از طرف دیگر طالبان و القاعده مناطق جنوب غربی چون ؛ کندهار و هلمند را در تحت تسخیر خویش داشتند چونکه ذخایر نفتی در آن مناطق بیشتر است . بناً بیشترین تمرکز کشورهای استعمارگر برای استخراج منابع نفتی و منابع معدنی در افغانستان است، زیرا آنها به این باور اند که افغانستان سرزمینی ست که میتواند بیشترین احتياجات دول جهان را مرفوع سازد .

4_ موقعیت (Location) :

دیپلماسی و استراتيژي جنگ تاثیرگذار بالای موقعیت یک کشور است .با این دیدگاه افغانستان موقعیتی ست که چهاراهي بازرگانی را در آسیای مرکزی باز کرده است بناً در هر حالت ،این کشور میتواند جهت ثبات منطقوی در دیپلماسی و استراتيژي جنگ رول داشته باشد .

5_ مرز های ملی (National boundaries) :

مرز های ملی دو نوع اند که عبارتند از ؛مرز های طبیعی اند که عبارتند از کوه ها و دریا ها میباشند و دیگر مرزهای مصنوعی میباشند که توسط کشور ها ساخته میشوند و با این وضع افغانستان کشوریست که بزرگترین مرز را با پاکستان دارد؛ اما با تجزيه مناطق پشتونستان (1893) م – از جغرافیای افغانستان تا هنوز هم جنجال ها و کشمکش ها میان افغانستان و پاکستان حل نگردیده است . به این اساس کشور های استعمار گر نیز از این وضع سود ميبرند و در مناطق مرزی دو کشور ؛گروه های تروریستی را برای ویرانی دو کشور میسازند .

6_ جمعیت (Population) :

در قرن بیستم بدون شک که تراکم بلند نفوس رول مهم را در قدرت ملی کشور ایفا مینماید . جمعیت افغانستان با شمار مهاجرین این کشور در خارج از خاک آن در حدود 32 میلیون نفر تخمین زده شده‌است. با این حال با بلند بودن نفوس و یا جمعیت در یک کشور ، کشور میتواند به پیمانه بیش از حد پیشرفت کند و از سوی دیگر کشور ها با داشتن نفوس زیاد بیشترین نفوس خویش را در ارگان های نظامی استخدام می نمایند تا تحرکات وسیع را در برابر هم رقیبان خویش داشته باشند . اما با تاسف در افغانستان قطعات اردو بیشتر از 300,000 است که بیشتر آن را جوانان تشکیل میدهند که در خط جبهات جنگ شهید میشوند و این نیز پلان های کشورهای استعمار گر است که نمی گذارد نفوس و یا نیروی فعال بشری در افغانستان پیشرفت کند . يا برای آنها راه فرار را میسازند و یا آنها را در جبهات جنگ به شهادت می رساند؛ تا مبادا نفوس افغانستان رشد نماید و ایشان خود امنیت خویش را تامين کنند.

همچنان از دید قومی نیز نفوس افغانستان را به بهانه های مختلف تقسیم کرده و به اساس احصايه گیری غلط مردمان قومی را چنین نظریه داده اند ؛که شما اکثریت هستید و دیگران اقلیت و باید هر یک از شما حکومت نمایید ؛ حالانکه چنین نیست !

7_ تکنالوژي ( Technology) :

تکنالوژي که رول مهم را ایفا مینماید و امروزه افغانستان همانند سایر جهان در تکنالوژي پیشقدم است اما باز هم قدرت های استعماری با استفاده از آدرس های سایتی جنگ های قومی را دامن ميزنند و نمی گذارند که افغان ها از تکنالوژي به شیوه خوب آن استفاده کنند . امروزه تکنالوژي رول مهم را در سیاست خارجی (Foreign policy) ایفا مینماید و به واسطه تکنالوژي ستلايت های ماهواره ای ست که برای حفظ امنیت کشور به کار میرود که کشور ما افغانستان چنین تکنولوژی ها را در اختیار ندارد و کشور های استعمارگر نیز چنین وسایل را برای افغانها فراهم نمی نمایند غیر از ويبسايت های انترنتي که همه را به جان هم می ندازند .

آمادگی نظامی (military preparedness ) :

آمادگی نظامی نیاز به یک تشکیلات نظامی قادر به حمایت از سیاست های خارجی را به دنبال دارد. عوامل قابل توجه برای آمادگی نظامی در شرح ذیل اند .

1_ تکنولوژی جنگی (War technology) :

تکنولوژی جنگی که نشان دهنده قدرت ملی يک کشور است اما متاسفانه افغانستان بی بهره از چنین تکنولوژی میباشد و کشور های استعمارگر با وعده های بسیار بزرگشان تا حالا این تکنولوژی را برای افغانستان تحویل نکرده است و همواره دولت افغانستان را فریب میدهند، اما آنها برعکس، کشورهای همجوار افغانستان را در عرصه تکنولوژی نظامی بیشتر حمایت می نمایند که این سياست جزي سیاست به هدف رسیدن شان است .

2_ رهبریت (Leadership) :

رهبری نظامی شخصی است که از منابع بدست داشته در جنگ بصورت درست بر علیه دشمن استفاده میکند . پیروزی و شکست در جنگ با رهبر آن مرتبط است ؛ مگر افغانستان بی بهره از چنین رهبران نظامی کارکشته است . در سابق رهبران نظامی زیادی وجود داشت که با استراتيژي های جنگی شان کشورهای منطقه و جهان را به لرزه می انداخت اما حالا چنان که بود نیست . کشورهای استعمارگر کوشش میکنند تا دولت افغانستان بی بهره از چنین نظاميان جنگی باشند .

3_ جاسوسی (Espionage) :

امروزه موفقیت نظامی بستگی به جاسوسی دارد . و بواسطه جاسوسی تعقیب ساحات تروریستی و موقعیت های تروريستان زودتر شناسایی میشود . رادار و ماهواره مصنوعی نقش مهمی را در این زمینه ایفا کرده اند، مگر متاسفانه افغانستان بی بهره از بعضی حالات و تسهیلات استخباراتي میباشد که نمیتوانند موقعیت ها و پلان دشمن را شناسایی و خنثی نمایند .

4_ کیفیت نیروهای مسلح (Quality of armed forces) :

قدرت نظامی وابسته به کیفیت و کمیت قطعات نظامي و مهمات نظامی میباشد . سلاح های توسعه یافته مدرن کشور را به یک پیروزی بزرگ میانجامد . به طور مثال پیروزی کشور اسرائیل بر کشورهای عربي یک مثال واضح آن می باشد . اما افغانستان بی بهره از سلاح های مدرن است که همین سبب شده است که هر کشور بر علیه حاکمیت، قلمرو و ثبات افغانستان هجوم بیاورد .

5_ آيديالوژي (Ideology ) :

آيديالوژي رول مهم را در ساختار قدرت ملی دارد اما کشور های استعمارگر با دادن اندیشه های غلط و تقسیم احزاب مختلف در افغانستان اندیشه واحد افغانها را از بين برده اند .

6_ روحیه ملی (National Morale) :

روحیه ملی از جنبه های مهم قدرت ملی است ، در صورت عدم وجود آن ، عواملی دیگری کار نخواهد کرد . در صورت موجود بودن روحیه ملی کشور در هر صورت پیشرفت میکند اما اگر روحیه ملی وجود نداشته باشد جنگ از قبل گسترش میاید و ملت پای به فرار از کشور میگذارند که چنین حالت در افغانستان جریان دارد .

7_ کیفیت رهبری (Quality of leadership) :

رهبری مهم ترین عنصر قدرت ملی است . بدون رهبری مردم نميتوانند که کشور را تشکیل دهند و یا بسازند . فراز و نشیب در تاریخ یک کشور را میتوان به رهبری آن ربط داد . یک رهبر باید قادر به اجرای دیپلماسی موفق باشد تا بتوانند هشدار های جهانی را به صورت خوب خنثی سازد و موزانه را در میان ابرقدرت ها برقرار کند . یک ملت ضعیف و توسعه نیافته میتواند به یک کشور قدرتمند تحت رهبری یک رهبر خلاق ساخته شود . مگر در افغانستان رهبران کشور توسط رهبران استعمارگر تعین میشوند که این مسئله نشاندهنده آنست که افغانستان بی بهره از استقلاليت سیاسی ست .

.8_ کیفیت دیپلماسی (Quality of diplomacy) :

یکی دیگر از عوامل موثر قدرت ملی کیفیت دیپلماسی است . دیپلماسی یا روابط دیپلماتیک به دانش ارتباط میان سیاست‌مداران و سران کشورهای جهان گفته‌می‌شود.به مقام‌های رسمی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی یک کشور نزد کشور و یا سازمان بین‌المللی پذیرنده «دیپلمات» می‌گویند. در فرهنگ روابط دیپلماتیک، عالی‌ترین مقام سیاسی در نزد کشور میزبان را «سفیر» می‌نامند. بناً بر این تعریف در وزارت خارجه افغانستان اشخاصی اند که در حقیقت در طبابت، انجنيري، دارلمعلمين و غیر رشته ها تحصیل نموده اند و امروزه منحیث دیپلمات و سفیر به نمایندگی از وزارت خارجه افغانستان به کشور های دیگر تعین شده اند که نه از تشریفات دیپلماتیک آگاهی دارند و نه از رسم و برخورد بین المللی . بناً بر تعاریف قدرت ملی دریافتیم که افغانستان دارای یک مشکل نبوده بلکه از ریشه دارای مشکلات کلی ست که با این حال نمیتوان افغانستان را به شیوه اساسی آن که امروز جهان پیشرفت کرده است ساخت . ضرورت مبرم ما نظام سازی در محدوده ديکتاتوريست . دیکتاتوري که در سیاست خارجی آن دارای موازنه شرق و غرب باشد اما در سیاست داخلی فشار، زور بالای رهبران و قومندانان محلی باشد تا دست اینها را از قدرت دور و قدرت مرکزی را قویتر گرداند ؛ و آنگاه ست که افغانستان پیشرفت مینماید .



یادونه: په نن ټکی اسیا کې لیکنې یوازې د لیکوال خپل نظر څرګندوي، د ادارې توافق ورسره شرط نه دی. که تاسو غواړئ نن ټکي اسیا کې مو لیکنه خپره شي، اړیکه راسره ونیسئ. مننه

تبصره وکړه

ستاسو ایمیل ادرس به هیڅ کله نشر نه شي.