نظــر

بریژینسکی رفت؛ ولی ما در حلقۀ بحرانش گیر مانده ایم

به بهانۀ درگذشت زبیگنیو بریژینسکی:

عبدالکریم خُرم
در اوج جنگ سرد و در جریان سالهای گرم جهاد اصطلاح “کمر بند سبز” را برای بار اول از مرحوم صدیق سلجوقی رئیس بخش سیاسی محاذ ملی شنیدم. موصوف وقتی دانست من با حزب اسلامی رابطه دارم برایم گفت “او جوان چه میکنی اخوانی شدی، اینها ضد امریکا نیستند، در امریکا یک نظریه است که میخواهند امپراطوری سرخ شوروی را توسط کمربند سبز گروه های تندرو اسلامی محاصره کنند و به همین دلیل به ما ملی گراها کمک نمی کنند”
این حرفها برایم نو و تکان دهنده بود و ذهنم را تحریک کرد.

سالها یکی پی دیگری سپری شدند. در سال 2013 در اوج تنش ها بین حامد کرزی رئیس جمهور وقت و ادارۀ رئیس جمهور اوباما، ما به دعوت موصوف به ایالات متحدۀ امریکا سفر کردیم.

شام نهم جنوری در یکی از صالونهای “بلیرهاوس” جایی که برای بودوباش ما در نظر گرفته شده بود و از قصر سفید چندان فاصله نداشت یک مهمانی از جانب حکومت امریکا ترتیب یافت. به این ضیافت شخصیت های با نفوذ سیاسی و فکری امریکا فراخوانده شده بودند. در آن روزها انتقادهای حامد کرزی از امریکا شدت یافته بود و ادارۀ اوباما هر حربه یی را که به کار گرفت نتوانست نظر مساعد رئیس جمهور افغانستان را نسبت به قرارداد امنیتی جلب کند.

در ضیافت بلیرهاوس، امریکا کوشش کرد نوعی بحث انتلکتویل را بین نخبه های سیاسی و ستراتیژیک خود با رئیس جمهور “یاغی” افغانستان براه اندازد.

آنانی که از جانب امریکا در ضیافت حضور داشتند و در یادداشتهای من نامهای شان موجود است عبارت بودند از سناتور لیبرمن، داکتر خلیلزاد، جنرال بارنو، بریژینسکی، سفیر راین کراکر، نمایندۀ سی آی ای در کابل، جان پدیستا… از جانب افغانی داکتر زلمی رسول، داکتر سپنتا، بسم الله خان وزیر دفاع، داکتر اشرف غنی، صلاح الدین ربانی، داکتر زاخیلوال، حمیرا اعتمادی، اکلیل حکیمی و من.

وقتی پشت میز نان نشستیم، براساس یادداشتهای من، بعد از تشریفات معمول حامد کرزی اولین سوال را متوجه زبیگنیو بریژینسکی ساخته پرسید: “آقای بریژینسکی جزئیات تیوری کمر بند سبز شما چگونه بود؟”

بریژینسکی: کدام تیورِی؟

حامد کرزی: تیوری ایکه اتحاد شوروی باید توسط اسلام رادیکال محاصره میشد.

بریژینسکی: من آن تیوری را کمر بند سبز نه؛ بلکه تیوری حلقۀ بحران نامیده بودم.

بحث ها ادامه یافت و در جریان آن بریژینسکی دربارۀ روسیه، چین و وحدت ملی افغانستان هم سوالاتی مطرح نمود و هم نظریات خودش را ارائه کرد.

چند سال بعد از ضیافت بلیرهاوس نشریۀ “لوموند دیپلوماتیک” در رابطه با حملۀ تروریستی پاریس در یک مصاحبه از بریژینسکی پرسید آیا وی احساس ناراحتی و پشیمانی نمی کند که نتیجۀ عملی شدن نظریاتش مبنی بر حمایت از رادیکالیزم اسلامی باعث ایجاد گروه داعش و قتل و قتالش گردید؟ بریژینسکی جواب داد خطری که از موجودیت اتحاد جماهیر شوروی متوجه بود به مراتب بیشتر از خطر گروه های تندرو اسلامیست. وی افزود که درین رابطه هیچگونه احساس پشیمانی ندارد.

جهاد مردم افغانستان علیه رژیم کمونیست و اشغال اتحاد شوروی حماسۀ عصر حاضر است. مردم افغانستان با همت بلند از ارزش های دینی و خاک خود با جانفشانی و قربانی بی نظیر دفاع کردند؛ اما همین جهاد از جانب نظریه پردازان امریکایی که میخواستند افغانستان را به ویتنام شوروی تبدیل نمایند به حیث یک وسیله به کار گرفته شد و بالآخره به فاجعه منتهی گردید.
تقویت تندروی در اسلام که اکنون تا تولد داعش رسیده است از جانب ایالات متحدۀ امریکا بحیث یکی از حلقه های زنجیر بحران بکار گرفته میشود که باید رقبایش را با آن در هم بپیچد.

بریژینسکی در یکی از کتابهایش که بعد از سقوط اتحاد جماهیر شوروی در سال 1997 تحت عنوان “تختۀ بزرگ شطرنج” نوشته است (ترجمۀ متن فرانسوی آن) ارو-آسیا را آن تختۀ شطرنج خوانده که امریکا بر سر آن با بقیۀ جهان مجبور است بازی کند.

افغانستان در جنوب این تخته قرار دارد و در نظریات بریژینسکی این منطقه برای تمامی بازیگران شطرنج بسیار زیاد مهم است و از خصوصیاتش اینست که منابع زیرزمینی بسیار غنی دارد و انارشی سیاسی برآن حاکم است.

بریژینسکی بعد از سقوط اتحاد شوروی، ایالات متحدۀ امریکا را بزرگترین قدرت جهانی میداند که بصورت بی سابقه یکه تاز میدان است و باید هژمونی اش را نگهدارد؛ اما بریژینسکی در جای دیگری از کتابش میگوید که نظام دیموکراسی در ایجاد انگیزه در بین افراد برای قربانی دادن به حفظ هژمونی ناتوان است.

درینجاست که تیوری حلقۀ بحران باعث تولد دادن به تحریک طالبان، القاعده، حرکت های مختلف تندرو تکفیری در نقاط مختلف جهان، بوجود آمدن داعش و بالآخره بحران در یوکراین و بحر جنوب چین میگردد، چیزی که امریکا به آن نام تروریزم داده است.

تروریزم و مبارزه با تروریزم همان انرژی ایجاد شده توسط نظریه پردازان امریکایی است که انگیزه ایرا ایجاد می کند که دیموکراسی نمیتواند ایجاد کند. این انرژی در کارخانه های استخبارات امریکا تولید میگردد.

ما افغانها، همۀ مسلمانان و در مجموع همۀ دنیا در آتشی می سوزیم که تیوری حلقۀ بحران بریژینسکی آنرا شعله ور ساخته است تا امریکا بتواند بوسیلۀ آن رقبای ستراتیژیکش را بروی تختۀ بزرگ شطرنج از پا درآورده، شکست بدهد.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x