fbpx

د ټیګونو ارشیف : مادر

او یک مادر بود!

نوشته: داکتر عبدالباسط امل همه با صدای کسیکه خسته از زندگی باشد، به تنگ آمده باشد و گریه کرده باشد؛ آشنا هستیم. این صدا راحت شناخته می شود، صدایست که از عمق یک فاجعه و درد می باشد. ساعت ۷ صبح بود، در موتر بودم، هنوز دو نفر کم بود تا موتر راه بیفتد. خانمی جلو شیشه آمده و با ...

نور ولوله »

مادر: شمیا غفوری

پوهندوی شمیا غفوری در این سروده شما عاطفۀ یک دختر پانزده ساله را نسبت به مادرش احساس می نمائید. چه وقت های زیبای بود که اکثراً تشویش های فرزندان فقط رقابت های مکتب و مسابقه در دوست داشتن مادر و پدر بود. به یاد آن روز ها این احساسم را بار دیگر در پای مادر بزرگوارم که برایم همیشه بهترین ...

نور ولوله »